ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

مدیریت منابع آب با نگاهی به زیست بوم‎گرایی و محیط زیست گرایان

مدیریت منابع آب عبارت است از عملیات برنامه‎ریزی، توسعه و مصرف بهینه منابع آب تحت مقرارت و سیاست معین. مدیریت منابع آب را می‎توان تخصیص بهینه آب بین کاربری‎های مختلف بیان نمود.( یزدانی و طلایی 1384). علم مدیریت منابع آب سعی دارد سیستم‎های منابع آب را به گونه‎ی طراحی و مدیریت نماید که اهداف خاصی را با توجه به مجموعه‎ایی از محدودیت‎ها به صورت بهینه تحقق بخشد. مدیریت منابع آب نیازمند داشتن اطلاعات کافی از شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیستم‎های هیدرولوژیکی است. (ازایر، 2002) مهم‎ترین وجه مدیریت آب جامع‎نگری است. تا پیش از دهه 1990 میلادی، جنبه‎های مختلف مدیریت منابع آب( از جمله کیفیت آب، آب زیرزمینی، استحصال آب، بهداشت آب، آبیاری، برق آبی .) اغلب به طور مجزا و مستقل و در نهادهای متفاوت مدیریت می‎شد. در اشکال کلاسیک مدیریت منابع آب تمرکز اصلی بر جنبه‎های بیوفیزیکی اکوسیستم است. در چشم‎انداز مدیریتی این الگو وجود دارد که برای یک دست اندرکار یا مدیر راهی برای حل مسئله وجود داشته باشد. اولویت‎ها و منابع او یا صاحبان منافع مدنظر است و از این طریق دیگران را تحت‎ شعاع قرار می‎دهد. دانشمندان مدیریت منابع آب بنا بر ضرورت به منظور حل این مشکل شیوه‎ای را برای مدیریت منابع آب پیشنهاد نمودند که تامین حداکثری منافع متضاد همه ذینفعان را امکان‎پذیر می‎سازد. روش‎های جدید مدیریت آب، چند بخشی، هماهنگ، چند رشته‎ایی، مشارکتی، انعطاف‎پذیر و شفاف هستند. به طور کلی پایه اصلی بهم پیوستگی در مدیریت منابع آب عبارت است از هماهنگی و همسویی کلیه دستگاه‎ها و نهادهای تصمیم‎گیر بین‎بخشی و نیز در سطوح مختلف( نیک روش، 1387) هدف از مدیریت جامع منابع آب، ایجاد سیستمی است که ضمن ارتباط دادن متقابل منابع آب با محیط‎زیست و توسعه اقتصادی و اجتماعی، از انعکاس و بازخورد آنها بهره‎مند شده و در نهایت با مشارکت بخش‎های مختلف تصمیم‎گیری‎های تخصیص و توسعه منابع آب صورت گیرد. آب از دو جنبه در توسعه‎ی پایدار نیز اهمیت دارد، از یک سو مایه‎ی حیات و سلامتی انسان‎ها و در بسیاری موارد، تامین‎کننده معیشت افراد و خانوارهاست و از سوی دیگر چالش‎های بسیاری ناشی از وقایع طبیعی با منشا آب نظیر سیلاب‎ها و خشکسالی‎ها و انسان‎ها را تهدید می کند. دستیابی به توسعه پایدار بدون در نظر گرفتن توسعه آب بسیار مشکل خواهد بود. ( اسفندیاری و عراقی نژاد، 1385) اما در مدیریت پایدار آب اصول راهبردی زیر مد نظر است:
-شناخت پتانسیل منابع آب حوزه‎ی آبخیز
-بررسی توزیع مکانی و زمانی آب
-شناخت محدودیت‎های منابع آب از نظر کمی و کیفی
- شناخت نیازهای آبی حوزه‎های آبخیز
-تعیین اولویت نیازها
-بهینه‎سازی مصرف در زمینه‎های کشاورزی، شرب و صنعت و....
-مدیریت عرضه و تقاضای آب
-طرح‎های انتقال آب بین حوزه‎های آبخیز و بررسی عواقب فنی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آنها.
-تهیه برنامه‎های مدیریت بحران در مواقع خشکسالی و سیلاب
-تعیین ارزش اقتصادی آب با توجه به شرایط و پتانسیل‎های حوزه‎ی آبخیز.
-تعیین نرخ واقعی آب برای تامین نیازهای مختلف با توجه به ارزش سرمایه‎گذاری.
-رسیدن به سطح پایداری تامین و تقاضا.( اسماعیلی و عبدالهی، : 574: 1389) بنابراین منابع آب باید طور مدیریت شوند تا کاملاً اهداف جامعه را در حال و آینده برآورده کنند، ضمن این که ثبات و هماهنگی هیدرولوژیکی، زیست‎محیطی و اکولوژیکی آنها حفظ شود. مدیریت پایدار به معنی مدیریت دزارمدت است که می‎تواند سیستم‎های منابع آب را ضمن برآورده کردن تقاضاهای متغیر از آنها حفظ کند. سیستم‎های منابع آبی را که قادرند تقاضاهای متغییری را در زمان، بدون از بین رفتن سیستم آنها، برآورده‎کنند را پایدار می‎نامند. تعریف مدیریت منابع آب بسته به استفاده‏های متعدد  از این منابع با ارزش، تولید نیرو، آب‏رسانی کشاورزی، صنعتی و مسکونی، تفریخی و اکولوژیکی متغیر می‏باشد. بیشتر این استفاده‏ها مستلزم این هستند که مدیریت سیستم‏های منابع آب دربرگیرنده کنترل، بهبود با حفاظت کمیت و کیفیت آب موجود باشد. چون پایداری تابعی از اهداف مختلف اقتصادی، زیست‏محیطی، اکولوژیکی، اجتماعی و فیزیکی است، بنابراین مدیریت منابع آب باید یک فرایند تصمیم‏گیری چندجانبه باشد. مدیریت موفق آب یکی از راه حل‏های توسعه پایدار این منابع می‏باشد. (ناظمی، 1380)
در این بین چند رویکرد مدیریتی به طور کلی قابل شناسایی است، رویکرد مدیریتی فرد‎محور و رویکرد ارتباط اجتماعی و مردم محورو ... در آغاز به رویکرد تک محورانه پرداختیم و اکنون به اختصار به سایر رویکردها خواهیم پرداخت در رویکرد ارتباط اجتماعی مسائل اجتماعی از طریق ایجاد سازوکارهای انعطاف‏پذیر و سازگار و همکاری میان دست‎اندرکاران تسهیل شده و به ابهامات میان آنها رسیدگی می‎شود. تحلیل قدرت، علاقه و اولویت‎های دست اندرکاران در سطوح مختلف از جمله برنامه‎های حکمرانی برای اداره سیستم‎های طبیعی می‎باشد. این نکته می‎بایست تصریح گردد که اگرچه رویکرد ارتباط اجتماعی تنها رویکرد مطالعه‎ی حکمرانی منابع طبیعی نبوده و پاسخگوی تمامی جنبه‎های آن نیست، اما الگویی منحصر به فرد و در عین حال گسترده، مفهومی و تحلیلی را در حوزه حکمرانی منابع طبیعی معرفی می‎کند. ( قربانی و جعفریان، 1395) البته در برابر این سبک، مدیریت آب مردم‎محور، به عنوان شیوه مناسب‎تر برای مقابله با عدم قطعیت های موجود در بخش آب می‎تواند کمک شایانی در مدیریت عرضه و تقاضا داشته باشد و بسیج اجتماعی به عنوان یکی از عوامل حکمرانی آب، نقش مهمی در حل چالش‎های داشته است. ( قائمی و همکاران، 1396) مدیریت سازگارانهیکی از راه‏هایی بود که از سال 1970 به بعد مدنظر قرار داده شد.( هالینگ، 1973) . مدیریت منابع در این رویکرد به گونه‎ای اعمال می‎شود که از طریق آزمون و خطا در شرایط کنترل شده، بتوانیم بهترین پاسخ را به شرایطی که ظرفیت پیش‎بینی آن را نداریم بدهیم و به این ترتیب گام به گام دانش خود را توسعه داده و اصلاح نماییم. این رویکرد به صراحت بیان می‎کند که مدیریت یک مفهوم پویا بوده و می‎بایست خود را همگام با توسعه دانش تطبیق دهد. در حال حاضر بسیاری از دانشمندان رویکرد مدیریت مشارکتی مبتنی بر سازگاری را جایگزین مفهوم قبلی نموده‎اند. رویکرد اخیر، به جنبه‎های اجتماعی فرایند مدیریت و ضرورت درگیر نمودن سایر عوامل تاثیرگذار تاکید دارد.( آمیتاژ و همکاران. 2007). مدیریت مشارکتی الگوی کارآمد و جامع‎تری را برای استفاده از منابع مختلف دانش دست‎اندرکاران و کنشگران، اراده می‎دهد. رویکرد روابط اجتماعی به طور کلی و کاربرد تحلیل شبکه در این رویکرد به طور خاص، به صورت فزاینده‎ی در تحقیقات مربوط به حاکمیت و حکمرانی منابع طبیعی مورد توجه قرار گرفته است. این رویکرد به ویژه در حکمرانی منابع طبیعی مبتنی بر سازگاری که بر پایه مفاهیمی چون تعامل، مشارکت و همکاری تعریف شده است مورد استفاده قرار می‎گیرد. از این رو، یکی از کارآمدترین رویکردهای در مدیریت منابع مشترک از جمله منابع آب، رویکرد مدیریت مشارکتی مبتنی بر سازگاری است که در این رویکرد بر حل تعارضات مرتبط با منابع مشترک با استفاده از تئوری های جامعه شناسی از جمله سرمایه اجتماعی تاکید شده است. در این رویکرد تاکید بر شناسایی دقیق دست‎اندرکاران مرتبط با مدیریت‎پایدار منابع مشترک و تحلیل روابط فی ما بین آنها شده است. ( قربانی و جعفریان، 1395) مدیریت منابع آب چناچه گفته شد، در ذیل مدیریت و مواجه با محیط زیست قابل تعریف است.
منظور از محیط‎زیست لایه نازک روی سطح زمین است که زندگی روی آن جریان دارد. جو، قسمتی از زمین که زیر بیوسفر قرار دارد و همه گیاهان و جانوران روی زمین را شامل می‎شود. بر اساس این تعریف، محیط زیست دربرگیرنده همه شکل‎های حیات، منابع انرژی و معدنی، جو فوقانی و جو زیرین می‎شود. (فراهانی فرد، 1388: 103) در تعریفی دیگر محیط‎زیست طبیعی مجموعه‎ایی از عوامل زیستی و محیطی در قالب محیط‎زیست و غیرزیست (فیزیکی و شیمیایی) است که بر زندگی یک فرد یا گونه تاثیر می‎گذارد و از آن تاثیر می‎گیرد. امروز این تعریف بیشتر به انسان و فعالیت‎های او مربوط می‎شود و می‎توان محیط‎زیست را مجموعه‎ایی از عوامل طبیعی کره‎زمین، همچون هوا، آب، اتمسفر، صخره، گیاهان و مانند آن که انسان را احاطه می‎کنند، دانست. در واقع، محیط‎زیست به همه محیط‎هایی که در آن‎ها زندگی جریان دارد گفته می‎شود. مجموعه‎ایی از عوامل فیزیکی خارجی و موجودات زنده که با هم در کنش هستند محیط‎زیست را تشکیل می‎دهند و بر رشد و نمو و رفتار موجودات تاثیر می‏گذارند. محیط‎زیست محلی زندگی و برآورنده اصلی‎ترین نیازهای انسان و موضوعی است که روز به روز بر اهمیت آن افزوده می‎شود. در یک تعریف کلی، محیط‎زیست مجموعه‎ایی است از آب، خاک، هوا، نور خورشید، گیاهان، جانوران، اقلیم و دیگر عوامل جاندار و بی‎جان که با یکدیگر در ارتباط متقابل بوده و به طور مستقیم شرایط زیستی را برای موجودات زنده از جمله انسان فراهم می‎کند. برای حفظ محیط‎زیست باید عوامل سازنده آن در حالت تعادلی باقی بمانند. (ذوالقدر، 1386: 28-30) .
در این بین مکاتب فلسفی، جامعه‎شناسی و انسان‎شناسی متنوع، در مواجه انسان با طبیعت و به طور خاص آب رویکردهایی نسبتاً متنوع را در پیش گرفته‎اند. آنها خود را با پرسش‎هایی از قبیل اینکه غیرانسان‎ها در طبیعت چه ارزشی دارند؟ آیا مستقل از منافع انسان، یا وابسته به منافع او هستند؟ آیا هر چیزی که برای انسان مفید است ارزشمند است یا عناصر زندگی مستقل از گزاره سودانگارانه هستند؟ آیا محیط‎زیست به این دلیل پاسداری می‎شود که منافع انسانی است (رویکرد انسان‎محور) یا طبیعت ذاتاً و جدا از انسان شایسته احترام و پاسداری است(رویکرد طبیعت‎محور)؟ و در نهایت اینکه منظور از ارزش مستقل از منافع انسانی کدام است؟( فهیمی، 1388: 195-216) به مسئله بحران آب پرداخته‎اند. بی‎آنکه خود را ملزم به ماندن در چنین پرسش‎هایی کنیم، به سبک و سیاق پرسش‎های طرح شده، این موضوع به چالش کشیده می‎شود که آیا عناصر طبیعت خودشان دارای ارزش ذاتی و مستقل هستند یا از آن رو ارزشمند هستند که انسان برای آنها ارزش قائل شده است؟ سود و زیان را فقط برای هویت‎های انسانی می‎توان به کار برد یا می‎توان آن را به گونه‎ایی ویژه و جدا از همه معیارهای اقتصادی حاکم بر جوامع انسانی که تابعی از اقتصاد بازار است به گیاه و جانوران نیز تعمیم داد؟ از این رو به طور کلی در سطح نظری، با وجود دیدگاه‎هایی به ظاهر متضاد مانند مارکسیسم و لیبرالیسم ما با دو نوع برداشت عمده درباره طبیعت روبه‎روییم نخست زمانی است که محیط‎زیست به خودی خود و در ذات خود و مستقل از موجود ارزش‎گذار ارزشمند است و دوم رویکردی است که بر مبنای آن طبیعت زمانی دارای ارزش است که برای بشریت دارای ارزش باشد. به عبارت دیگر در تحلیل نخست ارزش ذاتی جنبه تجریدی و در تحلیل دوم جنبه سلبی دارد. از نظر اقتصاد محیط‎زیست که می‎توان دو نحله فکری بازار آزاد و چپ را ذیل آن قرار داد که در زمره‎ی رویکردهای انسان‎محورانه قرار می‎گیرد، محیط طبیعی دارای ارزش ابزاری است. به عبارت دیگر فایده محیط‎زیست فقط تا جایی است که بتوان برای برآورده کردن خواسته‎های انسانی از آن بهره‎برداری کرد. در این رویکرد جنبه‎های زیبایی‎شناختی، مذهبی و هستی‎شناسانه طبیعت فراموش می‎شود چرا که این جنبه‎ها دارای ارزش مادی و پولی نیستند. جان‎مایه این دیدگاه رد هرگونه جایگاه اخلاقی مستقل برای موجودیت‎های غیرانسانی است، بنابراین حفظ طبیعت و پرداختن به آن تنها زمانی دارای اولویت است که بقای انسان منوط بدان باشد. به عبارت دیگر این، شخص انسانی است که ارزش دارد و تنها علاقه و هدف‎های او هستند که موضوع داوری اخلاقی قرار می‎گیرند. در رویکرد دیگری، که به رویکرد طبیعت‎محور معروف است، طبیعت نه به خاطر منافع انسانی شایسته احترام، بلکه جدا از خطرهای انسانی و به خود خود لایق احترام و پاسداری است. در حالی که در رویکرد انسان‎محور هدف از محیط‎زیست و پاسداری از آن برای محیط‎زیست بلکه در واقع حمایت از انسان و منافع انسانی است. (ولایی، 1384: 24)
 بر همین اساس در بین رویکردهای متنوع قائم بر محیط‎زیست باید محیط‎زیست‎گرایان را از زیست‎بوم‎گرایان متمایز کرد. محیط‎زیست‎گرایی به دنبال رهیافتی مدیریتی نسبت به موضوع‎های زیست‎محیطی است و دلخوش به این باور است که بدون هرگونه دگرگونی بنیادی در ارزش‎های کنونی یا الگوهای تولید و مصرف می‎توان مشکلات زیست‎محیطی را از میان برداشت. حال آنکه که زیست‎بوم‎گرایی بر این باور است که زندگی پایدار و شکوفایی انسان‎ها به دگرگونی‎های بنیادی در رابطه ما با جهان طبیعی غیرانسانی و سبک زندگی اجتماعی و سیاسی ما بستگی دارد. زیست‎بوم‎گرایی در واقع چالشی است در برابر اندیشه سیاسی، اجتماعی، علمی که در دو سده گذشته بر زندگی همگانی حاکم بوده است می‎باشد.( اندرو، 1377: 11) مفهوم زیست‎بوم‎گرایی از اواسط قرن بیست، در ادبیات سیاسی اجتماعی پا گرفت، جاافتادن این مفهوم و شکل‎گیری جنبش زیست‎بوم‎گرایی اما محصول آشکار شدن فجایع زیست‎محیطی و رشد جریان‎های انتقادی و پروبال گرفتن جنبش‎های 1960 است. به باور زیست‎بوم‎‎گرایان در واقع تمدن امروز نتیجه رویکرد جنبش روشن‎اندیش عصر روشنگری در اروپاست که بیان می‎کرد جهان برای انسان ساخته شده است و در اساس چیزی را نمی‌توان از انسان‌ها پنهان نگه داشت. چنین رویکردی از آن زمان تاکنون در فرهنگ‌ها و جوامعی که از همه بیشتر جنبش نوین سبز را پر و بال داده‎اند یعنی در جهان غرب چیرگی دارد.
از این جهت زیست بوم گرایی رویکردی به مراتب رادیکال تر از رویکرد محیط زیست گرایی که وجهی اصلاح طلبانه در پیش گرفته دارد. محیط زیست گرایی به دنبال رهیافتی مدیریتی نسبت به مسائل زیست محیطی است و دلخوش به این باور است که بدون هرگونه دگرگونی بنیادی در ارزش های کنونی با الگوهای تولید و مصرف، می توان مسائل زیست محیطی را از میان برداشت. حال آنکه زیست بوم گرایی معتقد است که حیات پایدار و شکوفای انسان ها به دگرگونی بینادی در رابطه ما با جهان طبیعی غیرانسانی و شیوه زندگی اجتماعی و سیاسی ما بستگی دارد. ( دابسون، 1377: 10) به باور زیست‎بوم‎گرایان اما انسان‎ها باید این موضوع را درک نمایند که نظام تولید صنعتی نابوی محیط‎زیست را فراهم می‎آورد و باید این نظام مورد تامل و تجدید نظر واقع شود و ارزش‎های اخلاقی و اجتماعی و زیست‎محیطی نوین بر ارزش‎های مبتنی بر اقتصاد صنعتی اولویت یابند. ( درخشه، 1384: 168)آنگونه که دابسون می‎گوید، به باور زیست‎بوم‎گرایان، تخریب منابع زیست محیطی مادامی که رابطه‎ی تقابلی انسان و طبیعت از بین نرود، پابرجا خواهد بود. از این جهت آنان به تغییر رویکرد و روح انسانی تاکید بسیار زیادی دارند. ( دابسون، 1377: 37) این رویکرد در قالب نقد بوم‎گرا، تمرکز خود را بر همین ارتباط، یعنی رابطه‎ی انسان و محیط زیست قرار می‎دهد. (پارساپور، 1391: 15)




  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

بوطیقای شهر – بخش 57
پایان کار رضا شاه (قسمت سوم )

Related Posts