ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

محاکمه حيوانات در قرون وسطي و دوران معاصر


نوشته لوران ليتسن‌بورگر* *دانشگاه لورن، پژوهشگر در مرکز پژوهش‌‌ در تاريخ در دانشگاه لورن ترجمه: عبدالوهاب فخرياسري امروزه وقتي سگي کودکي را گاز مي گيرد، صاحبش از سوي دستگاه قضاوي مقصر شناخته شده و مي تواند به دادگاه احضار شود. در قرون وسطي خود سگ بايد مقابل قضات در دادگاه حاضر مي شد.در سال ١٤٠٨، دو محاکمه ويژه در فرانسه و اطراف آن صورت گرفت. در پون دو لارش (دوک‌نشين نورماندي) و سن مييل (دوک‌نشين بار) خوک‌هاي متهم به کودک‌کشي محکوم به مرگ با طناب دار شدند. چند سال پيش از آن، در سال ١٣٨٦، در فالز، يک خوک ماده، که آن‌ نيز به جرم کودک‌کشي تحت تعقيب بود، به شکل و شمايل انسان بزک، محاکمه و در برابر خوک‌هاي آن ناحيه اعدام شد(١). به نظر مي‌رسد، چنين محاکماتي، از سده سيزدهم تا دوران جديد، همواره در دنياي مسيحي مغرب‌زمين صورت مي‌گرفت. بيشتر مواردي که از آن‌ها خبر داريم، متعلق...
ادامه خواندن

با كاروان پیران


«کاروان پیران» از جمله اشتراکات بین استان گلستان با منطقه پیرامونی‌اش است که می‌توان در راستای دیپلماسی فرهنگی از آن‌ها سود بُرد. رسول اسماعیل‌زادۀ دوزال* برای شرکت در مراسم هفتۀ فرهنگی استان داش¬اوغوز، با هماهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران، سفری به داش اوغوز داشتم. این سفر، علاوه بر این‌که یک وظیفۀ اداری بود، از حیث تحقیقات فرهنگی و تاریخی نیز برایم اهمیت زیادی داشت؛ زیرا از بیست سال پیش در زمینۀ پیران ترکمنستان و تصوف در آسیای مرکزی مطالعاتی داشتم، به‌ویژه با تحقیقاتی که دربارۀ داستانهای دده‌قورقود داشتم، با واژه¬ی دیش‌‌اوغوز (داش‌اوغوز) آشنا بودم. لذا از نزدیک دوست داشتم با استانی که به نام داش‌اوغوز نامگذاری شده است و تشابه اسمی بین آن وجود دارد، بیشتر آشنا شوم. به هر تقدیر، در مراسمی که به‌مناسبت هفتۀ فرهنگی استان داش اوغوز ترتیب یافته¬بود، شرکت کردم. این مراسم به‌مناسبت هفتۀ فرهنگی استان داش‌اوغوز برگزار می‌شد و كیفیت بخش‌هایی از آن کم نظیر...
ادامه خواندن

درباره فريدون جنيدى ، زیستن به‌پای ايران


فریدون جنیدی نویسنده و از پژوهندگان فرهنگ و زبان‌های باستانی است. زمینهٔ تخصصی فعالیت او شاهنامه‌پژوهی است... - ایران‌شناس ، كارشناس زبان‌های باستانى، شاهنامه پژوه - متولد بيستم فروردین‌ماه۱۳۱۸ در روستاى فيشان نيشابور - در سال ۱۳۵۸، بنیاد نیشابور را بنیان نهاد و اکنون مدیر بنیاد نیشابور و نشر بلخ است - اکنون به صورت آزاد و رایگان به آموزش زبان‌های پهلوی و اوستایی و برگزاری انجمن‌های شاهنامه‌خوانی در بنیاد نیشابور مشغول است نوشته‌ها: زروان، سنجش زان در ايران باستان‎/ زندگى و مهاجرت آرياييان بر پایه گفتارهاى ايرانى‎/ نامه پهلوانى آموزش و خط و زبان پهلوى‎/ كارنامه ابن‌سینا‎/ فضل بن شادان نيشابورى و نبرد اندیشه‌هادر ایران پس از اسلام‎/ زمينه شناخت موسيقى ايرانى‎/ نامه فرهنگ ايران دفتر ۱ و ۲و ۳‎/ فرهنگ واژه‌های اوستايى ( به همراه روانشاد احسان بهرامى ) در ۴ دفتر‎/ واژه‌نامه روماتو (به همراهى روانشاد شيرعلى تهرانى زاده)‎/ واژه‌نامه راجى (به همراهى حسين صفرى)‎/ فرهنگ بيذوى...
ادامه خواندن

هزار داستان: تجربه یک موزه برای میراث داستانی


تجربه های یک موزه   درآمد: وقتی صحبت از موزه می‌شود یکی از نخستین چیزهایی که به ذهن عموم می‌آید شی‌ء موزه‌ای است. شی‌ء یا اثری که معادل یک اثر مادی است که واجد ارزش‌های تاریخی و مادی است. برای همین موزه‌ها محل نگهداشت آثار ارزشمند تلقی می‌شد. اما کدام ارزش؟ ارزش رایج شناخته‌شده بیشتر از جنس مادی و یا منحصر بودن آثار حاصل می‌شد. این نگاه به موزه نگاهی شرق شناسانه بود که به فرهنگ کشورمان نیز رسید. نگاهی که از منظر دانش‌های امروزی به آثار می‌نگریست و آن‌ها را روایت می‌کرد. روایتی که باستان‌شناسانه و یا مردم شناسانه بود. آنچه به موزه‌های ایران رسید نگاهی بود که از قاب دسته‌بندی‌های رایج به تاریخ و فرهنگ می‌نگریست و سعی می‌کرد تا دستاوردهای فرهنگی ایران را با مشابه‌سازی با دیگری فرهنگی طبقه‌بندی کند. ازاین‌رو موزه‌ها به ظرف‌های یکسان تبدیل شدند که روایت‌هایی همسان از شهرها، اقوام و آثار مختلف ارائه...
ادامه خواندن

جنبش اجتماعی زنان به روایت تصویر


درس نظریه های انسان شناسی دوره دکتری مرضیه مددی دارستانی استاد: دکتر ناصر فکوهی فایل ورد برای مشاهده تمامی عکس ها: zanan
ادامه خواندن

فرهنگ مشترك اقوام آريايی: جشن ناواسارد


آندرانيك هوويان یكی از كهنترین جشنهای مشترك اقوام آریایی، جشن ناواسارد است. ایرانیان به آن نوسرد، هندیها ناواسارداد، خوارزمیها نوسارچ یا ناواسارچی، سُغدیها نوسرد، وارتیان ناواسارد میگویند، كه جشن سال نو است و یكی از مراسم آن آب افشاندن است. این جشن كهن اینك به فراموشی سپرده شده است، نوسرد جشنی بود متمایز از نوروز(1). ابوریحان بیرونی درباره جشن نوسرد سغد مینویسد: سندیان نیز ماههای خود را مطابق چهار قسمت سال تقسیم كرده بودند؛ اول نوسرد از ماههای سغدی، اول تابستان بود. روز اول نوسرد ، نوروز سغدیان است، كه نوروز بزرگ میباشد.(2) وی درباره نوسرد اهل خوارزم مینویسد: «ناواسارچی» روز اول آن عید آغاز سال است. و آن روز جدیدی است.(3) روز ششم فروردین ماه را ایرانیان به نام نوروز بزرگ جشن میگرفتند و آن، یكی از بزرگترین اعیاد ایرانیان بود. تقیزاده درباره جشن نوسرد مینویسد: نوسرد نام روز اول سال ایرانی یا نوروز معروف از روز اول ماه...
ادامه خواندن

درباره مرتضى مميز


عجول و آرام‌بخش سهيه مؤمنى: مرتضى مميز جزو معدود آدم‌های بزرگى است كه در زمان زندگی‌اش و در اوج هنرمندی‌اش شناخته‌شده و خوب و به‌حق هم شناخته‌شده است. او نيازى به معرفى ندارد. هركس كه در ۴۵سال گذشته در فضاى فرهنگى ايران بوده و در هواى هنرى آن نفس كشيده است مرتضى مميز را می‌شناسد و با آثار او آشناست. بهمن‌ماه سال گذشته بود كه موزه هنرهاى معاصر بخشى از نمايشگاه گرافيك سه قاره را به آثار او اختصاص داد. به پاسداشت ۴۵سال تلاش سرشار از خلاقيت...   ـ فرزند محمدعلى و خانم كوچك ـ متولد ۱۳۱۵‎/۶‎/۴ ـ تهران - درگذشت ۵ آذر ۱۳۸۴ تهران ـ فارغ‌التحصیل رشته نقاشى از دانشكده هنرهاى زيبا، دانشگاه تهران‎/ ۱۳۴۴ - گواهينامه طراحى غرفه ويترين و معمارى داخلى مدرسه عالى هنرهاى تزئينى، پاريس‎/ ۱۹۶۸ ـ مدير هنرى و طراح گرافيك نشريات ايران آباد، كتاب هفته، كيهان هفته، فرهنگ، كاوش، نگين، فرهنگ و زندگى، رودكى،...
ادامه خواندن

نوستالژیا آنچه بود و آنچه هست در گفتگو با ناصر فکوهی


ندا عابد 1-    نوستالژی یا حسرت گذشته، احساس مشترک بین همهٔ انسان‌هاست. اما تأثیر آن را به‌عنوان یک فرآیند جمعی ازنظر جامعه‌شناختی چگونه می‌توان تعریف و تبیین کرد؟ نوستالژی ازجمله واژگانی است که در ریشه خود معنای تقریباً روشنی را حمل می‌کند. این واژه از ترکیب دو واژه یونانی «نوستوس» (بازگشت) و «آلگوس» (رنج) ساخته‌شده است و به معنی احساس غم و اندوه نسبت به گذشته‌ای ازدست‌رفته، آمیخته با آرزویی برای به دست آوردن دوباره آن. این «گذشته» که عموماً در شکل ِ ساخت ذهنی خود می‌تواند با واقعیت متفاوت بوده و حتی در تضاد کاملی قرار داشته باشد، در موقعیت زمان / مکانی (time/space) نسبتاً دوری با اینجا و اکنون (modernus / dasein) قرار می‌گیرد. بنابراین در نوستالژی، ما هم با غم دوری از زمانی در گذشته روبرو هستیم و هم با غم و اندوهی دوری از مکانی در گذشته. نزدیک‌ترین واژگانی که شاید بتوان برای نوستالژی در فارسی...
ادامه خواندن
برچسب ها:

 خط فارسی باستان (1)


   والتر هینتس    خط فارسی باستان و چگونگی تکوین آن موضوعی است که سالها پژوهشگران برجسته ای را به خود مشغول کرده است. متاسفانه بازتاب این پژوهشها در ایران ناچیز بوده  و مقاله هایی که در این باره  نوشته شده، به پیچیدگی های این موضوع نپرداخته و بسیار ساده انگارانه  با آن برخورد می کنند. از این رو، در اینجا سلسله  گفتارهایی که اساسا برگردان و تلخیصی از مقاله های تخصصی در این زمینه اند،  به تدریج ارائه می شوند. راههای نو در فارسی باستان، (Hinz, W., Neue Wege im Altpersischen, p15-39).   (ص 15 ) براي فهم درستي از زبان پارسيان قديم، شناخت درستي از خط آنان در الويت قرار دارد. وايسباخ در سال 1911 دربارۀ اين خط مي ‌نويسد : « به نظرم داريوش ادعا كرده است كه او خود براي نخستين بار اين كتيبه ‌ها را به خط و زبان آريايي آفريده است و خط فارسي...
ادامه خواندن

درباره هوشنگ لطيف پور


صحنه و صداى ماندگار هوشنگ لطیف پور از پیشکسوتان دوبله و از شاخص‌ترین مدیران دوبلاژ ایران می‌باشد. وى مديريت دوبلاژ بسيارى از فیلم‌های سينمايى و مجموعه‌های تلويزيونى را به عهده داشته است. صداى هوشنگ لطيف پور به‌عنوان راوى سریال‌های «دليران تنگستان»، «دايى جان ناپلئون» و «مستند راز بقا» و ... در خاطره‌های بسيارى از افراد مانده است.... - ۱۳۱۱:  تولد در تهران -  ۱۳۳۲:  به پايان رساندن دوره هنرستان هنرپيشگى -  ۱۳۳۴:  به پايان رساندن دوره آموزشى تئاتر زیر نظر پروفسور «ديويد سن» و «كوئين بى» در دانشگاه تهران -  شروع فعاليت در دوبله با فيلم «شنل» و دوبله فيلم «اتللو» و ... تا سال‌های دهه ۵۰ -  ۱۳۴۳:  کناره‌گیری از دوبله و ورود به دانشكده هنرهاى زيبا - ۱۳۴۵:  تأسيس واحد دوبلاژ تلويزيون ملى ايران - انتخاب حمید قنبری برای نقش جری لوئیس - مدیریت دوبلاژ تمامی فیلم‌های داریوش مهرجویی از گاو تا دایره مینا - معرفی منوچهر نوذری...
ادامه خواندن

ایران درّودی (2)


ایران درودی (متولد ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در مشهد) نقاش برجسته ایرانی است. او همچنین کارگردان، نویسنده، منتقد هنری بوده و به عقیده برخی پیرو مکتب فراواقع‌گرایی (سورئالیسم) است.درودی همچنین کارگردان و تهیه‌کننده چند فیلم مستند و کوتاه برای تلویزیون بوده‌است. درودی در ۱۹۷۰ به درخواست دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ هنر در این دانشگاه پرداخت. زندگینامه ایران درودی در ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در خانواده‌ای اشرافی در خراسان به‌دنیا آمد. پدرش خراسانی بود و مادرش قفقازی. تبار پدری‌اش پشت در پشت بازرگان بودند و مادرش به همراه خانواده بعد از انقلاب اکتبر و تشکیل کشور شوروی از قفقاز به ایران مهاجرت کردند.در کودکی با خانواده به اروپا سفر کرد و از شهرهای مختلف اروپا دیدن کرد،وقتی جنگ جهانی دوم شروع شد خانواده او در هامبورگ زندگی می‌کرد و با شروع جنگ به ایران بازگشتند و مدتی در مشهد زندگی کردند و بعد به تهران آمدند و ساکن تهران شدند....
ادامه خواندن

فرهنگ های نفتی


نگاهی به کتاب "تحولات اجتماعی شهرهای نفتی: تاریخ یکصدساله نفت در مناطق نفت خیز جنوب"‌ تالیف ایرج قاسمی و محمدعلی محمدی نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی جهاد دانشگاهی،‌تهران؛‌1395   نفت یا طلای سیاه،‌بیش از یک قرن هست که در خاورمیانه کشف شده است و در این مدت به عنوان یک عامل بسیار حیاتی در صورتبندی حیات اجتماعی، فرهنگی،‌اقصتادی و سیاسی این منطقه نقش ایفا کرده است. عموما درکی که از نفت وجود دارد،‌ آن را در قالب یک عامل اقتصادی و بصورت یک نهاد صنعتی در نظر می گیرد. لذا نفت بیش از همه در اقتصاد سیاسی کشورهای جهان مورد بررسی قرار میگیرد. کمتر به ابعاد اجتماعی و فرهنگی نفت و تاثیری که نفت در زندگی مردم داشته پرداخته شده سات. آمدن نفت، آمدن صرف یک نیروی محلی و یک منبع درونی نبده است. مهمترین وپژگی نفت آن بوده که از همان آغاز کشف آن در خاورمیانه در...
ادامه خواندن

با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی (قسمت ششم)


پژوهشهای فرهنگی مدرن در ایران با  سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی (قسمت ششم) الف. توزیع قدرت شبه فئودالی و مقدمات ظهور «رضا شاه»   در واقع قرارداد 1919، یکی از چالش برانگیزترین قراردادها در عصر مشروطه بود . بدین معنی که برای همه ایرانیان منفور نبود . و  باعث بحث و جدل در مواضع اعضاء حزب دموکرات می‌شود و اختلاف نظرهایی به وجود می‌آید؛ و اختلافات تا جایی پیش می‌رود که منجر به شکاف بین اعضای حزب می‌شود.  گروهی به حمایت از قرارداد 1919 انگلیس و گروهی دیگر در مخالفت با آن نظر می‌دهند. احمد شهریور، این واقعه را به ثبت رسانده است : «فیمابین حزب دموکرات تفرقه حاصل است ، یکدسته به سر کردگی ملک الشعرا مدیر روزنامه ایران، اجتماع دارند و دسته دیگر به سرکردگی میرزا محمد حسین صدرائی تاجر و سید محمد تدین؛ و رئیس الوزرا [وثوق] ، متمایل به دسته اخیر است. علت تفرقه...
ادامه خواندن

درباره محمدرضا حكيمى؛ آگاهى وايمان


اين بار سخن از دغدغه و تفسير نيست. حتى پاى تعبير و تعريف هم در ميان نيست و اصل سخن و جان مايه كلام ، اين بار جستار گشایی از مردى است متفکر و مجتهدى كه از عاملان برجسته علوم دينى است. يكى از بزرگ‌ترین كارهاى ماندگار محمدرضا حكيمى نوشتن مجموعه ۶ جلدى دایرة‌المعارف گونه‌ای با نام الحياة است. كارى كه با تأليف كتب متداول حوزوى يا دانشگاهى، تفاوت‌های بنيادين دارد...   ۱۳۱۴مشهد مقدس - پدرش مرحوم عبدالوهاب حكيمى از متشرعان و محترمين بازار مشهد بود ـ در سال ۱۳۲۰ راهى مكتب و سپس مدرسه شد ـ در سال ۱۳۲۶ به حوزه علميه خراسان رفت و بيست سال به علم‌اندوزی و خودسازى پرداخت ـ در سال ۱۳۴۸ با اجازه شيخ آقابزرگ تهرانى مجتهد شد - کتاب الحیاه وی در رابطه با اقتصاد اسلامی از شهرت و اعتبار خاصی در جهان اسلام برخوردار شده است - علی شریعتی وی را به‌عنوان...
ادامه خواندن

تاریخ سرّی قهوه‌خانه در تبریز


«از بحث‌خانه تا فراموش‌خانه» اکبر شریعت تازه کشف کرده بودیم که نویسندگان ایرانی فقط ر. اعتمادی و امیر عشیری و پرویز قاضی‌سعید نیستند و همچنان که پشت لب‌هایمان را مرتب تیغ می‌انداختیم تا آن کرک‌های نازک تبدیل به سبیل شوند، گلشیری و هدایت و ساعدی و آل‌احمد را کشف می‌کردیم. آن روزها روزهای کشف بود و ما کریستف کلمب‌های بی‌کَشتی در سواحل ادبیات مشغول کشف گنج‌هایی بودیم که هر چه مغزمان را با آن‌ها پر می‌کردیم، چیزی‌شان کم نمی‌شد. شنیده بودیم که هدایت و آل‌احمد و ساعدی و شاملو و حتی فروغ کافه‌نشین بوده‌اند. شنیده بودیم که «کافه نادری»، از گذشته تا هنوز، پاتوق روشنفکران بوده است. خوانده و شنیده بودیم که تا همین چند ده سال پیش، در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهرمان، قهوه‌خانۀ «خران» بوده و آن‌قدر اشتهار داشته که جلال آل‌احمد هوس کند سری به آنجا بزند و آن‌قدر مؤثر بوده که پای آقای نویسنده را دوباره به آنجا بکشاند....
ادامه خواندن

انسان هایی از گوشت و استخوان


آنتونیو گرامشی برگردان: علیرضا نیاززاده نجفی، سوفیا برتزو کارگران فیات به سر کار برگشتند. خیانت؟ ارتداد از هویت انقلابی؟ کارگران فیات انسان هایی از گوشت و استخوان هستند. یک ماه مقاومت کردند. نبرد و مقاومت را نه تنها برای خود، نه فقط برای کارگران تورینو، بلکه برای تمام طبقه ی کارگر ایتالیا به کار بردند. یک ماه مقاومت کردند. بعد از هفته ها و ماه ها از کاهش دستمزدی که دیگر کفاف معاش خانواده را نمی داد، ازلحاظ جسمانی تحلیل رفته بودند، با این حال برای یک ماه مقاومت کردند. در کشوری غرق درخستگی، بی تفاوتی و خصومت، کاملا از دیگران جدا افتاده شده بودند، با این حال برای یک ماه مقاومت کردند. می دانستند که به هیچ کمکی غیر از خود نمی توانند امیدی ببندند، می دانستند که از مدت ها قبل مچ پای طبقه ی کارگر ایتالیا را بریده اند، می دانستند که محکوم به شکستند، با این...
ادامه خواندن

برگزاری نشست 152 یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ: صد و ده سال فراز و فرود یک بنگاه خانوادگی


  انسان شناسی و فرهنگ به اطلاع علاقه مندان می رساند که نهمین نشست از دوره ششم سلسله نشست های یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ (نشست 152) را با موضوع «صد و ده سال فراز و فرود یک بنگاه خانوادگی» با سخنرانی آقای دکتر علی اصغر سعیدی (جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران) برگزار می کند. این سخنرانی همراه با نمایش تکه هایی از فیلمی است که در این باره ساخته شده است. زمان نشست : یکشنبه 25 آذر 97 ساعت 16 تا 19 مکان نشست: خیابان ولیعصر، نرسیده به میدان ولیعصر، خیابان دمشق، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات تصویر پوستر: ورود اولین چرخ خیاطی به ایران  
ادامه خواندن

جنس در اسمها‌ي فارسي باستان


  مهرنوش عسگری زبان فارسی باستان چون دیگر زبان‌‌های هند و ایرانی دارای ویژگی صرفی است. این ویژگی در مورد اسم‌ها بسته به جنس آنها در حالت های مختلف صرفی (چون فاعلی، مفعولی، ندایی و ...) شکل می‌گيرد. مقالۀ زیر که ترجمه و تلخیص یکی از مقاله‌های رودیگر اشمیت، یکی از بزرگترین متخصصان فارسی باستان معاصر است، می‌کوشد، نقدی بر آثاری بیاندازد که به راحتی جنس اسم‌های فارسی باستان را سرخود تعیین کرده‌اند. از جملۀ آنها کتابی است از کنت (Kent, 1953, Old Persian Grammer) که ترجمۀ فارسی آن از سعید عریان نیز موجود است. رودیگر اشمیت، یکی از زبانشناسان و متخصصانی است که با تسلط بر زبان‌های کهن ایلامی، اکدی، یونانی باستان، لاتین، سنسکریت ، اوستایی و فارسی باستان، بیش از 40 سال پژوهش‌های خود را بر فارسی باستان متمرکز کرده است و کتیبه‌های فارسی باستان را از نو مورد برررسی و پژوهش موشکافانه ای قرار داده است و...
ادامه خواندن

علوم در ایران اسلامی از منظر موزه ای


تجربه های یک موزه ( طراحی و ایجاد تالار علوم در موزه ملک) درآمد: گنجینه های نسخ خطی مهمترین مجموعه کتابخانه ها و موزه های ایرانی از جمله کتابخانه و موزه ملی ملک را تشکیل می دهد. نسخه های خطی اما تنها یک ساحت یا جنبه ندارند بلکه آثاری هستند که چندین جنبه را به طور همزمان در خود دارندو از سویی همه نسخه های خطی در موزه ها به صنعت کتابت و استنساخ اشاره دارند. در همین فرآیند صنعتی می توان هنرها و فنون مختلفی را مشاهده کرد. از خوشنویسی تا جلدسازی و کاغذسازی و ... اینگونه است که می توان نسخه های خطی را از منظر کتابت مورد تماشا قرار داد. از سوی دیگر همین نسخ خطی دارای ارزش ادبی نیز هستند چرا که متن موضوع مرکزی آنها را تشکیل می دهد و شیوه نگارش با ارزش های ادبی همراه است. اما موضوع متن ها محتوای اصلی نسخه...
ادامه خواندن

نقدی بر نوشتار«کالبد انسان در نگاره‌ها- عصر صفوی» نوشته فاطمه سیارپور


«کالبد انسان در نگاره‏ ها» عنوان مجموعه یادداشت‎هایی است که از تاریخ 16 مهر ماه 1393 لغایت 9 آذر ماه سالِ جاری در شش بخش نوشته شده و با رویکردِ بازنمایی به بررسی کالبد انسان در نگاره‏ هایی متعلق به رضا‏ عباسی واقع در کاخ چهلستون اصفهان پرداخته است؛ این مطالب در سایت اینترنتیِ انسان‏شناسی‏ و‏فرهنگ، توسط فاطمه سیارپور، دانش‌آموخته‌ی انسان‏شناسی، به صورت پیوسته انتشار یافته است. این یادداشت‌ها به نوعی در حیطه‌ی مطالعات تاریخی هنر (جامعه شناسی و انسان‌شناسی هنر) قرار می گیرند که رویکردی میان‌رشته‌ای را برای درک هنر به کار می‌برند. در این نوشتار تلاش خواهد شد با رویکردی انتقادی به مبانی و روش‌شناسی این یادداشت‌ها و نتایج آن در توصیف و تحلیل این نگاره‌ها پرداخته شود.
آنچه که از دیرباز در مفهوم هنر و آثار هنری و هنرمند، در فرهنگِ ما، مورد بی‌توجهی واقع شده، نگاهِ ساده و تقلیل‌گرایانه به «هنر» و «مطالعات هنری» در پژوهش‌های میان رشته‌ای هنر است. در صورتی که اثر هنری نه تنها در سَبک، بلکه در تکنیک امری تخصصی و مستلزم دانش و مهارت خاصی است. به عبارتی شناختِ هنر، امروزه، در زیرشاخه ‏ی علم قرار گرفته و به دلیل تنوع و فرّار بودن و گسترد‏گی آن نه تنها مطالعات دقیق ‏تری را می‏طلبد بلکه تجربه‏ی عملی و مهارت هنری از نکات حائز اهمیتی است که از ساده‏ ترین آنها می‏توان به شباهت‏ها و دوربودن از تکنیک‏ها، سبک‏ها و بخصوص تاریخ هنراشاره کرد، که پژوهشگران حوزه ‏های دیگر به آن دقتی نکرده و نمی ‏کنند. این امر چنان در تفسیر و خوانشِ متونِ تصویری تاثیرگذار است که نه تنها پژوهشگرِ هنری را که سالهاست در این وادی بوده به خطا می‏اندازد که گاه مشاهده می‏شود محققانِ خارج از حوزه‏‏ ی هنر (آنان که در رشته‏های غیر هنری آموزش دیده‏اند) نیز به‌صورت مداوم به خطا رفته و گاهی خوانش ‏های بسیار متفاوتی ارائه می ‏دهند که منطبق با متن هنریِ موجود نیست.
بنابراین، برای درک و فهم متون هنری اعم از تصویری، نوشتاری و انتزاعی نظیر موسیقی و ارتباط آن با دیگر علوم، آشنایی با چگونگیِ توصیف شکل‏ گرایانه‏ ی یک اثر (که به نوبه‌ی خود در هنرهای متفاوت ساختارهای توصیفی متفاوتی وجود دارد) و تجزیه‌وتحلیل آن در علوم اجتماعی (تئوری ‏های نظری) از الزامات این نوع پژوهش است. بر این اساس، من در این نوشتار با توجه به نگاه شیلا کَن‏بی (sheila canby)، یکی از پژوهشگران نقاشی‏ های عهد صفوی و مسئول بخش هنر‏اسلامی موزه‏ ی متروپلین نیویورک، به مفهوم بازنمایی در نگارگری ایرانی می‌پردازم و از سوی دیگر با معرفیِ مفهومِ بازنمایی در هنر و چگونگیِ توصیف اثرِ هنری به روش شکل‏ گرایانه (Formalist Model)، نوشتار «کالبد انسان در نگاره ها» را مورد بارخوانی قرار خواهم داد.

 

کالبد انسان در نگاره ها
همانگونه که بیان شد پژوهش فاطمه سیار‏پور در شش بخش با عناوین 1- مقدمه و معرفی بنا و نقاشی‏های مورد بررسی 2- تاریخ و وضعیت اجمالی در دوران صفوی 3- پوشش در دوران صفوی 4- پوشش زنان در دوران صفوی 5- مطابقت تصویر و آثار 6- جدول‏ بندی و نمایش تفاوت‏ها و شباهت‏ها نگاشته شده است. در ابتدای نوشتارِ یاد شده سه مسأله‏ ی اصلی برای دستیابی به کالبد انسان در نگاره ‏ها مورد توجه پژوهشگر بوده است. 1- روش گردآوری: مطالعات میدانی و اسنادی 2- رویکرد: بازنمایی 3- انتخاب میدان: دیوارنگاره‏ های کاخ چهلستون با تأکید بر مکتب رضا ‏عباسی.
با توجه به نکات ذکر شده، دو شُبهه در رویکرد انتخابی مشاهده می‏شود که تا حدودی داده ‏ها و تجزیه‌وتحلیل آثار ذکر شده را به خطا برده است. به نظر می ‏رسد که پژوهشگر به مفهوم بازنمایی دقت نکرده و یا آنکه به این مفهوم در هنر آشنایی نداشته است. به همین دلیل در ادامه‏ ی پژوهش دچار ابهام شده و نتواسته به نتیجه‏ ی مطلوب و یکپارچه ای دست یابد. همچنین در روش گردآوری که بخشی از آن مربوط به مطالعات میدانی است، نوشتار نمایانگر عدم مصاحبه با متخصصان نقاشی ایرانی یا استفاده‌ی دقیق از پژوهش‌های این عرصه است. و در نهایت به دلیل عدم آشنایی کامل به تاریخ نقاشی ایرانی و سبک‏ها و هنرمندان، خطاهای تحلیلی بیشتر آشکار شده است که در ادامه به نمونه‏ هایی از آنها خواهم پرداخت. آنچه که تاکنون بیان شد به این معناست که خلاقیتِ موجود در مطالعاتِ میان رشته‏ ای، به جهت خوانش ‏های جدید در مطالعات جدید، نیازمندِ دانش و آگاهیِ دقیق و بررسی ‏های موشکافانه‏ تری در هر دو شاخه‏ ی علمی مورد نظر است.

نقاشی ایرانی به روایت محققان
نگارگری جزوِ آن دسته از هنرهایی است که هنرِ ایران و هنرمندِ ایرانی را از دیگر سرزمین‏ ها متمایز می‏کند و سالیان متمادی است که محققانِ متعددی را به تمجید و تحلیل این آثار واداشته است. شیلا کَن‏بی محققِ هنرِ اسلامی در توصیف این نوع نقاشی (درست ‏تر آن است که بگوییم این نگاره‏های ایرانی) چنین بیان کرده:

نگاره ‏های سنتیِ ایران مثل دنیایی کوچک از گل‏های همیشه بهار، با نسیمی فرح ‏بخش و انسانِ باوقار و نورِ تابناک، بیننده را به تفرج و نشاط هر چه بیشتر دعوت می‏ کند. اوج این نگاره ‏ها تنها به تصویر کشیدن یک داستان نیست، بلکه، به تپه‏ ها، حیوانات، ابرها و درختانی که صحنه‏ ی داستان را پر کرده‏ اند، دَمِ مسیحایی می ‏بخشند. بعد‏ها در قرن یازدهم ه.ق، نگاره ‏پردازی جای خود را به تک‏ چهره ‏پردازی داد و انسان مقام شایسته‏ ای در نقاشیِ ایران پیدا کرد. ولی نگارگران ایرانیِ متعلق به هر نسل و سیاقی ، پیوسته مفهوم خاص خود را از تصویر ارائه کرده‏ اند. با تاکید بر دو بعد نمایی و هماهنگی اشیا آن را آنگونه که باید باشد تصویر کردند، نه آنگونه که هستند. (کن بی، 1389,ص9)

با توجه به تعریفِ ذکر شده، درکِ یک اثر نگارگری ابتدا مستلزم فهم، شناخت و آشنایی به سبک‏ها و زیبایی‏ شناسی نگارگری ایرانی و از سوی دیگر آنکه مستلزم آشنایی به روش‏ها و رویکردهای تجزیه و تحلیل این آثار است. همانطور که در بالا به آن اشاره شد، آنچه که کن‏بی در توصیف نگاره ‏های ایرانی بیان می‏کند بازنمایی (representation) است نه خلق و بازآفرینی (recreation).
بازنمایی در یک اثر هنری به معنای آن است که هنرمند اثر را خلق می‏کند، نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که باید باشد و باید دانست. «حقیقت این است که یک اثر هنریِ بازنمایی، هم مستلزم شناخت همانندی است و هم شناخت قراردادهای حاکم بر فرمِ هنری، به صورت مشخص ‏تر، چنین واکنشی مستلزم شناخت نحوه استفاده سنجیده از چنین قراردادها به وسیله هنرمند است» (شپرد، 1390, ص 31)، همانند آنچه که در هنر اروپا در دوران باروک مشاهده می ‏شود. هنرمند، جمجمه‏ی سر را با مفهوم و معنای دیگری در تابلوی نقاشی خود نشان داده است. پس آنچه که در تصویر مشاهده می‏ شود لزوماً به معنایِ بیانِ آنچه که مخاطب در واقعیتِ جامعه مشاهده می ‏کند نیست. بنابراین نمی‏توان به‌طور قطع بیان کرد که نگاره‏ های درونی کاخ چهلستون به «سبکِ اصفهان به دلیل پرداختن به زندگی روزمره و بازنمایی طیفی از مردم آن دوره می‏ تواند منبع مناسبی برای بازنمایی کالبد انسانی به منظورِ پی ‏بردن به ویژگی‏ های جسمی، پوشش و آرایش» (سیارپور، 93, بخش 1) باشد.

روش شکل گرایانه (فرمالیستی)
اگرچه در این پژوهش، سیارپور سعی بر توصیف شکل‏ گرایانه‏ی آثار کاخ چهلستون داشته، به‌عنوان مثال او در مطلب شماره چهار می نویسد:

تصویر یک، که از دیوارنگاری‏ های کاخ چهلستون انتخاب شده است، تائیدی بر مطالبی است که ذکر آن رفت. دراین تصویر دیده می‏ شود که زن دارای تنبان بوده وقمیص وی سراسری و بلند است. روسری که از جلو محکم بوده و از پشت تا پائین ادامه دارد. کمربند باریک و شال نیز در تصویر مشهود است. تصویر دوم در حقیقت تصویرِ کاملِ تصویرِ یک است که تقابل دو لباس زن و مرد را به خوبی نشان می ‏دهد و مبنای مناسبی برای مقایسه‏ی ما است. در نگاه کلی تفاوتی میان لباس زن ومرد دیده نمی‏شود. بلندی، تنوع رنگ، استفاده از شال و کلاه ویا وسیله پوشش سر در تصویر کاملاً مشهود است. دو رشته موی باریک که به عنوان تزئین بافته می‏شده در تصویر سه دیده می‏شود. دراین تصویر دگمه ‏ها کاملاً مشهود است. رنگ قمیص نیز در مقایسه با تصویر یک نشان دهنده‏ ی تنوعی است که وجود داشته است. آستین‏های بلند وچسبان، روسری‏ای که از پشت تا پائین ها نیز دیده می شود...). (سیارپور،93, بخش1)

اما تا حدود زیادی در توصیف آثار به روش شکل ‏گرایانه به دلیلِ عدم آشنایی به گرایش‏هایِ هنری نظیر نقاشی و بالاخص نقاشی ایرانی به خطا رفته است.
تحلیل ِآثارِ هنری و بالاخص نقاشی با روش شکل ‏گرایانه (فرمالیستی) تقریباً ازاواخر قرن 19 و اوایل قرن بیست توسط منتقد انگلیسی جدیِ هنر، راجر فرای، آغاز شد و سپس افرادی نظیر کلایوبل آن را گسترده ‏تر و به نظریاتی همچون فرمِ معنادار بسط و آثار را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. راجر فرای بر این باور است «که هنر با هنرمندِ آفریننده‏ ی آن یا فرهنگی که به آن تعلق دارد ارتباط معنا‏داری ندارد یا ارتباط اندکی دارد. این رویکرد، رویکرد ناتاریخی است و بر تأثیرهای عاطفیِ اثر هنری تمرکز دارد به تعبیری در بررسی شکل‏ گرایانه‏ی اثر هنری ابتدا باید به تاثیرهای زیبایی‏ شناسانه‏ ی اجزای تشکیل دهنده ‏ی اثر پرداخت که این عنصرها(خط، شکل، فضا، رنگ، نور، تاریکی و...) زبان دیداری هنرمند را پایه ‏گذاری می‏کنند تا به مقوله‏ های گسترده ‏تری(تناسب، ترازمندی، نظم و تناسب، الگو و ضرباهنگ و...) برای پاسخگویی به بیننده دست ‏یابد» (به نقل از آدامز،1390, صص30-29). پس در توصیف یک اثر، نگارنده باید مبانی تجسمی را به خوبی درک کند و خط، سبک و رنگ‏های به کار رفته در اثر را به خوبی بشناسد و در یک ساختار منظم آنها را توصیف و تاثیر آن را بر مخاطب بیان کند و اگر چنانچه به مطالعه‏ ی میان رشته‏ ای می‏ پردازد از نظر و رویکرد‏های علوم اجتماعی استفاده کرده و به معنای مورد نظر دست یابد که چنین نشده است. این توصیفاتِ صرفاً غیرآکادمیک کمکی در شناختِ صحیحِ آنچه مورد نظر پژوهشگر است ‏نکرده است. از سوی دیگر، چنانچه پژوهشگر در‏صدد آن است که با نگاهی بازنمایانه و دست‏یابی به معنای پنهان (فرم معنادار) به مفهوم و نگاهی جدید‏تر به مطالعه ‏ی اثر هنری بپردازد، بی‌شک نیازمندِ نگاهی چون کلایوبل و محققان حوزه‏ ی فرمِ معنادار است. منتقدی که سزان را از آن جهت مورد تحسین قرار داده است که برای دستیابی به شکلِ معنا‏دار نقاشی می‏کرد (ادامز، 1390,ص 45). همانند آنچه ما در نگاره ‏های ایرانی مشاهده می‏ کنیم، و به نظر می‏ رسد تنها دورانی که نگاره‏ه ای ایرانی از معنادار بودنشان دور شده‌اند اواخر صفوی و سپس قاجار و با حضور فرنگ رفته ‏ها و از فرنگ آمده ‏ها بوده است.

اسناد تاریخی و پژوهش میدانی
مطالعه در باب اسنادِ تاریخی هنرِ ایران نیز نه تنها مسلتزم مطالعه‏ ی اسناد تاریخی است بلکه اسناد تاریخی‏‌ـ هنری و چگونگیِ تجزیه و تحلیل سبک ‏ها و دوره‏ های هنری بسیار حائز اهمیت است و خود نیز مستلزم دانش و آگاهی در شناخت سبک‏ها و هنرمندان هر عصر و یا مصاحبه‏ ی مداوم با متخصصان این امر است. اگرچه یافتن دوره‏های هنریِ صفوی کار چندان مشکلی نیست، اما عوامل تغییر سبک و نوع نگاره ‏ها در کنار شرایط تاریخی و اجتماعی موجب برخی تغییرات شده که آگاهی از آنها نیز مستلزم مصاحبه‏ های میدانی است. آنچه که نگاه هنرمند را از روایت کتاب‏ها به سمت تک ‏نگاره ‏ها سوق داده و از کتب دور کرده و به معماری ایرانی‌ــ اسلامی افزوده شده خود نیازمند مطالعات بسیار تخصصی‏ است و تنها می‏توان یکی از دلایل تغییر را برای مثال و با نظرِ کَن‏بی مطابقت داد که در ابتدای امر بیان شد.
فاطمه سیارپور همچنین در بخش اول از پژوهش چنین بیان کرده است:

یکی از ویژگی‏ های این مکتبِ جدیدتر آن است که نگارگران در نقاشی‌های خود طالب آزادی عمل بیشتر نسبت به مکاتب قبلی شدند. تا آن زمان نگارگری به کتاب‌ها محدود بود اما در این مکتب آنان به ورقه‌های نقاشی و دیوار کاخ‌ها وخانه‌های بزرگ واشرافی روی آوردند. آن‌ها از چهارچوب موضوعی نگارگری‌های قبلی نیز خروج یافتند. پس این بار دیگر موضوع نقاشی‌ها روایت کتاب‌ها نبود، بلکه داستان زندگی معمولی و روزمره مردم عادی بود. موضوعاتی مثل «شکار وشکارچیان، حیوانات مختلف، پرندگان، اژدها، سیمرغ و اژدها، فرشتگان، دراویش، چوپانان همراه با گوسفندان خود، استاد وشاگرد، جوانان در حالت‌های مختلف ایستاده و نشسته، زندگی روستایی و کشاورزی و اتفاقات مهم تاریخی» بود و... با توجه به این ویژگی‌ها، به نظر می‌رسد نگارگری مکتب اصفهان به دلیل پرداختن به زندگی روزمره و بازنمایی طبقه‌ای از مردم آن دوره می‌تواند منبع مناسبی برای بررسی بازنمایی کالبد انسانی به منظور پی‌بردن به ویژگی‌های جسمی ، پوشش و آرایش بدن باشد. (سیارپور، 93, بخش 1).

این نگاره ‏ها هیچ‌گاه صرفاً فرهنگ روزمره‏ ی انسان‏ها در عصر صفوی را نمایان نمی‏کند. بلکه جنگ، شکار، بزم که در دیوار نگاره‏ های کاخ چهلستون نقاشی شده ‏اند، نقاشی‏ های درباری است و از فضای روزمره و عمومی مردم آن دوران به دور است (این به شرطی است که نگارنده به سبک ‏ها و دوره‏ های نقاشیِ ایرانی و حضورش در میان عموم مردم آشنا باشد و همچنین اثر را بازآفرینی قلمداد نکند). از سوی دیگر نقاشی‏های حاضر در کاخ چهلستون خود به زعم مهندس آقاجانی اصفهانی و دکتر جوانی در کتاب دیوارنگاره‌های عصر صفوی خود از نظر زمانی به سه دوره قابل تقسیم است و اگر چه سیارپور از آن نام به میان آورده اما به دلیل عدم آشنایی به سبک‏ ها، آنها را در یک تقسیم‌بندی مطالعه و گاهی نیز به دوره‏ های قبلی اشاره کرده و مورد تطبیق قرار می‏ دهد. به طور مثال، سیارپور در این‌باره می نویسد: «در قرن دهم هجری، پوشاک بانوان ظاهر دیگری به خود می‏گیرد، تنبان که در قرون پیشین وجود خارجی نداشت معمول می‏گردد و پیراهن‏های پردگمه وبند، بندینک‏هار را کنار می‏زنند و از بلندی به کوتاهی می‏گرایند و چادری سفید وبزرگ (به‌عنوان روپوش همه پوشاک) سرتاپای هیکل بانوان را می‏پوشاند» (سیار پور،93, بخش4).
باید توجه داشت که در قرن دهم تفاوت‏هایی در سبک‌های نقاشی حتی در میان شاگردان رضا عباسی مشاهده شده است. همچنین سیار پور آثار مورد بررسی‌اش را در بخش شش به رضا عباسی منتصب می‏داند با وجودی اینکه در این کتاب بیان شده که تقریباً اثری یافت نشده است که به رقم و کنه رضا عباسی به امضا درآمده باشد. و بیان می ‏گردد که این آثار در کارگاه وی و تحت نظارتش توسط شاگردان به تصویر درآمده است (آقا جانی، جوانی، 1386).
سیار پور در باب نشانه ‏شناسی و نماد‏شناسی پوشاک نیزچنین بیان کرده است: «گزارش های زیادی نیز در متون صفوی سرنخ‌هایی را از جایگاه اجتماعی و تمول نابرابر در پوشاک درباریان به دست می‏دهد: مثلا تاج زربفت یا طلاکاری شده، کلاه 12 ترک نماد دوازده امام تشیع، خلعتی که شاه اسماعیل برای امیر عراق فرستاد و... » (سیار پور،93, بخش3). به نظر می ‏رسد دقت چندانی توسط نگارنده صورت نگرفته زیرا که کلاهِ دوازده تَرکی که نماد دوازده امام شیعه بیان شده به صورت دقیق توسط محققان هنر و نقاشی ایرانی در ایران و خارج از ایران مورد بررسی گرفته است. این نوع کلاه که به تاج حیدری و گاهی کلاه قزلباش معروف است به دلایل متفاوتی و بر اثر شواهد و اسناد متفاوت دوازده تَرک دارد و به جهت نشان ویژه قورچی‏ها و قوللر در جنگ استفاده شده است. با این وجود نیز محققان در مطالعه‏ای تطبیقی بر روی کلاه ‏ها و سفرنامه‏ های صفوی بر این باور هستند که اکثر کلاه‏ ها با سفرنامه ‏ها قابلیت تطبیق نداشته است (نقوی، مراثی، 1391, مطالعات تطبیقی هنر، ص1).

نتیجه
نتیجه آنکه برای این نوع پژوهش‏ مطالعاتِ میان رشته‌ای‏ می‏توان با توصیف شکل‏گرایانه و کمک از نظریه‏ ی علوم اجتماعی به معنای مورد نظر دست یافت و البته باید آگاه بود که توصیفات ساده‏ی دیداری از یک اثر هیچگاه پاسخگوی چنین مطالعاتی نیست. زیرا همانگونه که بیان شد این نوع آثار بازنمایی است و گاهاً در بعضی از ترکیب ‏بندی ‏ها و عناصرِ مورد استفاد است که، ما شاهد بازآفرینی هستیم.


مراجع
آن شپرد، ترجمه علی رامین. 1392. “مبانی فلسفه هنر.” تهران: نشر علمی فرهنگی.
اصغر جوانی، حسین آقاجانی اصفهانی. 1386. “دیوارنگاری عصر صفویه در اصفهان: کاخ چهلستون.” فرهنگستان هنر.
رویین پاکباز، 1389، نقاشی ایرانی: از دیرباز تا امروز، تهران: نشر زرین وسیمین.
شیلا کن بی، ترجمه مهد حسینی. 1390. “نقاشی ایرانی.” تهران: دانشگاه هنر تهران.
فاطمه سیار پور،کالبد انسان در نگاره ها-1 ،16/7/1393, http://anthropology.ir/node/24947
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-2 ،4/8/1393 , http://anthropology.ir/node/25318
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-3 ، 11/8/1393, http://anthropology.ir/node/25320
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-4 ، 19/8/1393 , http://anthropology.ir/node/25580
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-5 ، 25/8/1393 http://anthropology.ir/node/25582
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-6 ، 9/9/1393 http://anthropology.ir/node/25917
لوری آدامز، ترجمه علی معصومی. 1392. “روش شناس هنر.” تهران: نشر نظر.
منیره سادات نقوی، محسن مراثي. 1391، بهار و تابستان. “مطالعه تطبیقی كلاه مردان در سفرنامه ها و نگاره های دوران صفوی. اصفهان:مجله مطالعات تطبیقی هنر.

 

ادامه خواندن