ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

بررسی مسائل روستایی با تأکید بر نگاه کنشگران محلی و اقشار مختلف روستای محمودآباد

صبا قدیمی

عمده ترین مسائل و مشکلات روستا همراه با راه حل پیشنهادی از نگاه مردم

در این بخش، به گزارشی از مصاحبه‌ها و جلساتی که با حضور فعالان و مردم محلی روستا انجام شده و داده‌هایی را درباره مسائل روستا در اختیار ما قرار داده است، خواهیم پرداخت . تلاش شده است در انتخاب افراد، تنوع در نگاه‌ها و رویکردها و همچنین در تکثر حوزه‌ی وظایف یا طبقه‌ی اجتماعی رعایت شود.
مصاحبه‌ها به دو شکل فردی و گروهی انجام شده است. دو مصاحبه‌ی فردی با طاهره خاوری، مدیر انجمن دوستداران کودک پویش، و مسئول خانه بهداشت روستای محمودآباد انجام شده است. انجمن پویش به عنوان یک سازمان مردم نهاد با تمرکز بر آموزش کودک و توانمندسازی بزرگسال تجربه‌ی 10 سال حضور در روستا را دارد و اکثر معلم‌های آن، بومی و اهل همین روستا هستند. فعالیت انجمن پویش در این سال‌ها به طور خاص در گرو خدمات‌رسانی فرهنگی به مهاجران افغانستانی بوده و در مواردی نیز با دانش‌آموزان ایرانی و در جهت تکمیل فضای رشد و تربیت آنان در مدارس خودشان در ارتباط بوده است. خانه بهداشت محمودآباد نیز تنها مرکز بهداشتی روستا محسوب می‌شود که البته حوزه‌ی توانایی‌های آن محدود است و توانایی پاسخگویی به نیازهای بهداشتی-درمانی مردم روستا را به طور کامل ندارد. خانه‌های بهداشت‌ روستاها هر چند سال یک بار به شکل سرشماری داده‌های جمعیتی و وضعیت سلامت خانوارهای روستایی را در سامانه‌ی خود ثبت می‌کنند و مرجع مناسبی برای به دست آوردن ذهنیتی شفاف نسبت به وضعیت بهداشت و سلامت روستا هستند.
سه مصاحبه گروهی نیز به شکل فوکوس گروپ انجام شده است که به ترتیب با حضور 1- زنان روستایی و اهل افغانستان 2- مسئولان کمیته‌ی بهداشت، سوادآموزی و مدیر داخلی انجمن پویش و 3- مدیران سه سازمان مردم‌نهادِ فعال در روستا پیش رفته است.

4-1-مصاحبه با خانم طاهره خاوری، مدیر داخلی انجمن دوستداران کودک پویش
طاهره خاوری که نزدیک به ده سال است در سمت مدیر داخلی انجمن دوستداران کودک پویش مشغول به فعالیت است، از 6 سالگی در روستای محمودآباد ساکن شده است. او با تجربه ی سکونت 22 ساله در محمودآباد و 8 ساله در خاورشهر، شناخت بسیار خوبی از اوضاع و احوال روستای محمودآباد و روند تغییرات آن دارد. او در این گفتگو روستای محمودآباد خالصه را روستایی صنعتی توصیف کرد که به دلیل مجاورت کوره‌های آجرپزیِ آن، بیش از روستاهای اطراف مشهور شده است. روستای محمودآباد در یک سال اخیر تغییرات محیطی
مثبتی را تجربه کرده است؛ از جمله بهبود روشنایی خیابان‌ها، افزایش فضای سبز، تمیزتر شدن محیط و وجود عابر‌بانک و ساخت ورزشگاه از مواردی است که خاوری آن‌ها را نتیجه فعالیت‌های دهیار جدید می‌داند.
مدیر داخلی انجمن از مشکلات و مسائل روستا به کمبود مسکن و بالا بودن اجاره‌ی خانه‌ها اشاره کرد. هم‌چنین آلودگی زیست‌محیطی ناشی از گاراژهای بازیافت زباله و کارگاه‌های صنعتی از مسائلی است که محمودآباد با آن درگیر است. از مسائل اجتماعی به اعتیاد پرداخته شد که به ویژه در میان خانم‌ها بیش از پیش شده و یکی از عواملی که زمینه ی گسترش آن را فراهم می‌کند وجود فضاهای متروکه و دسترسی آسان به مواد مخدر از طریق حضور توزیع‌کنندگان در روستا است. هم‌چنین مصرف مشروبات الکلی در جشن‌ها و میان مردان رایج است.
در خصوص معضل بیکاری، باید گفت در محمودآباد بیکاری فصلی رواج دارد: «ساکنان کوره، فصل بهار تا اوایل پاییز را در کوره مشغولند اما زمستان¬ها کار ثابت ندارند و کارگر روزمزد هستند». در این خصوص نیز وضعیت خانم ها ناگوارتر از مردان است چرا که با کار یکسان در مزارع سمت جاده ورامین یا کارهای خانگی، مزد پایین تر دریافت می‌کنند.
مساله‌ی دیگر آزارهای خیابانی برای زنان است که به دلیل فضای سنتی و بسته‌ی حاکم بر روستا، عمده‌ی این آزارهای کلامی و بدنیِ جنسی و حتی دزدی‌ها افشا نمی‌شوند: «از ترس آبرو این مزاحمت را فاش نمی‌کنند. اول از سمت خانواده¬ی خودش توبیخ می¬شود و بعد در محیط روستا آن خانم محکوم می¬شود.»
در این گفتگو به ظرفیت‌ها و فرصت‌های روستای محمودآباد نیز پرداخته شد. خاوری کارآفرینی هدفمند با توجه ویژه به خانوارهای کم‌بضاعت و حرفه‌آموزی در ضمن فراهم کردن دسترسی به بازار کار را فرصتی برای بهبود اوضاع اقتصادی مردم می‌داند.
در رابطه با تبعیض‌های موجود، خاوری به اقدامات مثبتی اشاره داشت که موجب شده است قدری از فشار تبعیض‌های رایج ملیتی در محمودآباد کاسته شود: «برنامه¬های مشترکی بوده که برای همه بوده و ایرانی و افغانستانی نکرده¬اند. جشن¬هایی مثل روز مادر و... که دهیاری برای همه گرفته. یا پویش یا دیگر سمن¬هایی که ایرانی و افغانستانی برایشان تفاوتی نمی¬کند». او تأثیر بزرگانِ روستا و مسئولان را بر افکار عمومی ساکنان رد خصوص تبعیض بسیار پررنگ می‌داند.
در ادامه به نقش انجمن پویش و تأثیر حضور ده ساله‌ی انجمن در روستا پرداخت: «تعداد بچه¬هایی که مدرسه نمی¬رفتند بسیار زیاد بود. در یک فراخوان یک روزه ثبت نام اول تا پنجم، 150 نفر آمدند. اگر پویش نبود این بچه¬ها دیگر درس نمی¬خواندند». و نهایتاً به سمن‌های مشابه در روستا اشاره داشت و ارتباطی که این سمن‌ها با یکدیگر و با دهیاری، شهرداری و بهزیستی دارند. در برخی موارد توانسته‌اند با یکدیگر همکاری داشته باشند، هم‌افزایی صورت گیرد و ارتباط موثری شکل گرفته است و در برخی موارد حتی ارتباط اولیه هم برقرار نشده است و نهادهای بالاسری تلاش خاصی در این زمینه نداشته‌اند.
خاوری در پایان به یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های پویش یعنی توانمندسازی زنان پرداخت. معتقد بود پویش تلاش کرده زنان روستا خودشان را بشناسند، برای خود ارزش قائل شوند و سواد حداقلی بیاموزند. نکته مهم دیگر پی بردن به نقش پررنگ زن به عنوان یکی از پایه‌های اصلی خانواده بوده است:«من فکر می¬کنم این از کار با بچه¬ها هم مهم¬تر است؛ چون مادری که رشد می¬کند بر خودش، شوهرش، فرزندش، روابط خانوادگی¬اش و... تأثیر می¬گذارد.»

علاوه بر این مصاحبه، داده‌های از پیش موجود پویش نیز به شکل‌گیری نگاه ما به خصوص در حوزه زنان روستایی کمک کرد؛ در سال 1393 انجمن پویش با گردآوری نمونه‌ای 80 نفره از زنان مهاجر افغانستانی( مادران کودکان تحت پوشش انجمن)، نیازسنجی سه‌ماهه‌ای را از عمده‌ترین مسائل مبتلا به زنان مهاجر انجام داد. عمده‌ترین این مسائل عبارت بودند از:
1. مسئلۀ بی سوادی:
بیش از 90 درصد زنان نمونۀ مورد بررسی، بی‌سواد یا کم‌سواد بودند و مهم‌ترین نیاز مطرح شده از جانب جامعۀ مورد بررسی، نیاز به سواد عنوان گردید. عمده‌ترین دلیل را می‌توان در عدم پوشش تحصیلی مهاجران غیرقانونی در ایران و فضای فرهنگی مانع تحصیل دختران دانست.
2. مسئلۀ عدم سلامت:
شرایط زیست‌محیطی منطقه و مسائل خاص تهدید‌کنندۀ زندگی مهاجرین، مسائل بهداشتی عمده‌ای از جمله، ازکارافتادگی زودرس و بیماری‌های مزمن ستون فقرات، بیماری‌های تنفسی، بیماری‌های مرتبط با سوء تغذیه و ... را پدید آورده است؛ این عوامل عبارت‌اند از: 1.شرایط ناایمن و دشوار کار(زنان ساکن در کوره‌ها در فرایند خشت‌زنی که در شش ماه گرم سال انجام می‌گیرد، درگیر هستند. سایر مشاغل زنان اعم از خیاطی و کار در کارگاه‌ها نیز اثرات سوء دیگری را به آنان تحمیل می‌کند) 2. شرایط زیست‌محیطی و آلودگی محل اقامت (ساکنین خانه‌های مجاور کوره‌های آجرپزی و نیز ساکنان گودهای زباله بیش از سایر ساکنان این روستاها، از شرایط بد محیط اقامت خود رنج می‌برند) 3. شرایط مالی بد و نامطمئن(مهاجران ساکن در این مناطق که عمدتاً از دریافت یارانه، بیمه‌ی کار و بیمه‌ی درمانی رایگان بی بهره‌اند، بخش بسیار کمی از سبد هزینه‌های خود را به تغذیه و سلامت خانواده‌ی خود می‌توانند اختصاص دهند).
3. مسئلۀ استثمار در مشاغل خانگی:
به طور کلی دو عامل، مهم‌ترین عوامل استثمار کاری زنان بودند: 1. مسئلۀ بی‌سوادی و ناتوانی زنان از حضور در مشاغل درآمدزایی همچون خیاطی: در چنین شرایطی تنها بازار اشتغال زنان، مشاغل خرد خانگی و مشاغل سختی همچون خشت زنی است. 2. عدم کسب مهارت‌های حرفه‌ای: با توجه به بی‌سوادی و نبود ارتباطات اجتماعی، نیاز به کسب مهارت‌های حرفه‌ای یکی از نیازهای اساسی زنان مهاجر بود.
4. مسئلۀ انزوا و ناامیدی:
یکی دیگر از عمده مسائل زنان مورد بررسی، انزوا و ناامیدی از آینده بود. انزوایی که تحت تأثیر مواجهه‌ی پس زنندۀ جامعۀ میزبان و عدم ارتباط مهاجران با یکدیگر پدید آمده بود.

4-2- مصاحبه با مسئول خانه بهداشت روستای محمودآباد
از دیدگاه مسئول خانه بهداشت محمودآباد، بیشتر مسائل معطوف به کوره‌های آجرپزی هستند. در واقع مهاجرانی هستند که شغل فصلی دارند و 6 ماه از سال را با خانواده‌ی خود به اینجا می‌آیند و در اتاقک‌هایی که در نزدیکی کوره هست زندگی می‌کنند. آسیب‌های متعددی در محل کوره‌ها وجود دارد، مثل شرایط بد زندگی، اعتیاد، بیماری‌های روحی- روانی، کمبود وزن و خانم‌های بارداری که اکثراً دچار سوء تغذیه هستند. همین‌طور بچه‌ها نیز در شرایط و وضعیت بسیار بدی زندگی می‌کنند.
بیماری‌های رایج در کوره‌های آجرپزی عبارت‌اند از اسهال به خاطر آب، بیماری‌های پوستی و قارچی، شپش و گال و یکی دو مورد هم بیماری سل گزارش شده است.
وی اشاره می‌کند که مشکل این است که معمولاً درمان به صورت ناقص انجام می‌شود؛ مثلاً دکتر آزمایش سونوگرافی می‌نویسد ولی به دلیل هزینه،مردم قادر به انجام آن نیستند. و یا برای بیماری پوستی‌شان دارو می‌نویسد، ولی داروهای پوستی گران است و بنابراین آن‌ها درمان را ادامه نمی‌دهند.
خدماتی که خانه بهداشت ارائه می‌دهد شامل معاینه و ویزیت توسط پزشک، انجام آزمایشات، آموزش در کوره‌های آجرپزی، و دادن دارو و مداوای شپش می‌شود؛ که برای مثال مسئله‌ی شپش میان کودکان بسیار رایج است. معمولاًدر نیمه‌ی اول سال دارو‌های بیشتری برای خانه‌ی بهداشت ارسال می‌شود که اغلب مورد استفاده‌ی کوره‌های آجرپزی قرار می‌گیرد.
به اعتقاد مسئول خانه بهداشت، در خود روستا مشکلی وجود ندارد، و خدمات به خود روستاییان به خوبی ارائه می‌شود. ودسترسی بهیاران به ساکنان روستا بیشتر و آسان‌تر است و از این بابت مشکلی وجود ندارد.
در پاسخ به این پرسش که چه راهکارهایی برای رفع این مشکلات وجود دارد، گفت: «خیرین در این جا خدماتی را ارائه می‌کنند که بیشتر وقت‌ها موازی‌کاری است، یا اولویت اصلی این آدم‌ها نیست. الان صندوقی در حال شکل گیری است که خیرین از لحاظ نقدی کمک می‌کنند و این پولصرف هزینه‌های درمانی بیماران می‌شود و امکان اینکه آن‌ها بتوانند درمان را ادامه دهند ایجاد شود.»

4-3- مصاحبه گروهی متمرکز با زنان افغانستانی ساکن در روستای محمودآباد
در این گفتگوی جمعی با زنان ساکن روستا مطالبی مطرح شده از جمله اینکه خانم‌هایی که زمان جنگ به ایران مهاجرت کرده بودند معتقد بودند زندگی در آن زمان راحت‌تر بود؛و دلیل آن را قناعت، داشتن توقع کم، همدلی بین ایرانی و افغانستانی و عدم وجود فرق میان آن‌ها، داشتن همسایه‌های خوب و احترام به همدیگر می‌دانستند. اما از نظر آن‌ها با گذشت زمان همه چیز تغییر کرده و و نابرابری‌ها و تبعیض‌ها بسیار بیشتر شده است و شرایط زندگی را برای آنان بسیار سخت کرده است.
یکی دیگر از مشکلات آن‌ها نداشتن حق مالکیت خانه یا مغازه و وسیله‌ی نقلیه است. آن‌ها حتی با سرمایه‌ی خود نمی‌توانند صاحب چیزی شوند. بنابراین تمام تلاش‌های خود را برای زندگی بهتر و ایمن‌تر بیهوده می‌بینند. و این نگرانی با بزرگ شدن بچه‌ها نیز شدت یافته است. فرزندان آن‌ها وضعیت موجود را نمی‌پذیرند و چون حقی برای اعتراض ندارند، بیشتر فشار را به پدر و مادر خود می‌آورند. اغلب سرخورده و ناامید هستند، و هیچ احساس تعلقی نسبت به کشوری که در آن متولد شده‌اند ندارند. از طرفی دیگر معتقدند با وضع موجود، تلاش آن‌ها هم منجر به تغییری در زندگی‌شان نمی‌شود.
زندگی برای خانواده‌های افغانستانی به دلیل تبعیض‌ها و نابرابری‌های اجتماعی در تهران سخت است. بنابراین ترجیح می‌دهند ساکن روستاهای اطراف تهران باشند و جایی زندگی کنند که بقیه افغانستانی‌ها هم آنجا حضور داشته باشند. البته این طرد خود خواسته نیست بلکه آن‌ها بسیار علاقه‌مند به روابط اجتماعی و تعامل با ایرانی‌ها هستند.

 

مشخصات تحقیق:

بررسی مسائل روستایی با تأکید بر نگاه کنشگران محلی و اقشار مختلفروستای محمودآباد، از توابع شهرستان ری، استان تهران
دانشجو: صبا قدیمی

استاد راهنما: دکتر ناصر فكوهي


مقطع کارشناسی ارشد؛ انسان شناسی شهری

نیمسال دوم سال تحصیلی 97-1396

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

بازتاب ایران باستان در شعر حافظ شیرازی
پیکار با فضا در هنر سینما

Related Posts