ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

معرفی کتاب «بیماری و فرهنگ»

 

 پیمان متین

پيش‌گفتار

امروزه بيش از هر زمان ديگر شاهد كشيده‌شدن مباحث فرهنگي در حوزه‌هاي علمي هستيم زيرا، انديشه‌هاي انتقادي پسامدرنيسم تلاش كرده‌اند قدرت عقلانيت محض را كه بر بنيادهاي تجربه‌گرايانه و اصول انديشه‌هاي عينيت‌گرا استوار است به چالش بكشند و آن را راه حل نهايي و كافي براي مشكلات بشر ندانند. بنابراين، برخي از مباحث همچون فرهنگ كه در دوران مدرنيسم از حوزة علوم محض دور شده بودند، دوباره در حال ورود به نظام‌هاي علمي هستند. نظام پزشكي و سلامت مدرن از اين قاعده مستثني نيست و حتي گشودن انديشه‌هاي فرهنگي در بحث سلامت و بهداشت و پزشكي مدرن بيش از مقوله‌هاي ديگر ضرورت يافته است.
جهان مدرن رويكردها و فلسفة پزشكي را تغيير داد و نظام‌ها و بنيادهاي تازه‌اي براي آن پايه‌ريزي كرد. اين تغيير، هرچند كارايي كمي و كيفي بسيار قابل توجهي داشته و يكي از شاخصه‌هاي تفاوت عصر مدرنيسم و تكنولوژي با دوران كلاسيك و سنتي زندگي بشر به شمار مي‌رود اما، پافشاري بر عقلانيت مطلق و روش‌هاي آزمايش‌گرايانه رويكردي ماشيني و مقتدرانه به آن بخشيده است كه نسبت به انسان ديدگاه تقليل‌گرايانه‌اي دارد و او را به مثابة موجودي ناقص و محمل بيماري مي‌نگرد و به كليت او در زمينه‌هاي فرهنگي‌اش بي‌اعتناست. لذا، بدن بيمار را كالبدي مكانيكي فرض مي‌كند كه فقط زبان فيزيكي و شيميايي را درك مي‌كند و رجوع و ارزيابي ارزش‌هاي فرهنگي در درمان بيماري‌ها را ضروري و لازم نمي‌بيند.
براساس چنين رويكردي، شرايط اجتماعي و ويژگي‌هاي فرهنگي و تاريخي از پروسة درمان حذف مي‌شوند و صرفاً پروتكل‌هاي استانداردشدة جهاني براي درمان بيماري‌ها بكار مي‌روند. درنتيجه، گفتمان پزشكي از اقتدار مكانيكي برخوردار مي‌شود كه قادر به درك بيمار نيست و اين همان چيزي است كه انديشمنداني چون فوكو از آن به رابطة «اقتدار و دانش» ياد كرده‌اند. در اين رابطه، درمان و مراقبت‌هاي پزشكي به مثابة كالاهايي درنظر گرفته مي‌شوند كه خريد و فروش مي‌شوند و بيمار اهميت فردي و فرهنگي ندارد، تجارب او و زيستِ فرهنگي او معنايي ندارد و مهم آن است كه بيماري، هويت او را در گفتمان پزشكي مشخص مي‌كند. از اين‌رو بيماران در ساختار پزشكي مدرن به وسيلة بيماري‌شان هويت مي‌يابند. بيمار سرطاني، بيمار ديابتيك، بيمار صرعي و غيره، هويت افراد در ساختار پزشكي مدرن و گفتمان حاكمانة آن است. به اعتقاد فوكو با پيدايش بيمارستان يا كلينيك در معناي مدرنش، سازوكار و ساختار پزشكي دستخوش تغيير شد و تفاسير جديدي براي مراقبت و بهداشت و درمان به وجود آمد كه بيشتر به اندام‌وارگي و شيء‌شدگي انسان توجه نشان مي‌داد. درنتيجه پزشكان در ملاقات با بيماران اين پرسش را كه «كدام قسمت از بدن شما ناخوش است» به جاي «ناراحتي شما چيست»، ترجيح دادند.
گسيختگي بيمار از فرهنگ و بي‌اعتنايي به تعامل متقابل او با زيستِ فرهنگي‌اش سبب شد تا در رويكرد صرفاً عقل‌گرايانة پزشكي مدرن جايي براي دخالت عواملي چون سبك زندگي، شرايط اجتماعي، تاريخ و ساختار سياسي‌ـ‌اقتصادي نباشد. در اين رويكرد توجه به كليت و يكپارچگي كل بدن كه از اصول پزشكي ماقبل مدرنيته بود از ميان رفت و تمركز به عضو و اندام بيمار هدف قرار گرفت. لذا، بيمار نيز ماشيني فرض شد كه در زمان بيماري، گويي قطعه‌اي از آن معيوب شده است. در اين گفتمان پزشكان از طريق زيست‌قدرت (biopower) و نظارت پزشكي (medical surveillance) صاحب اقتداري مي‌شوند كه بر هستي انسان اختيار مي‌يابند. به تدريج نوعي شناخت پاتولوژيك از انسان پديد آمد كه تنها مرجع تعيين‌كنندة بيماري را داده‌هاي عيني مي‌دانست و اينكه بيمار چه احساسي دارد يا چه بيان مي‌كند و به طوركلي رضايت بيمار، روابط عاطفي، ارتباط كلامي و غيركلامي با بيمار و مشاورة او يا مشاركت‌دادن بيمار در روند درمان و غيره كم‌ارزش‌تر از داده‌هاي ثبت‌شده در برگه‌هاي آزمايشگاهي بيمار تلقي شد. چنين شناختي پاتولوژيك از انسان، قدرت خداگونة پزشكان را به سرعت اعتلا بخشيد و كنترل آنها را نه‌تنها بر هستي، بلكه بر شرايط پس از مرگ هم ارتقا داد. پديدة كالبدشكافي، تخصيص اين اعتبار بي‌همتا به پزشكان را سرعت بخشيد و دانش آنها را دربارة پيدايش و مرگ انسان چنان افزايش داد كه «هژموني پزشكي» را پديد آورد و آن را نسبت به ساير علومي كه با انسان سروكار داشتند، متمايز كرد.
موفقيت‌هاي پزشكي مدرن براي جوامع انساني از تقدسي برخوردار است كه ادامة كنترل و نظارت بي‌چون‌وچراي پزشكان را ممكن و مداوم ساخته است. اين تقدس از تلاش آنها براي حفظ و بقاي تبار انساني سرچشمه مي‌گيرد. ديگر طاعون و سياه‌زخم، وبا و آبله يكباره جان هزاران انسان را نمي‌گيرد و زيستن تا مرز 100 سالگي امري رايج است كه نظام سلامت و بهداشت مدرن آن را به ارمغان آورده است. مرگ نوزادان به شدت كمتر از پيش است و مادران اندكي هستند كه مرگ، فرصت در آغوش‌كشيدن نوزاد را از آنها مي‌گيرد.
علي‌رغم موفقيت‌هاي پُرشمار پزشكي مدرن در درمان و ريشه‌كني بيماري‌ها و هدايت جامعة بشري به سمت سلامتي و بهداشت نگاه تك‌ساحتي آن به انسان و عقلانيت پوزيتيويستي و عينيت‌گرايي بي‌چون‌وچرا نوعي احساس نارضايتي و بي‌كفايتي را براي پزشكي مدرن پديد آورده است. درنتيجه، فرهنگ و توجه به زيرساخت‌هاي فرهنگي به عنوان عاملي مهم در نظام سلامت و درمان بيشتر اهميت يافته است و در سال‌هاي اخير انتقادات اساسي به پزشكي مدرن لزوم توجه به زيستِ فرهنگي را به جاي زيستِ بيولوژيك متذكر شده است. يكي از گرايش‌هاي آكادميك و كاربردي كه به اهميت اين موضوع و ضرورت اجراي آن در جوامع انساني واقف است و رويكرد فرهنگي در پزشكي را ضامن ارتقاي كيفي و رضايت بيمار مي‌داند، انسان‌شناسي پزشكي است. انسان‌شناسي پزشكي از شاخه‌هاي جديد دانش انسان‌شناسي است كه نگرش فرهنگي اجتماعات انساني و باورهاي آنها دربارة سلامتي و رفتارهاي بهداشتي مردمان و تنوع زيستي آنها را مورد بررسي قرار مي‌دهد. اين دانش به عنوان يك رشتة دانشگاهي هم در حوزة علوم‌محض و هم در حوزة علوم‌انساني مي‌بايست در برنامه‌ريزي‌هاي آموزشي در نظر گرفته شود.
بهداشت يكي از اساسي‌ترين و بديهي‌ترين نيازهاي اولية بشر محسوب مي‌شود كه همواره در طول تاريخ در همة جوامع انساني جايگاه خاصي را به خود اختصاص داده است. هرچند نگاه هر اجتماع به مسائل بهداشتي برگرفته از ديدگاه‌هاي اعتقادي و باورهاي معنوي و مادي و نيز جهان‌بيني آن جامعه و تك‌تك افراد آن است، اما هدف نهايي همة آنها رسيدن به عالي‌ترين مراحل سلامت رواني و جسماني و كسب آرامش و نهايتاً احساس امنيت فردي و اجتماعي است. همچون هر پديدة اجتماعي ديگر، رسيدن به اين اهداف در اجتماعات مختلف برپاية هنجارها، ارزش‌ها و نگرش‌هاي فرهنگي هر اجتماع تعريف و برنامه‌ريزي مي‌شود. اين برنامه‌ريزي همان آموزه‌ها، عادت‌ها و مهم‌تر از همه رفتارهاي منبعث از محيط مادي و معنوي انسان‌هاست كه در قالب فرهنگ شكل مي‌گيرد. مراسم، مناسك، آيين‌ها، روابط و بسياري ديگر از كنش‌هاي اجتماعي برخاسته از الگوهاي تاريخي و اعتقادي در مسير دستيابي به كاراترين روش‌هاي درماني و پيشگيري بكار برده مي‌شوند.
همة اين كنش‌هاي فرهنگي در چهارچوب ساختار اجتماعي و محيطي هر جامعه تعريف و اجرا مي‌شوند. با وجود شباهت‌هاي فرهنگي ميان اجتماعات مختلف اما، عموماً، تفاوت‌هاي بارزي درخصوص نگرش‌هاي بهداشتي و درماني جوامع ديده مي‌شود. اين تفاوت‌ها ناشي از گوناگوني‌ها و تنوع فرهنگي و محيطي نزد جوامع است كه هر يك براساس داشته‌هاي خود شكل گرفته‌اند. هرچه لايه‌هاي اجتماعي و تكثر فرهنگي بيشتر و متكامل‌تر مي‌گردد، ساختار و نظام پزشكي و بهداشتي آن جامعه نيز گسترده‌تر و پيچيده‌تر مي‌شود.
اينكه نقش بيمار را در يك جامعه چه شخصي ايفا مي‌كند و يا تعريف درمانگر در آن جامعه چيست، بازمي‌گردد به مباني فرهنگي آن جامعه. خودِ بيماري و برداشت هر جامعه از اين پديده ازجملة اين اصول محسوب مي‌شود. باورهاي فرهنگي در زمينة سبب‌شناسي بيماري‌ها، روش‌هاي درماني، رابطة بيمار با درمانگرش، اقليمي كه جامعه در آن شكل گرفته است، تاريخ، نظام تغذيه، پوشش گياهي و جانوري محيط و بسياري موارد ديگر اساس و ساختار هر نظام بهداشتي را شكل مي‌بخشند. بنابراين، در شكل‌گيري نگرش هر فرد از يك اجتماع نسبت به مسائل بهداشتي و درماني خود، تك‌تك موارد برشمرده در بالا دخيل خواهد بود. بدون‌شك، نگرش يك روستايي هندو در يك منطقة پست حارّه با نگرش يك مسيحي شهرنشين در يك محيط مرتفع سردسير تفاوت‌هاي زيادي خواهد داشت. اين نگرش‌ها نه‌تنها تحت‌تأثير باورهاي مذهبي و اعتقادي است بلكه، تك‌تك عناصر محيطي (خوراك، پوشاك، آب‌و‌هوا، گياهان، جانوران و ...)، باورهاي آييني (مراسم، مناسك، رفتارها و ...)، تاريخ و زبان، موقعيت اجتماعي (جايگاه، جنسيت، سن، شغل و ...)، وضعيت اقتصادي و انواع تعاملات اجتماعي در شكل‌گيري آن دخيل هستند.
در جوامع نوين امروزي، اعتقاد بر اين است كه به منظور دستيابي به يك نظام بهداشتي و پزشكي كارامد مي‌بايد تمام عناصر دخيل و مؤثر در اين نظام را با دقت بررسي كرد و با شناخت عميق از آنها در مسير توسعة آن گام برداشت. اين مهم طي تقريباً يك سدة اخير به عهدة دانشي فراگير و ميان‌رشته‌اي به نام انسان‌شناسي گذارده شده است. در اين حوزه به جهت وجود تنوع بسيار و تخصصي‌بودن موضوعات، علاوه‌بر همكاري ساير حوزه‌هاي علوم‌انساني نظير باستان‌شناسي، تاريخ، زبان‌شناسي، روان‌شناسي، جامعه‌شناسي، دين‌پژوهي و غيره، نقش علومي محض چون دانش پزشكي، ژنتيك، بيوشيمي و گياه‌شناسي تعيين‌كننده است. به جهت عمق و در عين‌حال گستردگي تحقيقات در ابعاد گوناگون، شاخه‌اي جديد از اين دانش پس از جنگ‌جهاني دوم شكل گرفت به نام انسان‌شناسي پزشكي. درواقع، حيطة فعاليت اين دانش تمام مواردي است كه در فوق به آن اشاره شد، آن‌هم در ارتباط با نظام بهداشت و سلامت جوامع.
اصولاً انسان‌شناسي پزشكي يك رويكرد زيستي‌ـ‌فرهنگي درخصوص رفتارها و باورهاي بهداشتي انسان‌هاست كه هم جنبه‌هاي زيست‌شناختي و هم جنبه‌هاي اجتماعي‌ـ‌فرهنگي را دربرمي‌گيرد. از منظر زيست‌شناختي، نحوة رشدونمو بشر، بررسي باستان‌شناختي بيماري‌هاي بشر كهن (ديرينه‌آسيب‌شناسي)، نقش بيماري‌ها در مسير تكامل بشر و از منظر اجتماعي‌ـ‌فرهنگي، بررسي باورهاي مربوط به بيماري و ناخوشي، روابط درمانگرـ‌‌بيمار، نظام‌هاي پزشكي بومي (قوم‌پزشكي)، تعامل پزشكي‌نوين (زيست‌پزشكي) با پزشكي‌سنتي و عاميانه ازجمله موضوعات مورد علاقه و توجه انسان‌شناسان است. بايد توجه داشت كه هم زيست‌شناسي و هم مسائل فرهنگي نقشي مساوي در شكل‌دادن به ديدگاه انسان‌ها از سلامتي و معضلات بهداشتي ايفا مي‌كنند.
به همين‌علت، تمام جوانب تجربة بيماري و ناخوشي از سوي بيمار يعني هم باورهاي سبب‌شناختي و هم نگرش‌هاي درماني در چهارچوبي شناخته‌شده به نام فرهنگ (مجموعه‌اي از عادات، باورها، رفتارها، آموخته‌ها) شكل‌گرفته و پرداخته مي‌شود. پس در يك ساختار بهداشتي و نظام پزشكي و درماني مرتبط با آن، نهادهاي بهداشتي نيز همچون ساير نهادهاي اجتماعي و فرهنگي مثل مذهب، سياست، اقتصاد و آموزش‌وپرورش، از اهميت قابل توجهي برخوردار هستند. بنابر اين، بررسي ابعاد گوناگون نهادهاي بهداشتي مثل اماكن درماني، اماكن آموزشي، واحدهاي خدمات‌رسان، مديريت اقتصادي و بسياري موارد ديگر در كنار تعامل متقابل و چندجانبة هر يك با هم، و نيز با پديدة نوظهور جهاني‌شدن، بخصوص استيلاي دانش پزشكي غربي بر شاخه‌هاي ريشه‌دار پزشكي بومي و محلي مثل قوم‌پزشكي، پزشكي‌سنتي و پزشكي‌عاميانه، از ديگر حوزه‌هاي فعاليت انسان‌شناسي پزشكي محسوب مي‌گردد.
در كتاب حاضر تلاش شده است چندين بيماري را در بستر فرهنگ و براساس رويكرد زيست‌فرهنگي مورد بررسي و مطالعه قرار دهيم تا بر ضرورت توجه و شناخت زمينه‌هاي فرهنگي به عنوان اصلي مهم در روند پيشگيري و درمان بيماري‌ها تأكيد كنيم. هركدام از اين بيماري‌ها در چند دهة اخير به عنوان يكي از مشكلات جدي جوامع بشري شناخته مي‌شود كه براي راه‌هاي پيشگيري و درمان آنها هزينه‌هاي بسياري صرف مي‌شود. اما به نظر مي‌رسد تا وقتي كه عناصر فرهنگي موجد يا بازدارندة اين بيماري‌ها به خوبي شناخته نشوند، درمان‌ها و راهكارهاي پزشكي ناكارامد و ناكافي خواهند بود. لزوم توجه به متن فرهنگ و نگرش اجتماع به بيماري‌هايي مانند ايدز، افسردگي، ديابت و چاقي سبب مي‌شود رويكرد تك‌بعدي پزشكي تعديل شود.
مسلماً اين اثر مي‌تواند درآمدي براي گشايش مبحث بيماري و فرهنگ و رابطة متقابل بازنمودهاي فرهنگي در نظام سلامت و بهداشت جامعه باشد و اميدواريم سرآغازي براي گسترش و كاربرد اين موضوع در مراكز تحقيقاتي، دانشگاه‌ها و بيمارستان‌ها شود.

فهرست مطالب

پيش‌گفتار
نگاهي فرهنگي به تاريخ پزشكي ايران
نظام كهن و سنتي
نظام نوين و امروزي
منابع
نگاهي انسان‌شناختي به افسردگي
افسردگي فرهنگي
بازنمود فرهنگي افسردگي
رويكرد فرهنگي به درمان افسردگي
نقش مذهب
منابع
ايدز در بستر فرهنگ
تاريخچة ايدز
خاستگاه ويروس ايدز (HIV) و ويژگي‌هاي آن
تعريف ايدز از منظر پزشكي
ايدز و انسان‌شناسي
ايدز و فرهنگ
منابع
بي‌خانمان‌ها: گروه وارهانده در برنامه‌هاي مبارزه با سل
مشكلات بهداشتي بي‌خانمان‌ها
بي‌خانمان‌ها و سل
نتيجه‌گيري
منابع
رويكردي پيشگيرانه نسبت به چاقي در كودكان:تغيير در شيوة
تغذيه و سبك زندگي
همه‌گيري
علل چاقي و اضافه‌وزن كودكان
توصيه‌هاي بهداشتي و درماني
منابع
سدهاي فرهنگي در درمان بيماران ديابتي
وضعيت اقتصادي‌ـ‌اجتماعي
زبان و آگاهي بهداشتي
مسائل فرهنگي و رابطة بيمارـ‌درمانگر
ديابت و افسانه‌ها
نتيجه‌گيري
منابع
آسم و فرهنگ
گروه‌هاي قومي‌ـ‌فرهنگي و ديدگاه‌هاي متفاوت نسبت به آسم
باورهاي بهداشتي، باورهاي فرهنگي و آسم
آموزش دوسويه: بيمار، درمانگر
محيط‌شناسي و جمعيت‌شناسي در مديريت آسم
منابع
عوامل زيستي و فرهنگي دخيل در بيماري مولتيپل اسكلروزيس (MS)
عوامل كلي تأثيرگذار بر MS
تأثير سبك زندگي بر MS
قوميت‌ها و MS
نقش توارث در MS
منابع
پديدة تراجنسي و تراجنسيتي بودن
تراجنسي/تراجنسيتي بودن
علت‌ها و سبب‌شناسي
درمان و بازپروري
در اسارت تن بودن
پذيرش جنسيت تازه
نمايه

 

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

دوربین ها، سلاح مبارزه فلسطینیان
انسان شناسی درد و رنج (66)

Related Posts