ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

سفرنامه شیعه باستان‌دوست (پیاده‌روی اربعین 97)


3- اربعین راهی برای وحدت‌بخشی، اما...

امیر هاشمی مقدم
روز سوم:
ساعت دو و نیم بامداد بیدار شدم. چند پیام تلگرام و واتس‌آپی برایم آمده بود. پیام‌هایی هم که امروز صبح تلاش کرده بودم بفرستم، تازه فرستاده شده بود. این فرایند در این چند روز ادامه داشت. یعنی پیام‌هایی که در روز می‌فرستادم یا کسی برایم می‌فرستاد، نیمه‌شب فرستاده می‌شد یا به دستم می‌رسید. در طول روز اصلا اینترنت نداشتم. و این یعنی حرام شدن 180 هزار تومان پول زبان بسته‌ای که برای یک هفته اینترنت نامحدود آسیاسل پرداخته بودم. دست و صورتم را شستم و راه افتادم. نیمه‌شب بود و باز هم شلوغ.
راه افتادم و همین اول راه احساس کردم کف پایم خیلی درد می‌کند. به گونه‌ای که به دشواری می‌توانستم گام بردارم. تقریبا 10 دقیقه‌ای به سختی راه رفتم تا کم کم عادت کردم و یا به سخن دیگر، پایم بی‌حس شد و دردش را کمتر می‌فهمیدم.
اگرچه بیشتر می‌خواستم درباره تجربیات زائران بدانم، اما یک موضوع دیگر هم در این سفر خیلی نگاه و اندیشه‌ام را به خود کشاند: نشانه‌های هویتی‌ای که هر کس در دست، بر لباس یا کوله‌پشتی‌اش داشت. از پرچم‌های «یا حسین» گرفته تا پرچم کشورها، پوسترهای کوچکی که بر پشت کوله‌پشتی نصب کرده بودند، تصاویری که بر چفیه‌های گردن نقش بسته بود و...، همه نشانه‌هایی نه تنها فردی، که اجتماعی را در برداشت. برای نمونه، بیشتر شیعیان جمهوری آذربایجان و ترکیه، نه تنها بر پوشاک یا کوله‌پشتی‌شان پرچم کشورشان بود، بلکه پرچم‌های بزرگ و بسیار بلندی هم از کشورشان در دست داشتند. کاملا مشخص بود که تلاش داشتند آنقدر میله پرچم‌هایی که در دست داشتند بلند باشد که به چشم بیاید و از دیگر پرچم‌ها بالاتر باشد. تقریبا همه زنان و مردان آذربایجانی و ترکیه‌ای، پرچم کوچک کشورشان را به پشت روسری یا کلاه‌شان نصب کرده بودند؛ اما برخی‌شان یک پرچم دیگر هم روی کوله‌پشتی‌شان داشتند. این گستردگی پرچم را شما مطلقا برای هیچ یک از شهروندان دیگر کشورها نمی‌دیدید. اصولا یکی از فلسفه‌های این مراسم، از میان برداشتن این جدایی‌ها و مرزها بود. حتی مثلا پرچم‌هایی که سر مرز به ایرانیان داده می‌شد، بیشترشان شعارهای مذهبی و دینی بود و آن بخشی هم که پرچم کشور ایران در بر داشت، هم کوچک بود (تقریبا بیست سانتی‌متر درازا و 13 سانتی‌متر پهنا)، پرچم ایران و عراق را در کنار یکدیگر داشت و روی آن نوشته شده بود: «حب الحسین، یجمعنا». یعنی دوست داشتن حسین است که ما را در کنار هم آورده. شعار زیبایی بود. برای همین من هم سر مرز یکی از همین‌ها را گرفته و روی کوله‌پشتی‌ام نصب کردم. اما به باورم این ملیت نشان دادن ترکیه‌ای‌ها و باکویی‌ها، فلسفه اینچنین مراسمی را زیر سوال برده و خطرناک است. این نتیجه همان ملی‌گرایی افراطی ترکی است که آذربایجان هم از ترکیه الگو گرفته و شوربختانه در میان ترکهای آذری ما هم ریشه دوانده است. به قول حسام‌الدین آشنا، ترکیه‌ای‌ها اول خودشان را ترک می‌دانند، بعد دیندار یا سکولار. یک زمانی فکر می‌کردم که دست‌کم دینداران جمهوری آذربایجان از ایرانیان غیرآذری متنفر نبوده و به ایران علاقمندند. این سخن زمانی درست بود. اما در نسل جوان و دیندارش که شبانه روز زیر بمباران رسانه‌ای و آموزشی پان‌ترکیسم هستند، این سخن دیگر موضوعیت ندارد. گفتگویم با یکی از همین‌ها که در پاراگراف‌های بعدی خواهم نوشت، شاهدی است بر این مدعا.
البته پرچم یا دست‌کم نام کشورها را می‌شد روی پارچه‌های کوچکی که برخی از دیگر زائران کشورهای اروپایی داشتند و به روسری، کلاه یا کوله‌شان نصب می‌کردند هم دید. دست‌کم من بر روی پوشاک یا کوله زائرانی از هلند، فرانسه، بلژیک و اندونزی اینها را دیدم. اما شمارشان بسیار اندک بود و برای زائران دیگر کشورها، جالب.
بگذریم. به جز پرچم کشورها، تصاویر روی چفیه‌های ایرانی‌ها هم برایم خیلی جالب بود. این تصاویر منحصرا ویژه ایرانی‌ها بود. یک سری آنها مشخص بود که توسط هیئت‌ها و یا شاید هم سر مرز داده شده است و بسیار فراگیر بود. مثلا تصویر شهید محسن حججی یا آیت‌الله خامنه‌ای. برخی هم البته همین‌ها را روی پوسترهای کوچک به کوله‌پشتی‌شان سنجاق کرده بودند. همچنین تصاویری از برخی چهره‌های دیگر همچون سردار سلیمانی یا سیدحسن نصرالله هم می‌شد روی کوله‌پشتی‌ها دید. یکجا هم تصویری از حسن عباسی دیدم که... . من اصلا نمی‌توانم بفهمم این آقا حرف حسابش چیست؛ به جز توهین کردن به این و تهدید کردن آن...

ادامه مطلب در:

سفرنامه شیعه باستان‌دوست (پیاده‌روی اربعین 97)

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

جستجوي نااميدانه مامورين مالياتي
حریم خصوصی در خانواده

Related Posts