ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

کشور فرهنگ ها زیر چکمه های بیگانه

نقش شرکتهای خصوصی خدمات نظامی در افغانستان *
 مَری- دومینیک شَرلیه برگردان حسین میرزایی

وزارت دادگستری آمریکا، در ژانویه 2010 (دی ماه 1388)، اندکی بعد از آخرين ديدار"جو بايدن"، معاون رئیس جمهور امریکا از بغداد ، حکمی صادر کرد تا افکار عامه مردم عراق را آرام کند. عراقی ها به دلیل حکم یکی از دادگاه های امریکا خشمگین بودند که بنابر اشتباه در روش و عملکرد، روند محاکمه پنج تن از کارکنان شرکت خصوصی ارائه خدمات نظامی " بلک واتر " (Black water) را متوقف کرده بود. این پنچ نفر در سپتامبر 2007، به سوی عده ای از مردم بغداد آتش گشوده و حد اقل 14 نفر را به ضرب گلوله به قتل رسانده بودند. بعد از مداخله وزارت دادگستری امریکا این پرونده دوباره به جريان افتاده است.
رویدادهایی اين چنینی، نقش مشکوک شرکت های خصوصی نظامی و امنيتی را اندکی روشن می کند و بر خلاء حقوقی ای که در آن اين شرکتها عمل می کنند،انگشت می گذارد. مدتی است که این شرکتها در افغانستان نيز به خواست خود راهبرد هایی را اتخاذ می کنند که با آن، عملیات شان سودآور تر می شود.
در 19 اوت 2009 ، روزنامه "نيويورک تايمز" فاش می کند که سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سيا)، در سال 2004، از خدمات شرکت "بلک واتر" در افغانستان در یک عملیات سری که در آن می بایست چندين تن از رهبران القاعده کشته می شدند، استفاده کرده است. هرچند اين عملیات ناکام مانده بود، اما شرکت" بلک واتر" بدون شک، برای آموزش دادن به سربازان افغانستان و همچنان خدمات مراقبتی و سازماندهی اش صورت حساب چندين مليونی ای را روی دست سازمان سيا گذاشته است.
بعد از آنکه اين شرکت به دلیل عملکردش در عراق، اعتبار خود را از دست رفته دید، در فوریه 2009 نام " زی- سرويس " (XE Service) را برای خود انتخاب کرد. اما با اين برچسب و علامت جديد نیز اين شرکت در افغانستان از همان روش های کهن استفاده کرد. در تاريخ 5 ماه مه، افراد "بلک واتر" که رسماً به شرکت دختری آن بنام "پروانت" (Parvant) مربوط هستند- به يک اتومبیل شلیک کردند. چهار تن از سرنشينان آن زخمی شدند و يک تن آنها کشته شد. در تاريخ 7 ژانویه 2010 دادگاه فدرال ایالات متحده امريکا، علیه دو تن از عاملان این کار شکايت کرده است، هر چند که روابط استخدام آنها نیز در ابهام باقی مانده است.
از آن زمانی که در سالهای 1990 نخستين شرکت خصوصی نظامی وارد بازار شد، اين شرکتها به شکل سرسام آوری رو به رشد نهادند. در اين ميان، آنها چه در بخش نظامی و چه در بخش اقتصادی، در مناطق ناآرام جهان به مثابه کنش گران جدی تلقی شده اند. کل سود بازار جهانی از بابت شرکتهای خصوصی امنیتی و سربازان مزدور به 70 میليارد يورو در سال می رسد. برای اين جریان، با کاهش چشم گير نيروهای ارتش امريکا بعد از 1989 و افزون بر آن، بر اثر طرح جدید رونالد رامسفلد وزیر دفاع ایالات متحده امریکا به هنگام تصدی صندلی وزارت دفاع (2001-2006) زمينه بهتری پيدا شد: کم حجم کردن دستگاه نظامی طوری صورت گرفت که آن بخشهایی که مستقیماً به فعالیتهای نظامی ارتباط نداشتند، به بخش خصوصی واگذار شدند. رامسفلد بدین ترتیب می خواست این بخشها را از زیر کنترل افکارعمومی بیرون بکشد و از سوی دیگر برای عملیات مخفی دستگاه نظامی، یک منبع در اختیار خود و " انعطاف پذیر" را در اختیار داشته باشد.
تعداد کارمندان شرکتهای خصوصی ارائه کننده خدمات نظامی در افغانستان در حال حاضر بين 130000 تا 160000 نفر تخمين زده می شود. اين دومين رقم بالا بعد از عراق است. در سال 2007 ، در عراق، به گفته پنتاگون، 185000 سرباز مزدور فعال بوده اند (در برابر160000 تن سرباز منظم ارتش). اما این ترتیب بعد از اين تغيیر خواهد کرد. همان گونه که اوباما اعلام کرده است هنگامی که امریکا فرستادن 30000 سرباز بيشتر را عملی سازد، احتمالاً به این رقم " 56000 سرباز مزدور اضافه می شود. دو سوم تعداد افراد پنتاگون یا وزارت دفاع امریکا در افغانستان افراد "قرار دادی" خواهند بود- این بیشترین رقمی است که تا به حال در افغانستان وجود داشته است.
مشهور ترين و بزرگترين شرکت خصوصی عرضه کننده خدمات نظامی در کنار " زی- سرويس " یا " بلک واتر"، شرکت "دینکورپ" (Dyncorp)، و شرکت " ام پی آر آی " یا " شرکت منابع حرفه ای نظامی " (Military Professinal Resources Inc, MPRI) است. وظايف سپرده شده به اين شرکتها که تحت نام "شرکتهای امنيتی خصوصی افغانستان" (Private Security Companies of Afghanistan) با هم عمل می کنند، يک قسمت بزرگ از پول هایی را می بلعند که برای ساختن ارتش ملی افغانستان مدنظر گرفته شده است.
این شرکتها با وجود آنکه موقعیت حقوقی کاملاً روشنی ندارند، از این وضعیت به حیث نیروی کمکی آيساف و ارتش امريکا استفاده می کنند. راه حل های "حاضر و آماده" ای که آنها برای مشکلات نظامی عرضه می کنند، طبعاً در انطباق با منافع اقتصادی آنها بوده و به این وسيله نحوه ء اداره جنگ را زیر تأثير قرار می دهند. در اين ميان از مدتها بويژه از سال 2001 به بعد، منافع آنها با منافع "پادگان های امریکایی" جوش خورده است، زيرا این پادگان ها از طریق خریداری و یا ادغام این شرکتها، سربازان مزدور را در اختیار گرفته اند.
رونق شديد و عجیبِ بستن "قرار داد های فرعی" با اقبال بالای حرفه ای افسران بلند پايه مواجه شده است. در سطح رهبری شرکتهای نظامی، افسران سابق ارتش امريکا قرار دارند. برنامه های پيشرفت شغلی آنها شبيه عبور طبیعی از ماموریت دولتی به بخش خصوصی می باشد. به اين شکل نظاميان اسبق در خدمت " زی" (XE) یا " بلک واتر" و " کی بی آر" (KBR) قرار می گيرند و از امتیاز روابطی که با همکاران سابق شان در وزارت دفاع امریکا دارند، سود می برند.
شرکتهای جست و جو گر سربازان مزدور وجود خود را ضروری می دانند.
منطق اين شرکتها را يک سرباز مزدور در افغانستان چنين بیان می کند: "ارتش بریتانیا، ایالات متحده امریکا و سایر کشورها در اینجا آمده اند تا یک جنگ را ببرند. اما بر عکس، برای ما هر قدر اوضاع بدتر شود، بهتر است". چنین اظهار نظری بلافاصله آن نیتی را بازتاب نمی دهد که هدف آن ثبات اوضاع و یک " افغانستان صلح آمیز" است.
شرکتهای خصوصی نظامی، به یمن دسترسی به مراکز تصميم گيری مهمترین کشورهای غربی و شبکه های بین المللی خود، در موقعیتی قرار دارند که بر عمل¬کرد قوای بين المللی آيساف در افغانستان در سطوح راهبردی و عملیاتی تأثير بگذارند. چنانکه نمايندگان شرکت " ام پی آر آی" MPRI در تمام سطوح آيساف و قوای امنيتی افغانستان حضور دارند. یعنی به مثابه مشاوران ستاد رهبری نظامی و ادارات غير نظامی، به مثابه طراحان دکترين نظامی ارتش ملی افغانستان در چهار چوب " گروه مشترک مشورتی آموزشی " یا (Combined Training Adviseory Group; CTAG) ویا به حیث مربیان افسران در مرکز آموزشی کابل (KMTC Military Training Ceter in Kabul;) و یا به حيث کارشناسان فنی.
از آنجایی که دوره ماموریت آنها از دو تا چهار سال طول می کشد، اين شرکتها شناخت دقيقی از اوضاع افغانستان دارند. تجارب آنها برای ستاد افسران آيساف بسیار مغتنم است، چه آنها به ندرت بيشتر از يک سال در آنجا خدمت می کنند. با موافقت و برنامه ريزی با شرکتهای ديگر، آنها می توانند طرز فکر رهبران نظامی را به سود خود دستکاری کنند.
بر اساس اطلاعات منابع رسمی فرانسه، برای تدوین دکترین نظامی ارتش ملی افغانستان به شرکت MPRI، بودجه ای به ارزش 140 میليون يورو اختصاص داده شده است. گفته می شود که هزینه آموزش دادن به ارتش 1.18 میليارد يورو خواهد شد.
تنهاهمين دو رقم نشان می دهند که شرکتهای خصوصی عرضه کننده خدمات نظامی هيچ گونه علاقه ای به ثبات امنيت و يا ارتش کارای افغانستانی نمی توانند داشته باشند. زيرا در صورت ضرورت حضور آنها کمتر خواهد شد. به همين دليل اين شرکتها آگاهی و دانش شان را با ديگران در ميان نمی گذارند، تا به اين شکل دلیل وجودی آنها " ضروری" تلقی شود.
دگروال (سرهنگ) گلبهار، مسؤل "دکترين نظامی" در ارتش ملی افغانستان نمی تواند بگوید طرح نهایی دکترین نظامی یا این سند مهم چه وقت به مقامات افغانستان ارائه می شود. معلوم می شد که سرهنگ مذکور هم عجله ای نداشته باشد، زيرا او در اين مقامش در پست يک سرهنگ کار می کند، و نمی خواهد که اين مقام پرمنفعت را به همین زودی از دست بدهد.
مسوول تدوین "دکترين نظامی" افغانستان درعمل تنها شرکت " ام پی آر آی " (MPRI) است و این شرکت می تواند تا هر وقتی که بخواهد کار اتمام آن را به عقب اندازد. اما کسی که انحصارگر هست، می تواند همبستگی هم نشان بدهد. در بخش لوژيستيکی دکترين نوشته است که شرکت DynCorp در قسمت توزيع و تقسيم مواد لوژيستيکی نيروی هوايی افغانستان آموزش داده شده و مسؤليت آن را به عهده می گيرد- حتا بدون هيچگونه محدوديت زمانی.
بخش "آموزش " سربازان افغانستان نيز بسيار پر در آمد است. برای جلب، آموزش و استخدام 800 مربی و برای برنامه سواد آموزی ارتش ملی افغانستان شرکتهای مذکور هر گونه علاقه ای به تعويق انداختن پست های مورد نظر دارند. طبعاً که در این برنامه کدام اولویتی به این داده نمی شود که آموزشِ بیشتر در درون ارتش افغانستان توسط خود نیروهای افغانی تقویت گردد..
عين همین امر در مورد تجهیزات نيز صادق است. این امر نيز کاملاً در دست شرکتهای خصوصی نظامی، و در افغانستان شرکت PM-Asia، قرار دارد. انتظار برای تعیین مهلتی جهت آموزش به نیروهای افغانستانی که در آینده مسوولیت تجهیزات نظامی را در دست می گیرند، امر بیهوده ای خواهد بود.
چه کسی چه کار می کند؟
در زیر نام " عرضه کنندگان خصوصی خدمات نظامی " دو نوع از شرکت ها قرار می گیرند : یکی شرکتهای امنیتی خصوصی (Private Security Companies, PSC) هستند که بخش عظيمی از خدمات را عرضه می کند و این خدمات عبارت اند از: تعمير و نگهداری وسايل نظامی، تربیت محافظان خصوصی یا "باديگارد" ، آموزش دادن به سربازان منظم، دیده بانی از قلمرو هوايی، مين روبی، و مشورت تا بازسازی زير ساختهای نظامی و راههای آمایشی .
دوماً شرکتهای خصوصی نظامی (Private Military Companies) هستند که سربازهای مزدور استخدام و مستقيما" در جنگ شرکت می کنند. با مداخلات خود، آنها می توانند جريان منازعه و يا بحران سياسی را افزایش داده و برای مدتی هم همه چیز را کاملاً تحت تأثير قرار بدهند.
با تمایل به خصوصی سازی، این سوال مطرح می شود که شرکتهایی که سفارش قبول می کنند، کارکنان آنها از چه موقعیت حقوقی ای برخوردار اند . یعنی آيا اينها همان سربازان مزدور با همان مفهومی که ما می شناسیم، هستند و يا سربازان منظم ارتش ؟ آيا در صورتی که اسير شوند از حقوق جنگی برخوردار اند؟ چه مسؤليتهایی در قبال اعمال شان دارند و کدام دادگاه ها اين قضايا را بررسی خواهد کرد؟ آيا دولت يا کارفرمايان به مجروحان جنگی و متعلقان آنها رسیدگی می کند ؟
در نظام حقوقی اکثر کشورهای عضو اتحادیه اروپا تا کنون پیش بینی ای در مورد شرکتهای خصوصی ای عرضه کننده خدمات نظامی وجود ندارد. در آلمان نه آنها مکلف اند که خود را در دفاتر رسمی دولتی ثبت کنند و نه سیستمی برای جواز دادن برای آنها وجود دارد. برای هر دوی اينها از سوی احزاب ائتلافی بر سر قدرت سوسیال دموکرات و دموکراتهای مسیحی آلمان (CDU/CSU ; SPD) در تاريخ 12 نوامبر 2008 پيشنهادی صورت گرفت، اما چنين قانونی تا کنون وضع نشده است. هرچند جمهوری فدرال آلمان معاهده های سازمان ملل متحد عليه سربازگيری، سرمايه گذاری و آموزش سربازان مزدور را امضأ کرده است اما به تصويب نرسانده است، با آنکه از سال 2001 به بعد، این معاهدات دارای اعتبار هستند.
در تمام این بخشها تناقضاتی بين منافع تجارتی شرکتهایی که با این شرکتهای نظامی خصوصی کار می کنند و هزاران تن از کارمندان خود از یک سو، و اهداف آیساف از سوی دیگر وجود دارد. شرکتهای خصوصی نه آرزوی موفقيت نظامی سریع و نه آرزوی کاهش فوری نیروی خارجی در افغانستان را دارند. آنها با همين اهداف می کوشند بر حوادث جاری و همچنين اهداف راهبردی و عملیاتی ائتلاف آيساف تأثير بگذارند.
به زودی آنها اين امکان را بدست خواهند آورد تا موفقیت خود را بالا ببرند. نظام مند ساختن آموزش ارتش افغانستان در بخش " گروه مشترک مشورتی آموزشی" یا (CTAG) زير نظارت سرهنگ بریتانیایی، نيل باورستوک (Neil Baverstock)، با شدت جريان دارد که برای این منظور به مربیان بيشتری نياز است. به اين ترتيب برای پادگان های امريکایی امکان سود بيشتری بدست می آيد.
در افغانستان نيز مانند عراق به کارگيری "سربازان مزدور" حضور نيروهای بين المللی را با بی اعتباری مواجه می کند. هر کس که يک بار با موتور در کابل دوری بزند، کارمندان این شرکتهای نظامی خصوصی را با آن حرکات بدنی تحریک آمیز و تجهیزات شان شبیه به بازیگران فیلم های امریکایی می یابد. اين که تأثيرات آن چه قدر ويرانگر است ؛ يک عضو مجلس افعانستان چنين شرح می دهد: " افغانستانی ها اکثراً نمی توانند فرق بين سربازان آيساف و سربازان قرادادی را بدانند. برخورد خشن و دشمنانه سربازان قرادادی به ضرر قوای ائتلاف تمام می شود." سربازان قوای ائتلاف به مثابه نمايندگان سازمان ملل متحد می خواهند جنگی را عليه قوای شورشی رهبری کرده و مشروعيت بخشند، در حالی که سربازان مزدوری را استخدام کرده اند که به هيچ صورت آرزوی برقراری دوباره صلح را ندارند.
در اينجا مسئله اصول اخلاقی شرکتهای خصوصی نظامی نیز مطرح می شود. فاجعه زندان ابو غريب که در آن بيشتر از نصف افراد مجرم و هم چنان اکثر مترجمان آنها مورد بازجویی قرار گرفتند و همه از شرکتهای " کاسی" Caciو " تیتان" Titanيعنی شرکتهای "قرادادی" بودند . این تجربه به ما يک گودال عميق اخلاقی را نشان داد. آیا این برای آیساف هم ویرانگر نیست که یک سرباز مزدور عین محدویتهایی قانونی یک سرباز منظم را رعایت نکند؟ این فقط یکی از سوالاتی است که ما در قبال انتقال مسؤلیت تهیه برخی از خدمات جنگی از بخش دولت به بخش خصوصی بدان مواجه می باشیم .
خانم مَری دُمینیک شَرلیه، نویسنده این مقاله قاضی و پژوهشگر موسسه تحقیقات راهبردی دانشکده نظامی پاریس است. او از فوریه تا آگوست2008 با سمت مشاور فرمانده کل آیساف در افغانستان حضور داشته است.
* منبع: ماهنامه لوموند دیپلماتیک فوریه 2010

این مطلب پیش از این در سایت قبلی انسان شناسی و فرهنگ (www.anthropology.ir) منتشر شده است.

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

سايه هولناک دونالد ترامپ بر بازارهاي نفت
خانم نماینده سوسیال دمکرات: واکنشی به فاشیسم ترام...

Related Posts