ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

ورودی تخلفات مجلس شورای ملی (قسمت پنجم؛ پایانی)

پژوهشهای فرهنگی مدرن در ایران
تأملی بر ورودی تخلفات مجلس و تقلبات انتخاباتی در حکومت مشروطه و حکومت رضا شاه

وانگهی یحیی دولت آبادی نیز به فساد و تقلباتی اشاره می‌کند که از دوره چهارم مجلس یعنی زمانی که وثوق الدوله نخست وزیرِ وقت بود ، پایه گذاری شد . وی (وثوق الدوله)  همان کسی است که پنهان از دولت و مجلس ایران با دولت بریتانیا وارد مذاکره شد و  تلاش کرد قرارداد 1919 را که در جهت منافع بریتانیا بود ، به ایران تحمیل کند. این قرارداد از آنجا که بدون آنکه به تصویب مجلس برسد ، وثوق الدوله سعی در اجرا و عملی کردنش داشت ، تا آنزمان ، به منزله عمده ترین تخلف و تقلب مجلس به شمار می آمد. هر چند که از آن پس ، تخلفات و تقلبات چنانچه در مجلس پنجم و ششم شاهد بودیم ، با روشی دیگر ، قانون اساسی را زیر پا گذاشتند. و بدین ترتیب مجموعه ای از ورودی های تخلفات و تقلباتی بسیار بزرگتری را برای حکومت رضا شاه و مجالسش از هفتم گرفته تا به آخر گشودند. دولت آبادی ضمن تأییدِ از دست رفتگی و فروپاشی آزادیهای دموکراتیک و مصونیت نمایندگان مجلس در تمامی دوره های سلطنت رضا شاه، به فسادِ  دولت و مجلس آن ایام اشاره کرده است : «این رویه دولتیان در مجلس چهارم به دست تدبیر وثوق الدوله برای گذرانیدن قرارداد ایران و انگلیس شروع شد و در هر مجلس کم و بیش انجام می گرفت اما در مجلس هفتم به طوری کارش به فضاحت کشید که حتی اشخاصی که دارای استقلال رأی بودند و به مصلحت انتخاب شدند ناچار گشتند استعفا بدهند . در موقع انتخابات، نظمیه دارالتحریری تشکیل داده [و این دارلتحریریه ، ] هزارها اوراق مطابق فهرستِ دولت نویسانده حاضر میگذارند و آنها را به توسط سردسته ها به افراد میدهند که در صندوق انتخابات بریزند در اینصورت نتیجه قطعی است که مطابق دستورِ دولت انتخاب شده است [به طوری که] گاهی اهل محل به هیچوجه نمایندگان و یا نماینده خود را نمیشناسند بلکه شاید اسمش را هم نمی دانند» . (10) . و نیز از فسادی می‌گوید که از مجلس هفتم به بعد ، بدون استثناء در ساختار دیوان سالاری و مجلس رواج یافته بود : « بدون استثنا اول باید رضایت دربار پهلوی را تحصیل کنند و شنیده می شود که هر یک مبلغ معینی هم در خفا باید به وزیر دربارِ [وقت] (تیمور تاش) بدهند و شرط معین را هم که رأی دادن به هر لایحه ای که از طرف دولت بیاید به مجلس،  بدون اعتراض تقبل کنند . آنگاه نام آنها داخل فهرست نمایندگان در آن دوره شده با تعیین آنکه از چه محل انتخاب شوند و آن فهرست به دست نظمیه مرکز و ولایات داده شده ، آنها هم تکلیفشان معین است و همه چیز در دست خودشان و کارکنان مخصوصی است که دارند (11) . بدین ترتیب در دوران حکومت رضا شاه ، هم با دیوان سالاریِ غیر دموکراتیک و به شدت فاسد مواجه ایم و هم با ساختار نظامی و ارتش خود فروخته ای که نه تنها در فساد از دستگاه دولتی چیزی کم نداشت، بلکه اصلا همزاد تؤامان و کامل کننده آن بود. به طوری که هر دو نهایتِ خواست و تکلیف و وظیفه خود را در جلب رضایت رضا پهلوی می‌دانستند. و این یعنی سقوط کامل حکومت ملی؛ به واقع با سقوط حکومت مشروطه ،  حکومت ملی نیز از هستی خویش ساقط شده بود.
تجربه دوران حکومت رضا شاه ، ما را رو در روی این پرسش قرار می‌دهد که در برابر شرایط تاریخی و اجتماعی آن ایام (که بهار را وادار به موضعی اشراف گرایانه کرده بود) ، و نیز نگاهِ معطوف به رهیافتهای دموکراتیک ، چگونه می شد در آن ایام عمل کرد و یا امروز می توان عمل کرد ؟! آیا می‌بایست به آرمان دموکراتیک وفادار بود ؛ چیزی که به لحاظ نظری و تئوری حتی ایده آل امروز نیز است و یا با توجه به واقعیات زمانه، می‌بایست عمل گرا بود و به نخبه گراییِ بهار، روی آورد !؟ این پرسش، در زمان خودش ، «گفتمانی» روشنفکری بوده است؛ که پاسخش را با توانایی ها و یا حتی بی‌تجربگی های خود داده اند؛ و این یعنی ما در زمانه خود ، قادر به ارائه راه حل برای روش زندگی و تصمیم برای گذشتگان مان نیستیم .  همانگونه که نمی‌توانیم نسخه ای برای آیندگان بپیچیم و بخواهیم با زور برنامه ای را به آنها تحمیل کنیم. آگاهی پرهیزانه ای که هم به اصلاحات پارلمانی باور دارد و هم به آزادی های دموکراتیک انتقادی در قلمرو عمومی ؛
به نظر می رسد شاید با اتخاذ چنین روشی ، بتوان سردرگمی های برخاسته از شرایط اجتماعی را به وضعیتی برای اصلاحات و تجدید نظر و بازاندیشی موقعیت هایی تبدیل کرد ، که دیگر مطابق با آنچه قبلا بودند ، نیستند. روشی که راهی به قطعیتها ندارد و همواره در حال اندیشیدن و پرسش گری است. به واقع ، گاهی بیشتر نیازمند «اندیشیدن» هستیم تا  کپی برداری از سرنمونهای نخستین (از هر شکل و فرمی : مذهبی و لائیک) ؛ وضعیتی که به «پرسش» از ماهیت وجودیِ مبتنی بر شرایط اجتماعی ، سیاسی و تاریخیِ خاصی که در آن «هستیم» راه می برد . در این روش ، رویکرد به پاسخهای تاریخیِ گذشتگان ، صرفا می باید به منزله ابزار شناختیِ وضعیت گذشته و ابزار سنجی آن در مقایسه با امروز به کار آید ؛ فقط همین و نه کُپی برداری ؛ که در صورت استفاده از کپی برداری ، کار  به تحریف های پروکراستی می انجامد . وانگهی اهمیتِ «پرسش»، در اندیشیدن و «هشیار شدن» است ؛ تا بتوان از ساحتهای تک بُعدیِ معمول در عادت واره ها بیرون آییم  و به سطحِ ارتباطی دیگری از مناسبات اجتماعی با خود، دیگری و جهان مان آگاه شویم . به نظر می‌رسد مهمترین حُسنِ بررسیِ «مسائل و معضلاتِ» تاریخی و اجتماعیِ مربوط به گذشته ، در این باشد که ما را به تأمل فرامی‌خوانند ، و از دایره تنگ روزمره ،  فراتر برده و نگاهی هشیارانه و فراختر به جهان و مسائل مان می دهند .
  اصفهان ، آبان 1397
منابع :
 
10    . دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی ، تهران: انتشارات عطار و فردوسی، 1362، ج4، ص 404 .
11.    یحیی دولت آبادی ، همانجا .

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

قاهره: خیال تا واقعیت (بخش دوم)
آب و هوا و منابع آب خاورمیانه

Related Posts