ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

دردهای ناتمام قزل‌آلان


دردهای ناتمام یک دیوار گفت وگوی «مسئله» با دکتر جبرئیل نوکنده / ستاره حجتی اراده‌ای برای جهانی شدن قزل‌آلان در گلستان وجود ندارد لید: دکتر جبرئیل نوکنده باستان شناس و کاوش‌گری که نزدیک به 15 سال بر دیوار تاریخی گرگان پژوهش کرده و مدت ها به عنوان مسئول پایگاه دیوار بزرگ در گلستان فعالیت می‌کرد، او معتقد است با وضعیت فعلی، ثبت جهانی دیوار تاریخی گرگان در سازمان یونسکو حداقل تا سال 2018 عملی نخواهد شد و مهم‌ترین مانع تحقق این رخداد مهم، فقدان پلان مدیریتی و حفاظتی است. شاید وقتی اریک اشمیت، عکاس آمریکایی، در سال 1316 بر فراز دریای آبی خزر پرواز می‌کرد، زمانی که چشمش به خط سرخی افتاد که از کرانه‌های خزر تا کوه‌های گلی‌داغ امتداد داشت، نمی‌دانست که این سرخی،بعدها نام «قزل‌آلان» یا مار سرخ را به خودش می‌گیرد. اشمیت شاید حتی تصورش را هم نمی‌کرد که تصاویر هوایی‌اش روزی مهم‌ترین اسناد برای کاوش یکی...
ادامه خواندن

پرونده شخصيت/ شاهرخ مسکوب


مرگ و نسبيت در مقدمه اي بر رستم و اسفنديار درباره کتاب مقدمه اي بر رستم و اسفنديار/ تنها امر مطلق در کتاب مسکوب همانا مرگ است که از آن گريزي نيست و تمامي امور نسبي حول آن شکل ميگيرند مهدي سبز مفهوم مرگ انديشه اي بنيادي بود در سير تفکر شاهرخ مسکوب، «ماهي سياه ريزهاي که در جوي تاريک رگها تنش را دور ميزد» و در پايان نيز به واسطه همين خوني که در جوي تاريک رگانش بود، همفسر مرگ شد. آلفرد شوتسِ فيلسوف، مرگ را «دلواپسي اصلي» ناميده است اما اين به آن معنا نيست که آگاهي از مرگ، همواره در ضمير ما وجود دارد. بيشتر مردم با غرق شدن در کارها و مشغول شدن با مشغوليتهاي روزمره آن را فراموش ميکنند. براي مسکوب اما، مشغوليت روزمره همين مرگ بود و مطلق بودن آن، ضميري انباشته از اين آگاهي و جدالي دائمي ميان او و شاهنامه اي که...
ادامه خواندن

در بزرگداشت جیان‌روبرتو اسکارچیا


ایران‌شناس ایتالیایی فرید قاسملو* بیست و چهارم تیرماه 1397 برابر با اول جولای 2018 جیان‌روبرتو اسکارچیا، ایران‌شناس پرکار و یکی از دوستداران فرهنگ ایرانی در رُم چشم از جهان فروبست. او متولد 11 مارس 1933 / 20 اسفند 1311 در رُم و شاگرد آلساندرو بوسانی دیگر ایران‌شناس ایتالیایی بود و ایران را از طریق بوسانی شناخت. نخستین تحصیلات عالی استاد اسکارچیا در شهر رُم و در رشتۀ حقوق بود. او در 1955 / 1334 در این رشته از دانشگاه «ساپینزا» کارشناسی خود را گرفت؛ اما به‌تدریج با شرق و از آن میان با ایران آشنا شد و تحت تأثیر بوسانی مطالعات خود را بر ایران و اسلام متمرکز کرد. او در 1970 /1349 در همین دانشگاه نخستین درس‌های خود را دربارۀ ایران و تمدن اسلامی ارائه داد. پیش از آن استاد اسکارچیا با استفاده از بورس دولت ایران سفری به ایران کرد و در دانشگاه تهران به فراگیری زبان فارسی...
ادامه خواندن

در مالي، جنگ هيچ چيز را حل نکرده است


نوشته فرستاده ويژه ما رمي کارايول* *روزنامه‌نگار ترجمه: عبدالوهاب فخرياسري مهاجرين آفريقائي با گذار از مديترانه به بهاي جانشان، اتحاديه اروپا را در مقبل ارزش هاي اعلام شده اش يه چالش مي کشند. آنها از فقر مي گريزند و همچنين از بي ثباتي که تمام منطقه ساحل را علي رغم همکاري هاي نظامي منطقه اي در بر گرفته است. در مالي، که انتخابات رياست جمهوري در آن در آخر ماه ژوئيه برگزار مي شود، از هم پاشيدگي دولت به نفع گروه هاي جهادگرا تمام مي شود. در کونا، در نزديکي موپتي در مرکز مالي، شب فرارسيده و سر و کله ده‌ها نفر با جليقه‌هاي زرد رنگ و شلوارهايي با جيب‌هاي فراوان در برابر کاخ جوانان پيدا مي‌شود. سپس به گروه‌هاي هشت نه نفره تقسيم شده‌و هر کدام تاکي-‌واکي، چوب و قمه‌اي در دست مي‌گيرند. بعد از يکديگر جدا شده و، تا روشن شدن هوا، به گشت‌زني با موتوسيکلت در خيابان‌هاي...
ادامه خواندن

رفتار متفاوت شاعر

ژيلا مشيري
پژوهشگر مردمشناسي و منتقد
واهه با بهره‌گیری از واژه‌ها و ترکیبات ملموس به خواننده این امکان را می‌دهد که با او ارتباطی نزدیک برقرار کند. او به موقع از تضادها استفاده می‌کند.
و شیطان فریاد زد. خدا شروع شاعرانگی واهه برای من بود. با واهه آرمن و اشعارش از طریق دوست و همکار گرامی‌ام افشین نادری آشنا شدم. کتاب واهه را در دست داشت و می‌خواند و تعریف می‌کرد. همیشه شعر را دوست داشتم. آن روز کتاب را از افشین امانت گرفتم و به دنیای شعر واهه قدم گذاشتم. دنیای شعر واهه برای من متفاوت بود. دنیای پر از پارادوکس، ایمان، عشق و باور... بعد از دیدار با او واهه برای من یک دوست همیشگی باقی ماند.
درباره‌ی اشعار واهه می‌توان از موضوعات مختلفی که در شعر او جریان دارند، صحبت کرد. زبان در شعر، نخستین نشانه‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود. خیال، اندیشه، عاطفه و موسیقی عناصری هستند که ذهن شاعر در فرآیندی ناخودآگاه و به تعبیری الهامی به ساحت زبان احضار می‌کند و بدین‌ترتیب تصاویر جان می‌گیرند و سایه‌هایشان بر دیواره‌ی ذهن هر مخاطب به شکلی منعکس می‌شود. این انعکاس خارج از دخل و تصرف شاعر صورت می‌گیرد و به عبارتی در ذهن هر مخاطب تجسم خاص خود را می‌یابد و هرکس از آن به شکلی یا شیئی تعبیر می‌کند. زبان شعر واهه به دور از پیچیدگی بر جان مخاطب می‌نشیند و با او سخن می‌گوید. از آن‌جا که شعر یک هنر زبانی محسوب می‌شود، تنها، هنرمندی خلاق می‌تواند دست به اکتشاف بزند وخالق زیبایی‌هایی باشد که با واژگان جذب مخاطب کند و بدون شک این هنر نیاز به ممارست و سال‌ها مطالعه دارد. تنها با این تلاش می‌توان شاعری را از نظر کیفی شاعر دانست و برای اثر او تاریخ مصرف تعیین نکرد.
خلق تصاویر عینی و بکر، نتیجه‌ی خوب دیدن و عمق بخشیدن به آن است. شاعر اما با خلق این تصاویر معنا را از حالتی تک‌بعدی به سمت تکثرگرایی می‌برد. شعر با زبانی ساده، سبب کشف همان لایه‌های پنهان جذاب و قابل‌تأمل می‌شود؛ که به‌وسیله‌ی نماد یا نشانه، استعاره، هم‌نشینی یا جا نشینی، تخیل و کنایه به وجود می‌آیند. درواقع بارزترین تکنیکی که باید در کارهای سپید کوتاه و به طور کلی در شعرهای کوتاه اجرا شود ایجاز است. و زمانی این ایجاز موفق عمل می‌کند که در اجرا و پس از آن مخاطب را با دنیایی بزرگ‌تر از شمارگان کلمات آن متن روبه‌رو کند. آرمن کاملا به این مسئله وقوف دارد و در تمام مجموعه شعرهاش سعی کرده است از ایجاز استفاده کند.
مبالغه‌های شاعرانه از شگردهای متداول شاعران است اما آن‌چه باعث تشخص یک مبالغه می شود، بکر و نوآورانه بودن آن است، که آرمن سعی بر انجام آن دارد. اما آ‌‌ن‌چه که در مجموعه اشعار و کتاب‌ها شعر واهه بسامد بالایی دارد؛ شعرهایی است که او در آن ها دغدغه‌ی جهانی دارد و می‌کوشد موضوعاتی را به چالش بکشاند که در مرزهای اقلیمی نمی‌گنجند. موضوعاتی مثل عشق، دروغ، جنگ ، صلح، آزادی و رویاهایی که در گذشته تاریخی یک سرزمین گاه به حسرت‌های تلخ و گاه به پیروزی‌های نوستالژیکی تبدیل شده‌اند. واهه با بهره‌گیری از واژه‌ها و ترکیبات ملموس به خواننده این امکان را می‌دهد که با او ارتباطی نزدیک برقرار کند. او به موقع از تضادها استفاده می‌کند. اصولا یکی از خصوصیات بارز اشعار واهه استفاده از پارادوکس و تضاد در آن‌هاست. او آن قدر راحت تضادها را در کنار هم قرار می‌دهد که گاه از این همه مهارت او در انتخاب کلمات متعجب می‌شویم. شیطان، خدا؛ سپیدی، سیاهی؛ صلح،جنگ از واژه‌هایی هستند که او زیبا و با مهارت شاعرانگی خود استفاده می‌کند. در اشعار او بارها و بارها با این تضادها برخورد می‌کنیم.
باید پذیرفت بخشی از شعر معاصر مرهون تلاش شاعرانی است که در آثار خود در جهت اعتلای فرهنگ ایرانی تلاشی بی‌دریغ داشته‌اند. در کنار پارادوکس‌هایی که شاعر با مهارتی خاص از آن ها استفاده می‌کند، در شعر واهه به اصطلاحات و فولکلور ایرانی نیز بر می‌خوریم ،چیزی که شاید ما در شعر نو و سپید کم دیده‌ایم که استفاده شود. مثل‌هایی چون جای سوزن انداختن نیست و یا فرهنگ ریختن آب پشت مسافر و اشاره به کوبه‌ی مردانه (در شعر پس از عبور درناها) و بسیاری دیگر (که به ذهنم نمی‌آید). همان‌طور که ذکر شد؛ عنصرِساختاري شعر کلمه و يا در طيف وسيع‌تر زبان است، اما آن‌چه که شعري را از منظر محتوا ماندگار و جاودانه مي‌سازد، عناصر ديگري است که در رأس همه‌ي آن‌ها انسان قرار مي‌گيرد و لذا اگر بپذيريم که عنصر اصلي در شعر انسان است، پس حضور عناصري همچون عشق، مرگ، زندگی و کلا فرهنگ انسانی مي‌توانند به شعريت يک شعر جلا بخشند، که متأسفانه در سال‌هاي گذشته بخشي از شعر ما از اين عناصر تهي شده است و به نظر مي‌رسد که همين نگاه باعث به انزوا رفتن شعر در جامعه شده است. در اين وضعيت مواجهه با شعري خلاف عادت جريان‌هاي روز که اساس آن بر مبناي عنصر انساني و فرهنگ سنتی شکل گرفته باشد، غافل‌گيرکننده به نظر
مي‌رسد. واهه را می‌توان شاعر تصویرهای مجرد ، محتواگرا و شاعر ابهام‌های ساده با روحیه‌ی آرام و ذهن و زبان نرم دانست. شاعری که سازش آشکار با کلمه دارد. کلمات مانوس که الفتی دیرینه با شاعر دارد.

این مطلب در چارچوب همکاری مشترک انسان شناسی و فرهنگ و مجله آزما منتشر می شود

ادامه خواندن
برچسب ها: