ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

درباره کتاب "نظریه اجتماعی معماری" نوشته هَیکه دِلیتز (1)

برگردان افسانه رضایی

تصویر : هَیکه دِلیتزدو

ذهنیت من بیشتر معطوف به ایجاد نظریه اجتماعی ای درباره معماری است. مدعا این است که معماری نباید صرفا به عنوان یک نوع بیان یا بازنمایی از جامعه(ساختار اجتماعی ، روابطِ قدرت و مانند آن...) درک شود، بلکه در عین حال معماری تغییراتی هم در قلمرو اجتماعی ایجاد می کند. فرض اولیه این است که معماری نه تنها آنچه که "وجود دارد" را بازتاب می دهد و بازتولید می کند بلکه ، به جامعه فرمی نمادین می دهد که از طریق آن ، (جامعه) خود را به صورت جامعه ای منحصر به فرد به وجود می آورد.(Cornelius Castoriadis) و فضاهایی را برای زندگی روزمره ایجاد میکند که با بدن انسان هماهنگی دارد و اثرات انسان (بر محیطش) ،حرکات، دیدگاه ها و کنش و واکنش هایش را ممکن می سازد. معماری نه یک شی یا ابزار منفعل، بلکه عضوی فعال در تعاملات اجتماعی، فرآیند شکل گیری انگیزه های ذهنی و بروز احساسات ما می باشد. یک جامعه با معماری ای خلاق این شانس را دارد تا خود را تا حدودی با چشمی دیگر و از زوایای دیگر ببیند : خود را به طریقی می بیند که تا حدودی بدیع است. خصوصا در مورد معماری مدرن، معماری به جای آنکه صرفا بیانی از عناصر اجتماعی باشد، بر آنها تاثیر گذار هم هست.
بنابراین، حرف اصلی این کتاب این است که معماری تنها، آینه ، تبلور(سیما) یا نمادی از جامعه یا ساختار اجتماعی خاص نیست بلکه واسطه ای برای به وجود آمدن این عوامل است. معماری دارای عاملیتی اجتماعی و عملی پوزیتیویستی است.
اکثر نظریه های اجتماعی کلاسیک، مقوله قلمرو اجتماعی را از زاویه نظریه های تجربی ای مانند جامعه شناسی معماری، تا اندازه ای محدود مفهوم پردازی کرده اند: از وبر تا لومان ، متفکرین اجتماعی ، موضوع جامعه شناسی را به صورت رشته ای از حقایق خالص اجتماعی؛ تعاملات و ارتباطات اجتماعی و منطقی میان آدمیان درک می کردند. در این مفاهیم بنیادی جامعه شناسی، معماری اولا به صورت یک مصنوع؛ دوما به عنوان نوعی از تکنولوژی و سوما به واسطه جنبه خلاقانه آن ، نادیده گرفته شده است. اما مفهوم اجتماعی مورد نظر در این کتاب، چالش و اهمیت جامعه شناسی معماری را توضیح می دهد. این یک سنت فلسفی کلاسیک و دوگانه است که سعی دارد تا به معماری به مثابه یک شی و پوسته(صرفا منفعل) فکر کنیم: آنچه که هیچ عاملیتی در جامعه ندارد و هیچ چیزی را تغییر نمی دهد، و صرفا یک کپی از ساختارهای اجتماعی همواره موجود است.
این نظریه(جامعه شناسی معماری) هم درسطح نظریه اجتماعی و هم در سطح جامعه شناسیِ خُردِ تعاملات کاربرد دارد. در زمینه (جامعه شناسیِ) خُرد ، مفهومی از ژیل دلوز استفاده شده است تا به معماری نه در منظومه سوژه-ابژه بلکه با مضامینی چون ، مصنوعات، کالبدها، حرکات و اثرات توجه شود. اما در سطح یک نظریه اجتماعی-شناختی، نظریه نهاد ذهنی(خیالی) جامعه که توسط کاستوریادیس مطرح شده است را بدین صورت به معماری تعمیم داده ایم : معماری شکل دائمی جامعه را ایجاد می کند که در آن جامعه برای هر شخصی به صورت شرایط موجود پیشینی بروز می کند. همچنین معماری همیشه ویژگی های جدیدی برای جامعه فراهم می کند : معماری هم سازنده و هم پیوند دهنده اجزای یک جامعه می باشد. سعی یر این است تا نظریه جامعه شناسی معماری برای به کار رفتن در هر نوع جامعه ای طراحی شود. اما با توجه به معماری نوین، این نظریه به خصوص برای جوامع مدرن و خصوصا در قرن بیستم کاربرد پیدا کرده است که در آن در معماری نگرشی خلاق و تکنولوژیکال-اجتماعی گسترش داشته است. پیش زمینه این جامعه شناسی معماری فلسفه جدید هنری برگسون می باشد که سنت آن از عقاید ژیل دلوز و کورنلیوس کاستوریادیس مشتق می شود. همچنین برنارد کاشه، آندره لروی گورهان، موریس هوورو و گیلبرت سیموندون نیز "برگسونیانی" هستند که در زمینه نظریه اجتماعی معماری مورد توجه قرار می گیرند. همچنین اما گابریل تارد، برونو لاتر و میشل فوکو نه تنها متفکرانی هدایتگر و عضو هایی فعال در مباحث ارتباط معماری با جامعه هستند بلکه همه آنها باعث ایجاد تفکری اجتماعی شدند که مصنوعات و ابعاد نمادین آنها را در منظومه نظری خود در نظر می گیرد. اما برای تصحیح این سنت فرانسوی، انسان شناسی فلسفی پیش زمینه ای برای جامعه شناسی معماری می باشد : در نظریه مربوط به نهاد ها و مصنوعات توسط آرنولد گهلن؛ و فلسفه فرهنگ هلموت پلزنر، فلسفه ای واسط گسترش یافت که بر یک پارادایم زبانی مبتنی نیست، بلکه دارای منطق خاص معمارانه می باشد : ویژگی مادی معماری و ارتباط آن با بدن انسان.
کتاب نظریه اجتماعی معماری با استفاده از 5 نمونه موردی تکمیل شده است : 5 معماری متمایز - اکثرا در آلمان، در 5 مرحله زمانی و با مقوله بندی و روش های فکری متفاوت، در بخش نظری معرفی می شوند(بعد از بخش معرفی اولیه که به ارائه مروری بر جامعه شناسی های معماری ضمنی و صریح می پردازد.) محققین این رشته از سال 1900 و در دهه های 20 و 30 به نمونه های زیادی برای آشکار ساختن معماری های سوسیالیستی در اتحاد جماهیر شوروی و جمهوری دموکراتیک آلمان(آلمان شرقی) رسیدند. آخرین تحلیل های جامعه شناسانه در این زمینه برای معماری ساختارشکنانه(یا غیر شکل دهنده) زمان حاضر در جوامع غربی کنونی به کار می رود.

 

1- heike-delitz


منبع :

http://www.heike-delitz.de/Dissertation_e.html

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

معرفی کتاب «جنسیت، ناسیونالیسم و تجدد در ایران» نو...
نگاهی به کتاب زنان و رمان