ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

گفتمان‏های عمده فعالان زیست محیطی


تاکنون و بر اساس داده‎های موجود در وزارت کشور، 452 سازمان مردم‎نهاد در حوزه‎ی محیط‎زیست تنها در این وزارت‎خانه مجوز فعالیت دریافت کرده‎اند و البته در وزارت‎خانه‎ها سازمان‎های دیگر، مانند وزارت‎ ورزش و جوانان نیز سمن‏های متعددی با رویکرد محیط‎زیستی ثبت شده ‏اند. در نظام‎های حقوقی به مرور پذیرش الگوهای همکاری‌گرایانه قابل رویت است. در ایران تقویت رویکرد همکاری‎گرایانه مشخصاً با اصلاح قانون تشکیلات، وظایف و اختیارات شوراهای اسلامی مصوب 1375 آشکار گردید. به موجب بند ع الحاقی به ماده 68 این قانون در سال 1382 یکی از مهم‎ترین وظایف شوراهای اسلامی شهر و روستا نظارت بر حسن اجرای مقررات مربوط به حفظ محیط‎زیست و منابع طبیعی ذکر گردید (مشهدی، 1395: 72). با این حال در اجرای سازوکارهای مشارکت بازیگران غیردولتی با موانع ساختاری و سازمانی متعددی مواجه هستیم. ضعف ساختاری سازمان حفاظت محیط‎زیست و جایگاه نه چندان قوی آن در هیئت دولت از سویی و نبود رویکردهای مبتنی بر همکاری میان بخش‌های مختلف و مشارکت مردم در حفظ محیط‎زیست و عدم اهتمام جدی سازمان باعث گردیده است؛ رویکردها بیشتر مبتنی بر رویکرد فرمان و کنترل باشد. نمود تقویت این رویکرد را می‎توانیم در نقش نهادهای متمرکز اداری و دولتی مشاهده نماییم. (مشهدی، 1395: 75). با این همه نمی‏توان تاثیر جنبش‏های محیط‏زیستی را در فضای عمومی نادیده گرفت. ابتدا به تشریح، گفتمان‎های زیست محیطی می‎پردازیم سپس به شرح آنچه در میدان یافته‏ایم دست می‏زنیم. 

یکی از تلاش‎های اساسی برای سامان بخشیدن به تحلیل گفتمان محیط‎زیستی از طرف هرندل و براون(1996) صورت گرفته است. مدل گفتمان محیط‎زیستی به شکل سه دایره است که هر یک از آنها در گوشه‎ای از یک مثلث قرار گرفته‎اند. در راس آن مثلث، گفتمان انتظامی قرار دارد و به نهادهای قدرتمندی اشاره می‎کند که تصمیم‎گیری و سیاست‎گذاری‎های محیط‎زیستی را انجام می‎دهند. در اینجا با طبیعت به عنوان یک منبع برخورد می‎شود. از آنجایی که ما قصد داریم اینجا، به گروه‎های زیست‎محیطی بپردازیم این گفتمان فاقد موضوعیت است. در گوشه‎ی پایین سمت راست مثلث، گفتمان علمی قرار دارد که در آن طبیعت به عنوان موضوع دانش مد نظر قرار می‎گیرد که از طریق روش‎های علمی این گفتمان ایجاد می‎شود. سیاست‎گذاران همواره تصمیمات خود را در اینجا و به ویژه با تکیه بر اطلاعات فنی و شواهد بنا می‎کنند. در نهایت دقیقاً در قطب متضاد در گوشه سمت چپ گفتمان شاعرانه قرار دارد که مبتنی بر روایت‎هایی در مورد طبیعت است که بر زیبایی معنویت و نیروی عاطفی تاکید می‎ورزد. نوشتن درباره طبیعت مثالی از این دست است. هرندل و براون تاکید می‎کنند که این سه گفتمان قدرتمند زیست‎محیطی در هر صورت مستقل از هم یا خالص نیستند و اغلب با هم تلفیق می‎شوند. در چنین مواردی بهتر است به دنبال یافتن جهت‎گیری‎ها غالب باشیم.(هانیگن، 1393: 79) اقدام دیگری که در راستای طبقه‏بندی گفتمان‏های محیط‏زیستی صورت گرفته است، سنخ‏‎شناسی برول (2000) از چهارچوب‎های استدلالی است که مورد پذیرش جنبش محیط‎زیستی ایالات‎متحده واقع شد. برول بر اساس ادبیات فلسفه محیط‎زیستی و مطالعه دقیق تاریخ محیط‎زیست‎گرایی در آمریکا به نُه گفتمان متمایز دست یافت. 


1- تقدیر آشکار : استخراج و توسعه منابع طبیعی به محیط‎زیست ارزشی می‎بخشد که در غیر این صورت محیط زیست فاقد این ارزش بود. 

2- مدیریت حیات‎وحش : مدیریت علمی اکوسیستم‎ها می‎تواند بقای جمعیت پایدار حیات وحش را برای سرگرمی‎هایی نظیر شکار تضمین کند

3- گفتمان حفاظت از محیط زیست گسترده حیات‎وحش باید از تهاجم انسان در امان بماند؛ چرا که ارزش معنوی و زیبایی‎شناختی برخوردار است. 

4- گفتمان محافظت : گستره حیات‎وحش باید از تهاجم انسان در امان بماند؛ چرا که از ارزش معنوی و زیبایی شناختی برخوردار است. 

5- محیط‎زیست‎گرایی اصلاحی اکوسیستم‎ها باید به منظور سلامتی انسان‎ها محافظت شوند.

 6- بوم‎شناسی ژرف تنوع گونه‎ها و انواع در روی کره زمین باید حفظ شود، چون این گونه‎ها در ذات خود دارای ارزش هستند. ما این نحله را در بخش بعد تشریح خواهیم کرد. 

7- عدالت محیط‎زیستی :بر این باور است که بسیاری از مشکلات زیست‎محیطی محصول نابرابری‎های اجتماعی عمده‎ی درون جامعه است. 

8- اکوفمنیسم : سواستفاده از اکوسیستم، نشان‎دهنده تسلط و عدم توجه مردان به نظم و چرخه طبیعت است. 

9- الهیات محیطی بشر از حیث تقدس و آفرینش باید به طبیعت احترام بگذارد. ما از این جهت به طبیعت احترام می‎گذاریم که مخلوق خداست. (هانیگان، 1393: 80)


5-5-1گفتمان آرکادی

نخست به گفتمان آرکادی می‎پردازیم رابرت مک‎فرلین (2005) در ستون "زمین مشترک" در روزنامه انگلیسی گاردین، مرثیه ای هوشمندانه برای چشم اندازهای بکر جزایر بریتانیا سروده است. وی پی برد که روزانه میلیون ها نفر از مردم در اثر مواجهه با این مناظر به احساس تعلق، عزت و احترام دست می یابند. او با بررسی شواهدی مانند دیوارنویسی، خاطرات و حتی اشعاری که بر روی دیوار حک شده بود به این موضوع پی برده بود. او با اجتناب از کسانی که مناظر طبیعی را مکانی برای ورزش طبقه متوسط می نگریستند، خوانندگانش را ترغیب می کرد تا دوباره سنت طبیعت نویسی را که از حدود نیم قرن پیش تضعیف شده بود احیا کنند. چنین کاری ضروری است، زیرا این چشم اندازها به سرعت در حال زوال هستند، تا جائیکه که جان فاولز رمان‌نویس، عصر حاضر را دوره‎ی"باغ پلاستیکی، شهر آهنی و روستای شیمیایی" نامیده است. مکفرلین در تلاش برای از بین بردن این دورافتادگی از طبیعت، ما را به بحث هایی می کشاند که با عنوان "گفتمان ارکادی" مطرح شده است (هانیگان، 1394: 84).


فن کوپن سه ویژگی گویا را برای گفتمان ارکادی بیان کرده است. بیرونی بودن، تصویرسازی، تکمیل‎کنندگی. بیرونی بودن به معنای این است که طبیعت ارکادی بیرون از جامعه انسانی ساخته شده و یا حداقل بری از زندگی روزمره انسان‎ها در شهرها تجسم گردیده است. تصویرسازی مبین چهره ای از طبیعت در سنت ارکادی است که به شکل تصاویری دیداری کلیشه ای در حافظه فرهنگی تعبیه شده است. از قرن ها پیش این موضوع در نقاشی مناظر انگلیس و هلند دیده می شد، اما امروزه آنها بیشتر عکس‌هایی از مکان های وحشی قدیمی مانند جنگل های انبوه آمازون هستند. و در پایان، سنت ارکادی را می توان از طریق چارچوب "تکمیل کنندگی" به بهترین شیوه درک کرد. این معنا نقطه ی مقابل جامعه صنعتی شهری و همه مشکلات اجتماعی و زیست محیطی مرتبط با آن است (فن کوپن، 2000: 309 به نقل از هانیگان: 84) در این رابطه سیمون شاما (1996) در کار کلاسیک‌اش "چشم انداز و حافظه" نشان می‎دهد که همیشه دو نوع تصویر ارکادی وجود داشته است: یکی تصویری روشن که زیبائی ها و تفریحات روستایی را به نمایش گذاشته و دیگری تاریک تر و نشان‎دهنده وحشتی بدوی است. معمولاً ما وسوسه می شویم که این دو منظره از تصویر شهر را در مقابل هم ببینیم، اما شاما تاکید می کند که آنها در طول تاریخ بشر متقابلاً به دوام هم کمک کرده اند (هانیگان، 1394: 67)

این گرایش به طبیعت بی‎جان را چه در ادبیات کلاسیک، چه در نقاشی منظره یا آنچه که بدان منظره‎گرایی می‎گویند به سادگی می‎توان رویت کرد. منظره‎پردازی در سده هجده‎ام چندان پیشرفتی نداشت. مهم‎ترین تحولات نقاشی سده نوزدهم باربیزون‎ها، امپرسیونیست‎ها و هنرمندان پست‎امپرسیونیستم بود که به شکل گسترده به موضوع منظره پرداختند. به طور کلی، تاریخ سه قرن منظره‎انگاری اروپایی از آرمان‎گرایی کلاسیک پوپن و کلود لرن، رمانتیسیم شاعرانه برتر و کمانستیل و کرو تا نظم عقلانی و تحلیلی ساختاری سزان و تجربه‎های شهودی و عاطفی ون‎گوگ نیز نگاه نمادین گوگن نشان‎دهنده تنوع برخورد هنرمند با طبیعت است. ( پاکباز، 1385: 544-545) منظره‎های برفی بروگل بزرگتر، منظره‎های گوگن مزرعه‎های آفتاب‎گردان‎ها و نمای همیشگی ستاره‎های درخشان، تصاویر جنگل و نقاشی‎های عامیانه ودانیر روسو نشان از جهانی بودن این رویکرد می‎باشد. این گرایش به طبیعت، در ایران به جای نقاشی، بیشتر در ادبیات و سینما متبلور گردید. این یک بحث مجزاست که در فضای روشنفکری بدان خواهیم پرداخت. نخست از این جهت که در ایران، به عللی نقاشی هرگز فرصت شکوفایی نداشت. محیط ایران نیز، برای نقاشی، مناظر ناب را جز در مواردی معدود در اختیار نمی‎داد. برای مثال فضای انگلستان بیشتر به نقاشی رمانتیک‎گرایانه می‎خورد تا نقاشی رئالیستی. (کلارک، 1370: 150-151)


5-5-2گفتمان بوم‎شناسی

به طور کلی مراد از محیط در پژوهش‎های بوم‎شناسی محیط‎زیست است. بوم‎شناسی در غیراجتماعی‎ترین تعبیر مطالعه‎ی زیست‎گاه‎ها و شیوه‎های زندگی و تعامل بین موجودات زنده در یک محیط مشخص است. مراد از اصطلاح بوم‎شناسی یا همان اکولوژی روابط دو سویه میان موجود زنده و محیط طبیعی است. این اصطلاح برخاسته از دو واژه یونانی ایکوس به معنای موطن و زیستگاه و لوژی به معنای لغت و آموزش و به معنای شناخت به چیزی است و در اصل علمی است که به مطالعه پیوندهای میان موجودات زنده اعم از انسان و دیگر حیوانات و محیط‎زیست می‌پردازد.(جردن، 1380، 28) با نگاهی به مفاهیم و گفته های هرندل و براون (1996) می توانیم بگویم که"گفتمان علمی" گرایش غالب در این گفتمان است، هر چند که در دهه 1970، با فشار هنجاری و دستوری وارد جنبش نوپای محیط‎زیست گردید. در برابر گفتمان آکاردی این گفتمان طبیعت را به مثابه موضع دانش می‎داند و طبیعت را مطیع توانای انسان برای بررسی دقیق آن در راستای آشکار ساختن رموز آن می‎داند. طبیعت به مثابه چیزی دیده می‎شود که می‎توان آن را از طریق حقایق عینی و استدلال منطقی درک کرد و توضیح داد. به طبیعت تنها از طریق دانش درباره آن می توان نزدیک شد و از آن بهره‎برداری کرد. (گوستاوسن، 2013: 43). در دهه 1970، بوم‎شناسی مبنای نظری مطالعات محیط‎زیست شد و به سرعت گسترش یافت. بوم‎شناسان هر روزه از مقام خود به عنوان دانشمندان محیط‎زیستی که با حفظ فاصله به محیط زیست می‎نگریستند دور شده و به مشارکت‎کنندگان اصلی فعالیت‎های زیست‎محیطی تبدیل شدند. نیز اصطلاحات جدید زیادی وارد زبان انگلیسی شد مانند سیاست‎های زیست محیطی، فجایع زیست‎محیطی و خودآگاهی زیست محیطی (ورستر 1977: 341) به مرور و از این طریق، بوم‎شناسی به ظهور جنبش محیط‏زیست‎گرایی دهه 1970 کمک جدی کرد. در این مورد دلایل فراوانی وجود دارد: 

نخست این که، زبان و منطق بوم شناسی بیشتر حول نگرانی های مربوط به ذرات رادیواکتیو، مسمومیت های ناشی از آفت‎کش‎ها، ازدیاد جمعیت، آلودگی شهری و مواردی بوده است که به شکل‎گیری بینشی فراگیر در مورد مشکلات زیست محیطی کمک کرده اند. رابین (1994) معتقد است که نیروی موثر و مهم در این رخداد، گروهی کوچک از متفکران و نویسندگان بانفوذ مانند راشل کارسون، بری کومونر، پل ارلیش، گَرت هاردین بودند که به عنوان مبلغین علمی عمل می‎کردند. کارسون در کتاب"بهار خاموش"، واژگان بوم شناسی، زنجیره غذایی، بافت زندگی و توازن طبیعت را برای اولین بار در قالب مفاهیمی ساده و عامه پسند مطرح می کند. 
دوم این که، ترکیب بوم شناسی با اخلاق، اولین بار توسط آلدو لئوپولد در نظریه "اخلاق زمین" انجام شد. این پیوند قوانین اخلاقی را به جهان طبیعی گسترش داد. اکوسیستم که سابقاً مفهومی علمی و نظری بود، اکنون به لحاظ اخلاقی نیز اهمیت یافته بود. دخالت انسان در جوامع جان دار نه تنها اثرات خاصی داشته است، مانند جایگزین اجباری جدید که کلمنتس گفته بود، بلکه روش انجام آن نیز نادرست بوده است. این بینش، بعد از ظهور "بوم‎شناسی عمیق"، در دهه 1980 اهمیت ویژه ای یافت.

سوم این که، چنانچه مک دونالد معتقد است جنبش محیط‎زیست با انتخاب بوم شناسی علمی، قدرت خود را بسیار افزایش داد. اینکه بوم شناسی اکوسیستم به عنوان رشته ای پویا و منعطف، درون علوم‎طبیعی جای داشته، به محیط گرایان اجازه می دهد که برای مبارزاتشان، دارای مشروعیت علمی باشند. همچنین بوم شناسی به دلیل نگاه جامع خود، طیفی وسیع از علاقه‎مندان به مسائل زیست‎محیطی، شامل حامیان افزایش آگاهی عمومی، پیروان بودیسم و عرفان‎های نوظهور و بوم شناسان مواد غذایی آلی را به خود جذب نمود. این گروه های تازه وارد به همراه بوم شناسان علمی، ترکیب سیاسی نیرومندی بوجود آوردند. در واقع پس از آن، بوم شناسی از مدلی علمی برای درک اجتماعات گیاهی و حیوانی، به "سلاحی سازمان یافته" تبدیل شد که توانست در نظام مندسازی و اخلاقی نمودن محیط‏زیست مورد استفاده قرار گیرد و در این مسیر بنیانی سیاسی تر، عمومی تر و "تهدیدانگیزتر"، به دست آورد (سیرز 1964، شپارد 1969). برخی از بوم شناسان علمی به این بازسازی مفهومی، واکنشی منفی نشان دادند چرا که معتقد بودند عمومی‎سازی علم اکولوژی کمکی به حل مسائل زیست‎محیطی نمی‎کند، اما به باور برخی دیگر "بحران محیط‎زیست" نیازمند فعالیت های اجتماعی محققان زیست شناسی با منطقی جدید است. از این جهت، گروه دوم بحران محیط‎زیست را به مثابه یک مسئله اجتماعی و سیاسی مطرح کردند و بر این باور بودند که گسترش این مسئله به توده‎ها از سویی، تخریب محیط‎زیست را از جانب مردم کمتر کرده و از سوی دیگر، برای سیاست‎گذاری‎های بهتر، در جهت حل مسائل زیست محیطی جای بیشتری باز خواهد شد. از این رو به مرور بوم‎شناسی، به نوعی اسطوره‎شناسی و علم مردم‎پسند تبدیل می‎شود.(هانیگان، 1394: 81).


5-5-3 گفتمان عدالت‎محور 

گفتمان عدالت‎محور بر وجه حقوقی و انسانی مسئله تاکید دارد. شکل‎گیری این گفتمان به اواسط دهه 1960 برمی گردد، زمانی که کارگران در انواع محیط های صنعتی از قبیل کشتی سازی، کارخانه های تولید مواد شیمیایی، و صنعت نساجی به علت اینکه سال ها در معرض پنبه های نسوز، حلا‎ل‎ها، و فلزات سنگین قرارگرفتند بیماری را تجربه کردند. پرونده های حقوقی راهی برای تصویب قوانینی از قبیل قانون بهداشت و ایمنی شغلی سال 1970بود، که تضمین می کند که همه کارگران از حق داشتن محیط کاری برخوردارند که به لحاظ منطقی دور از خظرات صنعتی است. با این حال، بیش از 30 سال بعد، کارکنان بسیاری از این محیط ها که دارای ریسک زیادی هستند هنوز با چالش هایی از قبیل دریافت تجهیزات حمایت تنفسی اولیه و دستکش شیمیایی مقاوم و عینک ایمنی، آموزش برای چگونگی استفاده درست، و شرکت در برنامه های نظارت پزشکی برای پیگیری سلامتشان در بلندمدت مواجه می شوند (پاریلو، 2008: 307). عدالت زیست محیطی به دنبال ارزیابی برابری در توزیع ریسک و منافع زیست محیطی است. از دغدغه های اصلی این گفتمان، اثرات منفی فعالیت هایی است که به برخی شکل ها تولید ریسک و آلودگی می کنند و اثراتی ناخوشایند بر روی سلامت مردمی که در مجاورت این فعالیت ها زندگی یا کار می کنند، دارند. بیشتر تحقیقات و سیاست های عمومی که به عدالت زیست محیطی می-پردازند به بررسی این موضوع می پردازند که چگونه جمعیت های کم درآمد، یا اقلیت ها به طرز نامناسب و منفی-ای تحت تاثیر فعالیت‎های تولیدکننده آلودگی قرار می گیرند (پارلو، 2008: 322). آلن اشنایبرگ (1993: 203) در مقدمه شماره ای ویژه از مجله جامعه شناسی کیفی با موضوع عدالت اجتماعی و فعالیت‏های زیست محیطی، به شکست جامعه‏ شناسی محیط زیست در توجه کافی به نابرابری‎های اجتماعی اشاره می کند. او مدعی است که در اوایل سال 1973، در مورد ضرورت و اهمیت سیاسی ترکیب عناصری از عدالت اجتماعی با پیشنهادات اقدام در حوزه محیط‎زیست، مطالب بسیاری را بیان کرده، ولی کسی به آنها اهمیت نداده است. این امر می تواند به تعبیر اشنایبرگ، نشانه کاستی های رشته ای باشد، اما می توان آن را بازتابی از اتفاقات درون خود جنبش محیط‎زیست نیز دانست. در ایالات متحده و بریتانیا، جنبش زیست‏محیطی کمتر با نگرانی های مربوط به برنامه ریزی روستایی و حفاظت از حیات‎وحش به پیش می رفت. این امر به خاطر وضعیت سفیدپوستان و طبقه متوسط عضو سازمان-های اصلی محیط زیست بود. در ایالات متحده در دهه های 1960 و 1970، برخی نابرابری های محیطی مرتبط با بهداشت و سلامت مورد توجه قرار گرفتند، ولی به ندرت در برنامه های مهم جنبش قرار گرفتند. گوتلیب (1993) می گوید در این دوره گزارش ها و نوشته های گوناگونی در مورد سه موضوع مطرح شد: مسمومیت ناشی از آفت کش ها، سمی بودن سرب و مخاطرات اورانیوم (هانیگان، 1994: 85). در اوایل دهه 1990، جنبش عدالت زیست‎محیطی با ایجاد تغییراتی در منشور خویش، اهداف خود را به همه مردم تحت استثمار در جهان سوم گسترش داد. بخش عمده ای از تعامل فعالان مردمی جنبش در ایالات متحده و همتایانشان در جنوب، در چارچوب سازمان ملل انجام شده است، مانند اجلاس ریو و مقدمات آن نشست. فعالان عدالت‎زیست محیطی اهل ایالات متحده در نشست 1992 به میزبانی شبکه جهان سوم در مالزی، که محوریت آن زباله های سمی بود، مشارکت کردند. این فعالیت های شبکه ای با فعالان جهان سوم، رهبران عدالت زیست محیطی را واداشته است که به شکل گذشته بر آگاهی بوم‎شناختی عمومی تاکید کنند (هانیگان، 1394: 87)

 

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

ماخذشناسی در مطالعات حریم خصوصی
درباره محمود دولت‌آبادی جادويى به نام ادبيات!

Related Posts