ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

فرهنگ اصطلاحات کلیدی در مطالعات قومیت(1)

 

قوم(Ethnic)


واژه قوم یا اتنیک از واژه یونانی اتنوس و اتنیکوس ریشه گرفته که به منای کافرکیش و بی‌دین است. در زبان یونانی واژه یاد شده مضمونی منفی و مطرود داشته است. این واژه از قرن هجدهم به این سو مضمون منفی خود را از دست داده و به واژه‌ای خنثی بدل و هم معنا با مفهوم نژاد به کار گرفته شده است. حتی در ایالات متحده و در آستانه جنگ جهانی یهودیان و ایتالیایی‌ها و سایر اقلیت‌های دیگر در مقابل اکثریت مردم انگلیسی‌تبار، یک قوم خوانده می‌شدند و از آن مقصودی احترام‌آمیز داشتند (هاتچینسون و اسمیت 1966: 3 - 15). واژه قوم معنای ثابتی ندارد و همراه با تحولات دگرگون شده است. در یکی از چاپ‌های فرهنگ انگلیسی آکسفورد که در اواخر قرون گذشته تدوین شده برای واژه قوم معنای کفر یا موهومات کفرآمیز را آورده است. این معنا بتدریج جای خود را به معنای مردم‌شناختی و جامعه‌شناسی داد. در فرهنگ بین‌المللی زبان انگلیسی «وبستر» دو معنا برای واژه قوم ارائه شده است. نخست: قوم به معنای غیر مسیحیان و غیر کلیمیان است مانند کفار و بت‌پرستانی که مخالف یهودیت و مسیحیت‌اند. سپس این واژه ناظر به ویژگی‌های جسمی و ذهنی نژادی‌ها یا مربوط به تمیز دادن گروههای نژادی بر اساس رسوم و ویژگی مشترک دانسته شده است. به این ترتیب معنای واژه قوم از امری مذهبی برای مشخص کردن کفار یا افراد غیر هم کیش به معنای اجتماعی تحول یافت و اموری چون رسوم یا ویژگی‌های نژادی مبنای تعریف آن شد. در اواسط قرن بیستم با اضافه شدن معیارهای فرهنگی در تعریف قومیت تحول دیگری در معنای واژه قوم روی داد و آن را بیشتر به مفهومی اجتماعی نزدیک کرد. به گفته لوییس اشنایدر، کاربرد مفهوم فرهنگی واژه قوم آنچنان زیاد است که تدوین کنندگان سومین فرهنگ بین‌المللی وبستر دو تعریف جدید به تعریف قومیت افزدودند: 1- قوم ریشه گرفته از علائق نژادی، زبانی و فرهنگی گروه خاص نظیر سیاهان، ایرلندی‌ها، ایتالیایی‌ها، آلمانی‌ها، لهستانی‌ها و سایر گروهها. 2- قوم ریشه گرفته از فرهنگ اولیه بیگانه. نقطه مشترک همه تعاریف آن است که واژه یاد شده ناظر به گروهی اقلیت در مقابل اکثریت است (احمدی، 1378: 30-31).
به این ترتیب می‌توان سیر تحول واژه قوم را در مسیر کلی‌اش ترسیم کرد. معنای این واژه از قرون ابتدایی بر مضمون مذهبی و مشخص کردن افراد غیر هم‌کیش دلالت داشت و در قرون جدید به معنایی اجتماعی تغییر یافت. در مسیر دوم، واژه قوم از مفهوم نژاد جدا شد و به مفهومی برای مشخص کردن تمایزات فرهنگی به کار رفت. در این تحول، تمایزات نژادی بر اساس خصوصیات جسمی و خونی به تمایزات فرهنگی بر اساس رسوم، عقاید و در عبارتی کلی هویت اجتماعی و فرهنگی دگرگون شد. از رهگذر این تغییرات، قومیت کاربرد گسترده‌ای یافت و برای نامیدن گروههای متمایز فرهنگی، اجتماعی و سیاسی استفاده شد. این واژه را به مهاجرانی که از یک کشور خاص آمده‌اند اطلاق می‌کنند. مثلاً ایتالیایی‌ها، مکزیکی‌ها و ... در عین حال این واژه برای پیروان مذاهب نیز به کار می‌رود، مثل یهودی‌ها به عنوان یک گروه قومی همواره در مطالعات قومی بررسی شده‌اند. مفهوم قومیت برای مشخص کردن گروههای نژادی هم به کار می‌رود مثل سیاهان، زردپوستان و ... . حاصل آنکه مفهوم قومیت همواره برای توصیف «غیر» یا «دیگری» به کار رفته است و همواره بر وجود نوعی مرزهای تمایز دلالت دارد که خطوط آن گاه بر مبنای فرهنگ، گاه هنجارها و رفتارهای اجتماعی و گاه تعلق به واحدهای سیاسی نظیر دولت ـ ملت‌ها و گاه تمایزات نژادی ترسیم می‌شود. مجموعه این مباحث نشان می‌دهد که برای مفهوم قومی مصداق واحد و یکسانی از سوی محققان تعیین نشده است.
آنتوني دي اسميت كه خود از بنيانگذاران ديدگاه نماد پردازي قومي است، قوم را چنين تعريف كرده است:« قوم عبارت است از يك جمعيت انساني مشخص با يك افسانه اجدادي مشترك، خاطرات و عناصر فرهنگي مشترك، پيوند با يك سرزمين تاريخي يا وطن و با ميزاني از حس منافع و مسئوليت .(آنتوني اسميت، 1377: 186 ). قوم موجودي است جمعي كه از همبستگي اراده ايي كمابيش روشن ،قابليت سازمان يافتگي ،دفاع از خويش و تداوم يافتن برخوردار است.(برتون، 1380: 101). فردريك بارث در بارة قوم چنين مي گويد"واژةگروه قومي در ادبيات انسان شناسي معمولاٌ به جمعيتي اطلاق مي شود كه داراي خود مختاري زيادي در باز توليد زيستي خود باشد،ارزشهاي فرهنگي بنيادين مشتركي داشته باشد كه درون اشكال فرهنگي به وحدت آشكاري گرد هم آمده باشند،و يك ميدان ارتباطي و كنش متقابل بسازند،داراي يك احساس تعلق به يك واقعيت بيروني باشند كه آنها را از ديگران تفكيك كند."بنابراين مهمترين خصوصيات يك قوم را مي توان در موارد زير دانست: نياكان مشترك واقعي يا باور به نياكاني اسطوره اي – نام مشترك- سرزمين مشترك – زبان مشترك- فضاهاي مشترك زيستي – رسوم و آداب مشترك – ارزشهاي مشترك- احساس تعلق به يك گروه واحد.(برتون، 1380: 235).

دانشجوی دکترای انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

یادداشت‌های آرنولد ویلسون از ایران
فرار کنید، جاهل‌ها دارند می‌آیند!

Related Posts