ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

بحران مسکن، کدام بحران؟ بیایید آن هایی را که از بدبختی دیگران سود می برند افشا کنیم

 

 

گاردین دیزی می هادسون

 

بی خانمانی. من از اصطلاح بحران مسکن بیزارم، مانند بحران پناهجویی و بحران مالی؛ چنین اصطلاحاتی مسئولیت را از دوش کسانی که این مسائل را ایجاد کرده‌اند برمی‌دارند. چنین اصطلاحی موجب انتزاع از مسببان اصلی است و صرفا به نتیجه و اثر ارجاع دارد. هزاران نفر از مردم و شرکت‌ها ازطریق بحران کنونی مسکن پول‌های زیادی به جیب می‌زنند؛ با این‌حال مدام می‌شنویم «ما در بحران مسکنیم». آیا فکر نمی‌کنید زمان آن رسیده که نام تمام بحران‌هایی را که درونش هستیم تغییر دهیم؟ چه کسانی مسول بحران پناهجویی‌اند؟ ما باید نام این بحران را پس از نام آن‌ها بیاوریم. چه کسانی مسول بحران‌های مالی هستند؟ اجازه دهید نام این بحران را پس از نام آن‌ها به زبان آوریم. چه کسانی مسول بحران مسکن‌اند؟ من خواهان اصطلاحی‌ام که به سیاست‌گزاری بد، سیاست‌مداران، بانکداران، آژانس‌هاس املاک، صاحب‌خانه‌های بدذات، دولت‌های محلی و توسعه‌دهندگان به‌عنوان مسولان این بحران، ارجاع دهد.
قبل از آن‌که فرصتی برای فکرکردن درمورد این مساله به نحو مناسبی داشته باشم، در حالی که میان دیوارهای تنگ و بژرنگ خوابگاهی همراه با خانواده‌ام نشسته‌ام، سرخط اخبار روزنامه‌ها را مرور کرده‌ام و بارها و بارها با مطالبی درمورد بحرانی بودن مساله‌ی مسکن مواجه گشته‌ام؛ اما هرگز در این‌نوشته‌ها درمورد معنای این بحران چیزی نخوانده‌ام. بحران، امری بسیار دور به‌نظر می‌رسد، چیزی که صرفا وجود دارد و برای جامعه‌ی ما امری بد و جزئی محسوب می‌شود. حتی زمانی که ما در آن خوابگاه بودیم واقعا نمی‌دانستیم چه کسی مقصر است، کسانی که در دفاتر شهرداری پشت خط تلفن‌اند یا نامه‌هایی غیرهمدلانه درمورد وضعیت مسکن ما می‌نویسند. این مساله در مستندی که من در مورد بی‌خانمانی خانواده‌مان با عنوان «نیمه راه» ساخته‌ام نشان داده می‌شود.
این مستند، برخی مواقع خنده‌دار و در زمان‌های دیگر جانسوز است؛ اما در واقع صرفا پرتره‌ای از خانواده‌ای صمیمی است که در انتظار خانه‌ای برای خودشان هستند. فیلم در مهمانسرای ما ساخته شده و از تجربیات روزمره و شخصی ما تصویری ارائه می‌دهد؛ اما به‌ناگزیر وقتی به مخاطبان نشان داده می‌شود سویه‌ای سیاسی به‌خود می گیرد. فیلم، مادری را با دو فرزندش نمایش می‌دهد که هیچ تقصیری در بی‌خانمانی خود ندارد و جایی برای زندگی نمی‌یابد. البته ما هنگام ساخت فیلم به سیاست‌گزاری‌ها فکر نمی‌کردیم، بلکه بر معقولیت کار تمرکز داشتیم.
ما 13 سال در خانه‌ی شخصی اجاره‌ای زندگی کرده بودیم، درحالی که در همان زمان در نوبت خانه‌های سازمانی قرار داشتیم.سپس از خانه  اخراج شدیم و همه‌ی گزینه‌های خود را از دست دادیم. قیمت خانه در منطقه‌ی ما به شدت گران‌تر از حد توانمان شده بود. فیلم درمورد چیزهایی همچون توان‌پرداخت در بخش اجاره‌ی خانه و تاثیری که بر تعداد فزاینده‌ای از مردم دارد، سوال می‌پرسد. بر سیستم‌های قدیمی بروکراسی تمرکز می‌کند که از عهده‌ی جمعیت عظیم مردمی که با بی‌خانمانی مواجهند بر نمی‌آید.  همچنین همراه با ماهیت «پایان خوش» داستان ( دوباره خانه دار می‌شویم) تاکیدی بر اهمیت خانه‌ی سازمانی به‌عنوان شبکه‌ای امن برای بسیاری از مردم به‌عمل می‌آید. خانه‌های سازمانی مدام از طریق حق خرید، طرح‌های احیا و معرفی «مسکن ارزان» کمرنگ‌تر می‌شوند؛ این موارد گاهی بر 80% بازار مسکن حاکم‌ می‌گردند.
در آن زمان، انرژی لازم برای فکرکردن به این‌که چه کسی مقصر وضعیت زندگی ما در خوابگاه بود، وجود نداشت. ما خسته بودیم و اعتماد به‌نفس بسیار پایینی برای فکر کردن به این مسائل داشتیم. مادرم خودش را مقصر می‌دانست چون احساس می‌کرد ازطریق کار او باید سقف را بالای سر ما نگه می‌داشت، و البته در آن زمان تقریبا غیرممکن بود.
بعد از آن‌که دوباره خانه‌دار شدیم، من به‌شدت بر وضعیت حاکم بر انگلستان تمرکز کردم . چرا مردم بسیاری با دشورای‌های تهیه‌ی مسکن دست‌وپنجه نرم می‌کردند درحالی که سایت‌های مسکن ارزان‌قیمتی را در همان ناحیه‌ی خودمان می‌دیدم که تعطیل‌اند و همچنین لندن و دیگر شهرهای بزرگ پر از جرثقیل‌ها و ساختمان‌های جدید و باشکوه بود؟ کم کم برایم به‌شدت واضح شده بود که بحران مسکن چه معنایی داشت: سود، سود، سود برای اندکی و تقلا و بی‌خانمانی برای همه‌ی مردم دیگر.
«نیمه‌راه» نخستین فیلمی بود که می‌توانست به‌عنوان شاهدی برای اجتماع و کمیته‌ی برگزیده‌ی دولت محلی به‌کار آید و قصدش منع تداوم بیخانمانی بود. شرح‌های دست اول ارائه شده، چنان تاثیری داشتند که متعاقب انتشار گزارش کمیته، یکی از اعضای  کمیته به نام باب بلاکمن، به ارائه‌ی لایحه‌ی شخصی اعضا به منظور بهبود  روند یافته‌های تحقیق پرداخت. من از این نتیجه آن‌چنان ذوق‌زده نیستم، اما فکر می‌کنم که شاید تاثیر «نیمه‌راه» روی سیاست‌گزاری دلگرم‌کننده باشد. امیدوارم این فیلم با دولت مرکزی و سازمان‌های محلی ارتباط گیرد تا با پس پشت آمارهای روزمره مواجه شوند. 
اگر داشتن سرپناه را در نظر بگیریم، بیش از 250000 نفر از مردم در انگلستان بی‌خانمان‌اند. نمی‌توان این مساله را قبول کرد. تنها چیزی که وضعیت را تغییر خواهد داد خواستی سیاسی است، و خواست سیاسی خود زمانی تغییر می‌کند که فشاری عمومی وجود داشته باشد. این مستند بر آثار شدیدا شخصی از دست دادن خانه تمرکز می‌کند، و تاثیر بی‌خانمانی بر تجارب ما از امر «هنجاری»، امنیت و ثبات را به نمایش می‌گذارد. من امیدوارم «نیمه راه» شرحی را فراهم آورد که بتواند به آن‌هایی که هرگز بی‌خانمانی را تجربه نکرده‌اند کمک کند تا وضعیت بیرونی نسبت به خودشان را با شفقت و خشم ببینند، و به آن‌ها که شرم دارند کمک کند تا تجارب و داستان‌های خود را به اشتراک بگذارند. به این دلیل باهم‌بودن ما را قوی‌تر می‌سازد.
در نهایت، باید هزاران هزار خانه فراهم شود؛ خانه‌هایی ارزان و سازمانی. ما نیاز داریم که بازار اجاره دوباره ارزان شود و باید سیاست‌گزاری را طوری تغییر دهیم که سود کسانی که چندین خانه دارند و مشقت کسانی که هیچ خانه‌ای برای زندگی ندارند متوقف گردد.اگر دولت می‌تواند برای نوسازی کاخ باکینگهام، یا مرمت خانه‌های پارلمان یا حمایت از پروژه‌ی باغ‌پل در لندن تلاش کند (که همگی می‌توانند بریتانیا را به‌یکی از عظیم‌ترین مکان‌های جهان تبدیل کنند) چرا وظیفه‌ی اطمینان دادن این‌که هرکسی در این کشور می تواند خانه‌ای مناسب داشته باشد را تقبل نمی‌کند؟ آیا این مساله‌ای نیست که واقعا مایه‌ی افتخار باشد؟

منبع:https://www.theguardian.com/commentisfree/2016/dec/02/housing-crisis-film-half-way-homeless#img-1
 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

برگه داده های شهری (7): اراک
جامعه منفعل و حق به شهر

Related Posts