ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

پرونده اینترنتی شهر اهواز


مقدمه:
اهواز یکی از کلانشهرهای ایران است، که در بخش مرکزی شهرستان اهواز قرار دارد و به‌عنوان مرکز استان خوزستان شناخته می‌شود. جمعیّت این شهر طبق آمار رسمی سال ۱۳۹۰ برابر 1,112,021 نفر می‌باشد، که به‌عنوان هفتمین شهر پرجمعیت ایران به‌شمار می‌آید.  بخش بزرگی از استان خوزستان جلگه ‌است، و شهر اهواز نیز در بخش جلگه‌ای جای دارد، ولی کمبود شدید پوشش گیاهی سبب گرمی و خشکی اهواز شده و آن را در رده گرمترین مناطق ایران جای داده‌ است. در زمستان سرما تا پنج درجه سانتیگراد کاهش و در تابستان تا پنجاه درجه سانتیگراد افزایش می‌یابد. همچنین بر اساس آمار رسمی، اهواز پس از اصفهان و تهران، بیشترین آلودگی هوا را دارد. میزان آلودگی هوا در این شهر روزبه‌روز افزایش یافته و شدیدتر می‌شود. مهم‌ترین علت آلودگی هوای اهواز، گرد و غبار و حمل و نقل درون‌شهری است و دیگر عامل آلودگی‌ها گسترش افسارگسیخته بافت شهری و رسیدن آن به کارخانه‌هایی مانند ایران کربن و فولاد خوزستان می‌باشد. کارون که پرآب‌ترین و بزرگ‌ترین رودخانه ایران است از کوههای بختیاری سرچشمه گرفته و از میان اهواز عبور می‌کند. این رود با طول ۹۵۰ کیلومتر طولانی‌ترین رودی‌ست که تنها در داخل ایران قرار دارد و همچنین تنها رود ایران است که بخشی از آن قابل کشتیرانی است. آب آشامیدنی کلان‌شهر اهواز از رودخانه کارون تامین می‌شود و همچنین رودخانه کارون نقش تعیین کننده ای در تعدیل اقلیم کلان شهر اهواز دارد.
شهر اهواز به عنوان مرکز خوزستان، عموما به عنوان شهری نوین و فاقد پیشینه تاریخی شناخته می‌شود و این امر باعث گردیده تا در پژوهشهای معماری و شهرسازی کمتر جایگاه ویژه این شهر مورد توجه قرار گیرد، این در حالی است که شهر اهواز دارای میراثی ناشناخته در زمینه معماری و شهرسازی است. در اهواز معماری های خاصی با عقبه و شناسنامه وجود دارد که از جمله آنها می توان به معماری معین التجار اشاره کرد. به علاوه اهواز 300 هکتار بافت تاریخی تعریف شده و 1200 هکتار نیز بافت فرسوده دارد.


فهرست مطالب:
وجه تسمیه و تاریخ اهواز
پایگاه مجلات تخصصی نور / دیرینگی نام و تاریخ خوزستان و اهواز
دانستنی‌های جغرافیا / وجه تسمیه اهواز
کلوب بچه های اهواز /  درباره اهواز / وجه تسمیه اهواز
دانشنامه ویکی‌پدیا / تاریخ اهواز
شهرداری اهواز / وجه تسمیه و تاریخ اهواز
گروه تاریخ خوزستان / تاریخچه شهر اهواز

جغرافیا و اقلیم شهر اهواز
دانشنامه ویکی‌پدیا / جغرافیا و آب و هوای اهواز
یک دوست / جغرافیا و اقلیم اهواز
سیویلیکا / تغییر اقلیم و نقش عناصر جغرافیایی در آلوده ترین شهر جهان (اهواز)
سامانه مدیریت نشریات علمی / تحلیل روند تغییرات دمایی شهرستان اهواز بر اساس شاخص های حدی
پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی / بهينه سازي جهت گيري بناهاي ساختماني در شهر اهواز بر اساس شرايط اقليمي
خوزنیوز / نقش کلیدی رودخانه کارون در تعدیل اقلیم اهواز

جمعیت و اقوام شهر اهواز
دانشنامه ویکی‌پدیا / اقوام اهواز
پایگاه مجلات تخصصی نور / آسیب شناسی مسائل قومی در ایران - مطالعه موردی عرب های ساکن شهرستان اهواز
وبلاگ علی عسکری / چه کسانی می خواهند خوزستان را عربی معرفی کنند؟

پایگاه خبری-تحلیلی پویش / اکثریت در اقلیت و مسئله اتحاد اقوام
فصلنامه دانش انتظامی استان خوزستان / بررسی عوامل اجتماعیف فرهنگی مؤثر بر هویت جمعی اقوام مختلف استان خوزستان (مطالعه موردی شهروندان 15 سال و بالاتر شهر اهواز)
پرتال جامع علوم انسانی / بررسی عوامل داخلی موثر بر هویت قومی و هویت ملی در میان اعراب شهرستان اهواز

معماری و شهرسازی اهواز
پایگاه مجلات تخصصی نور / اهواز میراث ناشناخته
پرتال جامع علوم انسانی / پیدایش، تکامل فیزیکی و وضعیّت اجتماعی ـ اقتصادی حاشیه نشینی (مطالعة موردی: محلّة عین 2 اهواز)
پایگاه خبری-تحلیلی خوزستان / لزوم توجه به بافتهای فرسوده و تاریخی
رهیاب نیوز / "اهواز" شهری که ردپایی از معماری اسلامی در آن نیست
پرتال جامع علوم انسانی / ساماندهی و توانمندسازی اسکان غیررسمی شهر اهواز (کوی منبع آب)
پرتال جامع علوم انسانی / تحلیل توسعه پایدار با تاکید بر ابعاد اجتماعی (مطالعه موردی شهر اهواز)
خوزنیوز / لزوم فعالیت شهرداری و شورای شهر اهواز درشهرسازی و معماری
بنانیوز / 15 درصد خانه های اهواز خالیند
سیویلیکا / ویژگی های شهری معماری مسکونی بافت قدیم و نوین شهر اهواز
خبرگزاری شبستان / باید به ارزشهای معماری اهواز توجه بیشتری صورت گیرد
خورنیوز / خوزستان فاقد معماری بومی است
دنیای اقتصاد / تأکید بر ضرورت اجرای معماری بومی در خوزستان


وجه تسمیه و تاریخ اهواز

پایگاه مجلات تخصصی نور / دیرینگی نام و تاریخ خوزستان و اهواز
نویسنده: واحددوست،مهوش

مقدمه:
خوزستان که امروز نام استان ششم ایران است از سویه ریشه‌ای پیوندی تنگاتنگ با کلمه اهواز و شوش دارد. از سوی دیگر باید پیوندی را که میان کلمه شوش و سوز وجود دارد، در نظر آورد که خوزستان را «سوزیان» نیز می گفتند. خوزستان به معنی محل قوز خوز = هوز است که در زبان پهلوی Hujistan و در سریانی Huzaye بوده است. نام پیشین خوزستان «سوزیانا» بوده که مطابق شکل کتیبه های داریوش، اووجه یا خووج نام داشته است. خوزستان که معنی سرزمین خوزی‌ها یا هوزی‌هاست که شهر اهواز کنونی نیز از آنها نام گرفته است. «خوز» یا «هوز» نام قوم ساکن در آن منطقه بوده است، پس خوزستان یعنی سرزمین قوم خوز.
برای خواندن ادامه مقاله روی لینک زیر کلیک کنید:
http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/717204/%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%AE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2?q=%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%20%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2&score=40.511658&rownumber=1


دانستنی‌های جغرافیا / وجه تسمیه اهواز
نام کنونی اهواز، به ظاهر بازمانده از دوران اسلامی است ((جمعِ مکسر ”هوز“) به نام «خوزی» (در منابع یونانی ouxioi و در متون هخامنشی huja = عیلام). در وقایع اسلامی اهواز به دست ابوموسی اشعری والی بصره به فرمان عمر بن الخطاب در سال ۱۷ هجری قمری اشغال شد. در اثر این حمله بخش اشرافی‌نشین شهر که به هرمز اردشیر موسوم بود به کلی ویران شد ولی بخش بازاری آن باقی ماند و این بخش همان اوز یا هوز است که در قرن اول هجری به نام اولیه اهواز یا سوق‌الاهواز (خوزستان بازار) خوانده می‌شد.
در زمان آل بویه اهواز به تصرف آنان درآمد و تحت حکومت آل بویه قرار گرفت. در سدهٔ ۴ هجری عضدالدوله دیلمی (فنا خسرو) اقدام به مرمت و آبادانی اهواز کرد و شبکه‌های آبیاری را مرمت کرد و پل معروف هندوان اهواز را از نو ساخت. اهواز در این دوره به حدی آباد و حاصلخیز شد که مقدسی آن را انبار بصره گفته‌است محلهٔ شرقی اهواز در این دوره بنا و با پلی جزیره‌ای که در میان کارون به نام دجیل قرار داشت به محله ناصری بعدی وصل شد.
یاقوت حموی و حمزه اصفهانی و مقدسی گویند: «اهواز قدیم به وسیله نهر شاهجرد به دو محلهٔ بزرگ تقسیم شده بود محلهٔ غربی که بین رودخانه و نهر شاهجرد واقع و جزیره خوانده می‌شد و محلهٔ شرقی که در پای کوه و بازار و مسجد جامع در آن بنا شده بودند و به اصطلاح شهر یا مدینه خوانده می‌شد. شهر شاهجرد در بالای سد اهواز از کارون جدا و روی به طرف شکارهٔ کنونی می‌رفت. لفظ اوباره که اکنون محلی است در اهواز در جنوب خیابان ۳۰ متری به معنی آب‌باره و محل عبور آب است که یادآور همان نهرهای شاهجرد و غیره‌است.»
ابن منشاد می‌نویسد: «اهواز شهر بزرگی است، مردمش زرتشتی و مسلمان و انبار کالاها و فرآورده‌های خوزستان شکر، بافته‌های پشمی، جامه‌های دیبا، پارچه‌های کنفی و دیگر محصولات را از همهٔ شهرهای ایران به اهواز می‌آورند و از این شهر و به وسیلهٔ کشتی از راه خلیج فارس به هندوستان و چین و از راه بصره و عراق و اصفهان به سایر کشورهای جهان حمل می‌کنند. بازرگانان و سوداگران و بیگانگان در این شهر سود بسیار می‌برند. نام اهواز با کالاهای شکر و پارچه، در همهٔ جهان مشهور و به بزرگی موصوف بود و به همین جهت عرب‌ها این شهر را «سوق‌الاهواز» نامیده‌اند.»

http://geographyy.persianblog.ir/post/95 /



کلوب بچه های اهواز /  درباره اهواز / وجه تسمیه اهواز
برخی ازمورخین قدیم، تاریخ بنای اهواز رامربوط به ابتدای دوره ساسانیان واز اقدامات « اردشیر بابکان» بنیانگذار این سلسله دانسته وبرخی نیز آن را ازشهرهای دوره ایلامی دانسته اندکه توسط اردشیر فقط بازسازی شد.عده ای از مورخین متاخر عنوان نموده اند نام اهواز در دوران باستان(اوکسین) بوده است، درصورتی که بنابر نظر برخی مورخان اوکسی(Uxi) واوکسیان(Uxian) یونانی شده کلمه(اووج) و (خوز) بوده و اوکسی ها یا همان خوزی ها ساکنین سرزمین خوزستان بوده اند و این شهر در دوره ایلامیان(تاریانا) (Tareiana) خوانده می شد. در طول تاریخ شهر اهواز دارای نام های متعددی بوده به طوری که (اگی نیز) یونانی شده نام این شهر است. شهررام، یارام شهر هرمزاردشیر، هوزمسیر، هرمشیر، هومشیر، هوجستان واجار، اخواز، سوق الاهواز، خزعلیه، ناصریه و... از جمله نام هایی است که برآن نهاده شده است.
حمزه اصفهانی درباره اهواز می نویسد« هرمز اردشیر نام دوشهر است، چون اردشیر آن ها رابنا نهاد هریکی را به نام مرکب از نام خود ونام خدای بنامید. آن گاه بزرگان واشراف رادر یکی جای داد وکسبه وبازاریان را در دیگری. لذا شهر بازاریان به هوجستان واجار معروف شد وعرب معرب نموده، سوق الاهواز خواندند ونام شهر دیگر راهم به عربی هرمشیر گفتند وهنگام فتح خوزستان توسط اعراب شهر بزرگان خراب شد وجای بازاریان بماند.»

یاقوت حموی نیز می گوید، اهواز جمع (هوز) است وآن در اصل (حوز) بوده است.
بر اساس اطلاعات وآثاربه جای مانده شهر اهواز درقرون نخستین اسلامی از بزرگ ترین وآبادترین شهرهای خوزستان بوده وچنان که از نوشته های همدانی مورخ قرن سوم هجری قمری به دست می آید، در حدود پنجاه هزار خانواده در این شهر سکونت داشته اند.
شهر اهواز به وسیله نهری به نام(شاهجرد) که در بالای سد اهواز از کارون جدا می شد، به دو محله تقسیم می گردید و پلی به نام (پل هنوان) بر روی آن احداث شده بود که دو بخش را به هم وصل می کرد. محله غربی که بین رودخانه و نهر مذکور واقع شده بود، (جزیره) نام داشت ومحله دوم به نام (مدینه) در شرق نهر قرار داشت. بخش مدینه بزرگ تر از بخش جزیره ودارای بازارهای بزرگ بود ومسجد جامع شهر نیز در این قسمت واقع شده بود.
علارغم رونق وشکوه چندین قرنه این شهر، به دلیل درگیری های فراوانی که از قرن سوم تا پنجم هجری قمری در خوزستان رخ داد و به دلیل آنکه کانون بسیاری از وقایع مانند حملات زنگیان، صفاریان، دیلمیان و... بود و این درگیری ها نا امنی و چپاول های مکرر شهر را به دنبال داشت، برای مدتی حدود هشتصد سال از مرکزیت استان افتاد و این رونق و مرکزیت به شهر شوشتر انتقال یافت. البته شکسته شدن سد اهواز، زلزله های متعدد و بیماریی مانند وبا و طاعون نیز که چندین بار موجب مهاجرت مردم از اهواز شد در این ویرانی وبیرونقی موثربوده است. بنابر برخی روایات تاریخی علی رغم اینکه تا قرن پنجم هجری قمری، هفتاد وهفت شهر در خوزستان زیر نظر اهواز به عنوان مرکز این ایالت قرار داشت، امابه مرور از این زمان به بعد شهر تبدیل به روستایی کوچک می شود و این وضعیت تا سال 1303 هجری شمسی ادامه پیدا کرد.

http://www.cloob.com/c/ahvazian_boys/1466665/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2_%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%AA%D8%B3%D9%85%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2_%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C_%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AE%DB%8C%D9%86_%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%D8%8C

دانشنامه ویکی‌پدیا / تاریخ اهواز

پیش از اسلام
اهواز در روزگار ساسانیان از شهرهای عمده خوزستان به شمار می‌رفت و از مراکز عمده صنایع نساجی خوزستان بود و یکی از کانونهای مسیحیت در ایران، و از اسقف نشینهای خوزستان محسوب می‌شد. علاوه بر این، این شهر از مراکز عمده بازرگانی بوده، و نیز به واسطة واقع شدن در کنار رود کارون - که قابلیت کشتیرانی داشته - محل مناسبی برای تجمع مال‌التجاره و دادوستد به شمار می‌رفته است[۱]

دوران اسلامی
بعد از تاخت و تاز اعراب در عراق، آنها در اواخر دهه ۶۳۰ میلادی به خوزستان حمله کردند. فرمانده عتبه بن گزوان نیمه اداری شهر را ویران کرد ولی نیمه تجاری شهر را حفظ کرد. فرمانده ایرانی، هرمزان از اهواز به شوشتر عقب‌نشینی کرد ولی بعد از مدت طولانی در محاصره بودن، در ۲۱ ه. ق/۶۴۱–۶۴۲ به نیروهای عمر تسلیم شد.[۲] اعراب پس از پیروزی در جنگ نهاوند پادگانهایی در شهرهای فتح شده، از جمله در اهواز ساختند. شهرهای خوزستان از جمله اهواز از نخستین پناهگاه‌های خوارج در ایران بود. در ایام خلافت علی برخی از موالی اهواز که از میزان خراج درخواستی والی آن ناخرسند بودند، به شورش خوارج پیوستند. در زمان خلافت یزید بن معاویه شهرهای خوزستان از جمله اهواز دستخوش جنگ و گریزهای خوارج با سپاهیان اموی گشت.[۱] جغرافی دانان متذکر شدند که اهواز به خاطر شورش زنگیان-که عراق کوچک[۳] و خوزستان را دربرگرفته بود- در اواخر قرن ۳ ه. ق/۹ م بشدت صدمه دیده است. مقدسی متذکر می‌شود که دلیل ویرانی‌های شهر اشغال آن توسط شورشیان به رهبری المبرقع (نقابدار) است و طبری می‌گوید در سال ۲۶۱ه. ق/۸۷۴–۸۷۵ م زنگیان که شهر را اشغال کرده بودند، شهر را غارت کرده، مردم را به بردگی گرفته و خانه‌ها را آتش می‌زدند[۲]

شهر اهواز در سده‌های نخستین اسلامی به واسطه سدی که بر کارون بسته شده بود، از بزرگ‌ترین و آبادترین شهرهای خوزستان به شمار می‌آمد. این شهر تا ۲۵۶ق/۸۷۰م شهری پررونق و آباد بود، اما در این سال اهواز به تصرف سپاهیان صاحب‌الزنج درآمد. اهواز پس از پایان فتنه زنگیان رونق و آبادانی گذشتة خود را از دست داد، اما در زمان عضدالدوله دیلمی بار دیگر اهمیت پیشین خود را به عنوان مرکزی تجاری به دست آورد. همچنین بنا به گفته مقدسی، عضدالدوله پل هندوان را که دو بخش اهواز را به هم متصل می‌کرد و همچنین مسجد زیبایی را که در کنار آن بوده، بازسازی و مرمت نمود. شهر اهواز از پایگاه‌های عمدة مذهب تشیع در ایران به شمار می‌آمد و به گفتة مقدسی نیمی از مردم آنجا شیعه بودند و پیوسته میان شیعیان (مروشیان) و سنیان (فضلیان) درگیری و کشاکش وجود داشت.[۱]

اهواز تا اواخر سدة ۵ق شهری آباد بود، اما از این زمان به بعد رونق خود را از دست داد، به گونه‌ای که مرکزیت خوزستان از آنجا به شوشتر منتقل شد. در سدة ۶ق اهواز به شهری ویران و خالی از سکنه تبدیل شد. حافظ ابرو از آن به عنوان قصبه‌ای نام می‌برد و به اشتباه اهواز را با سوق الاربعا (چهارشنبه بازار) یکی می‌داند[۱]

در قرن چهارم هجری نهری کوچک به طول سیصد متر و عرض بیست‌متر از کارون منشعب شده، شهر را به دو قسمت تقسیم کرده بود محله غربی را «جزیره» می‌گفتند و محله شرقی «مدینه» نام داشت، این دو بخش به وسیله پلی به نام «پُل هندوان» به هم وصل می‌شدند.[۴] در آن دوره اهل شهر دو دسته بودند و دربارة اصحاب پیامبر دو نظر داشتند، این شهر انبار بصره و بارانداز فارس و اصفهان بود.[۴]
اما علی‌رغم رشد و توسعه اهواز در قرون اولیه اسلامی، در نیمه دوم قرن چهارم هجری این شهر رو به ویرانی گذاشت و مردم آن پراکنده شدند.[۵] و کار به جایی رسید که در اوایل قرن ششم این شهر به طور کلی ویران شد. عبدالکریم بن محمد سمعانی که در نیمه دوم قرن ششم می‌زیسته شهر اهواز را این چنین توصیف کرده: «اهواز یکی از شهرهای مشهور بود که دانشمندان و روحانیون و تجار و ثروتمندان بسیاری از مردم آن شهر به همراه غیر اهوازی‌ها در آن زندگی می‌کردند. بخش عمده این شهر ویران شد و فقط ویرانه‌هایی از آن باقی‌مانده که مردم اندکی را خود جای داده‌است.»[۶]

علت ویرانی «سوق‌الاهواز» یا همان اهواز به درستی مشخص نیست. هر آنچه تاکنون گفته شده حدس و گمان است که به وسیله وقایع‌نگاران و مورخان متأخر نوشته شده‌است. احمد کسروی «ویرانی اهواز کهن را یکی از معماهای تاریخ خوزستان دانسته که نه زمان و نه علت آن را در جایی ننوشته‌اند.» او در ادامه می‌گوید: «آنچه ما از جستجو بدست آورده‌ایم زمان آن را آخرهای قرن پنجم یا آغاز قرن ششم بوده.»[۷] این سخن کسروی نیز درست نیست چون ابن‌حوقل که در نیمه دوم قرن چهارم می‌زیسته، ویرانی اهواز را از قرن چهار هم روایت کرده‌است.[۸] با این وجود کسروی علت ویرانی را دو چیز پنداشته: یکی شکستن بند و دیگری برگشتن مسرقان از جوی خود و پیوستن آن به دجیل [کارون].[۹]

از قرن ششم هجری قمری به بعد به علت خراب شدن سد شادروان و پائین رفتن سطح آب رونق دهنده شهر و نیز جنگ‌ها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماری‌های وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن که در سال ۱۸۶۹ میلادی (۱۲۴۸ هجری خورشیدی) هم‌زمان با حفر کانال سوئز که منجر به کوتاه شدن مسیر تجارت دریائی اروپائیان و توجه آنها به منطقه شد رونق تازه‌ای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش تجارت و کشتیرانی بر روی رود کارون استفاده کرد و در سال ۱۲۶۶ هجری خورشیدی کشتی‌رانی را بر رود کارون برای خارجیان آزاد اعلام کرد و توسط والی خوزستان در کنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث کرد. در پی احداث این بندر نام اهواز به «ناصریه» تبدیل شد تا اینکه در دورهٔ پهلوی و به تبع سیاست قاجار زدائی رضا شاه نام باستانی «اهواز» احیا شده و جای ناصری را گرفت.[نیازمند منبع]

سیدعبدالله جزایری که در قرن دوازدهم یعنی قرن‌ها پس از ویرانی اهواز می‌زیسته. فتنة صاحب‌الزنج را عامل عدم اعتنا و بی‌رغبتی خلفا دانسته که «بعد از تسکین فتنه چون خلفا را به عمارت آن ولایت رغبت باقی نماند و واماندگان آن‌جا از عمدة ضبط آن همه نیشکر و ادای مال و جهات دیوانی آن‌ها بیرون نتوانستند آمد، لاجرم اکثر جلای وطن نمودند و...»[۱۰]

به هر حال پس از ویرانی شهر اهواز در قرن چهارم هجری، فقط ویرانه‌ای از آن باقی‌مانده بود و در دورة مشعشعیان و پس از آن دسته‌ای از آل کثیر در آنجا کپرها یا چینه‌هایی بالا آورده دهکده‌ای آباد کرده بودند. سپس هم آنان رفته دسته‌ای از کعبیان در آنجا نشیمن داشته و در آن نزدیکی دیم‌کاری می‌کردند.[۱۱]
با توجه به نوشته سیدعبدالله جزایری پیداست که در اواخر قرن دوازدهم هجری نیز اهواز حال و روز خوبی نداشته‌است. او می‌نویسد: «اکنون از عمارات آن‌جا همان قلعه موجود است که شیخ ناصر بن حمید آن را حصار کشیده مشتمل بر چند خانه‌وار رعیت دیم‌کار.»[۱۰]

دوران معاصر[ویرایش]
پس از آن نیز اهواز به همین صورت بوده و در حد یک روستای کوچک باقی‌مانده بود. سر اوستن هنری لایارد که در زمان شیخ ثامر بنی‌کعب ۱۲۵۸. ق (۱۸۴۱. م) در این منطقه بوده به هنگام ذکر قلمرو بنی‌کعب، هیچ گونه نامی از اهواز نبرده و در عوض نام روستای ویس در شمال اهواز را در کتاب خود آورده‌است. این امر نشان می‌دهد روستای ویس پرجمعیت‌تر و آبادتر از اهواز بوده‌است.[۱۲]

کاپیتان هنت که در سال ۱۲۷۳. ق (۱۸۵۳. م) یکی از افسران ارتش انگلیس در جریان جنگ ایران و انگلیس در محمره بوده و پس از فرار خانلرمیرزا به اهواز با کشتی به تعقیب خانلرمیرزا پرداخته، اهواز را این چنین دیده‌است: «شهر اهواز مثل اکثر بلاد مشرق زمین دارای خانه‌های محقری است که از خشت و گل، بدون مراعات اصول صحی به ترتیب غیرمنظمی ساخته شده و در حدود یکهزار و پانصد الی دو هزار نفر جمعیت دارد. (کوچروان عرب زبان)[۱۳] بیست و شش سال بعد یعنی در سال ۱۲۹۹. ق (۱۸۸۲. م) حاج عبدالغفار نجم‌الملک از «قریة اهواز و قریب ۶۰ خانوار رعیت عرب» سخن گفته که «کدخدای آن شیخ نبهان» است. شیخ بنهان عامری کعبی بازمانده همان کعبیانی یمنی است که پس از رفتن آل‌کثیر در بیابانهای اطراف اهواز قدیم نشیمن داشتند. قریه اهواز در حال حاضر قدیمی‌ترین محله شهر اهواز است که پس از مهاجرت گروهی شوشتری در زمان ناصرالدین شاه و پس از تأسیس شهر ناصریه یا اهواز فعلی آباد گردید و خانه‌های قدیم آن بیشتر به سبک معماری شوشتری و بعضاً دزفولی ساخته شده است واکنون به محله «عامری» معروف است. در حقیقت شهر فعلی اهواز که از منطقه پل سیاه فعلی و اسکله انگلیسی‌ها شروع شد، پس از مهاجرت گروهی شوشتری و بعضاً دزفولی و بهبهانی تشکیل شد و پیش از آن به جز نام شهر باستانی اهواز که بر منطقه معروف بوده هیچ شهری وجود نداشته است. خانه‌هایی که در بیابانهای اطراف اهواز بصورت کپری یا خشتی در تاریخ معاصر ذکر گردیده ساخته عشایر کوچرو عرب بوده که از فن معماری یکجانشینی آگاهی نداشته‌اند. در جوار این محله نیز محله‌ای است که آن را «اهواز قدیم» می‌گفتند. به احتمال زیاد قریة اهواز در محل این دو محله بوده‌است.][۱۴] لرد کرزن که در سال ۱۸۹۰ میلادی (۱۳۰۷. ق) از آن ناحیه گذر کرده جمعیت آن را تقریباً هفتصد نفر برآورد کرده‌است.[۱۵]

کشتیرانی در خوزستان از طریق رود کارون صورت می‌گرفته و با توجه به طبیعت رودخانه کارون که در محل اهواز دارای چندین رگه صخره‌ای در بستر خود می‌باشد به دو بخش بالادست و پائین دست تقسیم شده بود. همچنین ویرانه‌های سد باستانی اهواز نیز که در زمان احداث باز هم بر روی بستر صخره‌ای بنا شده بود مانع دیگری برای کشتی‌رانی بوده‌است. شاخهٔ بالادست یا کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و شاخهٔ جنوبی یا پائین دست از اهواز تا خلیج فارس را در بر می‌گرفته‌است؛ بنابراین کشتی‌هایی که از شوشتر حرکت می‌کرده‌اند در محل اهواز به ناچار بار خود را به کشتی دیگری در سمت جنوبی صخره منتقل می‌کرده‌اند. این دست به دست شدن بار موجب پیدایش انبارها و کاروانسراهای متعددی در اهواز شد و تبدیل به یکی از دلایل رونق تجارت و نتیجتاً رونق شهر اهواز گشت.[نیازمند منبع] از جمله تأسیسات مرتبط با بندر و تجارت در اهواز آن زمان، واگن اسبی بوده‌است که با احداث یک رشته خط آهن و توسط واگنهایی که با اسب کشیده می‌شده‌اند بار و کالای تجاری را در امتداد رودخانه و بین کشتیها جابجا می‌کرده‌است.[نیازمند منبع] در شوشتر اسنادی به دست آمده که حاکی از تجارت دریایی با دورترین بندرهای تجاری معروف آن دوران دنیا در هند و آفریقا و خاور دور می‌باشد و این امر جز با وجود بندری در کنار صخرهٔ پیش‌گفته برای تخلیه و بارگیری مجدد میسر نمی‌شده‌است.[نیازمند منبع]

به نوشتهٔ کسروی اهواز نوین پس از اعطای اجازهٔ ناصرالدین شاه به خارجیان برای کشتیرانی در قسمت جنوبی کارون رونق دوباره یافت زیرا وجود رشته‌سنگی در محل کنونی پل هفتم مانع از ادامه مسیر کشتی‌ها به قسمت‌های بالا دست کارون می‌شد و کشتی‌ها ناچار بودند بار خود را در این سوی صخره تخلیه کنند و سپس به کشتی‌هایی که در آن سوی صخره بودند منتقل کنند.[نیازمند منبع] کم‌کم ساختمانها و تأسیساتی در این قسمت به وجود آمد و رونق آن هر روز بیشتر می‌شد. قسمت شرقی شهر ابتدا شکل گرفت و محلهٔ عامری و خیابان ۲۴ متری تقریباً اولین قسمت‌های اهواز جدید بودند.

درگیری‌های مختلف دوران مشروطیت و کشف نفت در مسجدسلیمان و وضع اسف‌بار شوشتر در دوران قاجاریه از یکسو و شیوع طاعون مهلک در آخرین سالهای قرن ۱۳ خورشیدی و همچنین برچیده شدن کشتیرانی در کارون شمالی از سوی دیگر و نیز رونق روزافزون اقتصادی اهواز باعث شد تا مرکزیت خوزستان در آغاز حکومت پهلوی از شوشتر به اهواز منتقل شود.[نیازمند منبع]

بندر ناصری و اهواز امروز[ویرایش]

آزادی کشتیرانی در کارون سفلی (از محمره تا اهواز) در سال ۱۳۰۶. ق (۱۸۸۸. م) بر روی کشتی‌های خارجی، باعث رشد و رونق تجارت در ایالت و به ویژه شهرهای محمره و اهواز گردید. افزایش حجم مبادلات و داد و ستد، صادرات کالا به خارج و واردات کالا به محمره، سبب گردید تا مردم اندک اندک به شهرهای مزبور مهاجرت کرده بر جمعیت آنها افزوده شود. کسب امتیاز آزادی کشتیرانی دررود کارون توسط انگلیسی‌ها در درجة اول به منظور تسخیر بازارهای داخلی و مرکزی کشور بود و بدون ارتباط کارون با مناطق مرکزی کشور، آزادی کشتیرانی چندان مطلوب نبود. از این رو در اکتبر سال ۱۸۹۶. م (۱۳۱۳. ق) شرکت برادران لینچ پیشنهاد احداث جاده کاروان رو بین اهواز و اصفهان را به دولت ایران ارائه داد. پس از مذاکرات طولانی بین انگلیسی‌ها و دولت ایران، بالاخره در تاریخ سوم مارس ۱۸۹۸. م قرارداد احداث جاده مزبور بین چارلز هاردینگ دبیر اول سفارت انگلیس در تهران و حاج علی‌قلی‌خان سردار اسعد به امضاء رسید.[۱۶] و یک سال بعد یعنی در سال ۱۸۹۹. م (۱۳۱۷. ق) راه مزبور افتتاح شد.[۱۷] افتتاح راه کاروان رو اهواز به اصفهان باعث رشد و تسریع مبادلات تجاری و واردات و صادرات کالا شد.[۱۸]
همین امر یعنی احداث جادة اهواز ـ اصفهان، اهمیت و نقش اهواز را به عنوان حلقة وصل و پل ارتباطی محموله‌های آبی و محموله‌های خشکی[۱۹] بیش از پیش متجلی ساخت.

علاوه بر این، وجود صخره‌های بزرگ دررود کارون در مقابل قریه اهواز[این صخره‌ها هم اکنون به هنگام پایین آمدن آب کارون در مقابل محلة عامری و از بالای پُل هفتم قابل رؤیت هستند.] سبب گردیده تا امکان کشتیرانی در این نقطه میسر نبوده، کشتی‌ها به محض وصول بدانجا بار خویش را تخلیه کنند و پس از حمل در خشکی، به آن طرف صخره‌ها برده، بر کشتی‌های دیگر بارگیری کنند. با آزادی کشتیرانی دررود کارون و به ویژه پس از احداث جاده کاروان رو لینچ و افزایش حجم مبادلات تجاری، ساختمان‌ها و مستحدثات قبلی، جوابگوی این حجم وسیع از مبادلات نبودند. از این رو پس از آزادی کشتیرانی دررود کارون در سال ۱۳۰۶. ق (۱۸۸۸. م) حسین قلی‌خان نظام‌السلطنه حکمران جدید خوزستان مأموریت یافت که درآن ناحیه به طور جدی مشغول اصلاحات شود. هم چنین گزارش جامعی در مورد طوایف ساکن در اطراف رودخانه کارون، کیفیت کشتیرانی آن و وضعیت نیروهای انتظامی در آن منطقه تهیه نماید. در این فرمان از نظام‌السلطنه خواسته شده بود که شش ماه از سال را در محمره اقامت کند.[۲۰]

نظام‌السلطنه نیز در محلی پایین‌تر از این صخره‌ها، که محل تخلیه محموله‌های کشتی بود، ساختمان‌ها و مستحدثاتی بنا نهاد و برای حفظ کالاها و محموله‌های تخلیه شده، سرباز و پاسبان در آنجا بنشاند.[۲۱]

ساختمان‌هایی که توسط نظام‌السلطنه برای تسهیل امور تجاری و تخلیه و بارگیری کالا احداث شده بودند به بندر ناصری معروف گردید. این ساختمان‌ها عبارت بودند از لنگرگاه، کاروانسرا، بازار و سربازخانه.[۲۲] وجه تسمیه نام ناصری نیز بر مبنای نام ناصرالدین شاه بود.[۲۳] این بندر در کناره شرقی رود کارون و رو به روی بندر امانیه ساخته شد. بندر امانیه نیز در کناره غربی رود کارون و در ابتدای جاده کاروان رو حویزه بود. کالاهای تخلیه شده در بندر ناصری با تراموای اسبی به سه کیلومتر بالاتر برده می‌شد تا از آنجا به شوشتر بارگیری شود.[۲۲]

در سال ۱۹۰۰، این شهر مستقیماً به بازارهای ایالت مرکزی ایران متصل شد. در حقیقت اهواز به عنوان بندر ایالتهای مرکزی بود، به همین دلیل جمعیت آن رو به افزایش گذاشت. ذکر این نکته نیز ضروری است که علاوه بر ساختمان‌های احداثی توسط نظام‌السلطنه، شرکت ناصری نیز تأسیساتی نظیر انبار کالا و اسکله، یک خط تراموای سبک بین کارون سفلی (پایین سد) و کارون علیا (بالای سد) احداث کرد.[۲۴]

از آنجایی که آزادی کشتیرانی دررود کارون و افتتاح جاده کاروان رو اهواز ـ اصفهان موجب رونق و توسعه اهواز شده بود و به اعتباری دیگر اصلی‌ترین بخش اقتصادی آن، همان تخلیه کالا در بندر ناصری و سپس بارگیری آن در اهواز بود، لذا رفته رفته نام اهواز تحت‌الشعاع نام ناصری قرار گرفت، آن یکی را بندر ناصری نامیدند و شهر اهواز را ناصری یا ناصریه گفتند.

رشد و گسترش تجارت و احداث بندر ناصری سبب گردید تا بسیاری از بازرگانان شهرهای شوشتر و دزفول از آن شهرها مهاجرت کرده و در بندر ناصری رحل اقامت گزینند.[۲۵] فتنه‌انگیزی و آشوب‌های شهر شوشتر و دودستگی میان مردم نیز مزید بر علت بود تا روند مهاجرت را تسریع بخشد، در شهر دزفول نیز دار و دسته شیخ محمدطاهر با شرارت‌های خود آرامش را از مردم سلب کرده بود، همین امر سبب شد تا بازرگانان آن شهر تمایل و رغبت بیشتری به مهاجرت نشان دهند.[۲۶] در حقیقت این اولین مهاجرت شوشتری‌ها و دزفولی‌ها به اهواز بود، همین امر سبب شد تا چند سال پس از آزادی کشتیرانی دررود کارون یعنی در سال ۱۸۹۲. م (۱۳۱۰. ق) و حتی پیش از افتتاح جاده کارون رو اهواز ـ اصفهان، معین‌التجار، کاروانسرایی با ۲۴ دهنة مغازه در اهواز احداث کند و به قول کنسول انگلیس او درصدد است بر تعداد آنها بیفزاید.[۲۷] نظام‌السلطنه حاکم ایالت و معزالسلطنه[۲۸] به اتفاق هم دو کاروانسرای دیگر ساختند. آنها هم‌چنین دو راسته بازار احداث کردند. معین‌التجار نیز به پیروی از آن‌ها یک راسته بازار احداث کرد.[۲۹] بدین ترتیب در آستانه جنگ جهانی اول (۱۹۱۴. م) بندر ناصری باعث گسترش روستای اهواز شد و کار به جایی رسید که در سال ۱۳۰۳. ش (۱۹۲۵. م) بندر ناصری به عنوان مرکز استان انتخاب شد و در شهریورماه ۱۳۱۴. ش نام آن به شهر اهواز تغییر یافت.[۳۰][۳۱]

اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پرآب کارون واقع شده‌است. در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پرجمعیتی مانند کمپلو، کوی علوی و محله‌های نو ساز نظیر گلستان، کیانپارس و کیان‌آباد قرار دارند. امانیه و فلکه ساعت کوی اداری-تجاری و هستهٔ مرکزی قسمت غربی را تشکیل می‌دهند. قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده، خیابان‌های نادری (سلمان فارسی) و امام خمینی (پهلوی سابق) و آزادگان (۲۴متری سابق یا رضا شاه کبیر سابق) و شریعتی (۳۰ متری سابق) و باغ شیخ (ادهم) مرکز قسمت شرقی شهر هستند و همچنین محله‌های معروف پادادشهر، آریاشهر، باهنر، رسالت، منبع آب، کوروش، زیتون کارمندی، شهرک نفت در این قسمت از شهر واقع‌اند.

در حال حاضر پروژه‌های عمرانی بزرگی در اهواز در دست احداث می‌باشد که با افتتاح آنها چهرهٔ شهر و وضعیت حمل و نقل شهری دگرگون خواهد شد. مهم‌ترین این پروژه‌ها اتوبان کمربندی اهواز، پل هشتم کارون، پروژه پارک آبی[۳۲] و مترو می‌باشند.

تیم‌های فوتبال فولاد خوزستان و استقلال اهواز از جمله تیمهای مطرح در صحنهٔ فوتبال معاصر هستند.

نخستین چاه نفت در اهواز
در سال ۱۲۹۱ خورشیدی نخستین چاه نفت در نزدیکی اهواز کنده شده و این چنین شرکت ملی نفت به صورت گسترده به ساخت و ساز در این شهر پرداخت. شرکت نفت در سال ۱۲۹۹ خورشیدی یک کمپ در «کمپلو» کنونی ایجاد کرد و نخستین ساختمان شرکت نفت در سال ۱۳۰۵ در اهواز ساخته شد.

جنگ مردم اهواز و عثمانی‌ها با انگلستان
در سال ۱۲۹۴ بین مردم عرب خوزستان و انگلیس جنگی رخ داد[۳۳] که این جنگ در دو مرحله صورت گرفت مرحله اول جنگ مردم عرب خوزستان با اسلحه سرد بود که منجر به شکست انگلیس شد. در مرحله دوم انگلیس با اسلحه گرم سنگین روبروی مردم عرب خوزستان قرار گرفت اما اسلحه مردم عرب تغیری نکرد وبا همان اسلحه‌های سرد با انگلیس روبرو شدند که منجر به کشته شدن صدها نفر از مردم عرب شد، مزار این کشته شدگان در ۱۰ کیلومتری اهواز _ سوسنگرد (المنیور) قرار دارد.[۳۴] از معروفترین شخصیتهای این جنگ حاج سبهان و همچنین عاصی الشرهان که از شیوخ بنی طرف می‌باشند. این جنگ به جنگ جهاد مشهور است. در جریان جنگ جهانی اول علمای نجف من‌جمله «محمدکاظم طباطبایی یزدی» که مرجع تقلید عالم تشیع بود به منظور جلوگیری از تهاجم انگلیس به کشورهای اسلامی و تجهیز قوای مسلمان فتوای جهاد علیه قوای مهاجم را صادر کردن{و من ابطال واقعة الجهاد هم: الشیخ عاصی بن شرهان و الشیخ مطلب بن سبهان و الشیخ صدام بن زایر علی و علی بن عباس و الشیخ عوفی بن مهاوی و الشیخ خزعل بن کاظم من رؤساء بنی طرف و السید عنایه الشوکی و الشیخ عنایه بن ماجد شیخ عشائر الباویه و الشیخ قاسم علی شیخ عشائر الزرگان و الشیخ ازباری شیخ عشیره بنی ساله }

پس از ابلاغ فتوا عشایر عرب خوزستان من‌جمله دشت آزادگان از مناطق سوسنگرد، بستان، حمیدیه، هویزه و روستاهای اطراف به سوی اهواز به حرکت درآمدند و پس از تقریباً ۵۰ کیلومتر پیاده‌روی در دشتی بین اهواز و حمیدیه برابر قشون انگلیس صف‌آرایی کردند. بسیاری از طوایف دشت‌آزادگان در این جنگ حضور داشتند.[۳۵] نیروهای انگلیس از چندین لشکر مجهز به توپخانه و سلاح سنگین تشکیل شده بودند و «ویلسون» یکی از قوای انگلیسی با همکاری شخصی بنام «کوکی» به شعیبه و بصره و خرمشهر به اهواز آمد و در آنجا متمرکز شد. ویلسون، نخست نامه‌ای به عشایر منطقه دشت‌آزادگان نوشته، و اعلام کرد که قشون انگلیس هیچگونه دشمنی با آنها ندارند لذا آنان نیز به نوبه خود اجازه دهند لشکریان بریتانیا به راه خود ادامه دهند. عشایر خوزستانی در اهواز با رد پیشنهاد انگلیس به ویلسون نوشتند که به هیچ وجه اجازه عبور به قوای انگلیس را نخواهد داد و برای جنگ با لشکریان ویلسون به خط اول جبهه آمدند. سلاح عشایر مناطق در این جنگ «تفنگ»، «فاله»، «چماق قیری» (مگوار) نیزه و شمشیر بوده‌است.

نیروهای انگلیس پس از دریافت پاسخ عشایر از اهواز به طرف تپه‌های منیور در غرب اهواز به حرکت درآمدند و برای جنگ با عشایر آماده شدند. عشایر با سردادن شعارهای اسلامی خود را برای کشته‌شدن آماده ساخته بودند. با توجه به برتری ارتش انگلیس و عدم امکانات جنگی عشایر، به افراد تحت فرماندهی خویش دستور دادند که با یورش شبانه خود به انگلیسی‌ها اجازه استفاده از توپخانه و سلاح سنگین را ندهند. در این زمان نیروهای عثمانی به کمک نیروهای خوزستان آمدند. در این نبرد یاری بین عشایر عرب و ترک مشهود بود. سید «طاهر هاشمی آل مهدی» بزرگ عشیره سادات آل‌مهدی، آخرین رزمنده دفاع عشایر عرب خوزستان در برابر قوای انگلیسی بود که تیرماه سال ۱۳۸۹ در سن ۱۱۲ سالگی بر اثر کهولت سن، دارفانی را وداع گفت.[۳۶][۳۷] در اهواز بارها سالگرد این جنگ کورد تقدیر قرار می‌گیرد و در نود و پنجمین مراسم سالگرد آن با حضور ۴۰ خبرگزاری داخلی و خارجی جهت پوشش خبری این مراسم و انعکاس آن دعوت به عمل آمده بود. تجمع بزرگ عشایر عرب خوزستان در محل یادمان عشایر عرب خوزستان در ۱۵ کیلومتری غرب اهواز پشت روستای گمبوعه با حضور علما، مسئولین کشوری و استانی و عشایر خوزستان برگزار شد. در این مراسم امام جمعه اهواز گفت مردم خوزستان با انگلیسی‌ها را در سه محور غرب، شمال اهواز و شهرستان شادگان شرکت داشتند و اظهار داشت: درگیری اول در حد فاصل اهواز و حمیدیه با شرکت طوایف بنی طرف، سواری، عچرش ودغاغله بنی سالم، سواعد و... رخ داد که حماسه المنیور را رقم زد. محور دوم درگیری در شمال اهواز به فرماندهی سید عنایه آلبوشوکه و با حضور طوایف زرگان، باوی، حمیدی، نواصر، سلامات و در یک عملیات پارتیزانی به انفجار لوله‌های نفت شرکت انگلیسی منتهی شد و سومین محور عملیات در منطقه شادگان توسط طوایف بنی کعب و دیگر عشایر فهیم منطقه به فرماندهی سیدجابر آلبوشوکه و الوان کعبی علیه نیروهای اشغالگر انجام شد.[۳۸][۳۹]

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2



شهرداری اهواز / وجه تسمیه و تاریخ اهواز
- وجه تسميه اهواز
برخي ازمورخين قديم، تاريخ بناي اهواز رامربوط به ابتداي دوره ساسانيان واز اقدامات « اردشير بابکان» بنيانگذار اين سلسله دانسته وبرخي نيز آن را ازشهرهاي دوره ايلامي دانسته اندکه توسط اردشير فقط بازسازي شد.عده اي  از مورخين متاخر عنوان نموده اند نام اهواز در دوران باستان(اوکسين) بوده است، درصورتي که بنابر نظر     برخي مورخان اوکسي(Uxi) واوکسيان(Uxian) يوناني شده کلمه(اووج) و (خوز) بوده و اوکسي ها يا همان خوزي ها ساکنين سرزمين خوزستان بوده اند و اين شهر در دوره ايلاميان(تاريانا) (Tareiana) خوانده مي شد. در طول تاريخ شهر اهواز داراي نام هاي متعددي بوده به طوري که (اگي نيز) يوناني شده نام اين شهر است. شهررام، يارام شهر هرمزاردشير، هوزمسير، هرمشير، هومشير، هوجستان واجار، اخواز، سوق الاهواز، خزعليه، ناصريه و... از جمله نام هايي است که برآن نهاده شده است.
حمزه اصفهاني درباره اهواز مي نويسد« هرمز اردشير نام دوشهر است، چون اردشير آن ها رابنا نهاد هريکي را به نام مرکب از نام خود ونام خداي بناميد. آن گاه بزرگان واشراف رادر يکي جاي داد وکسبه وبازاريان را در ديگري. لذا شهر بازاريان به هوجستان واجار معروف شد وعرب معرب نموده، سوق الاهواز خواندند ونام شهر ديگر راهم به عربي هرمشير گفتند وهنگام فتح خوزستان توسط اعراب شهر بزرگان خراب شد وجاي بازاريان بماند.»
ياقوت حموي نيز مي گويد، اهواز جمع (هوز) است وآن در اصل (حوز) بوده است.
بر اساس اطلاعات وآثاربه جاي مانده شهر اهواز درقرون نخستين اسلامي از بزرگ ترين وآبادترين شهرهاي خوزستان بوده وچنان که از نوشته هاي همداني مورخ قرن سوم هجري قمري به دست مي آيد، در حدود پنجاه هزار خانواده در اين شهر سکونت داشته اند.
شهر اهواز به وسيله نهري به نام(شاهجرد) که در بالاي سد اهواز از کارون جدا مي شد، به دو محله تقسيم مي گرديد و پلي به نام (پل هنوان) بر روي آن احداث شده بود که دو بخش را به هم وصل مي کرد. محله غربي که بين رودخانه و نهر مذکور واقع شده بود، (جزيره) نام داشت ومحله دوم به نام (مدينه) در شرق نهر قرار داشت. بخش مدينه            بزرگ تر از بخش جزيره وداراي بازارهاي بزرگ بود ومسجد جامع شهر نيز در اين قسمت واقع شده بود.
علارغم رونق وشکوه چندين قرنه اين شهر، به دليل درگيري هاي فراواني که از قرن سوم تا پنجم هجري قمري در خوزستان رخ داد و به دليل آنکه کانون بسياري از وقايع مانند حملات زنگيان، صفاريان، ديلميان و... بود و       اين درگيري ها نا امني و چپاول هاي مکرر شهر را به دنبال داشت، براي مدتي حدود هشتصد سال از مرکزيت استان افتاد و اين رونق و مرکزيت به شهر شوشتر انتقال يافت. البته شکسته شدن سد اهواز، زلزله هاي متعدد و بيماريي مانند وبا و طاعون نيز که چندين بار موجب مهاجرت مردم از اهواز شد در اين ويراني وبيرونقي موثربوده است.        بنابر برخي روايات تاريخي علي رغم اينکه تا قرن پنجم هجري قمري، هفتاد وهفت شهر در خوزستان زير نظر اهواز          به عنوان مرکز اين ايالت قرار داشت، امابه مرور از اين زمان به بعد شهر تبديل به روستايي کوچک مي شود و       اين وضعيت تا سال 1303 هجري شمسي ادامه پيدا کرد.
 
§   دوره امويان و عباسيان:
 
در زمان خلافت عمر اکثر مردم به جز اقليت هاي صابئي ومسيحي مسلمان شدند. در روزگاري که خلفاي اموي وعباسي قدرت وچيرگي داشتند اهواز منبع ماليات هاي نقدي و جنسي  بود وهرگاه دستگاه خلافت دست خوش آشفتگي مي شد، اين شهر ميدان کارزار رقيبان ومخالفان وعرصه قتل عام وغارت وانواع ستمگري مي گرديد. به عنوان مثال در زمان خلافت (مهتدي عباسي) بردگان سياه آفريقايي که از بازار برده فروشي زنگار خريداري مي شدند وبه همين نام هم شهرت داشتند قيام نمودند ودر جنگ وگريز پانزده ساله خود، برخي از نواحي خلافت عباسي را تحت تصرف درآوردند. و در رمضان سال256 هجري قمري وارد اهواز شدند. ابن اثير در اين باره مي نويسد:« زنگيان چون به اهواز رسيدند همه مردمان وسپاهيان از هراس ايشان مي گريختند وجز اندکي نماندند. پس به شهر درآمدند وآن را در هم کوبيدند.»
از ديگر رويدادهاي مهم تاريخي اين دوران فتح اهواز توسط يعقوب ليث صفاري سر سلاله صفاريان و باز پس گيري شهر قارت شده از زنگيان است.
 
§   دوره آل زيار وآل بويه:
 
مردآويج پسر زيار و طلايه دار سلسله آل زيار(433-316 ه ق) پس از تسخير مناطق طبرستان، همدان، قم، کاشان واصفهان، لشکريان خليفه را در اهواز شکست داد وقلمرو خود را هم مرز با قلمرو خليفه نمود.
در زمان آل بويه، به دليل تمايل وتوجه ايشان به مسايل فرهنگي، مذهبي و آباداني سرزمين هاي تحت سيطره اشان، اهواز مورد توجه قرار گرفت وپل قديمي(هندوان) که بر رودخانه کارون قرار داشت و تنها مسجد شهر که مشرف بر رود بود به زيبايي بازسازي شد. در اين دوره اهواز از نظر اقتصادي وتجاري چنان توسعه يافت که همراه با خراج سالانه آن که مبلغ بيست وپنج هزار درهم بود، هزار رطل شکر نيز که از نظر مرغوبيت ضرب المثل زمان خود بود براي سلطان فرستاده مي شد.
 
§   دوره مغولان و تيموريان:
 
مغولها در سال 616هجري قمري به ايران حمله کردند و چهل سال بعد در سال656 هجري قمري خوزستان توسط جانشينان چنگيز فتح شد اما به علت بي رونقي و ويراني اهواز از قرن پنجم هجري، شهر در معادلات سياسي، اجتماعي اين دوره نقش موثري نداشته است واين روند تا حدود هشت قرن بعد ادامه يافت.
 
§   دوره قاجاريه:
 
در ابتداي کار قاجاريه، خوزستان به چند بخش تقسيم شده بود.شهر هاي شوشتر، بهبهان، دزفول و.. و قبايل عرب هرکدام با حاکمي مستقل وبه دور از پذيرش حکومت آقامحمدخان قاجار به سرمي بردند. اما پس از مرگ        آقا محمدخان و روي کارآمدن فتحعلي شاه، خوزستان به دوبخش تقسيم شد، بخش شمال وغرب شامل شوشتر، دزفول و هويزه جزو کرمانشاهان شد و بخش جنوب و شرق شامل رامهرمز، فلاحيه (شادگان) و هنديجان جزو فارس گرديد.
پس از وقوع جنگ جهاني اول(1293 هجري شمسي) و علي رغم اعلام بي طرفي دولت ايران، ارتش متفقين(انگليس و روسيه) از شمال وجنوب کشور را اشغال کرده و کشتي هاي انگليسي در کارون لنگر انداختند. و در سال1293 هجري شمسي شهرهاي آبادان، خرمشهر و اهواز را اشغال کردند. با اشغال اهواز انگليسي ها در منطقه امانيه فعلي اردوگاه نظامي برپاساختند و در دي ماه 1293 هجري شمسي دو گردان ارتش عثماني براي کمک به عشايرخوزستان درپانزده کيلومتري غرب اهواز(ميدان جهاد، غدير يا تپه المنيور، بين اهواز وحميديه) مستقر واردوگاه خود رابرپاساختندو در اسفند همان سال ارتش انگليس با همراهي طرفداران شيخ خزعل به سوي منطقه غدير حرکت نموده و جنگ آغازشد. سرانجام نيروهاي ترک عثماني به خاطررسيدن دستور عقب نشيني از طرف فرماندهي کل عثماني و نياز به آنها درجبهه ديگر، در فروردين1294 هجري شمسي اهواز را ترک کردند وعشاير عرب نيز به خاطر نداشتن امکانات جنگي وتسحيلات نظامي مدرن وعدم رهبري واحد، دست از ادامه مبارزه برداشته وبه خانه هاي خود بازگشتند.سپس سران عشاير مورد تعقيب و انتقام سخت ارتش روس وشيخ خزعل قرار گرفتند.
 
§   بندر ناصريه وتولد دوباره اهواز:
 
در آغاز حکومت ناصرالدين شاه قاجار وضعيت عمومي اهواز رضايت بخش نبود تا اينکه با آزاد شدن کشتي راني در کارون براي کشورهاي خارجي در سال1306هجري قمري(1266 هجري شمسي) نخستين سنگ بناي اهواز نوين گذاشته شد. البته از همان ابتدا به دليل نفوذ انگلستان درخليج فارس وانحصار بازارتجاري اين حوزه در واقع تنها بهره بردار اين امتياز بود.
علارغم عمق وعرض مناسب کارون براي کشتي راني به دليل وجودصخره هاي طبيعي موجود در رودخانه وآثار برجاي مانده از سد اهواز، ادامه حرکت کشتي ها به طرف شوشتر با مانع روبرو بود لذا کالاها قبل از مانع مذکور از کشتي تخليه شده و با ايجاد ريل آهن و انتقال آنها به مکاني بالاتر از سد، به وسيله کشتي هاي ديگربه سوي شوشتر روانه مي شدند. در اين زمان حاج معين بوشهري معروف به معين التجار شرکتي به نام(شرکت ناصري) براي  کشتي راني درکارون تاسيس کرد. اما سرانجام فعاليت کشتي راني ناصري و انگليس با ايجاد راه آهن وراه شوسه   و پيدايش صنعت نفت وتوسعه کشتي راني در زمان پهلوي اول پايان يافت. از سوي ديگر به هم خوردن اوضاع اجتماعي شهرهاي شوشتر ودزفول وشروع درگيري هاي داخلي درآن مناطق، باعث شد مردم، تجار وبازرگانان اين شهرها براي حفظ سرمايه خود متوجه شهر ناصري شوند. دولت نيز براي حفظ امنيت تجارت در کنار رودخانه پادگان و بندري بنا نمود که به بندر ناصري شهرت يافت. بسته شدن پل ارتباطي تجارت شمال کشور در اثر جنگ جهاني اول و به تبع آن رونق بازرگاني درجنوب عامل ديگري در رونق ورشد سريع شهربود. با گسترش شهر برخي از مردم نيکوکار نيز براي آباداني آن اقدامات مفيدي انجام دادند. از جمله حاج محمد تقي دولتي از بنيانگذاران شهر با مشارکت ميرزا جلال موقر براي رفع مشکل کم آبي، شهر را لوله کشي کرده وماشين هاي مورد نياز را وارد نمودند. باکشف ذخاير نفتي درخرداد1287 شمسي در مسجد سليمان، گام دوم براي خروج اهواز از بن بست چندين قرنه سياسي- اقتصادي برداشته شد و با توجه دولت مرکزي اهواز به عنوان يک شهر اداري وبوروکراتيک حيات دوباره خود را آغاز کرد.
در سال1303 شمسي به دستور رضاشاه شهر ناصري به عنوان مرکز خوزستان اعلام و در شهريور 1314 به موجب تصويب هيئت وزيران نام بندر ناصري به اهواز(نام باستاني شهر) تغيير يافت و به عنوان مرکز استان ششم اعلام ومجدداً والي نشين خوزستان گرديد.
با آغاز جنگ جهاني دوم در سال1939 ميلادي و تاخت و تاز نيروهاي شوروي از شمال و انگلستان از جنوب، اهواز   به شدت دچار قحطي و کمبود آرد ونان شد و درسال1320 هجري شمسي با پيروزي ارتش انگليس بر لشکر ايران   اهواز به تصرف انگلستان درآمد.
 
§   انقلاب اسلامي:
 
به دنبال وقايع سال1342 هجري شمسي ، مردم اهواز همگام و همدل با ساير مردم ايران وارد مبارزه برضد رژيم پهلوي شدند و در روند پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي نقش قابل توجهي را برعهده گرفتند. به دنبال کشتار     بي رحمانه مردم تبريز و پس از سخنراني حجت الاسلام هادي غفاري در مورد وقايع قم وتبريز وشهادت سيد مصطفي خميني، قيام مردم انقلابي به اوج رسيد و در اين زمان طي درگيري هاي خياباني مردم با نيروهاي نظامي رژيم شهر اهواز اولين شهيد خود به نام (محمد تقي کتانباف) را تقديم انقلاب نمود.
 
§   جنگ در اهواز:
 
از اولين روزهاي شروع جنگ تحميلي در 31شهريور1359 ، شهر اهواز در زير آتش مستقيم ارتش عراق قرارگرفت و خسارات سنگيني برآن وارد آمد.
در 7مهر 1359 با ورود ارتش متجاوزعراق به حميديه و پيش بيني احتمال خطر اشغال اهواز، رزمندگان اسلام به منظور دفاع وجلوگيري ازپيشروي ارتش عراق دربالاي تپه هاي فولي آباد درنزديکي پادگان شهيد غلامي در جاده اهواز – سوسنگرد مستقر شدند ولي ارتش عراق تنها توانست تا منطقه دب حردان در20کيلومتري جاده اهواز- خرمشهر پيشروي کند و بامقاومت مردم ونيروهاي مسلح مجبور به عقب نشيني شد. به همين مناسبت يک سکوي تانک و  ستون يادمان توسط بنياد حفظ ارزش هاي دفاع مقدس در محل مذکور نصب شده است.
 بيمارستان شهيد بقايي واقع در انتهاي منطقه گلستان و معراج شهدا در منطقه نورد، ازمناطق مهم و فراموش ناشدني هشت سال دفاع مقدس اند.کانال سلمان در نزديکي مقرپليس راه اهواز براي حفاظت از شهر  و آموزش هاي نظامي احداث شد.آثار تخريب شده پادگان حميد در29کيلومتري جاده اهواز- خرمشهرکه از اوايل جنگ تحميلي به اشغال ارتش بعث عراق درآمده بودو در ارديبهشت1361 به هنگام عقب نشيني نيروهاي متجاوز عراق به طور کامل منهدم گرديد،جاده صاحب الزمان(عج) در29کيلومتري مسيراهواز-خرمشهر و  واگن هاي منهدم شده قطار درکيلومتر40اين جاده از ديگر نشانه هاي هجوم دشمن بعثي به قصد اشغال شهرشهيد پرور اهواز است.
اهواز در نشيب و فراز چندين هزارساله خود درعرصه هاي مختلف علمي و فرهنگي و در راه حفظ حريم سرزمين پاک ايران و ترويج دين مبين اسلام به نحو شايسته اداي دين نموده است.هشت سال دفاع مقدس و تحمل صبورانه محروميت هاي شديد در طول جنگ تحميلي و پس ازآن در دوره سازندگي وآبادني، تنها در سايه همت عالي مردمان شريف اين آب وخاک ميسر بوده است. بزرگ انسانهايي که شقايق هاي خفته آنان در بهشت شهداي شهر،تا ابد نگين درخشاني است بر تارک ايران و اسلام. کلام امام خميني(ره) که فرمودند«خوزستان دين خود را به اسلام ادا نمود» نقطه عطفي است بر بيان داستان رشادتها ودلاوريهاي مردم پاک وخون گرم اين سرزمين.
همانطور که گفته شد اهواز در طول تاريخ ، تولدي چند باره داشته است و آنچه از اين گذر شکوهمند هزاران ساله به يادگارآورده، فرهنگي است غني و يادگارهايي کوچک برجاي مانده از قرن اخير.

http://www.ahwaz.ir/Default.aspx?tabid=1829
    




گروه تاریخ خوزستان / تاریخچه شهر اهواز

چکیده:
سلسله نوشتار آشنایی با مکان های تاریخی خوزستان با دو مقاله در مورد شهر باستانی جندی شاپور و آرامگاه دانیال نبی در شوش پی گرفته شد. سومین نوشته از این دست در رابطه با شهر اهواز می باشد که با همه نواقصی که دارد می تواند دست کم عده ای را با پیشینیه تاریخی و آثار باستانی این شهر آشنا نماید.

کلید واژه ها:اهواز،هرمزاردشیر،خوز،سوق الاهواز

 پیش گفتار:
چندی پیش خبری منتشر شد مبنی براین که در منطقه ی دروازه اهواز در حین حفاری مسیر قطار شهری در عمق دوازده متری زمین آثاری از شهر باستانی هرمز اردشیر یافت شده است.این آثار بنا به گفته برخی آگاهان در سال 1310 هجری شمسی توسط باستان شناس بزرگ خوزستانی پروفسور عزت الله نگهبان شناسایی وبا شماره 43 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این امر انگیزه ای شد تا مختصری از تاریخ پر فراز و نشیب این شهر باستانی جهت آگاهی خوانندگان نگاشته شود.باشد که نسبت به میراث نیاکان خویش با دیده احترام بنگریم.

مقدمه:
همان طور که در نوشته های پیشین ذکر شد خوزستان به عنوان یکی از مناطق باستانی و متمدن ایران از پیشینه ای غنی برخوردار است. در این میان شهر اهواز طی زمان های طولانی یکی از محور های مهم اقتصادی و سیاسی و اجتماعی این استان بوده است. بطوری که از دوران باستان تا قرن پنجم هجری این شهربه عنوان یکی از مناطق پر افت و خیز به لحاظ سیاسی و اقتصادی مطرح بوده است. وجود رودخانه کارون و زمینهای حاصل خیز که بوسیله این رودخانه آبیاری می شد و همچنین محل درگیری و برخورد آراءِ و افکار فرقه های گوناگون و سکونت اقوام متعدد از شاخصه های اهمیت همه جانبه این شهر بوده است. اگر چه برای مدتیّ این شهر رو به ویرانی گذاشت امّا در دوران معاصر بدلایل متعدد رونق این شهر تجدید شد که در این نوشتار به علل فراز و فرود آن پرداخته خواهد شد.

 جغرافیای شهرستان اهواز:
شهرستان اهواز با مساحت 7/7924 کیلومتر مربع در جنوب غربی ایران واقع شده و مرکز استان خوزستان است. حدود آن به ترتیب عبارت اند از شمال به شهرستان شوشتر، ازشرق به شهرستان رامهرمز، ازجنوب به شهرستان آبادان و خرمشهر و شادگان وازغرب به شهرستان سوسنگرد و ناحیه دشت آزادگان.

 وجه نامگذاری اهواز:
بطوریکه از منابع قدیم بر می آید نام اهواز از کلمه اواژ یا اواج ( uvaja) گرفته شده است. در کتیبه بیستون اواج و در کتیبه نقش رستم خواجا ذکر شده است. در ایام ساسانیان نام هرمشیر یا هرمزد اردشیر که مرکب از دو واژه هرمزو ارد شیر است بر این شهر اطلاق شده است. حمزه اصفهانی می نویسد:«هرمز اردشیر نام دو شهر است،چون اردشیر آنها را بنا نهاد هر یکی را به نامی مرکب از نام خود و نام خدای خود بنامید.آنگاه بزرگان و اشراف را در یکی جای داد و کسبه و بازاریان را در دیگری.لذا شهر بازاریان به هوجستان واجار(خوزستان بازار)معروف شد و عرب ترجمه به عربی نموده سوق الاهواز خواندند و نام شهر دیگر را مخفف کرده هرمشیر گفتند.» یا قوت بنقل از ابوزید آورده است که نام قدیم آن هرمزشهر است که هرمشیر شده است اعتماد السلطنه در کتاب مرآة البلدان اهواز را جمع هوز می داند که اصل آن حوز بوده،حا را بدل به ها نمودند. حوز به معنی حاصل نمودن و دارا شدن چیزی است.فرهنگ معین آن را به زبان پهلوی هوجستان واجار مینامد و معتقد است که خوز یا هوز نام قوم ساکن آن محل است و در ادامه می نویسد در پارسی باستان این ناحیه به نام اواجا یاد شده است. برخی اهواز را با شهر آگینیس که استرابون از آن نام برده است منطبق دانسته اند ولی احتمال دارداهواز در محل شهر قدیم تاریانا که نئار خوس نام برده بنا شده باشد. بطور کلی نامهای شهر رام(رام شهر)،هرمز اردشیر،هوزمسیر،هرمشیر،هومشیر،هوجستان واجار،اخواز،سوق الاهواز و ناصریه از نام های این شهر بوده است.
تاریخ بنا و بانی آن نامعلوم است.برخی بنای آن را به اردشیر بابکان نسبت می دهند و بعضی دیگر به پسرش شاپور اوّل. برخی نیز بنای اهواز را به سمیرامیس ملکه بابل نسبت می دهند. آثار بدست آمده نشان می دهد که این شهر از زمان ایلامیان باستان وجود داشته و بعد ها توسط حکومت های دیگر از جمله اشکانیان و ساسانیان بازسازی شده است.

 تقسیم بندی محلات اهواز قدیم:
اهواز قدیم بوسیله نهر شاهجرد(شاه کرد)به دو محله بزرگ تقسیم می شد. محله غربی که بین رودخانه و نهر واقع بود بنام جزیره و محله شرقی که در پای کوه ساخته شده بود و بیشتر بازار ها و مسجد جامع در آن واقع بود بنام مدینه شهرت داشتند. محله شرقی در زمان فتوحات اعراب مسلمان ویران شد ولی بخش غربی تا حدی سالم باقی ماند. نهر شاهجرد جوئی بزرگ بود که شهر را به دو قسمت شرقی-غربی تقسیم می نمود.بر روی این نهر پلی قرار داشت که بنام پل هندوان معروف بود و دو قسمت شهر را بهم پیوند می داد.مقدسی می گوید:«مسجدی با صفا درکنار آن پل بود که بر نهر اشراف داشت،عضدالدوله دیلمی مسجد و پل را خراب کرد و شهر را ازاول ساخت.»احتمال دارد مسجدی که از آن نام برده شده همان مقبره کنونی علی بن مهزیار اهوازی باشد. تعدادی از مورخین و جغرافی نویسان از دولاب هایی(چرخابها)یاد می کنند که آب نهر شاهجرد را از طریق قنات هایی به حوض های خانه ها و باغ های شهر وارد می کرد و آنها را ناعور می نامیدند. بنا بگفته برخی بزرگسالان اهوازی،محله ای در نزدیکی پل سیاه کنونی موسوم به چرخاب تا سال های اخیر وجود داشته و دولاب ها یا چرخاب ها نیز جهت گرداندن آسیاب ها بکار می رفته است. مقدسی در مورد تقسیم شهر می نویسد:«آبها در بالای شهر از هم جدا می شود و در پایین آن به هم می پیوندند و آن جایی است که کارشنان نامیده می شود.»احتمالاً نهر شاهجرد از نزدیکی های پل سیاه از رودخانه جدا می شده و به سمت جنوب غربی ادامه داشته تا به منطقه شکاره رسیده است. چرا  که «شکاره همان کارشنان است که شنان کاره و شکاره شده است» بعدها آثار این نهر به زبان عربی بحیره گفته می شد.شاید نام اُبّاره که بخش هایی از آن بین خیابان زند کنونی و خیابان پل پنجم تا سال های اخیر موجود بود برگرفته ازهمان نهر شاهجرد بوده است.

 توصیف جمعیت و آب و هوا:
دورانی که اهواز رونق داشته ،(قرون نخستین هجری) جمعیت آن طبق گفته برخی آگاهان حدود پنجاه هزار خانوار بوده است که بطور تقریبی بیش از دویست هزار نفر می شد.درمورد آب و هوای این شهر بیشتر جغرافیا نویسان به بدی یاد کرده اند. مقدسی می گوید:هوای آن در شب چسبناک و در روز سوزنده است.پیوسته منتظر باد شمال اند و از باد جنوب ترسناک...زمستان آن خوب است و همچنان پاییز آن اگر مگس نداشت و بهار آن اگر کیک هایی نداشت که به گرگ ماند و با وجود این برای ضعفا از بابت لباس، آسایش است. احمدبن محمد همدانی پس از ذکر خصائل مردم اهواز و اظهار نظر منفی در مورد آنها،از وجود افعی و عقرب های جراره در خانه ها و معابر شهر خبر می دهد. وی زیاد بودن دمای هوا و وجود فاضلاب ها را در سطح شهر از عوامل بیماریهای خطرناک و مزمن در شهر می داند.صاحب کتاب حدود العالم که گویا د رفصل زمستان این منطقه را دیده از خرمی شهر اهواز و اینکه جایی خوشتر از آنجا دیده نشده است یاد می کند.در دوران قاجار که نجم الملک به اهواز آمده است هوای آنرا بهتر از سایر اجزاءِ خوزستان می داند و دمای هوا را در صبح نوروز دوازده درجه ذکر می کند.او بهار اهواز را به حدی گرم می داند که انسان از خوردن یک فنجان چای عاجز است.

 رونق اولیه شهر اهواز:
اهواز در دوران باستان تحت تاثیر عوامل متعدد از رونق همه جانبه برخوردار بوده است.وجود حکومت ایلام باستان ونفوذ وحضور اقوام آریایی و اهمیتی که پادشاهان هخامنشی،اشکانی و ساسانی به خوزستان می دادند موجب آبادی این سرزمین گردید.حاصل خیزی زمین ها وعبور رود کارون از کنار شهر باعث شد این شهر هم به لحاظ کشاورزی و هم تجاری از رونق خوبی برخوردار گردد.پس از فتح این شهر توسط اعراب مسلمان،اینجا نیز تحت تاثیر تحولات خلافت قرار گرفت.در زمان اموی و عباسی، به دلیل در آمد        سر شاری که نصیب خزانه خلافت می کرد به «سلّة الخبز»و«مجمع المال»معروف شد.جغرافی نویسان مسلمان عموماً از رونق اقتصادی و سود سر شار آن سخن گفته اند. آنان اگر چه از تفرقه های مذهبی مردم آنجا و یا از برخی خصلت های نا پسند یاد می کنند امّا معترفند که :«آنجا خزانه بصره و بارانداز فارس و اصفهان است و در آنجا قیصریه های نیکو و نان های پاکیزه و خورشت ها هست و خز و دیبای اطراف در آن گرد می آید و اموال از همه جا به آن حمل می شود و آن پناهگاه و راهگذر تجار است و نامور کشور ها و پایتخت های بزرگ است.» یکی از محصولات عمده کشاورزی از دوران باستان تا حدود قرن پنجم و ششم هجری در خوزستان و از جمله اهواز،نیشکر بوده است.این محصول پیشینۀ بسیار دیرینه ای در ایران داردبه طوری که در ادبیات ایرانی نیز منعکس شده است.«مگو شکرحکایت مختصر کن__ چو گفتی سوی خوزستان گذر کن» قنات های گلوگرد و نهر جوبند در شمال شوشتر و گتوند بدلیل انتقال آب جهت کشت نیشکر ساخته شده بود.در اهواز نیز چنین کاری صورت گرفته است.میرعبد اللطیف شوشتری در توصیف شهر اهواز می نویسد:«از بلاد عظیمۀ عالم و در خوزستان بلکه در ممالک دیگر هم به آن عظمت و بزرگی کمتر شهری دیده اند.تمام بیشه و جنگل و اراضی آن شکرستان بوده است و اماکنی که از برای ساختن شکر ساخته اند مثل حوض های بزرگ و سنگ آسیا ها و غیره،آنقدر در آن سرزمین بنظر می آید که عدد آنها را خدای داند و بس....»

 اوضاع اجتماعی اهواز:
تا جایی که ذکر شده است، در دوران پیش از اسلام مردم اهوازبه تجارت و کشاورزی مشغول بودند و حکومت های وقت نیز به شهر اهواز اهمّیت می دادند.در زمان خلفای راشدین خوزستان مستقیماً زیر نظر خلفا اداره می شد. در زمان عثمان،کارگزاران او عدالت اسلامی را نادیده گرفته و به تحقیر مسلمانان غیر عرب پرداختند که این امر تبعاً اهواز را هم در بر گرفته است.در زمان امام علی(ع)،اهواز یکی از پایگاه های خوارج بوده است.در زمان معاویه بسربن ابی ارطاة سردار خونریز معاویه حاکم خوزستان شد،در سال45ه زیادبن ابیه وپس از آن حجاج بن یوسف ثقفی به حکومت خوزستان رسیدند که عملکرد ضد انسانی این افراد چندان نیاز به توضیح ندارد.در زمان امویان و درمبارزه آنها با مخالفین از جمله(عباسیان وخوارج)در خوزستان و بویژه اهواز،توده های عظیم ایرانی و عرب بنام خوارج ازرقی(ازارقه)با هم متحد شده و اهواز یکی از پایگاه های ناراضیان شده بود.در زمان عباسیان هم این شهر سامان نیافت.در زمان منصور،مردم اهواز با مخالفان او متحد شدند ولی عوامل خلیفه با لشکر فراوان به اهواز تاختند و مردم را غارت کردند.در جنگ امین و مأمون(196ه)سپاهیان امین در اهواز شکست خوردند.بنابراین می توان پنداشت در زمان خلافت اموی و عباسی،اهواز از یک سو منبع تأمین مالیات های گوناگون برای خلافت بود و در زمان آشفتگی ها میدان کارزار رقیبان و عرصه قتل عام و غارت. بطور کلی زندگی اجتماعی مردم این شهر حداکثر تا قرن دوم هجری رنگ و رونقی نسبی داشت و از آن پس درگیر مشکلات متعددی شد که حیات اجتماعی و در نتیجه اقتصادی و فرهنگی را در معرض انحطاط قرار داد تا دو قرن بعد این شهر شاهد ویرانی خویش باشد.

ویرانی اهواز:
بیشتر محققین آغاز ویرانی این شهر را از قرن سوم هجری می دانند که اهواز عرصه تاخت و تاز گروه های سیاسی و نظامی مخالف حکومت عباسی شد.یکی از قیام های بزرگ بر علیه عباسیان،قیام موسوم به صاحب الزنج است که به رهبری علی بن محمد صورت گرفت.این قیام از نیمه قرن سوم ه آغاز و مدت 15 سال بطول انجامید. در طی این مجادلات اهواز نیز مورد تاخت و تاز قرار گرفت.ابن اثیر می نویسد:«زنگیان چون به اهواز رسیدند همه مردمان و سپاهیان از هراس ایشان گریختند و جز اندکی نماندند.پس به شهر در آمدند و آن را در هم کوبیدند.»در سال259بار دیگر آنها اهواز را تصرف کردندو پس از چندی از سپاهیان خلیفه شکست خوردند و از اهواز خارج شدند.مدتی بعد بار دیگر بر اهواز مسلط شدند و سرانجام در درگیری با سپاهیان یعقوب لیث صفاری،شهر را به آن ها واگذار کردند.گویا پس از این درگیری و شکست ها بود که خلفای عباسی دیگربه اهواز توجه چندانی نکردند و مردم را به خود واگذاشتند و مردم نیز از مجادلۀ با هم و ریختن خون یکدیگر دقیقه ای فرو گذار ننمودند.نتیجه این امر متفرق شدن مردم بود.در زمان آل بویه اهواز بار دیگر مورد توجه قرار گرفت و عضدالدوله دیلمی کارهای عمرانی زیادی را در این شهر انجام داد.اهواز در این دوران از نظر اقتصادی و تجاری چنان اهمیت یافت که همراه با خراج سالانه،بیست و پنج هزار درهم،هزار رطل(واحد وزن)شکر نیز که از نظر مرغوبیت ضرب المثل زمان خود بود برای سلطان فرستاده شد.در دورۀ مغول و تیموریان خوزستان برای مدتی میدان تاخت و تاز بود امّا اهواز بدلیل اینکه از قرن پنجم رو به ویرانی گذاشته بود،در معادلات سیاسی،اجتماعی این دوران نقش مؤثری نداشت.در زمان صفویه شهر اهواز جزء بخش غربی خوزستان و از محدودۀ حکومت امارت نشین حویزه بود که مرکز حکومت خاندان سادات مشعشعی بود. تذکره شوشتر در قرن دوازده هجری اشاره می کند که:«اکنون از عمارات آنجا قلعه ای موجود است....مشتمل بر چند خانوار رعیت دیم کار....هر آجرپاره ای به فنای دنیا اشاره ای و هر تخته سنگی لوح مزار آواره ای.»دیولافوادر سال 1884 م از اهواز دیدن کرده و آورده است که:« اکنون بیش از بیست الی سی خانه خراب ندارد با بیش از دویست نفر جمعیت که همه فقیر وبا نهایت تنگدستی زندگی می کنند.» لرد کرزن انگلیسی پنج سال بعد می نویسد:« قریه اهوازجدید در ساحل چپ رودخانه شامل آلونک های گلی و قلعه ای مستطیل کوچک در ساحل رودخانه است که در حال ویرانی است و تقریباًهفتصد نفر سکنه دارد.» این حاشیه نشینی اهواز کم و بیش تا اواسط دوران قاجار تداوم یافت. در زمان ناصرالدین شاه در درگیری های ایران و انگلیس در خرمشهر و خلیج فارس و شکست نیروهای ایران،اهواز پناهگاه سربازان فراری ایرانی بود. بنظر می رسد خراب شدن سد اهواز که از قرن ششم هجری بتدریج صورت گرفت و در نتیجه جوی های آب خشکید و مرکزیت به شوشتر منتقل شد از علل عمدۀ ویرانی شهر باشد.ضمن اینکه بدی آب و هوا و وجود جانوران موذی ،بیماری های وبا وطاعون را نیز نباید نادیده انگاشت،نجم الملک در زمان ناصر الدین شاه یکی از علل کم رونقی اهواز را عدم رضایت مردم از حکام دولتی می داند و اشاره می کند که:«رفتار صاحب منصبان دولتی بامردم مناسب نیست ولی در صورت رعایت عدالت...رضایت مردم جلب خواهد شد.» ابر است بر جای قمر _ زهر است بر جای شکر _ سنگ است بر جای گهر _ خار است برجای سمن.

رونق دوباره اهواز:
شاید بتوان آغاز رونق یابی مجدد اهوازرا از دوران ناصر الدین شاه دانست.شرح این موضوع بدین صورت است که پس از باز شدن کانال سوئز در سال 1869م ونزدیکی جنوب ایران به اروپا،آنها را به خیال توسعه نفوذ سیاسی و اقتصادی در این حدود انداخت.ناصر الدین شاه هم به خیال افتاد از این پیش آمد استفاده کند.لذا در ماه صفر1306ه.ق اعلانی مبنی بر آزادی کشتیرانی در کارون منتشر نمود و مردم ایران را به این کار تشویق نمود.حاج معین التجار بوشهری در همان سال شرکتی به نام شرکت ناصری برای کشتیرانی در کارون تأسیس کرد و شرکت انگلیسی لینچ و برادران نیز از دولت اجازه گرفت که در کارون کشتیرانی نماید ولی سد شکسته اهواز مانع بود که کشتی ها از خرمشهر مستقیماً به شوشتر بیایند.اولیاءِ این دو شرکت ناچار شدند در پایین اهواز که دهی عرب نشین بیش نبود انبارهایی بسازند که اموال وارده از خرمشهر را در آنها انبار کنند.سپس بوسیله بارکش ها به بخش شمالی  سد آورده و از آنجا بوسیله کشتی هایی که در هنگام طغیان سیل ازسد گذرانیده بودند به شوشتر حمل نمایند.تاریخ جغرافیایی خوزستان می نویسد:«درهمان سال در پایین سد خانه ها و انبارها و دکان ها ساخته شد و نظام السلطنه برای حفظ نظم و امنیت آنجا قلعه ای ساخت و آن قلعه اکنون محل اداره شهربانی اهواز است(محل کنونی کلانتری 13جنب باغ معین).پیدا شدن کارو حصول امنیت سبب شد که بسیاری از کسبه و تجار شوشتر و دزفول به اهواز روی آورند.حاج معین نیز بازارها و کاروان سراهایی بنا نمود و کم کم آنجا شهریتی بخود گرفته به مناسبت شرکت ناصری که به نام شاه مزبور تأسیس شده بود شهر_ناصری_نامیده شد.ظاهراً از آن زمان است که مو ضوع ساختن جاده اهواز به اصفهان مطرح شد.»وی می افزاید:«در دوره هرج و مرج(1325_1335ه.ق)(دوره مشروطیت)که شهر های شوشتر و دزفول و بهبهان در آتش جنگ های محلی می سوخت وهمه چیز مردم دستخوش غارت گری اشرار بود،کسبه و تجار به ناچار یطرف اهواز فرار اختیار کرده و در آنجا نشیمن ساختند و در هنگام جنگ انگلیس و عثمانی که راه تجارتی ایران و عراق بخوزستان افتاده بود این شهر مرکز صادرات وواردات  کالاهای داخله و خارجه واقع شد.تجارتخانه های بزرگ از ایرانیان و دیگران در آن افتتاح و شعب عدیده از بانک در آن تأسیس شد.در نتیجه روز به روز بر اهمیت آن افزوده شد.»در جنگ جهانی اوّل نیروهای اشغالگر انگلیس،اهواز را تصرف کردند.در مقابل آن ها واحد هایی از نیروهای نظامی عثمانی جهت مقابله با آنها و کمک به عشایر خوزستان در نزدیکی اهواز اردو زدند و واقعۀ المنیور یا جهاد رخ داد که منجر به پیروزی نیروهای ایرانی و ترک گردید و خاطره ای از مبارزات ضد استعماری درذهن مردم اهواز نقش بست.اعتبار یابی مجدد اهواز در واقع از زمانی شروع شد که این شهر در 1303ه.ش بدستوررضاشاه به عنوان مرکز استان خوزستان اعلام و سپس در شهریور1314بموجب تصویب نامۀ هیئت وزیران،نام بندر ناصری به نام باستانی اهواز تغییر یافت و پس از گذشت هشت قرن بار دیگر این شهر اعتبار سابق خود را بازیافته و مجدداً والی نشین خوزستان گردید.در طی این مدت شهر اهواز به دلایل گفته شده در مباحث پیشین و ورود نفت به عرصه اقتصاد کشورهمواره مورد توجه حکومت ها بوده است. اکنون نیز اهواز با داشتن صنایع نفت، صنایع فولاد،صنایع نیشکر،زمین های حاصل خیز،آب فراوان و مردمی خونگرم همچنان راه ترقی و پیشرفت را می پیماید.

نتیجه:
 نگارش سرگذشت یک شهر همانند سرگذشت یک فرد پر از فراز و نشیب است و انسان را به نا پایداری خوشی ها و لزوم هوشیاری در برابر خطر های گوناگون آگاه می کند.زمانی نجم الملک به اهواز سفر می کند و از وجود دخمه های تراشیده شده در کوه خبر می دهد که یادگاری از زردشتیان اهواز قبل از اسلام است و در آنجا استخوان های پوسیده و خرد شده را می یابد.زمانی دیگر نیز میرعبد اللطیف شوشتری خبر می دهد که در زمستان هنگام بارندگی و شستشوی زمین،افرادی که در این وادی جست و جو می کنند،بقدر مقسوم نقره یا طلا و دفینه می یابند.وی ادامه می دهد که پیر کهن سالی از مردم اهواز را در بصره دیدم که چند دانه اشرفی برای فروختن آورده بود.در یک طرف به خط کوفی شهادتین مرقوم و برروی دیگر دوراشرفی نام خلفای اربعه و در وسط القادر بالله عباسی ثبت بود.این همه آثار از بین رفته حکایت از اهمیت و عظمت این شهر دارد.زمانی نیز شهر اهواز وسلًةالخبز دستگاه خلا فت چنان پایمال سم اسب قدرت طلبان می گردد که قرن ها طول می کشد تا بار دیگر عظمت خود را بازیابد.اکنون که اهواز بعنوان مرکز استان زرخیز خوزستان در مسیر ترقی قرار گرفته است امید است شرایط بگونه ای فراهم شود تا ضمن احترام به دست آورد های گذشتگان و نیاکان نیک اندیش این مرز و بوم،در راه تداوم و سرعت بخشیدن به این فرایند پیشرفت،اتحاد و همدلی و ارادۀ استوار به فعلیت برسد.

    که باشد که پیوند سام سوار              نخواهد ز اهواز تا قندهار

منابع و مآخذ:

1.     اعتماد السلطنة ، مرآة البلدان،جلد اول،نشر اسفار،چاپ اول،1314

2.     نهچیری،عبدالحسین،جغرافیای تاریخی شهرها،سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی،چاپ دوم،1376

3.  افشار سیستانی، ایرج، خوزستان و تمدن دیرینه آن، جلد اول، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،چاپ اول ،بهار1373

4.     امام شوشتری، محمد علی،تاریخ جغرافیایی خوزستان،انتشارات امیر کبیر،چاپ اول،1331

5.     شوشتری،میر عبداللطیف خان،تحفة العالم و ذیل التحفه،کتابخانه طهوری،چاپ اول،تهران،1363

6.  لسترنج،گی، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی،ترجمه محمود عرفان،انتشارات علمی و فرهنگی،چاپ سوم،1367

7.     تقی زاده، محمد، تاریخ اهواز،موسسه هنری فرهنگی بشیر علم وادب،چاپ اول،1384

8.     نجم الملک،عبدالغفار،سفرنامه خوزستان،به کوشش محمد دبیر سیاقی،انتشارات علمی،چاپ دوم،1362

9.     بارون دوبد،سفرنامه لرستان و خوزستان،ترجمه محمد حسین آریا،انتشارات علمی و فرهنگی،چاپ اول،1371

10.                       اقتداری،احمد،خوزستان و کهگیلویه وممسنی،انجمن آثار و مفاخر فرهنگی(موسسه فرهنگی آیات)،چاپ دوم،1375

http://www.historygroupkh.blogfa.com/post-27.aspx



جغرافیا و اقلیم شهر اهواز

دانشنامه ویکی‌پدیا / جغرافیا و آب و هوای اهواز
بخش بزرگی از استان خوزستان جلگه‌است، و شهر اهواز نیز در بخش جلگه‌ای جای دارد، ولی کمبود شدید پوشش گیاهی سبب گرمی و خشکی اهواز شده و آن را در رده گرمترین مناطق ایران جای داده‌است. در زمستان سرما تا پنج درجه سانتیگراد کاهش و در تابستان تا پنجاه درجه سانتیگراد افزایش می‌یابد. البته از سال ۱۳۸۱ برنامه‌های سودمندی برای افزایش سرانه فضای سبز شهری در اهواز انجام شده که از آنها می‌توان به کاشت گونه کنوکارپوس که بومی فلوریدا است اشاره کرد.[۵۰]

آلودگی هوا
بر اساس آمار رسمی، اهواز پس از اصفهان و تهران، بیشترین آلودگی هوا را دارد. میزان آلودگی هوا در این شهر روزبه‌روز افزایش یافته و شدیدتر می‌شود. مهم‌ترین علت آلودگی هوای اهواز، گرد و غبار و حمل و نقل درون‌شهری است و دیگر عامل آلودگی‌ها گسترش افسارگسیخته بافت شهری و رسیدن آن به کارخانه‌هایی مانند ایران کربن و فولاد خوزستان می‌باشد.[۶۵].
بارها از طرف سازمانهای مختلف همچون سازمان حفاظت محیط زیست استان خوزستان اعلام شده که اهواز ۸ برابر بیش از حد مجاز آلوده‌است، به همین دلیل بیشتر پروازها لغو و مدارس و کودکستانهای این شهر تعطیل می‌شوند، برخی سازمانهای دولتی دلیل این گرد و غبار را آلودگی ناشی از گرد و غبار صحرای عربستان و جنوب عراق و همچنین نبود بارش باران و نبود پوشش گیاهی در برخی مناطق خوزستان دانسته‌اند. دامنهٔ گسترش این آلودگی به استان‌های ایلام، لرستان و برخی از شهرهای استان فارس و بوشهر نیز بروز کرده[۶۶].
بر اساس برنامه‌های سازمان محیط زیست، در صورت افزایش ۵۰۰ هکتاری پوشش گیاهی در شهر اهواز، و انجام پروژه کمربند سبز، بین چهار تا شش درجه از گرمای هوا در اهواز کاسته خواهد شد، و آلودگی هوا نیز تا حد چشمگیری پایین خواهد آمد. وانگهی از پاییز ۱۳۸۵ کل استان خوزستان درگیر پدیده توفان خاک شده‌است که زیان‌های مالی و جانی فراوانی به بار آورده‌است و گمان نمی‌رود با این برنامه‌ها بتوان آن را ناپدید یا کم نمود.[۵۰]
در سال ۲۰۱۱ بر پایه‌گذارش سازمان بهداشت جهانی شهر اهواز آلوده‌ترین شهر جهان شناخته شده‌است.[۶۷][۶۸]

رودخانه کارون
کارون که پرآب‌ترین و بزرگ‌ترین رودخانه ایران است از کوههای بختیاری سرچشمه گرفته واز میان اهواز عبور می‌کند. این رود با طول ۹۵۰ کیلومتر طولانی‌ترین رودی‌ست که تنها در داخل ایران قرار دارد و همچنین تنها رود ایران است که بخشی از آن قابل کشتیرانی است. همچنین آب آشامیدنی کلان‌شهر اهواز از رودخانه کارون تامین می‌شود.[۶۹]
پیچ و خم‌های موجود در سر راه این رود، خوزستان را به جلگه‌ای بی‌نظیر تبدیل کرده‌است. سدهای مختلفی بر روی این رودخانه ساخته شده‌اند که مهم‌ترین آنها، سدهای کارون ۱، کارون ۳، کارون ۴، مسجد سلیمان و در پایین‌تر، سدهای گتوند علیا و سد تنظیمی گتوند می‌باشند.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2#.D8.AC.D8.BA.D8.B1.D8.A7.D9.81.DB.8C.D8.A7_.D9.88_.D8.A2.D8.A8_.D9.88_.D9.87.D9.88.D8.A7


یک دوست / جغرافیا و اقلیم اهواز

جغرافیا و اقلیم
بخش بزرگی از استان خوزستان جلگه است، و شهر اهواز نیز در بخش جلگه ای جای دارد، ولی کمبود شدید پوشش گیاهی سبب گرمی و خشکی اهواز شده و آن را در رده گرمترین مناطق ایران جای داده است. در زمستان سرما تا پنج درجه سانتیگراد کاهش و در تابستان تا پنجاه درجه سانتیگراد افزایش می یابد.

جغرافیای طبیعی
شمال و شرق خوزستان را سلسله جبال زاگرس فرا گرفته است که ارتفاعات آن در جهت جنوب غربی کاهش می یابد، به طوری که در نواحی جنوبی تر به صورت تپه ماهورهایی نمایان می شود. استان خوزستان را از نظر پستی و بلندی می توان به دو منطقه کوهستانی و جلگه ای تقسیم کرد.

آب و هوای استپ، نواحی شمال دزفول، بهبهان، رامهرمز، شوشتر و شمال اهواز را در بر می گیرد. استان خوزستان تحت تأثیر سه نوع باد قرار دارد: اولین باد، جریان سرد نواحی کوهستانی و دومین باد (شرجی)، جریان گرم و رطوبتی از خلیج فارس است که به سوی جلگه می وزد. سومین باد یا باد سوم از عربستان می وزد و همیشه مقداری شن و خاک و رطوبت همراه دارد.

از نظر پستی و بلندی خوزستان را می توان به دو منطقه کوهستانی و جلگه ای تقسیم نمود. منطقه کوهستانی بطور عمده در شمال و شرق استان قرار گرفته و حدود دو پنجم مساحت کل استان را شامل می شود. از جمله کوه های این منطقه کوه چو، زردکوه، شاویش، آب بندان، مامازاد، کوه سیاه و کوه چال را نام برد.
خوزستان جز در برخی از مناطق کوهستانی شمالی و شرقی دارای اقلیم خشک و نیمه خشک است. متوسط بارندگی سالیانه در این استان حدود 266 میلیمتر و دوره بارندگی معمولا بین مهرماه تا اردیبهشت ماه است.

متوسط درجه حرارت در دوره گرما، که از اردیبهشت ماه آغاز شده و تا مهرماه ادامه دارد، حدود 31.2 درجه سانتیگراد و حداکثر آن گاهی به بیش از 50 درجه سانتیگراد نیز می رسد. در طول زمستان متوسط درجه حرارت حدود 14.9 درجه سانتیگراد و حداقل آن بندرت ممکن است به چند درجه زیر صفر نیز برسد.

منطقه جلگه ای در خوزستان از جنوب دزفول، مسجد سلیمان، رامهرمز و بهبهان آغاز شده تا کرانه های خلیج فارس و اروند رود ادامه دارد. این جلگه تقریباً دارای شیب کم است و در برخی از نقاط آن گنبدهای نمکی مربوط به دوران کامبرین وجود دارد که در شور کردن اراضی و آبها تاثیر عمده دارند. وسعت این منطقه تقریباً 65% مساحت کل استان می باشد.

استان خوزستان در مناطق کوهستانی و مرتفع تابستان های معتدل و زمستان های سرد و در نواحی کوهپایه ای آب و هوای نیمه بیابانی دارد. در نواحی پست و جلگه ای به طرف جنوب و جنوب شرقی خصوصیات آب و هوا از نیمه بیابانی به بیابانی کناره ای تبدیل می شود. زمستان های این ناحیه، کوتاه و معتدل و تابستان های آن طولانی و گرم است.

خوزستان تحت تأثیر سه نوع باد قرار دارد:
اول، جریان سرد نواحی کوهستانی که در زمستان به طرف خلیج فارس می وزد و هوای سردی را همراه می آورد.
دوم، بادهای ساحلی که گاهگاهی در تابستان از طرف خلیج فارس همراه با رطوبت زیاد و گرما به سوی جلگه ها می وزد و به باد شرجی معروف است.
سوم، بادی است که از طرف عربستان به نام "سموم " می وزد و همیشه مقداری غبار خاک و شن همراه دارد و هنگام عبور از روی خلیج فارس رطوبت زیادی را در خود ذخیره می کند.

http://www.1doost.com/posts/13551/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%D8%A8%D8%A7%20%D8%B4%D9%87%D8%B1%20%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2.htm

سیویلیکا / تغییر اقلیم و نقش عناصر جغرافیایی در آلوده ترین شهر جهان (اهواز)
نویسندگان: رحمان زندی، یوری پترویچ پریویدنسف

چکیده مقاله:
تغییر اقلیم یکی از مهمترین مسائل زیست محیطی می باشد که امروزه توجه بسیاری از محافل را به خود جلب کرده است. بمنظوربررسی و آشکار سازی تغییرات اقلیمی، بررسی تعدادی از عناصر اقلیمی، اولویت بیشتری نسبت به سایر عناصر دارند. در اینپژوهش با استفاده از شش عنصر اقلیمی شامل ( میانگین بارش سالانه، تعداد روزهای بارشی، تعداد روزهای ابری، میانگین دمای سالانه، تعداد روزهای همراه با طوفان های گرد و غبار و تعداد روزهای همراه با دید کمتر از 2000 متر) در طی یک دوره ی 49 ساله( 2005-1957 ) برای ایستگاه سینوپتیک اهواز، با استفاده از روشهای آماری به بررسی تغییرات اقلیمی پرداخته شد. مطالعه تغییرات میانگین سالانه ی درجه حرارت نشان می دهد که روند تغییرات درجه حرارت طی دوره چهل و نه ساله، یک 0 درجه سلسیوس می باشد. در مورد بارش نیز تغییرات میزان بارندگی سالانه مورد / روند افزایشی داشته و میزان این افزایش 85 بررسی قرارگرفت. بطوریکه بیشترین کاهش بارندگی مربوط به سال 1973 است که به عنوان خشک ترین وکم باران ترین سالدوره آماری می باشد. حداکثر میزان بارندگی مربوط به سال 1997 می باشد. تعداد روزهای بارشی و تعداد روزهای ابری نیز مورد بررسی قرار گرفت که نتایج نشان می دهد تعداد روزهای بارشی و تعداد روزهای ابری سیر نزولی را طی می کنند. تعداد روزهای همراه با طوفان های گرد و غبار و تعداد روزهای همراه با دید کمتر از 2000 متر مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاکی از رشد سریع و خط سیر صعود می باشد.
کلیدواژه‌ها:
تغییر اقلیم، عناصر اقلیمی، طوفان های گرد و غبار، روش های آماری، اهواز
لینک دسترسی به مقاله:
http://www.civilica.com/Paper-NATURE02-NATURE02_181=%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%AC%D8%BA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2.html

سامانه مدیریت نشریات علمی / تحلیل روند تغییرات دمایی شهرستان اهواز بر اساس شاخص های حدی
نویسندگان: علیرضا شکیب، عین الله خلیلی، آمنه دشت بزرگی

چکیده
در مطالعه حاضر بررسی و تحلیل روند تغییرات دمایی شهرستان اهواز(1964-2003) با استفاده از شش شاخص آستانه ای دما انجام گرفته است. این شاخص ها شامل شبهای سرد، روزهای سرد، شبهای گرم، روزهای گرم، روزهای تابستان و میزان اختلاف درجه حرارت می باشند.  نتایج بدست آمده در این تحقیق نشان می دهد شرایط اقلیمی اهواز نسبت به گذشته گرمتر شده است. تغییرات شاخص های شبهای سرد و روزهای سرد روند کاهشی چشمگیری را نشان می دهد.  شاخص های روزهای گرم، شبهای گرم و روزهای تابستان روند افزایشی داشته اند. شاخص اختلاف میزان درجه حرارت در طول دوره آماری40 ساله روند کاهشی شدیدی داشته است. در محاسبه پیش بینی مقادیر 10 سال آینده بر اساس مدلهای ARIMA ادامه روند گرمایشی اهواز مشاهده شده است. به طور کلی شرایط دما اهواز نسبت به گذشته دوره های گرمتری را تجربه کرده است این روند در مقادیر 10 سال آینده نیز قابل مشاهده است.

کلیدواژگان
روند؛ دما؛ شهرستان اهواز؛ شاخص های حدی

لینک سایت:
http://journals.iau.ir/article_522367_0.html

لینک دسترسی به مقاله:
http://journals.iau.ir/article_522367_50ff72c5cc19c5c3436d65564de72571.pdf



پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی / بهينه سازي جهت گيري بناهاي ساختماني در شهر اهواز بر اساس شرايط اقليمي
 
نویسندگان:  لشكري حسن, موزرمي سارا, سلكي هيوا, لطفي كوروش
 
چکیده:
شهر اهواز به دليل واقع شدن در يک موقعيت خاص جغرافيايي، شرايط توپوگرافي و سامانه هاي جوي موثر بر منطقه شرايط زيست اقليمي ويژه اي را به خود اختصاص داده است. به طوري که گرماي شديد مشکلات عديده اي را براي ساکنين اين شهر ايجاد مي کند، لذا لزوم بررسي شرايط اقليمي در رابطه با طراحي جهت استقرار ساختمان تلاشي براي کاستن مشکلات مربوطه است. در اين رابطه با استفاده از داده هاي هواشناسي سينوپتيک وضعيت زيست اقليمي شهر اهواز مورد بررسي قرار گرفت و نتايج زير حاصل شد:
بر اساس شاخص نياز حرارتي ساختماني مشخص گرديد صفر درصد از مواقع کل سال در اهواز نياز به گرمايش مکانيکي داريم و تنها 20.3 درصد از سال امکان بهره گيري از تابش آفتاب حاصل مي شود. حدود 10.4 از مواقع نيز آسايش در فضاهاي بسته وجود دارد و تنها 28.4 درصد از مواقع سال در ساختمان آسايش کامل را دارد و همچنين امکان بهره گيري از مصالح سنگين ساختماني 40.9 درصد از کل سال است. به منظور بهره گيري بهينه از شرايط اقليمي در ساختمان، موقعيت انواع مختلف ساختمان بر روي دياگرام مسير حرکت خورشيد بر اساس عرض جغرافيايي اهواز ترسيم و مشخص شد در اهواز جهت استقرار بهينه ساختمان جهت شمال شرقي با کشيدگي در راستاي شمالي-جنوبي مي باشد.
 
كليد واژه: اقليم و معماري، اهواز، جهت گيري ساختمان، ويژگي مصالح

لینک دسترسی به مقاله:
http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?ID=139468


خوزنیوز / نقش کلیدی رودخانه کارون در تعدیل اقلیم اهواز

عضو کمیته علمی کنفرانس ملی رودخانه کارون به نقش کلیدی رودخانه کارون در تعدیل اقلیم کلان شهر اهواز تاکید کرد.
محمد بافقی‌زاده عنوان‌كرد: با توجه به این‌که بیشتر تمدن‌های بشری در کنار رودخانه‌ها شکل گرفته‌اند، لذا نمی‌توان نقش و جایگاه رودخانه‌ها را در شکل‌گیری تمدن‌های بشری نادیده گرفت. شهر اهواز نیز از این قاعده مستثنی نیست و این شهر در ابتدا در شرق و غرب رودخانه کارون بنا شده و گسترش یافته است.

وی افزود: رودخانه‌ها به نوبه خود دارای مزایای فراوانی از جمله تامین آب شرب، کشتیرانی، صید و ماهی‌گیری، جذب توریست و فعالیت‌های ورزشی هستند. از دیگر جنبه‌های مهم یک رودخانه که معمولا نادیده گرفته می‌شود نقش و تاثیر آن در آب و هوای منطقه و شهر است. رودخانه به‌عنوان مهمترین منبع تامین‌کننده رطوبت یک شهر تلقی می‌شود که با انجام عمل تبخیر آب رودخانه و یا به‌طور کلی آب‌های سطحی و تامین رطوبت شهر و به‌دنبال آن ایجاد ابر و بارندگی، می‌توان شاهد تعدیل آب و هوای آن شهر بود زیرا بخار آب موجود در جو با جذب امواج تشعشعی با طول موج بلند، باعث کاهش اختلاف درجه حرارت و متعادل شدن دما می‌شود.
این عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور اهواز بیان‌کرد: وسعت و جمعیت زیاد کلان‌شهر اهواز از یک سو و واقع شدن در مسیر کمربند خشکی کره زمین و کمبود شدید پوشش گیاهی از سوی دیگر، این کلان‌شهر را در زمره گرم‌ترین مناطق ایران قرار داده است.
بافقی‌زاده اظهارکرد: موقعیت جغرافیایی شهر اهواز، واقع شدن در عرض جغرافیایی پایین، فعالیت‌های صنعتی، وجود ذخایر عظیم نفت و گاز و صنایع وابسته به آن‌ها از جمله پتروشیمی و فولاد، مهاجرت بی‌رویه به این شهر جهت اشتغال و به تبع آن افزایش ساخت و سازهای بی‌رویه شهری برای تامین مسکن و نیز افزایش تردد وسایل نقلیه و ورود گرد و غبارهای مهاجر از کشورهای همسایه، موجب انتشار مقدار زیادی مواد آلاینده مانند دود، مه و هواویزه در هوای شهر اهواز شده و بر آب و هوای شهر تاثیر گذاشته و در نهایت باعث ایجاد جزیره حرارتی شهری شده است.
وی تصریح‌کرد: جزیره حرارتی همانند چتری از هوا است که اغلب بر روی شهر به‌خصوص در مناطقی که ساختمان‌سازی بیشتر انجام گرفته است، گسترده شده و هرچه از مرکز شهر به‌سوی پیرامون برویم، درجه حرارت کاهش می‌یابد که گاهی ممکن است تفاوتی حدود 10 تا 15 درجه سانتیگراد را نشان دهد.
این عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور اهواز خاطرنشان‌کرد: این جزیره کوچک حرارتی باعث کاهش رطوبت نسبی هوای شهر، افزایش دما، افزایش مصرف انرژی جهت خنک کردن ساختمان‌ها و نیز ایجاد آلودگی در جو شده است. با توجه به عبور رودخانه کارون از مرکز شهر اهواز می‌توان به نقش بسیار تعیین‌کننده آن جهت کاهش اثر جزیره حرارتی و تعدیل درجه حرارت شهر اشاره کرد زیرا انجام عمل تبخیر آب رودخانه کارون منجر به تولید و افزایش رطوبت در هوای شهر شده و این رطوبت ایجاد شده باعث جذب گرما و در نتیجه کاهش میزان دمای جزیره حرارتی شهر می‌شود.

"کنفرانس ملی فرصت‌ها و پتانسیل‌های رودخانه کارون در توسعه شهرها و حومه هم مسیر" با هدف بررسی کیفیت آب و آلودگی رودخانه کارون، فرصت‌ها و پتانسیل‌های رودخانه کارون در طرح احیای 550 هزار هکتار از اراضی طرح کشاورزی مقام معظم رهبری و توسعه کشت و صنعت نیشکر، مدیریت فرصت‌ها و پتانسیل‌های رودخانه کارون در توسعه کشاورزی، صنعت و انرژی پایدار و ... (6 لغایت 8 اسفندماه 93) در اهواز برگزار می‌شود.
مرجع / ایسنا

http://www.khouznews.ir/fa/news/72106/%D9%86%D9%82%D8%B4-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B9%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2


جمعیت و اقوام شهر اهواز
دانشنامه ویکی‌پدیا / اقوام اهواز
اهواز یکی از کلانشهرهای ایران است، که در بخش مرکزی شهرستان اهواز قرار دارد و به‌عنوان مرکز استان خوزستان شناخته می‌شود. جمعیّت این شهر طبق آمار رسمی سال ۱۳۹۰ برابر 1,112,021 نفر می‌باشد، که به‌عنوان هفتمین شهر پرجمعیت ایران به‌شمار می‌آید.
اهواز سکونتگاه اقوام مختلفی است که از آن جمله می‌توان به عرب‌های ایرانو مردم بختیاری اشاره کرد. دانشنامه ایرانیکا و دانشنامه جهان اسلام این شهر را بخشی از قشلاق و سکونتگاه لرهای بختیاری معرفی می‌کنند. اقوام دیگری نیز در دوره‌های مختلف در این شهر ساکن بوده‌اند که از آن جمله می‌توان به کلیمیان اشاره کرد. جمعیت کلیمیان اهواز در قرون وسطی به سرعت رو به رشد بود به طوری که این شهر در دوران اشغال جنوب ایران به دست انگلستان یکی از مراکز صهیونیزم به شمار می‌آمد و از شهرهای دیگر یهودیان به این شهر مهاجرت می‌کردند. پس از ۱۹۴۸ میلادی بسیاری از کلیمیان مهاجرت کرده به اهواز به اسرائیل و تهران مهاجرت کردند سایر آنان نیز پس از انقلاب ۱۳۵۷ اهواز را ترک کردند به طوری که در اوایل سده ۲۱ کمتر از ۵ خانواده کلیمی در اهواز زندگی می‌کردند. یهودیان بیشتر در حرفه داروسازی فعالیت داشتند.
اهواز مرکز اقلیت دینی مندائیان در ایران است. اهواز یکی از اسقف‌نشین مسیحیان کاتولیک کلدانی است و شماری از آشوریان را در خود جای داده است. گروه کوچکی از سبایی‌ها نیز در اهواز زندگی می‌کنند که اکثرا در پیشه نقره‌کاری فعالیت دارند.
طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در اهواز به قرار زیر بود:
اقوام کلانشهر اهواز
قومیت    درصد
فارس    44.8
ترک    2.3
کرد    0.9
بختیاری    15.8
عرب    35.7
سایر    0.5


https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2


پایگاه مجلات تخصصی نور / آسیب شناسی مسائل قومی در ایران - مطالعه موردی عرب های ساکن شهرستان اهواز
نویسندگان: نواح،عبدالرضا؛ قیصری،نوراله؛ تقوی نسب،مجتبی

برای خواندن مقاله روی لینک زیر کلیک کنید:
http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/857945/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D9%82%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86---%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%B9%D8%B1%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2?q=%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2&score=168.2156&rownumber=2


چه کسانی می خواهند خوزستان را عربی معرفی کنند؟
علی عسکری
در اواخر دی ماه وقتی که جناب آقای روحانی رییس جمهور محترم کشور در سفر استانی خود به خوزستان در جمع مردم اهواز به زبان عربی حرف زد و فقط تنها به شهرهای عمدتا عرب نشین خوزستان سفر کرد بسیاری از دلسوزان کشور و نخبگان سیاسی استان خوزستان از ایشان انتقاد کردن و این سیاست اشتباه ایشان را مورد نقد و بررسی قرار دادن و به پیامدهای آن اشاره کرده و هشدار داده بودن که این گونه اعمال نسنجیده باعث بوجود آمدن قومیت گرایی و اختلاف بین اقوام محترم در خوزستان می شود.
اما خیلی زود این سیاست اشتباه و تبعیض آمیز آقای روحانی و هیئت همراهشان پیامد و نتیجه ی خودش را نشان داد و در بازی  فوتبال بین دو تیم فولاد خوزستان و الفتح عربستان(روز سه شنبه 6/12/1392) در رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا مسائلی پیش آمد که می شود گفت زنگ خطر تحرکات پان عربی و گرایشات قومی عربی و ضد ایرانی در خوزستان

به صدا در آمده است.به این شعار توجه کنید:

يا أهواز العربي جیب الكأس الذهبي

ای اهواز عربی جام طلا را بیاور

آیا اهواز عربی است؟؟؟آیا فقط در خوزستان و اهواز عربها زندگی می کنند؟؟؟براستی چه کسانی اصرار دارند که خوزستان و اهواز را عربی نشان دهند؟مگر می شود دیگر اقوام خوزستان و اهواز را نادیده گرفت؟

اما  مسئله ی دیگری هم که در این بازی وجود داشت و نباید از آن به سادگی گذشت حضور تعدادی از افراد با لباس عربی(دشداشه) و چفیه قرمز رنگ در بین تماشاگران بود.این اقدام تا الان در ورزشگاه های خوزستان و اهواز سابقه نداشته است. اما اینکه به یکباره تعدادی تماشاگر(حدود 200 نفر) با لباس عربی و چفیه قرمز به ورزشگاه بیایند آن هم در روزی که یک تیم ایرانی با یک تیم عربستانی بازی دارد بسیار شبهه برانگیز و قابل تامل است.چفیه قرمز رنگ،نماد وهابیت و سلفی گری است و به نظر می رسد که تفکر و ایدئولوژی شوم سلفی گری توانسته است در خوزستان نفوذ کند.سلفی به گروهی از مسلمانان تندروی اهل سنت گفته می شود.اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده از معروف ترین سلفی ها است.اما با در نظر گرفتن مجموع این اتفاقات به نظر می رسد که این اعمال نیز در راستای همان سیاست عربی نشان دادن اهواز بوده است وگرنه چرا در دیگر بازی های انجام شده در اهواز هرگز شاهد چنین اتفاقاتی نبوده ایم.

نخست این افراد در نیمه اول بازی در سکوهای روبرو و در ردیف پایین نشسته بودن تا کاملا در تصاویر تلویزیونی دیده شوند اما در نیمه دوم بازی دیگر از آن افراد خبری نبود و گویا به نقاط دیگر ورزشگاه منتقل شده بودن.همچنین زمزمه هایی شنیده می شود که گروهی از همین افراد دشداشه پوش در ابتدا و در دقایقی از بازی به تشویق تیم عربستانی پرداخته اند.که اگر چنین عملی اتفاق افتاده باشد جای بسی تاسف دارد.

پیش بینی این رخدادها،دیگر برای افراد عادی در خوزستان کار ساده ای است اما سوال اینجاست آیا نیروهای امنیتی استان از قبل اطلاع نداشتن و یا پیش بینی نکرده بودن که ممکن است این اتفاقات در ورزشگاه بیوفتد؟اینک نه تنها مردم خوزستان بلکه همه مردم ایران از تبلیغات وسیع وهابیت با پشتیبانی کشور عربستان در استان خوزستان آگاه هستند و به راحتی می شد پیش بینی کرد که ممکن است عده ای از مزدوران این کشور در ورزشگاه غدیر اهواز دست به اقداماتی بزنند.

از این بازی تنها می شود به وجود پرچم های ایران در دست تماشاگران دلخوش کرد و آن را مایه امیدواری دانست وگرنه دیگر اتفاقات در این بازی بسیار نگران کننده است.

اما چه کسانی دوست دارند خوزستان را یک منطقه تماما عربی معرفی کنند؟

در تبلیغات گروه های پان عربی و تجزیه طلب و تروریستی موسوم به ا ل ا ح و ا ز ی بسیار سعی می شود که خوزستان را فقط یک استان عربی نشان دهند که البته رسانه ای مثل بی بی سی فارسی نیز در حمایت از این گروه ها همواره سعی و تلاش کرده است که جمعیت قومی خوزستان را تحریف کند و خوزستان را منطقه ای عربی معرفی کند.

استان خوزستان و مرکز این استان یعنی شهر اهواز متشکل از چند قومیت است که بزرگترین آنها بختیاری ها و اعراب هستند و از دیگر اقوام مثل لر،دزفولی،شوشتری،بهبهانی و… در این استان و شهر اهواز زندگی می کنند.اما چگونه می توان به جمعیت اقوام در خوزستان پی برد؟

در مورد پی بردن به جمعیت خوزستان و اقوامی که در این استان زندگی می کنند می شود به آمارهای  رسمی ایران و نهادها و سازمان های غیر ایرانی رجوع کرد تا از اصل ماجرا بهتر و علمی تر آگاه شد.هر چند که در کشورمان آمار مشخص و دقیقی از جمعیت اقوام وجود ندارد.مهمترین دلیل آن هم این است که هیچ گاه در طول تاریخ اقوام ایرانی خود را جدا از یکدیگر ندانسته اند و همبستگی ملی بین ملت ایران به شکلی بوده است که هیچ وقت چنین مسئله ای به ذهن کسی خطور نکرده است و هیچ زمانی هم کسی چنین درخواستی نداشته است.البته گرفتن چنین آماری کار بسیار سخت و دشواری است یکی به این دلیل که بعضا اقوام ایرانی در هم تنیده هستند.یعنی اینکه بسیاری هستند که مادر و پدرشان از یک قوم نیستند و دلیل دیگر این است که مرز مشخصی برای جغرافیای قومی در ایران وجود ندارد و از هر قومی می شود در هر کجای ایران مشاهد کرد.به عنوان مثال در شهرهایی مثل اراک و همدان کرد ها و آذری ها و فارس زبانان حضور دارند و سالهاست که در کنار هم زندگی می کنند .اما در مورد استانها موضوع متفاوت است و آمار جامع و کاملی در این مورد موجود است که می تواند بسیار به ما کمک کند تا با یک تجزیه تحلیل ساده به این نتیجه برسیم که چه مقدار از جمعیت استان خوزستان را عرب های عزیز ایرانی تشکیل می دهند.
استان خوزستان  با جمعیّت 4,531,720 نفر (سرشماری 1390) دارای 1,083,341 خانوار است که این تعداد شامل 793,289 خانوار شهری و 290,052 خانوار روستایی است(1).اما از آنجایی که آماری در کشور در مورد جمعیت اقوام وجود ندارد می توانیم جهت روشن شدن این موضوع به فکت بوک سازمان سیا(CIA) آمریکا مراجعه کنیم.سازمان سیا یک سازمان اطلاعاتی است که وظایف مختلفی بر عهده دارد که یکی از آنها ارائه آمارهایی در مورد کشورهای مختلف جهان است.که بخشی از این آمار در کتابی به نام فکت بوک سیا جمع آوری و پردازش می شود.در این فکت بوک آماری از جمعیت کشورها و درصد اقوام و اقلیت های دینی و مذهبی ارائه می شود.طبق آمار سیا 2% از جمعیت 79,853,900 نفری ایران را اعراب تشکیل می دهند.این سرشماری سازمان سیا در جولای سال 2013 میلادی انجام شده است(2).با احتساب 2% می شود گفت که جمعیت اعراب در ایران 1,597,078 است.اگر فرض بگیریم که تمام اعراب ایرانی فقط در استان خوزستان زندگی می کنند این آمار به خوبی نشان می دهد که حدود 36% جمعیت خوزستان را عربهای عزیز تشکیل می دهند.
نیت از بررسی و تجزیه تحلیل جمعیت هموطنان عرب در خوزستان فقط به این دلیل است که اذهان عمومی پی به این موضوع ببرند که کسانی با سوء نیت در پی این هستند که هویت و وجود دیگر اقوام در خوزستان را نادیده بگیرند و بدین شکل نه تنها اقوام در خوزستان را در مقابل هم قرار دهند بلکه در ذهن بیمار خودشان نقشه هایی موهومی برای کشوری خیالی ترسیم کنند.
اقوام در خوزستان قرن هاست که در کنار یکدیگر همواره با صلح  و صفا و دوستی و معرفت زندگی کرده اند و پیوند فرهنگی و عاطفی عمیقی بین آنها وجود دارد.
در نهایت با نگاهی دقیق و موشکافانه به اتفاقی که در این مسابقه فوتبال رخ داده است می شود نتیجه گرفت که شعار عربی خواندن اهواز در ورزشگاه غدیر و همچنین حضور گسترده افرادی با لباس عربی ، کاملا برنامه ریزی شده بوده است و با تحریک عده ای خاص انجام شده است.که قطعا در راستای سیاست عربی معرفی کردن خوزستان و اهواز بوده است.اما آنچه موجب تعجب و حیرت است تعلل و انفعال دستگاه های امینتی کشور و استان در قبال این گونه شیطنت ها است.
بنده به عنوان یک شهروند ایرانی و کسی که در اهواز متولد و بزرگ شده ام و همچنین به عنوانی کسی که خوزستان و اهواز محل زندگی و زادگاه نیاکان من بوده و هست از دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی کشور و استان تقاضا دارم که با این گونه تحرکات ضدایرانی که توسط دشمنان ایران و نظام،از خارج از کشور هدایت و مدیریت و پشتیبانی می شود برخورد قاطع کنند.به نظر می رسد که دیگر مماشات کردن جایز و به صلاح کشور و امنیت جامعه نیست.
http://aliaskari.blogfa.com/post/28


پایگاه خبری-تحلیلی پویش / اکثریت در اقلیت و مسئله اتحاد اقوام
برخی ها بر این تصورسازی پای می فشارند که بختیاری ها در بین اقوام ساکن اهواز در اکثریتند اما در حقیقت بختیاریهای ساکن اهواز در بین "اقلیت" های موجود اکثریت آن جامعه هستند !! و همچنین باید پذیرفت که این قشر در این شهر هیچگاه به تنهایی توانایی عرضه اندام نداشته و برای اعلام موجودیت خود به کمک و همکاری دیگر "اقلیت"های ساکن در این شهر نیاز داشته و دارند.

برای پی بردن بهتر به این مساله، اگر مروری بر روند انتخابات گذشته در شهرستان اهواز داشته باشیم مشاهده خواهیم کرد که وقتی این "جمعیت (مجموع اقلیت ها)" ساکن در اهواز کنار هم قرار گرفته اند بر "اکثریت موجود" در این شهر فائق آمده و توانسته اند افراد مورد نظر خود را وارد بازی رایج در نظام سیاسی نمایند.
ولی متاسفانه از این پتانسیل نیز بخوبی استفاده نگردیده و افرادِ پیروز از این روند، به مانند پرنده ای نااَهل از بام این جغرافیا و مردم آن پریده و به دنبال دست یافتن به آرزوهای شخصی خود در فضای سیاسی پرواز کرده اند!!!

البته موضوع اقلیت ها در محدوده شهرستان اهواز، با شهر اهواز تفاوت های بسیاری داشته مثلا :
- در محدوده شهرستان، شاید این جمعیت (مجموع اقلیتها) با تجمیع آراء خود به سختی بتوانند از لحاظ آراء با "اکثریت" برابری کنند البته در شرایط ویژه، که آنهم با احتمال سهم یک به دو نتیجه می گیرند.
- ولی در شهر اهواز، این شانس برای "اقلیت ها" با بیشتر بودن آراء و رای دهندگان به نسبت "اکثریت" ، به تجربه ثابت شده است. چرا که جمعیت شهر نشین این "اقلیت ها" در مجموع بیشتر از "اکثریت"  می باشند و برقراری ارتباط با این اقشار، ساده تر است و دست یافتنی تر خواهند بود البته به شرط اینکه اکثریت موجود در اقلیت ها (بختیاریها) با شعارها و عملکرد تمامیت خواهی وارد میدان نشده و ضمن زمینه سازی و اعتمادسازی جهت اتحاد، پس از پیروزی در انتخابات ، قواعد بازی را رعایت کرده و خود را به تنهایی عامل پیروزی قلمداد نکنند و سهم دیگر اقشار را در مدیریت استان و شهر رعایت نمایند.
استفاده از این شعار جغرافیا و زاد بوم گرایی، بعنوان ابزاری مفید و موثر (به شرط عمل به آن) می تواند در تمام شرایط کارآمد باشد و به اتحاد مجموع اقلیتها و ایجاد تعادل بین اقوام منجر شود.

واقعیت این است که:
نیاز جغرافیا و شهرستان اهواز  به اتحاد میان همه اقوام موجود آن برای پیشرفت و توسعه بیش از هر عامل دیگری محسوس است، اما شوربختانه این حس اتحاد در بین اقوام به علت عملکرد ضعیف بعضی از مسئولین و روشفکران و بالطبع وجود نارسایی ها و کمبودهای این جغرافیا روز به روز در حال کم رنگ تر شدن بوده و این بزرگترین آسیب مردم این جغرافیا، شهر و استان می باشد.

این شعارهای "اکثریت" در جامعه زادبوم ما و حرکت به سمت در اختیار گرفتن تمام مسندها و سرمایه های این جغرافیا به سود هیچکدام از مردم نمی شود و مطمئناً سرانجام آن نیز در کل به نفع یکپارچگی کشور نخواهد شد.

متاسفانه افراد و نیروهایی خارج از استان جهت بهره وری بیشتر از منابع این جغرافیا، به این حرکت دامن زده و قصد سرگرم کردن مردم این جغرافیا و بهره برداری به سود خود را دارند و از سوی دیگر بعضی از افراد این جغرافیا نیز به طمع رسیدن به مال و منال و جایگاه در خیلی از موارد یا سکوت نموده و یا آنان را همراهی می کنند!!
براستی به چه علت در این شرایط که هدف همه ما یکیست، انتخاب و رای آوردن افرادی از یک قوم خاص برای ما اینگونه مهم و تعیین کننده می شود؟؟

چرا ما باید خواسته های خودمان را با همسایه جدا کنیم، مگر ما به دنبال کدام خواسته های خاص هستیم که با دیگر همنوعان مان در این جغرافیا تفاوت و تضاد دارد؟؟
اگر خواسته های ما کلی و برای تمام مردم این جغرافیای مظلوم می باشد، این موارد چیست که باید صرفا از سوی یک طیف مطالبه شود؟؟
مگر افراد فقط برای انجام و پیگیری کارهای یک قومیت خاص قرار است وارد کارزار دولت و مجلس و دیگر نهادها شوند؟
این تفکرات خاص و محدود چیست که بقیه مردم این جغرافیا را پوشش نمی دهد؟
این سئوالاتی ست که هر انسان دارای هوش متوسط را هم به فکر فرو می برد که با تفکرات قومی و پافشاری شان توسط این افراد چگونه باید مقابله کرد؟

زمان بابادی شوراب
http://puyesh.net/fa/news/54683/%D8%A7%DA%A9%D8%AB%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85


فصلنامه دانش انتظامی استان خوزستان / بررسی عوامل اجتماعیف فرهنگی مؤثر بر هویت جمعی اقوام مختلف استان خوزستان (مطالعه موردی شهروندان 15 سال و بالاتر شهر اهواز)
نویسنده: جهان‌بخش محمدی‌خواه

چکیده
هدف مقاله حاضر، بررسی عوامل اجتماعی، فرهنگی موثر بر هویت جمعی اقوام مختلف استان خوزستان می باشد. این تحقیق به صورت پیمایشی و ابزار جمع آوری اطالعات پرسشنامه می باشد. جمعیت آماری در این تحقیق ، کلیه شهروندان باالی 21 سال شهرستان اهواز می باشد ، که حجم نمونه براساس فرمول کوکران 951 نفر تعیین شد. از لحاظ زمانی این پژوهش در سال 2931-2939اجرا شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که بین متغیرهای )تعلق اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، میزان استفاده از رسانه، پنداشت از خود( با هویت جمعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد ، اما بین متغیرهای)احساس آنومی، قوم گرایی، احساس محرومیت نسبی، پایگاه اجتماعی- اقتصادی( و هویت جمعی رابطه معکوس معنیداری مشاهده گردید. از بین متغیرهای جمعیت شناختی )سن، جنسیت، وضعیت تاهل، میزان تحصیالت( ، بین سن و جنس با هویت جمعی رابطه مثبت معنادار یافت شد و همچنین میانگین هویت جمعی برحسب میزان تحصیالت و قومیت تفاوت معناداری وجود دارد اما بین وضعیت تاهل با هویت جمعی رابطه معناداری مشاهده نشد.
واژه‌های کلیدی: هویت قومی، هویت جمعی، اقوام خوزستان

برای خواندن ادامه مقاله روی لینک زیر کلیک کنید:
http://journals.police.ir/backend/uploads/da06b16dad0fef7c220a29a4614f22d5bb9e778f.pdf

پرتال جامع علوم انسانی / بررسی عوامل داخلی موثر بر هویت قومی و هویت ملی در میان اعراب شهرستان اهواز
نویسندگان: عبدالعلی لهسایی زاده  على اصغر مقدس  سید مجتبی تقوی نسب
چکیده: این پژوهش با عنوان بررسی عوامل داخلی موثر بر هویت قومی و هویت ملی در میان اعراب شهرستان اهواز با استفاده از رویکرد کمی و روش پیمایشی صورت گرفته است. نمونه پژوهش 384 نفر از اعراب زن و مرد بین سن 18 تا 65 سال بودند. برای دقت عمل بیشتر، یک پرسشنامه پیش آزمون بین 52 نفر از اهالی عرب شهرستان اهواز اجرا گردید و در نهایت پرسشنامه نهایی در پاییز و زمستان 1385 در بین نمونه آماری تکمیل شد. چارچوب نظری این تحقیق بر پایه نظریه های نوسازی، استعمار داخلی و محرومیت نسبی می باشد. در این تحقیق، تاثیر متغیرهای سن، جنس، وضعیت تاهل، شغل، درآمد خانواده، میزان مالکیت خانواده، احساس محرومیت نسبی در بعد اقتصادی، سابقه شهرنشینی، منطقه مسکونی (عرب نشین و مختلط)، میزان اعتماد به قوم، پایبندی به هنجارهای قومی، تحصیلات، استفاده از وسایل ارتباط جمعی، رضایت از نظام سیاسی، مشارکت در امور سیاسی و احساس محرومیت نسبی در بعد سیاسی بر متغیر هویت قومی سنجیده شدند و در آخر رابطه بین متغیر هویت قومی و هویت ملی در نمونه آماری آزمون شد. نتایج تحلیل دو متغیره داده ها (آزمون تی، تحلیل واریانس و رگرسیون ساده) نشان از معنادار بودن رابطه بین متغیرهای فوق، (بغیر از جنس، وضعیت تاهل و سابقه شهرنشینی) با هویت قومی داشت. و رابطه هویت قومی و هویت ملی در جهت منفی آن تایید شد. نتایج تحلیل چند متغیره نشان می دهد که 11 متغیر از 16 متغیر مستقل موثر بر هویت قومی در نهایت توانستند 67 درصد از واریانس متغیر هویت قومی را تبیین کنند
کلمه های کلیدی:
• هویت ملی • هویت قومی • اعراب اهواز
برای خواندن  مقاله روی لینک زیر کلیک کنید:
http://www.ensani.ir/fa/content/33974/default.aspx


معماری و شهرسازی اهواز

پایگاه مجلات تخصصی نور / اهواز میراث ناشناخته
نویسندگان: آیت الله زاده شیرازی،باقر؛ مجتهدزاده،روح الله؛ نام آور،زهرا

مقدمه:
شهر اهواز به عنوان مرکز خوزستان، عموما به عنوان شهری نوین و فاقد پیشینه تاریخی شناخته می‌شود و این امر باعث گردیده تا در پژوهشهای معماری و شهرسازی کمتر جایگاه ویژه این شهر مورد توجه قرار گیرد. اما در مقاله حاضر (که بر اساس مطالعات دو ساله دو رساله دانشجویی در مقطع کارشناسی ارشد معماری تحریر شده) برآنیم تا اهمیت و جایگاه این شهر را در تاریخ شهرسازی و معماری معاصر کشورمان بررسی کنیم و تأکید بر معضلات شهر و جامعه شهری در اهواز امروز، که در مقیاسی کلان میتوان انعکاس مشکلات بسیاری از شهرهای نوین در ایران باشد، راهکارهایی را با اولویت استفاده از معماری در غلبه بر این مشکلات مطرح سازیم.

برای خواندن ادامه مقاله روی لینک زیر کلیک کنید:
http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/370186/%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-(%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87)?q=%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA%20%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2&score=167.34338&rownumber=3


پرتال جامع علوم انسانی / پیدایش، تکامل فیزیکی و وضعیّت اجتماعی ـ اقتصادی حاشیه نشینی (مطالعة موردی: محلّة عین 2 اهواز)
نویسندگان: مهدی قرخلو  عبدالنبی شریفی
چکیده: در مطالعة حاضر، ا‌‌‌‌‌‌‌بتدا بررسی تطبیقی از سیاست‎های فرا‌ملّی و ملّی، فرا‌یند توسعة فضایی محلّة حاشیه‌نشین عین 2 اهواز انجام و سپس الگوی توسعة فیزیکی منطقه در دورة زمانی 75ـ 1335 و همچنین وضع موجود کاربری ارا‌‌‌ ‌ضی این محلّه بررسی گردید. نتایج حاصله نشان می‌دهد که اتّخاذ سیاست‎های مبتنی بر رشد اقتصادی دهه‎های 60 ـ 1950 در ایران و به تبع آن جنگ تحمیلی، اثرات مستقیم و تأثیرگذاری بر روند پیدایش و توسعة حاشیه‎نشینی در اهواز نهاده است. از سوی دیگر، اثرات شکل‌گیری هسته (هسته‌های) اوّلیّه بر ا لگوی گسترش بعدی مشخص گردید. در بررسی نحوة استفاده از اراضی نیز کلیّه کاربری‎ها کمبود محسوسی را نسبت به شاخص‎های استاندارد نشان داده‎اند.
کلمه های کلیدی:
• مهاجرت • حاشیه نشینی • توسعة فضایی • نظریّة قطب رشد • کاربری ار‌‌‌ضی
لینک دسترسی به مقاله:
http://www.ensani.ir/fa/content/47106/default.aspx


پایگاه خبری-تحلیلی خوزستان / لزوم توجه به بافتهای فرسوده و تاریخی

معاون معماری و شهرسازی شهردار اهواز گفت: طرح بافت فرسوده اهواز به دلیل مغیارت با طرح جامع شهری هنوز ابلاغ نشده است و در حال مذاکره برای رفع مغایرت ها هستیم.
به گزارش خبرنگار نوید نیوز شهباز زیلایی ظهر امروز در نشست خبری با اصحاب رسانه در محل معاونت معماری و شهرسازی شهرداری اهواز اظهار کرد: اهواز300 هکتار بافت تاریخی تعریف شده دارد و برنامه ما رفع ناسازگاری ها در اطراف بناهای تاریخی است اما در خصوص محدوده حریم بافت تاریخی اهواز اختلاف نظرهایی وجود دارد.
اهواز 1200 هکتار بافت فرسوده دارد و طی دوسال گذشته تسهیلات بافت فرسوده قطع شده است.
وی افزود: در زمان رونق 2 میلیون متر مربع پروانه ساخت صادر شده که در زمان رکود این رقم به 1 میلیون و 400 هزار متر مربع کاهش یافته  و تاکنون 5 هزار پروانه ساخت در زمان رونق صادر شده اما در زمان رکود این رقم به 3 هزار پروانه کاهش یافته است.

معاون معماری و شهرسازی شهردار تصریح کرد: روند صدور پروانه ساخت سیر نزولی به خود گرفته و در سال 93، 4 هزار پروانه ساخت و در سال 94 ، 2 هزار و 800 پروانه ساخت صادر شده و پروانه ساخت مهمترین منبع درآمد شهرداری است.
زیلایی ادامه داد: طرح بافت فرسوده اهواز به دلیل مغایرت با طرح جامع شهری هنوز ابلاغ نشده است و دحال مذاکره برای آن هستیم اما با رفع مغایرت ها تا چند ماه آینده ابلاغ خواهد شد.
وی  گفت: اهواز طرح تفصیلی دارد و مدیکل میراث فرهنگی خوزستان یکی از اعضای کمیسیون ماده 5 است و در بافت تاریخی پروانه ساخت صادر می شود.
به گفته معاون معماری و شهرسازی شهردار اهواز یکی از دلایل عقب ماندگی و کندی رشد طرح های شهرداری مشکلات اعتباری است.
http://navidnews.ir/index.php/news/16711


رهیاب نیوز / "اهواز" شهری که ردپایی از معماری اسلامی در آن نیست
به گزارش رهیاب، تأثیر و اهمیت بنا و ساخت‌وساز مسکن بدین سبب است که هرچند انسان در ابتدا خالق بناست، اما در ادامه این بناست که بر رفتار و فرهنگ وی و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند تأثیر می‌گذارد. به عبارت دیگر، تناسبات فضایی مختلف بر اساس سرشت انسانی منشأ تأثیراتی بر انسان‌ها و جوامع انسانی است؛ یعنی معماری هم فرهنگ‌ساز و هم زاده‌ی فرهنگ است.
رسالت معماری طراحی فضاست. طراحی فضا و مدیریت فضا نیز برای مدیریت رفتاری است که داخل آن فضا اتفاق می‌افتد؛ یعنی رفتارهای داخل یک فضا را می‌توان با نوع طراحی مدیریت کرد.
از این رو، معماران در گذشته در خلق آثار هنری خود از منبع طبیعت، فرهنگ و مذهب الهام می‌گرفتند و از این سه رکن در طراحی و معماری ساختمان‌ها بسیار بهره می‌بردند. انگیزه‌ی اصلی معماران سنتی ایرانی بیان و انعکاس مفاهیم فرهنگی و باورهای دینی مردم از یک سو و تحت تأثیر قرار دادن رفتارهای مردم توسط این عناصر از سوی دیگر بوده است.
امروزه معماری ایرانی، به دلیل بروز برخی جنبه‌های از خود بیگانگی، مورد تهاجم فرهنگی غربی واقع شده و این موضوع سبب شده است معماری ایرانی‌ـ‌اسلامی در ساختمان‌های ایرانی بیش از پیش کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شود.
 
چرا به سبک و معماری غربی روی آورده ایم
نقطه عطف در این مساله شهرداری است که با تغییر کاربری و تراکم فروشی سعی در کسب در آمد دارد و با رویکرد مادی و اقتصادی در این مساله قدم بر میدارد و این مساله باعث شده است که اکنون شاهد این فاجعه باشیم.
درست است که در موازین اسلامی تاکید شده است که از تمام دستاوردها و امکانات جدید استفاده شود و داشتن یک شهر مدرن با آخرین امکانات تکنولوژی و فناوری مغایر با جامعه و آرمان های اسلامی نیست اما مساله آنجاست که طراحی برخی ساختمان ها و نماد های اصلی شهر که به عنوان یک شناسه محسوب می شوند فاقد هویت اسلامی – ایرانی هستند و این عین غرب زدگی است و برای رفع این معضل لازم است که مراکز دولتی ما کار را به هر مشاور ، مهندس و یا معماری نسپارند چرا که متاسفانه برخی از مهندسان ما فکر می کنند به صرف تحصیل در غرب مرزهای علمی را طی کرده اند و بهترین مهندسان و معماران هستند در حالیکه ما در همین ایران مبانی زیباشناسی و هنری بی نظیری را داریم که نظیر آن در اصفهان و شیراز و یزد و کاشان و.. قابل مشاهده است.

در این باره عضو شورای شهر اهواز می گوید : در شهرسازی امروز اهواز، ردپایی از الگوی معماری ایرانی اسلامی دیده نمی ‌شود.
آذر زمان‌پور در گفت‌وگو با یک رسانه در خوزستان درباره وضعیت زیرساخت‌های شهر اهواز اذعان می کند: در شهرسازی امروز اهواز ردپایی از الگویی از معماری ایرانی اسلامی دیده نمی‌شود و این الگو باید در شهر اهواز بازتعریف شود؛ به ویژه این‌که در بعضی از محلات اهواز، تعدد مساجد و در بعضی محلات نیز فقر مساجد و مکان‌های مذهبی مشاهده می‌شود.
وی همچنین می افزاید : مبلمان شهری اهواز نیز به بروزرسانی، نوسازی، بازسازی و تعمیر و ترمیم نیاز دارد که باید متناسب با شرایط امروز جامعه تعریف شود و شهری سرشار از نشاط و آرامش را برای شهروندان فراهم کند.
در همین خصوص، حجت الاسلام قربانعلی سعادت نیا دیگر عضو شورای شهر اهواز با بیان اینکه هویت معماری ما در حال فراموش شدن است می گوید: کشور ما گنجینه هایی از معماری ایرانی اسلامی دارد و نباید نسبت به نابودی داشته ها و غنای فرهنگی خود بی تفاوت باشیم.

وی با انتقاد از بی توجهی به معماری اسلامی در اهواز اظهار می کند : ساختمان دانشگاه آزاد اهواز با الگو گرفتن از معماری رومی است در حالی که در مشهد و اصفهان به معماری اسلامی توجه شده است.
سعادت نیا همچنین بر استفاده از انجمن ها و سازمان های مردم نهاد برای احیای هویت معماری ایرانی اسلامی تاکید دارد.

این اذعان اعضای شورای شهر اهواز نسبت به نبود معماری ایرانی اسلامی در اهواز معضلی است که مسکن شهر با آن دسته و پنجه نرم می کند چراکه با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر نداشتن یک شهر اسلامی متاسفانه هنوز نتوانسته ایم به آن چیزی که مد نظر ایشان بوده است دست پیدا کنیم که البته بیشتر انتقادات و ایرادات به سمت شورای شهر و شهرداری هاست که چطور تاکنون نتوانسته اند با توجه به سابقه و تخصصشان در این موضوع اثر گذار باشند و اگر این دو نتوانند به فرمایشات مقام معظم رهبری عمل کنند و نمای شهر را اسلامی کنند چه کسی قرار است این کار را انجام دهد؟!
از این رو؛ نبود مشارکت واقعی مردم و مسئولان شهرسازی در اهواز موجب از بین رفتن معماری ایرانی - اسلامی، بومی و سنتی شده و این یکی از بزرگترین معضلات حال حاضر شهرسازی در شهر اهواز و به تبع آن در شهرهای استان خوزستان محسوب می شود.
بدیهی است رعایت شیوه های معماری ایرانی - اسلامی در برج سازی و بلند مرتبه سازی اهواز با توجه به موقعیت مکانی و اهداف طراحان در مناسبتها و ترویج آن در ساخت و سازهای شخصی می تواند ضمن صیانت از این فرهنگ غنی زمینه توسعه و رواج اینگونه ساخت و سازها را به خوبی در آینده فراهم کند.
http://rahyabnews.com/fa/news/93175/%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA

پرتال جامع علوم انسانی / ساماندهی و توانمندسازی اسکان غیررسمی شهر اهواز (کوی منبع آب)
کرامت الله زیاری  آذردخت نوذری
چکیده: اسکان غیررسمی، از پیامدهای نامطلوب شهرنشینی در جهان معاصر است که به‌ویژه در نتیجه صنعتی‌شدن شتابان و نابرابری‌های منطقه‌ای شکل گرفته و شهرها و خصوصاً کلان‌شهرهای کشور را با مسائل عدیده‌ای مواجه ساخته است. نوشتار حاضر ضمن بررسی اسکان غیررسمی و شکل‌گیری آن در شهر اهواز (کوی منبع آب)، به ارائه راهبردهایی به‌منظور ساماندهی و توانمندسازی آن پرداخته است. در این مقاله پس از بررسی متغیرهای لازم مندرج در 250 پرسش‌نامه (حجم نمونه) که از 1170 نفر (جامعه آماری) از سرپرستان خانوار ساکن در سکونتگاه‌های غیررسمی کوی منبع آب به‌دست آمده، استدلال شده است که علت شکل‌گیری این پدیده در کوی منبع آب، نتیجة صنعتی شدن شتابان شهر اهواز و مهاجرت‌های بی‌رویه از یک‌سو و مسائل و مشکلات اقتصادی و فقدان مدیریت واحد و هماهنگ در زمینه مسائل و مشکلات اقتصادی در حیطة مسائل مهاجرتی و اسکان اولیه مناسب آنها بوده است. در تحلیل داده‌ها که از روش تحلیل عاملی با بهره‌گیری از نرم‌افزار spss انجام شده است، شاخص‌های اجتماعی در اولویت اول، شاخص‌های مدیریتی در اولویت دوم، شاخص‌های خدماتی و بهداشتی در اولویت سوم و چهارم، عامل قانونی و شاخص‌های کالبدی در اولویت پنجم و ششم، شاخص‌های اقتصادی در اولویت هفتم و شاخص‌های زیست‌محیطی در اولویت هشتم ساماندهی و توانمندسازی کوی منبع آب بارگذاری گردیده است. در پایان نوشتار، متناسب با یافته‌های پژوهش راهبردهای مناسب ارائه گردیده است.
کلمه های کلیدی:
• توانمندسازی • شهر اهواز • اسکان غیررسمی • ساماندهی • کوی منبع آب
لینک دسترسی به مقاله:
http://www.ensani.ir/fa/content/49292/default.aspx


پرتال جامع علوم انسانی / تحلیل توسعه پایدار با تاکید بر ابعاد اجتماعی (مطالعه موردی شهر اهواز)
حسن احمدی،  فرزانه خیاط زاده
لینک دسترسی به مقاله:
http://www.ensani.ir/fa/content/65435/default.aspx

خوزنیوز / لزوم فعالیت شهرداری و شورای شهر اهواز درشهرسازی و معماری

مدیرکل امور مقررات ملی ساختمان وزارت راه و شهرسازی گفت: شهرداران و شورای اسلامی شهر اهواز تلاش بیشتری در حوزه شهرسازی و معماری انجام دهند.
غلامرضا هوایی در نشست خبری که عصر امروز در ساختمان راه و شهرسازی خوزستان برگزار شد اظهار کرد: خوزستان در حوضه مهندسی پیشرفت‌های زیادی داشته که بیشتر این پیشرفت‌ها در باسازی مناطق جنگی هشت ساله دفاع مقدس که تمام دستگاه‌های اجرایی کشور با همکاری هم انجام داده‌اند قابل مشاهده است.
وی ادامه داد: در جلسه‌ای که در حضور شهرداران داشتم یکی از شهرداران استان به من پیشنهاد داد که علاوه بر نظارت مرحله‌ای که بر روی ساخت و سازها می‌شود می‌توانیم یک ناظر مقیم در محل ساخت و سازها داشته باشیم تا به این شکل بر روی کار کیفی ساخت و سازها به شکل بهتری نظارت انجام شود که با آن موافقت کردم.
مدیرکل امور مقررات ملی ساختمان وزارت راه وشهرسازی با اشاره به انبوه سازان بیان کرد: وزارت راه از فعالیت انبوه سازان در کشور حمایت می‌کند اکنون نیز در خوزستان پروژه‌های زیادی در اختیار انبوه سازان قرار دارد که در حال کار بر روی آنها هستند و عملکرد خوبی داشته‌اند.
وی با بیان اینکه یکی از مشکلاتی که در دهه آینده با آن روبرو هستیم مشکل سست بودن خاک‌ها است، خاطرنشان کرد: شهرداری‌ها می‌خواهند شهرها را در عرض گسترش دهند که این کار نیازمند گودبرداری است و در جایی که خاک آن برای گود برداری سست است شهرداری‌ها وظیفه دارند این موضوع را به ناظر ساختمان بگویند تا آنها برای این موضوع راه حلی پیدا کنند.
هوایی خاطرنشان کرد: خوزستان به دلیل بازسازی سریعی که پس از جنگ داشت ساختار مشخصی در موضوع ساخت و ساز ندارد و این موضوع از پیچ استادیوم تا سه راه خرمشهر قابل مشاهده است ولی در منطقه کیان پارس وضعیت فرق می‌کند و بهتر است و این موضوع می‌طلبد که شهرداران و شورای شهر اهواز تلاش بیشتری در حوزه شهرسازی و معماری انجام دهند.
وی در پایان از رسانه‌ها در خواست کرد: نشریات در حوزه مهندسی بومی در استان فعال‌تر شوند زیرا خوزستان با این تعداد خبرنگارانی که دارد می‌تواند در بخش موضوعات مهندسی بومی عملکرد بهتری داشته باشد.
مرجع / فـارس
http://www.khouznews.ir/fa/news/58345/%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C

بنانیوز / 15 درصد خانه های اهواز خالیند
معاون درآمدهای مالیاتی اداره‌ کل امور مالیاتی خوزستان گفت: در حال حاضر حدود 15 درصد از خانه‌های اهواز خالی هستند که در صورت ابلاغ مصوبه اصلاحیه قانون اخذ مالیات از این خانه‌ها، آمار دقیقی در این خصوص جمع‌آوری خواهیم کرد.
به گزارش بنانیوز(BanaNews.ir)،محمود خواجه‌عطاری،با بیان اینکه ‌دولت در نظر دارد تا سیاست تنبیهی اخذ مالیات از خانه‌های خالی را اجرا کند، اظهار کرد: طرح اخذ مالیات از خانه‌های خالی تا پایان سال به تصویب می‌رسد و از ابتدای سال آینده اجرا خواهد شد. این طرح با هدف ثبات قیمت مسکن انجام می‌شود.
معاون اداره‌کل امور مالیاتی خوزستان ادامه‌داد: ‌این طرح در قالب اصلاحیه قانون اخذ مالیات از مسکن مصوب می‌شود و دولت با اخذ مالیات از خانه‌های خالی از افزایش روز به روز قیمت مسکن و اجاره جلوگیری می‌کند.
خواجه‌عطاری اظهار کرد: ‌نحوه محاسبه و مطالبه مالیات از خانه‌های خالی به محض تصویب، اعلام می‌شود.

http://www.bananews.ir/economy/economy-main/20621-15%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AF.html

سیویلیکا / ویژگی های شهری معماری مسکونی بافت قدیم و نوین شهر اهواز
نویسندگان: هما خرسند، پویا دولابی
خلاصه مقاله:
مطالعه معماری بومی به مثابه پیش شرط هر گونه مطالعه بیشتر در تاریخ معماری است. مطالعه پیشینه ها مفهوم تفاوت های بینا فرهنگی را در مردم تقویت می کند و معماران فرا می گیرند، طبیعت در بسیاری از راهبردهای منتهی به خلاقیت معماری تأثیر می گذارد، طبیعت همیشه در همه جا حاضر و طبقه بندی ناپذیر و به مثابه ابزارهای برای الهام بخشی بسیار قدرتمند است. حضور ان در استعاره، تقلید، تغییر پذیی فرم و نیز در مصالح آشکار است. طبیعت هر مکان منحصر به خویش است و غیرقابل تصور است که معمار طبیعت اطراف خو ریشه ها و فرهنگ خود را مطالعه نکند. ارتباط و درگیری علمی از طریق مطالعات صورت گرفته توسط افراد، بخشی از تدابیر ارتقای خلاقیت هر معمار می باشد. معماران بزرگ چنین کرده اند و به نتایج شگفت آور دست یافته اند. این نوشتار در پی آن است که با بررسی معماری شهری و بومی اهواز به مقایسه بافت قدیم شهری و بافت جدید بپردازد و گامی باشد در جهت فرایند هدفمند اجتماعی شدن و با بررسی ویژگی های معماری و شهرسازی بومی منطقه ابزاری برای افزایش فرصت های باروری متقابل باشد. این پژوهش یک تحقیق کاربردی بوده و رویکرد توصیفی دارد و در مرحله ی بررسی از طریق مشاهدات میدانی به استخراج دادهها پرداخته ایم.
 
کلمات کلیدی:
بافت شهری اهواز، معماری بومی اهواز، شهرسازی، بومی، ویژگی های کالبدی شهر، شهرسازی قدیم و جدید

http://www.civilica.com/Paper-GUPSD01-GUPSD01_1292=%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2.html


خبرگزاری شبستان / باید به ارزشهای معماری اهواز توجه بیشتری صورت گیرد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از اهواز، پیروز حناچی، معاون وزیر راه و شهرسازی، در جلسه کمیسیون ماده 5 که امروز(13 بهمن) در استانداری خوزستان برگزار شد، گفت: استان خوزستان به واسطه تحولات بسیاری که برای آن به وجود آمده، دچار مشکلات فراوانی شده است که این رفع این مشکلات نیازمند همت جمعی است.
 وی با اشاره به ظرفیت های خوزستان افزود: این استان دارای ظرفیت های بسیاری است که سرمایه گذاری با توجه به این ظرفیت ها توسعه استان را در پی خواهد داشت.
 حناچی، خاطر نشان کرد: رودخانه کارون مزیت اصلی شهر اهواز است که سرمایه گذاری بر این شریان حیاتی و تبدیل آن به موقعیت گردشگری باید مورد توجه و استفاده قرارگیرد.
 وی با تاکید بر اینکه باید به ارزش های کلانشهر اهواز بیشتر توجه کرد، ادامه داد: در اهواز معماری های خاصی با عقبه و شناسنامه وجود دارد که از جمله آنها می توان به معماری معین التجار اشاره کرد.
 معاون وزیر راه و شهرسازی، تصریح کرد: کلانشهر اهواز از میراثی صنعتی برخوردار است که می ‌تواند از آن به نحو مطلوب و شایسته ای بهره‌ مند شود.
 وی به دیگر معماری های ارزشی در استان اشاره کرد و اذعان داشت: معماری منحصر به فرد دزفول و شوشتر در جهان نمونه ندارد که باید تلاش کنیم این معماری ها حفظ شود.
 حناچی، با اشاره به فعالیت کمیسیون ماده 5 به منظور بررسی و تصویب طرح های تفضیلی و شهری، بیان کرد: یکی از لایحه ‌های مهم کمیسون ماده 5 به شهروندان مرتبط است به طوری که اگر منافع شهروندان در تصمیم‌گیری ‌ها و مصوبات لحاظ شود بسیاری از تصمیم ‌هایی که اکنون گرفته شده تعدیل خواهند شد.
وی با بیان اینکه شفافیت در اخذ تصمیات باید به گونه ‌ای باشد که هر مصوبه ‌ای که گرفته می شود قابل انتشار باشد، عنوان کرد: تصمیم‌گیری ‌ها در شهرها باید به گونه ای باشد که پس از مدتی نارضایتی مردم را شاهد نباشیم
معاون وزیر راه و شهرسازی، با بیان اینکه برای کمیسون، توصیه ‌هایی از جمله مشخص شدن حدود فضاهای صنعتی در شهر ها را داریم، اظهار کرد: اگر ظرفیت ‌های معماری در کل سطح کشور رعایت شود، شرایط بهتری در این زمینه مشاهده خواهیم کرد.
حناچی، با بیان اینکه امروزه ساختمان ‌ها به عنوان دارائی‌ های شهری حساب می شوند، خاطر نشان کرد: توجه به ارزش ‌های ملموس و غیر ملموس در شهرها می تواند به تولید ثروت بیانجامد.
وی ابراز کرد: ثروت در شهر میزان جاذبه ‌ای است که باعث می شود، یک شهر به عنوان مقصد نهایی انتخاب شود که در این راستا آن دسته از تصمیمات که برای این موضوع گرفته می‌شوند حائز اهمیت هستند.
معاون وزیر راه و شهرسازی، در بخش دیگر سخنان خود به اهمیت طرح جامع شهری اشاره کرد و گفت: لایحه منابع مالی پایدار طرح جامع شهرها به دولت رسانده شده و در آن بندهایی برای شهرداری ‌ها در نظر گرفته شده است.
وی اذعان داشت: طرح جامع شهر اهواز موضوع مهمی است که به واسطه اجرایی کردن آن می‌توان اقدامات مثبت بسیاری را انجام داد.

http://shabestan.ir/detail/News/520257


خورنیوز / خوزستان فاقد معماری بومی است
خورنا: مدیرکل امور مقررات ملی ساختمان وزارت راه و شهرسازی گفت: در حال حاضر در خوزستان یک معماری بومی وجود ندارد در حالی که باید شناسنامه بومی همه شهرهای خوزستان را داشته باشیم.
به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، غلامرضا هوایی در اولین همایش استانی مقررات ملی ساختمان که پیش از ظهر امروز در تالار مهتاب برگزار شد، اظهار کرد: مهندسی قالب و نقشه مسیر است که می‌تواند در موضوعات مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تعریف شود.
وی با بیان اینکه مهندسی دارای اهمیت بسیار بالایی است، ادامه داد: در کشور هر جایی که برنامه‌ای برای مهندسی در زمینه نانو، هسته‌ای و پزشکی باشد حتما یک نقشه راه در این زمینه طراحی می‌شود و اگر براساس نقشه راه پیش برویم حتما موفق خواهیم بود.
مدیرکل امور مقررات ملی ساختمان وزارت راه و شهرسازی با اشاره به اینکه امروزه اهمیت مقررات ساختمان بر کسی پوشیده نیست، اذعان کرد: در اهواز حدود 30 سال گذشته خانه‌هایی وجود داشت که امروز هیچ کس حاضر به سکونت در آن‌ها نیست.
وی اضافه کرد: اما در دو سه دهه گذشته حوزه مهندسی ساخت و ساز پیشرفت بسیاری داشته است و همچنین مصالح ساختمانی به سرعت رشد پیدا کرد.
هوایی ادامه داد: روزگاری استفاده از آجرهای گلی رواج بسیاری داشت و بخش زیادی از ساخت و ساز را در بر می‌گرفت اما امروزه از‌‌ همان گل مصالح بسیار با کیفیتی ساخته شده است.
وی خاطرنشان کرد: مقررات ملّی ساختمان مجموعه‌ای از باید‌ها و نبایدهای حوزه ساخت و ساز است که باعث افزایش ایمنی، آسایش و صرفه اقتصادی استفاده‌کنندگان از ساختمان خواهد شد.
مدیرکل امور مقررات ملی ساختمان وزارت راه و شهرسازی با اشاره به اینکه در حال حاضر مجموعه 21گانه مقررات ملی ساختمان امروز در دسترس افراد قرار دارد، افزود: این مقررات پس از تصویب قانون نظام مهندسی در سال 1374 توانست مفهوم واقعی خود را پیدا کند و به مرور زمان نیز به طور مرتب به روز شود.
وی با تاکید بر اینکه مجموعه مقررات ملی ساختمان الفبای ساخت و ساز در کشور محسوب می‌شود، تصریح کرد: خوشبختانه در چهار سال گذشته کلیه مباحث این مقررات به روز شده و مبحثی مانند پدافند غیرعامل نیز به مجموعه مقررات ملی ساختمان افزوده شده است.
هوایی با اشاره به اینکه عده‌ای فکر می‌کنند که مقررات ملی ساختمان تنها مربوط به مهندسان ساخت و ساز است، تصریح کرد: ساختمان وقتی که ساخته می‌شود در اختیار بهره‌بردار قرار می‌گیرد و اگر‌‌ رها شود، سازه، معماری، آسانسور، موتورخانه و… ساختمان دستخوش تغییر و خرابی می‌شود.
وی افزود: به این ترتیب ساختمانی که قرار بود 100 سال عمر کند، دوام آن به 30 سال کاهش می‌یابد.
مدیرکل امور مقررات ملی ساختمان وزارت راه و شهرسازی عنوان کرد: بحث بر سر اینکه چه کسی مسئول ساخت و ساز است تاثیر ندارد زیرا در هر شهری مسئول ساخت و ساز شهرداری است.
وی ادامه داد: مشکلاتی که در حوزه شهرسازی، پیاده‌رو‌ها و معابر داریم وجود دارد را نمی‌توان به سازمان یا ارگان دیگری سپرد در حالی که مربوط به شهرداری است.
هوایی نقش شورا‌ها در این حوزه را نیز موثر دانست و گفت: زمانی که شوراهای شهر تشکیل شد قرار بود وظایفی در حوزه ساخت و ساز و شهرسازی به عهده بگیرند که متاسفانه وارد حاشیه و چالش‌های دعوایی من می‌گویم تو بگو شدند.
وی اضافه کرد: متاسفانه کلانشهر اهواز نیز از این چالش‌ها به دور نبود و با وجود کارهایی که صورت گرفته است باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و پروژه‌های بزرگتری انجام شود.
مدیرکل امور مقررات ملی ساختمان وزارت راه و شهرسازی بر لزوم تشکیل کارگروه پژوهشی در شوراهای شهر تاکید کرد و گفت: چرا شورا‌ها روی طرح‌های بومی، افکار بومی و معماری بومی کار تحقیقی و پژوهشی انجام نمی‌دهند؟
وی با طرح این سوال که کدام یک از شوراهای خوزستان یک کارگروه پژوهشی دارد، تصریح کرد: جای یک نهاد تحقیقی و پژوهشی در شهر خالی است.
هوایی با بیان اینکه شوراهای شهر خوزستان می‌توانند پیش قراول در حوزه تحقیقی و پژوهشی باشند، افزود: در حال حاضر در خوزستان یک معماری بومی وجود ندارد در حالی که باید شناسنامه بومی همه شهرهای خوزستان را داشته باشیم.

http://www.khoorna.com/36513/%D8%AE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/


دنیای اقتصاد / تأکید بر ضرورت اجرای معماری بومی در خوزستان
دنیای‌اقتصاد – اهواز – محمد علاف‌پور: مدیرکل امور مقررات ملی ساختمان وزارت راه و شهرسازی گفت: خوزستان از سه قومیت تشکیل شده؛ ولی بافت شهرهای آن یک شکل بوده و ضروری است شهرداری‌ها در اجرای معماری بومی تاثیرگذار باشند و آن را مورد توجه قرار دهند.
غلامرضا هوایی اظهارکرد: در چند سال اخیر پس از دفاع مقدس، خوزستان در حوزه مهندسی پیشرفت زیادی داشته است و این استان به یک کارگاه بزرگ سازندگی تبدیل شده و در بخش ساختمان و زیربنایی در کشور پیشرو است.
وی افزود: اخیرا قرار شده در حوزه ساخت‌وساز شهرداری‌ها علاوه‌بر ناظر مهندس، ناظر مقیم نیز به‌کار گرفته شود.
مدیرکل امور مقررات ملی ساختمان وزارت راه و شهرسازی تصریح‌کرد: به‌دلیل خرابی‌های پس از جنگ در خوزستان، حوزه‌های ساخت‌وساز شهری در این استان با سرعت انجام شده و این سرعت موجب شد شناسنامه مناسبی در حوزه شهرسازی در این استان مشاهده نشود. در بسیاری از خیابان‌ها شکل زندگی شهروندی شاکله یک شهر توسعه یافته متوازن را نگرفته و از این رو شهرداری‌ها موظفند این اشکالات را برطرف کنند.
هوایی ادامه ‌داد: دانشگاه‌های استان باید در پیشرفت استان نقش اساسی ایفا کنند و شهرداری‌ها نیز اصول صحیح ساخت‌وساز را تبلیغ کنند. همچنین رعایت الگوی مصرف انرژی در ساخت و سازها ضروری است.
وی خاطرنشان‌کرد: یکی از اشکالات حوزه شهری این است که بخش زیادی از درآمد شهرداری‌ها از محل تراکم فروش و ساخت‌وساز سازمان تامین می‌شود.
مدیرکل امور مقررات ملی ساختمان وزارت راه و شهرسازی بیان‌کرد: شهرداری‌ها نباید در توسعه شهری از روش توسعه عرضی استفاده كنند و ساختمان‌ها باید عمودی‌ساز شوند؛ در چنین حالتی بحث گودبرداری مطرح می‌شود که در ابتدا سازمان نظام مهندسی و شهرداری‌ها مسوول کنترل این گودبرداری‌ها هستند و راه و شهرسازی وظیفه نظارت عالی را دارد.
هوایی گفت: شهرداری‌ها باید به مهندس ناظر وضعیت زمینی را که قرار است گودبرداری شود، شرح دهند. از این رو پیشنهاد می‌شود مهندسی بومی و صادرات مصالح در خوزستان مورد توجه قرار گیرد.
http://donya-e-eqtesad.com/news/789752/

این پرونده اینترنتی در تاریخ 19 الی 23 مهر 1395 تهیه و تنظیم شده است.

این مطلب در چارچوب پروژه انسان شناسی وبازنمایی شهرهای ایران مدرن منتشر می شود.

در باره پروژه 

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766

شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66

شماره کارت: 7329-6247-3377-6104

به نام آقای رضا رجبی

انسان شناسی درد و رنج(9)
من سنی‌ام و از علی می‌نویسم

Related Posts