ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

ساختن: انسان شناسی، باستان شناسی، هنر، و معماری



تیم اینگلد
ترجمة مریم پوراسماعیل

ادامه خواندن

وقتی غلطک توسعه بر سُکّه شُرَیحان می‌تازد / کوچه‌های بی‌ریحان


اهالی می‌گویند در همین کوچه شعبان‌کردی، چند سال پیش یک لوله آب ترکید و کوچه افکن کرد، رسیدند به قنات «خُمارتاش»؛ سال‌ها پیش از آنکه روس‌ها در قزوین چاه‌های آب عمیق حفر کنند و آب را با موتور آب و در جوی‌ها هدایت کنند، آب در این قنات‌های زیرزمینی به آب‌انبارها هدایت می‌شد. کوچه که فرو رفت یکی از چیزهایی که در آمد قنات خُمارتاش بود. هنوز هم زیر آسفالت سخت این کوچه‌ها ردی از قدمت و اصالت هست. اما آن‌طور که در کتاب‌های تاریخی درباره این محله -پیش از آنکه سودای توسعه به جان‌اش بیفتد- نوشته شده‌است، محله پر بوده از عمارت‌ها، مدرسه‌ها، مکتب‌خانه‌ها، آب‌انبارها، مساجد، گرمابه‌ها، تیمچه‌ها، کاروانسراهای متعدد و حتی زورخانه و سرای ضراب‌خانه که سال‌ها محل ضرب مسکوکات و... در کشور بوده‌است. به جست‌وجوی آن رونق و صفایی که در کتاب‌ها خوانده‌ام به قلب بافت تاریخی شهر قدم می‌گذارم و متوجه می‌شوم که خیابان‌کشی چیزی از...
ادامه خواندن

«لیچار» و «لیچارگویی»: پژوهشی اجمالی در فرهنگ خنده اصفهان



ادامه خواندن

تحلیلی بر دوگانه کار-فراغت زنان خانه دار در توسعه محلات

 تحلیلی بر دوگانه کار-فراغت زنان خانه دار در توسعه محلات با مقایسه تجربه های شبکه بین المللی مادر و انجمن مادران محله سیزده آبان

ادامه خواندن

بوطیقای شهر–بخش 69


پیر سانسو، برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه در اینجا تصویر دیگری نیز افزوده می‌شود، تصویر انحراف‌یافتگان. آنها جادۀ انقلاب را ترک گفته‌اند، جاده‌ای که باقی ماندن در آن کار ساده‌ای نیست زیرا هرروز خود را دوباره ابداع می‌کند. انحراف‌یافتگان را نمی‌توان همچون طردشدگان در نظر گرفت، یعنی همچون کسانی که در جایی از شهر اسیر شده‌اند (چون اینجا ]لزوما[ با شکلی از فضا روبرو نیستیم). آنها همچون دیگران در مرکز شهر قرار دارند و از این رو خطرناک‌تر به نظر می‌رسند، و این احتمال وجود دارد که آن مرکز را هم به «انحراف بکشند»، یعنی از کانونی که در سرنوشت تاریخی‌اش قرار داشت جدایش کنند. وقتی انحراف‌یافتگان حاضر نمی‌شوند به «عقل» بازگردند، وقتی راه‌های صراحت خویش را از دست می‌دهند ، دگرگونی جادویی شهر نیز باز می‌ایستد. ]روشن است که[ زمانی شهر در تمامیت خود در وجود هرکسی بود. البته نهادها در مجامع مکان می‌یافتند، در محاکم، در کرسی‌هایی...
ادامه خواندن

ابهام نشانه‌شناختی و تأثیر آن بر خوانایی فضای کلان‌شهری

ابهام نشانه‌شناختی و تأثیر آن بر خوانایی فضای کلان‌شهری (مطالعه موردی: زیرگذر چهارراه ولیعصر در شهر تهران)

ادامه خواندن

شهر زنان در شاهنامه


به نظر می رسد که در عموم تمدن های بزرگ انسانی در گذشته به سبب چارچوب های اقتصادی و محدودیت های ناشی از تکنولوژی نوعی تقسیم کار طبیعی - اجتماعی بین زنان و مردان به طور معمول پدید آمده بود که بر پایه آن در بسیاری از موارد مردان به فعالیت های اقتصادی سخت و بیرون از خانه و هم چنین به امور دیوانی، کشوری و لشکری می پرداختند و زنان به نگهداری و تربیت کودکان و امور خانه و در مواردی به صنایع دستی خانگی اشتغال داشتند. این پدیده در نواحی گرم و خشک و بیابانی و به ویژه در سرزمین هایی که همواره مورد حمله و غارت قرار داشتند، بیشتر وجود داشت، در حالی که در بعضی از نواحی سرسبز و خوش آب و هوا و به ویژه سرزمین هایی که به سبب موقعیت جغرافیایی یا سایر پدیده های محیطی یا تاریخی چندان مورد حمله بیگانگان قرار نمی...
ادامه خواندن

روزهای اوج مغلواک

ادامه خواندن

معرفی کتاب شهرها و مصرف اثر مارک جین


درنا احمدی شهرها و مصرف، نوشته مارک جین، ترجمه مرتضی قلیچ، انتشارات علمی و فرهنگی کتابنامه 316 عنوان از مقالات و کتب مورد استفاده در متن است که نشانگر منابع غنی این کتاب دارد که اکثرا نیز بصورت مقاله اند. کل کتاب368 صفحه می باشد که 14 صفحه آن به نتیجه گیری اختصاص دارد و نویسنده در اهداف آموزشی آن،نگاه مجدد به مباحث مهم و مطالعات موردی و برقراری پیوند میان فصل را از اهداف آن برشمرده است. کتاب با دارا بودن 25 تصویر-22 مورد پژوهی و9 نمودار و جدول،از حالت روزنامه وار صرف خارج شده است. این کتاب در7فصل تنظیم شده است. در هر فصل نتایج آموزشی( خلاصه مهم فصل) و اهداف آموزشی آورده شده است و منابعی برای مطالعه بیشتر داردکه معمولا5-4 مقاله یا کتاب است. فصل اول: تعریف شهرها ومصرف فصل دوم:مصرف و شهر مدرن فصل سوم:مصرف و شهر پست مدرن فصل چهارم: مصرف و زندگی روزمره...
ادامه خواندن

های­تک به جای فولاد؛ گردشگری به جای صنعت




ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 68


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه بناهایی برجای می‌مانند که تردید داریم باید آن‌ها را ویران کرد یا تغییر شکل داد. شهر در مادیت خود در برابر تغییر مقاومت می‌کند و این مادیت امری خاموش نیست: این مادیت از همه سو نشانه‌های خود را بروز می‌دهد و ممکن است پروژه انقلابی را به اشتباه بیندازد. انقلاب برای نظام نشانه‌ای دیگری آماده نیست که آن را جایگزین نظام نشانه‌ای کند که با آن روبروست، و از این رو تلاش می‌کند با طوفان شکوه خویش آن [نظام نشانه‌ای] را از میان بردارد: نه اینکه این شکوه و عظمت، چنان که سعی دارند تلویحا بدان اشاره کنند، خود توخالی باشد، اما تلاش می‌کند خلاء را به وجود آورد. در این زمینه، نبرد میان نشانه‌ها دراماتیک‌تر و یأس‌آورتر از نبرد میان سلاح‌ها به نظر می‌رسد. با این نکته چه می‌خواهیم بگوییم؟ انقلابیون چنانچه پیروز شوند، با زور «همه چیز را صاف می‌کنند»....
ادامه خواندن

روایت دیمج؛ از عهد قجر تا رییس جمهور 28 روزه

 دیمج؛ از عهد قجر تا رییس جمهور 28 روزه را روایت می‌کند؛خاستگاه سیاست و مذهب

ادامه خواندن

بوطیقای شهر - 67


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه   برخی از اشکال جشن نیز شکل و شمایی کمتر هولناک دارند. برای نمونه برای مدتی هم شده آدم‌ها شهر را صاحب می‌شوند، تصور می‌کنند می‌توانند از آن بدون کمترین هزینه‌ای بهره ببرند. جایی ساکن شوند اما بهایی نپردازند، از وسایل نقلیه استفاده کنند و هزینه‌ای برایشان نداشته باشد. این آرزوی ساده لوحانه، فراتر از فراغ بالی که همه می‌خواهند سرانجام به آن دست یابند، نشانه‌ای است از ظهور یک دوران نوین که مبارزان ]انقلابی[ آن را رقم زده‌اند. وقتی مردم به آنها نوشابه و غذایی برای خوردن می دادند بعید و تصورناپذیر بود که بابت اینها پولی از ایشان طلب کنند. هر پاریسی، از آنجایی که یک شهروند پاریس است، از حق پرسه زدن در شهر، ساکن شدن در آن، تنفس هوای آن و لذت بردن از روشنایی‌هایش برخوردار است. شهر به مثابۀ یک اثر هنری یا به مثابۀ یک کنش...
ادامه خواندن

«دباغان» پس ازهزار سال؛ خانه‌هایی بر ویرانه‌های کُهَنبَر


«پایین محله دباغان، جایی که الآن اداره آگاهی شده‌است، یک حصار بود. یکی از دروازه‌های شهر هم آنجا بود به نام «کَنده بار» یا به قولی «خندق بار» که وقتی شتربان‌ها می‌خواستند وارد شهر شوند، باید ازآنجا عبور می‌کردند. گاهی هم که شبی، نیمه‌شبی بود و دروازه‌بان خواب بود، ساربان‌ها به زنگوله شتر و پاهایشان نمد می‌بستند که صدا ندهد و دروازه‌بان را بیدار نکند.» صحبتش که به اینجا می‌رسد، رو به دوستش می‌کند و هر دو می‌خندند، معلوم است یاد خاطره‌ای افتاده‌اند: «ما وقتی می‌خواهیم با کسی شوخی کنیم، می‌گوییم دروازه‌بان خواب بود که شما توانستید وارد شهر شوید؟» این روایت یکی از پیرمردهای محله دباغان است؛ از این محله قدیمی که امروز چیز زیادی از آن باقی نمانده‌است. حالا سکوت این ویرانه‌ها، سگ‌های ولگردش و گَردی که با هر وزش باد از ویرانه‌های آن به هوا بلند می‌شود، درست شبیه به گورستانی است که در تصاویر کتاب‌های تاریخی...
ادامه خواندن

مدیریت «خیال» و «خاطره» در فرایند طراحی معماری

علی اکبری؛ محمدمنصور فلامکی

ادامه خواندن

معرفی کتاب «حافظه شهری: تاریخ و فراموشی در شهر مدرن»


در برداشت روزمره از حافظه، این اصطلاح دو جنبه دقیقا مرتبط دارد؛ جنبه نخست باقیمانده تجربه گذشته است که به نحوی در ذهن و در نتیجه در تلقی ما از خودمان نقش دارد یا در آن فعال می شود، در حالیکه تجربه های دیگر به فراموشی سپرده شده است. جنبه دوم مربوط است به توان یا قوه ای که از طریق آن گذشته را به یاد می آوریم. معنای فرایند یا سازوکار ذهنی در هر دو جنبه اصطلاح مشترک است و ظاهرا از معنای دیگر و قدیمی ترِ حافظه به مثابه ساختار بیان مشتق شده است. معنای حافظه به مثابه ماده ای سوبژکتیو نیز در هر دو جنبه مشترک است؛ هرچند این معنا را یا باید اصلاح کنیم (یادبود) یا به آن صفتی بیفزاییم (حافظه جمعی) تا ناظر به بیرون از خود باشد. حافظه شهری می تواند گونه ای انسان انگاری باشد، اما به طور عامتر به شهر به منزله...
ادامه خواندن

آن‌چه قمی‌ها از قم نمی‌دانند


احمد بحری / محیط بان 

ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 66

 

پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه

ادامه خواندن

گزارش تصویری از شهر کوپن

ادامه خواندن

بوطیقای شهر- بخش 65


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه   حرکت‌ انقلابی آیا شهر و انقلاب به یکدیگر پیوسته‌اند؟ ابتدا بگوییم که انقلاب‌ها اغلب زمانی که خودانگیختگی خود را از دست می‌دهند، زمانی که شور و هیجان شهری در آن‌ها از میان می‌رود، می‌میرند: این خطری است که یک انقلاب به ظاهر پیروزمند را تهدید می‌کند و آن را از میان می‌برد: انقلاب ظاهراً در یک شکل نهادی قاعده‌مند می‌شود؛ اما در واقع عادت‌ها جایگزین [جشن‌های انقلابی] می‌شوند و دیگر از شادمانی‌های جشن‌ها[ی انقلابی] خبری نیست و همه چیز به جایی دیگر، به دور از نگاه مردم می‌رود. این دقیقاً چیزی است که از ابتدای انقلاب به آن ضربه می‌زند:  تبلیغ زندگی سیاسی. شکی نیست که رهبران جدید می‌توانند در  مجالس، در بناها گرد هم آیند یا در محاکم حضور یابند. اما شهروندانی که آزادانه به درون این مکان می‌روند نیز می‌توانند تصمیمات آن رهبران را تشویق کنند یا به سخره...
ادامه خواندن