ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

فضاهای دینی و هویت محله‌ای در اردکان

در این یادداشت، بر سه فضای مسجد، هیئت، میدان و رابطه‌ای که میان این سه با هویت محله‌ای برقرار است تمرکز کرده‌ام. این سه فضا در توزیع فضایی محله‌های اردکان حضوری لازم و ضروری داشته‌اند که معنا و اهمیت‌شان در کارکردهای دینی متوقف نمی‌شده و لایه‌های معنایی دیگری به خود می‌پذیرفته‌اند که مطالعه‌ی آن‌ها نقشی اساسی در فهم سازمان اجتماعی محله‌های این شهر دارد. پیش از ورود به بحث لازم است تا برخی مفاهیم و اصطلاحات کار رفته در متن را روشن کنم. برای درک بهتر اقتضائات و مناسب شهر در روند تاریخی، از دو دوره‌ی متقدم و متأخر نام برده‌ام که هرچند معیاری ساده است لکن برای فهم بهتر کمک‌کننده است. دوره‌ی متأخر به سال‌های پس از انقلاب تا حال حاضر اشاره دارد که به علت شرایط متحول جامعه‌ی ایران و جامعه‌ی جهانی با دوره‌ی متقدم تفاوت‌هایی دارد. همچنین از دو مفهوم امر دینی و هویت دینی نام برده‌ام. رابطه اردکانِ دوره‌ی متقدم با دین را می‌توان رابطه‌ای طبیعی و در پاره‌ای از شاخص‌ها رابطه‌ای مبتنی بر این‌همانی دانست. درواقع، در اردکان امر دینی جدای از سایر امور نیست که به عنوان پدیده‌ای بیرونی خود را بر آن‌ها تحمیل کرده باشد، بلکه پدیده‌ای هم‌ذات و هم‌ارز با وقایع و پدیده‌های فرهنگی دیگر است. در چنین موقعیتی، افراد هویت دینی جداگانه‌ای از دیگر افراد ندارند که عامل تمایز هویتی آن‌ها باشد بلکه امر دینی در تاروپود زندگی روزمره آن‌ها حضور دارد. در حالی که اردکانِ متأخر، هر چه بیشتر به سمت جدایی و ناهمسانی دین و سایر پدیده‌ها پیش می‌رود. در چنین موقعیتی، امر دینی جای خود را به هویت دینی می‌دهد که به عنوان پدیده‌ای بیرونی خود را بر سایر وقایع و پدیده‌ها متصل می‌‌کند. در این دوره، هویت دینی عامل تمایز افراد و اجتماعات از یکدیگر است. افراد و اجتماعاتی با هویت دینی که با نمادشناسی خاصی همراه است از دیگر افراد و اجتماعات جدا و متمایز می‌شوند. با این مقدمه بحث راجع به حضور مسجد، میدان و هیئت در فضاهای محله‌ای اردکان را به پیش می‌برم.

در دوره‌ی متقدم که شهر با مرزهای مشخص محله‌ای داخل حصار و توزیع فضایی متناسب با آن معنای مشخص خود را برمی‌ساخت، فضاهایی چون مسجد، هیئت و میدان نقشی اساسی در این معنا داشتند. درواقع، هویت محله‌ای و وجه تمایز محلات با یکدیگر در این فضاها نمود می‌یافت. در این بین هیئت و میدان بیشترین نزدیکی و یکسان‌بودگی را داشتند. در سه محله‌ی بزرگ کوشکنو، بازارنو و چرخاب این نکته صادق است. علاوه بر این، وجه تفاوت مسجد و هیئت نیز مسأله‌ای اساسی است که تا دوره‌ی متأخر نیز کشیده شده و همین در دوره‌ی متأخر مبنای تمایز امر دینی و هویت دینی شده است. به صورتی که هیئت محل بروز امر دینی است و مسجد محل بروز هویت دینی. حضور ضروری این سه فضا در محله‌ها به عنوان واحدهای شهری مجزا که هر کدام یک کل منسجم اما وابسته به دیگر واحدها می‌ساخته‌اند بیش از هرچیز نشان‌گر پیوند تنگاتنگ زندگی و زیست اجتماعی با مسأله‌ی دین است. اهمیت حضور مسجد، هیئت و میدان که هر سه از فضاهای دینی هستند صرفا به کارکرد دینی آن‌ها خلاصه نمی‌شود بلکه آن‌ها نه فضایی دینی و الحاق‌شده به بافت محله که خود محله، نماد آن و فضای بیرونی و «در معرض» محله تعبیر می‌شده‌اند. هویت محله‌ای، کوشکنویی بودن، بازارنویی بودن و چرخابی بودن، یعنی تعلق به یک مسجد، و بیش از آن تعلق به یک هیئت و میدان. نکته‌ای که می‌تواند بر اهمیت این مسأله بیفزاید، یکسان‌بودگی هیئت و میدان است. میدان در ساختار شهرهای ایرانی، محل تمرکز سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شهر است. میدان عموماً در مرکز شهر و در بهترین نقطه از لحاظ دسترسی ساخته می‌شده که از یک‌سو به بازار نزدیک بوده، که بر همین اساس محل تلاقی جمعیت بوده، و از سوی دیگر محل کنش‌های اجتماعیِ نیازمند هم‌افزایی و مشارکت عموم افراد بوده است. در شهری چون اردکانِ دوره‌ی متقدم که می‌توان آن را به واحدهای محله‌ای تقسیم کرد، هر محله یک میدان مشخص داشته است. نکته اساسی و تعیین‌کننده این است که هیئت‌ها همان میدان‌ها بوده‌اند. در وهله‌ی اول آن‌چه این یکسانی را موجب می‌شود ساختار کالبدی هیئت‌هاست که ترکیبی از فضای باز و در معرض رفت و آمد و فضای بسته‌ و سرپوشیده‌ است. وجه مهم‌تر این یکسانی میدان و هیئت، یکسانی محله، به عنوان واحد شهری متمایز، و امر دینی است که در هیئت متجلی شده است. برهمین اساس، هویت محله‌ای هم با تعلق به هیئت محله تولید و بازتولید می‌شود. به عبارت بهتر، در اردکان متقدم، هر یک از محلات واحدهای هویتی متمایزی بودند که امر دینیِ مجسم‌شده در هیئت شکل برونی هویت آن محله بوده است و نه عنصری الحاقی به هویت محله‌ای. بر همین اساس است که میدان‌های هر محله، به عنوان مرکز محله و محل اجتماع افراد محله، جایی جز هیئت‌ها نبوده‌اند. 

در کنار این، تقابل و تفاوت میان مسجد و هیئت، تفاوتی معنادار است که دوگانه‌ی امر دینی - هویت دینی را تقویت می‌کند. بنابر آن‌چه گفته شد هیئت با این‌همانی‌ای که با میدان دارد، ظهور و نمود محله، و تجسم عینی و حسی آن است. این‌در حالی است که مسجد، چه در وجه فضایی و چه در وجه کارکردی، منطقی یک‌سره متفاوت دارد. پیش از این اشاره شد، که در هر محله سه فضای اصلی وجود دارند که جزو فضاهای ضروری هر محله محسوب می‌شوند. علاوه بر هیئت و میدان، مسجد نیز در هر محله، و به ویژه در محله‌های مهم و تأثیرگذار حضوری اساسی و غیرقابل چشم‌پوشی دارد که بخشی از هویت محله‌ای را نمایندگی می‌کند. در این‌جا هم، محله‌هایی که نقطه‌ اتکای فرهنگی و هویتی مردم شهر هستند مساجد بزرگ‌تر، مهم‌تر و تأثیرگذارتری دارند. با این حال، تفاوت‌های معنایی، فضایی، کارکردی و مخاطب‌شناختی مسجد با هیئت به آن رنگ و بویی متفاوت داده است که در ادامه به آن می‌پردازم. علارغم حضور پیوسته‌ی میدان و هیئت در نقطه‌ی ثقل محله، مسجد در ساختار فضایی محله از این نقطه ثقل دورتر است. در هر سه محله‌ی بزرگ و مهم کوشکنو، بازارنو و چرخاب مسجد در نقطه‌ی حاشیه‌ای‌تری قرار دارد. این در حالی است که محله‌ی بازارنو علارغم اهمیت فوق‌العاده‌ی هیئت و میدان‌اش، مسجدی به نام خود محله ندارد. این توزیع فضایی، در کنار این نکته که مساجد غیرمحله‌ای مهمی نیز در سطح شهر حضور دارند، در حالی که حداقل در دوره‌ی متقدم هیئت غیرمحله‌ای وجود نداشته، نشان‌گر این است که مسجد به مراتب بار هویتی-محله‌ای کمتری نسبت به هیئت داشته و دارد. در وجه کارکردی، طراحی و معماری مسجد به نحوی است که جز در زمان‌های مقدس (نمازهای پنج‌گانه) امکان حضور در آن به صورت مداوم در طول شبانه‌روز وجود ندارد. در همین راستا، افراد امکان انتخاب زمان حضور در مسجد ندارند، بلکه زمان وضع‌شده از سوی سنت‌های دینی است که استفاده و حضور در مسجد را تعیین می‌کند. علاوه بر این، تقدس مسجد به عنوان یک مکان مطهر و عبادی ورود و حضور در آن را با الزامات و مناسکی همراه می‌کند. این درحالی است که هیئت به علت ساختار فضایی باز و میدان‌وار خود که نقطه‌ی تقاطع معابر محله و شهر است محل اجتماع و رفت‌و‌آمد مداوم است. علاوه بر این‌که بار قدسی مهم و شاخصی نیز ندارد و حضور در آن مستلزم آداب خاصی نیست. موضوع دیگر در بحث کارکردی، تفاوت مسجد و هیئت در محتوایی است که در هر یک به شکل متفاوتی حضور دارد. مسجد محل برگزاری آیین‌های اولیه‌ی دینی‌ چون نماز است که وجه عرفی کمتری دارد و وجه قدسی آن غالب است. درحالی که هیئت محل برگزاری آیین‌های ثانویه‌ی دینی چون عزاداری است که نه تنها وجه عرفی آن غلبه دارد بلکه می‌توان آن را پدیده‌ای فرهنگی دانست که همچون هر پدیده‌ی فرهنگی دیگری در شبکه‌ای از تعاملات و روابط با سایر وجوه زندگی اجتماعی است. این عامل، نقشی اساسی در مخاطب‌شناسی این دو فضای دینی داشته که هم در کمیت مخاطبان و هم در کیفیت‌های مرتبط با مخاطبان هر یک نمود یافته است. هیئت یا میدان در مقابل مسجد، نمایاننده‌ی امر دینی در مقابل هویت دینی است. امر دینی، همچنان که پیش از این گفته شد، در پیوستگی و هم‌گامی با زندگی مردم شهر تعریف می‌شود که در این تعامل، هم عناصری از خود را به سایر پدیده‌ها، همچون فعالیت‌های اقتصادی، روابط بین‌فردی، کنش‌های روزمره، می‌دهد و هم عناصری از این پدیده‌ها را در خود می‌پذیرد. درنتیجه‌ی چنین منطقی است که حضور افراد در هیئت یا میدان ارتباط چندانی با میزان پایبندی آن‌ها به اعتقادات و اعمال دینی ندارد. در عزادای محرم، که نقطه‌ی اوج کارکرد دینی هیئت است، همه‌ی افراد محله مشارکت دارند و این مشارکت بیش از هرچیز کنشی هویتی – فرهنگی است. این در حالی است که حضور در مسجد، حضوری برای انجام فرایض دینی است که کمتر خود را با دیگر پدیده‌های اجتماعی منطبق می‌کند، بلکه بیشتر در پی تطبیق این پدیده‌ها با خود است. ضمن این‌که مسجد در مقابل هیئت، ارتباط کمتری با هویت محله‌ای دارد و در شکل‌گیری، بروز و نمایش آن نقش کمتری دارد. بر همین مبنا، حضور افراد محله در مسجد محله، صرفاً بر مبنای الزامی دینی و پایبندی به اعمال دینی است. در نتیجه، هم تعداد کمتری در مسجد حضور می‌یابند و هم کیفیت حضور به انجام آداب دینی محدود می‌شود. این در حالی است که حضور و کنش‌ورزی در میدان، هرچند در ظاهر یک کنش دینی است اما در باطن یکی از حلقه‌های کنش‌گری فرهنگی در کنار دیگر کنش‌گری‌های فرهنگی زندگی اجتماعی است. مجموع این عوامل فضایی، کارکردی و مخاطب‌شناختی، معنای مسجد را از معنای هیئت متمایز کرده است.

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766

شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66

شماره کارت: 7329-6247-3377-6104

به نام آقای رضا رجبی

برگه داده های شهری (9): آبادان
اقتصاد سیاسیِ آموزش مدرسه‌ایِ سرمایه‌داری (بخش اول...

Related Posts