ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

علوم در ایران اسلامی از منظر موزه ای


تجربه های یک موزه ( طراحی و ایجاد تالار علوم در موزه ملک) درآمد: گنجینه های نسخ خطی مهمترین مجموعه کتابخانه ها و موزه های ایرانی از جمله کتابخانه و موزه ملی ملک را تشکیل می دهد. نسخه های خطی اما تنها یک ساحت یا جنبه ندارند بلکه آثاری هستند که چندین جنبه را به طور همزمان در خود دارندو از سویی همه نسخه های خطی در موزه ها به صنعت کتابت و استنساخ اشاره دارند. در همین فرآیند صنعتی می توان هنرها و فنون مختلفی را مشاهده کرد. از خوشنویسی تا جلدسازی و کاغذسازی و ... اینگونه است که می توان نسخه های خطی را از منظر کتابت مورد تماشا قرار داد. از سوی دیگر همین نسخ خطی دارای ارزش ادبی نیز هستند چرا که متن موضوع مرکزی آنها را تشکیل می دهد و شیوه نگارش با ارزش های ادبی همراه است. اما موضوع متن ها محتوای اصلی نسخه...
ادامه خواندن

نقدی بر نوشتار«کالبد انسان در نگاره‌ها- عصر صفوی» نوشته فاطمه سیارپور


«کالبد انسان در نگاره‏ ها» عنوان مجموعه یادداشت‎هایی است که از تاریخ 16 مهر ماه 1393 لغایت 9 آذر ماه سالِ جاری در شش بخش نوشته شده و با رویکردِ بازنمایی به بررسی کالبد انسان در نگاره‏ هایی متعلق به رضا‏ عباسی واقع در کاخ چهلستون اصفهان پرداخته است؛ این مطالب در سایت اینترنتیِ انسان‏شناسی‏ و‏فرهنگ، توسط فاطمه سیارپور، دانش‌آموخته‌ی انسان‏شناسی، به صورت پیوسته انتشار یافته است. این یادداشت‌ها به نوعی در حیطه‌ی مطالعات تاریخی هنر (جامعه شناسی و انسان‌شناسی هنر) قرار می گیرند که رویکردی میان‌رشته‌ای را برای درک هنر به کار می‌برند. در این نوشتار تلاش خواهد شد با رویکردی انتقادی به مبانی و روش‌شناسی این یادداشت‌ها و نتایج آن در توصیف و تحلیل این نگاره‌ها پرداخته شود.
آنچه که از دیرباز در مفهوم هنر و آثار هنری و هنرمند، در فرهنگِ ما، مورد بی‌توجهی واقع شده، نگاهِ ساده و تقلیل‌گرایانه به «هنر» و «مطالعات هنری» در پژوهش‌های میان رشته‌ای هنر است. در صورتی که اثر هنری نه تنها در سَبک، بلکه در تکنیک امری تخصصی و مستلزم دانش و مهارت خاصی است. به عبارتی شناختِ هنر، امروزه، در زیرشاخه ‏ی علم قرار گرفته و به دلیل تنوع و فرّار بودن و گسترد‏گی آن نه تنها مطالعات دقیق ‏تری را می‏طلبد بلکه تجربه‏ی عملی و مهارت هنری از نکات حائز اهمیتی است که از ساده‏ ترین آنها می‏توان به شباهت‏ها و دوربودن از تکنیک‏ها، سبک‏ها و بخصوص تاریخ هنراشاره کرد، که پژوهشگران حوزه ‏های دیگر به آن دقتی نکرده و نمی ‏کنند. این امر چنان در تفسیر و خوانشِ متونِ تصویری تاثیرگذار است که نه تنها پژوهشگرِ هنری را که سالهاست در این وادی بوده به خطا می‏اندازد که گاه مشاهده می‏شود محققانِ خارج از حوزه‏‏ ی هنر (آنان که در رشته‏های غیر هنری آموزش دیده‏اند) نیز به‌صورت مداوم به خطا رفته و گاهی خوانش ‏های بسیار متفاوتی ارائه می ‏دهند که منطبق با متن هنریِ موجود نیست.
بنابراین، برای درک و فهم متون هنری اعم از تصویری، نوشتاری و انتزاعی نظیر موسیقی و ارتباط آن با دیگر علوم، آشنایی با چگونگیِ توصیف شکل‏ گرایانه‏ ی یک اثر (که به نوبه‌ی خود در هنرهای متفاوت ساختارهای توصیفی متفاوتی وجود دارد) و تجزیه‌وتحلیل آن در علوم اجتماعی (تئوری ‏های نظری) از الزامات این نوع پژوهش است. بر این اساس، من در این نوشتار با توجه به نگاه شیلا کَن‏بی (sheila canby)، یکی از پژوهشگران نقاشی‏ های عهد صفوی و مسئول بخش هنر‏اسلامی موزه‏ ی متروپلین نیویورک، به مفهوم بازنمایی در نگارگری ایرانی می‌پردازم و از سوی دیگر با معرفیِ مفهومِ بازنمایی در هنر و چگونگیِ توصیف اثرِ هنری به روش شکل‏ گرایانه (Formalist Model)، نوشتار «کالبد انسان در نگاره ها» را مورد بارخوانی قرار خواهم داد.

 

کالبد انسان در نگاره ها
همانگونه که بیان شد پژوهش فاطمه سیار‏پور در شش بخش با عناوین 1- مقدمه و معرفی بنا و نقاشی‏های مورد بررسی 2- تاریخ و وضعیت اجمالی در دوران صفوی 3- پوشش در دوران صفوی 4- پوشش زنان در دوران صفوی 5- مطابقت تصویر و آثار 6- جدول‏ بندی و نمایش تفاوت‏ها و شباهت‏ها نگاشته شده است. در ابتدای نوشتارِ یاد شده سه مسأله‏ ی اصلی برای دستیابی به کالبد انسان در نگاره ‏ها مورد توجه پژوهشگر بوده است. 1- روش گردآوری: مطالعات میدانی و اسنادی 2- رویکرد: بازنمایی 3- انتخاب میدان: دیوارنگاره‏ های کاخ چهلستون با تأکید بر مکتب رضا ‏عباسی.
با توجه به نکات ذکر شده، دو شُبهه در رویکرد انتخابی مشاهده می‏شود که تا حدودی داده ‏ها و تجزیه‌وتحلیل آثار ذکر شده را به خطا برده است. به نظر می ‏رسد که پژوهشگر به مفهوم بازنمایی دقت نکرده و یا آنکه به این مفهوم در هنر آشنایی نداشته است. به همین دلیل در ادامه‏ ی پژوهش دچار ابهام شده و نتواسته به نتیجه‏ ی مطلوب و یکپارچه ای دست یابد. همچنین در روش گردآوری که بخشی از آن مربوط به مطالعات میدانی است، نوشتار نمایانگر عدم مصاحبه با متخصصان نقاشی ایرانی یا استفاده‌ی دقیق از پژوهش‌های این عرصه است. و در نهایت به دلیل عدم آشنایی کامل به تاریخ نقاشی ایرانی و سبک‏ها و هنرمندان، خطاهای تحلیلی بیشتر آشکار شده است که در ادامه به نمونه‏ هایی از آنها خواهم پرداخت. آنچه که تاکنون بیان شد به این معناست که خلاقیتِ موجود در مطالعاتِ میان رشته‏ ای، به جهت خوانش ‏های جدید در مطالعات جدید، نیازمندِ دانش و آگاهیِ دقیق و بررسی ‏های موشکافانه‏ تری در هر دو شاخه‏ ی علمی مورد نظر است.

نقاشی ایرانی به روایت محققان
نگارگری جزوِ آن دسته از هنرهایی است که هنرِ ایران و هنرمندِ ایرانی را از دیگر سرزمین‏ ها متمایز می‏کند و سالیان متمادی است که محققانِ متعددی را به تمجید و تحلیل این آثار واداشته است. شیلا کَن‏بی محققِ هنرِ اسلامی در توصیف این نوع نقاشی (درست ‏تر آن است که بگوییم این نگاره‏های ایرانی) چنین بیان کرده:

نگاره ‏های سنتیِ ایران مثل دنیایی کوچک از گل‏های همیشه بهار، با نسیمی فرح ‏بخش و انسانِ باوقار و نورِ تابناک، بیننده را به تفرج و نشاط هر چه بیشتر دعوت می‏ کند. اوج این نگاره ‏ها تنها به تصویر کشیدن یک داستان نیست، بلکه، به تپه‏ ها، حیوانات، ابرها و درختانی که صحنه‏ ی داستان را پر کرده‏ اند، دَمِ مسیحایی می ‏بخشند. بعد‏ها در قرن یازدهم ه.ق، نگاره ‏پردازی جای خود را به تک‏ چهره ‏پردازی داد و انسان مقام شایسته‏ ای در نقاشیِ ایران پیدا کرد. ولی نگارگران ایرانیِ متعلق به هر نسل و سیاقی ، پیوسته مفهوم خاص خود را از تصویر ارائه کرده‏ اند. با تاکید بر دو بعد نمایی و هماهنگی اشیا آن را آنگونه که باید باشد تصویر کردند، نه آنگونه که هستند. (کن بی، 1389,ص9)

با توجه به تعریفِ ذکر شده، درکِ یک اثر نگارگری ابتدا مستلزم فهم، شناخت و آشنایی به سبک‏ها و زیبایی‏ شناسی نگارگری ایرانی و از سوی دیگر آنکه مستلزم آشنایی به روش‏ها و رویکردهای تجزیه و تحلیل این آثار است. همانطور که در بالا به آن اشاره شد، آنچه که کن‏بی در توصیف نگاره ‏های ایرانی بیان می‏کند بازنمایی (representation) است نه خلق و بازآفرینی (recreation).
بازنمایی در یک اثر هنری به معنای آن است که هنرمند اثر را خلق می‏کند، نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که باید باشد و باید دانست. «حقیقت این است که یک اثر هنریِ بازنمایی، هم مستلزم شناخت همانندی است و هم شناخت قراردادهای حاکم بر فرمِ هنری، به صورت مشخص ‏تر، چنین واکنشی مستلزم شناخت نحوه استفاده سنجیده از چنین قراردادها به وسیله هنرمند است» (شپرد، 1390, ص 31)، همانند آنچه که در هنر اروپا در دوران باروک مشاهده می ‏شود. هنرمند، جمجمه‏ی سر را با مفهوم و معنای دیگری در تابلوی نقاشی خود نشان داده است. پس آنچه که در تصویر مشاهده می‏ شود لزوماً به معنایِ بیانِ آنچه که مخاطب در واقعیتِ جامعه مشاهده می ‏کند نیست. بنابراین نمی‏توان به‌طور قطع بیان کرد که نگاره‏ های درونی کاخ چهلستون به «سبکِ اصفهان به دلیل پرداختن به زندگی روزمره و بازنمایی طیفی از مردم آن دوره می‏ تواند منبع مناسبی برای بازنمایی کالبد انسانی به منظورِ پی ‏بردن به ویژگی‏ های جسمی، پوشش و آرایش» (سیارپور، 93, بخش 1) باشد.

روش شکل گرایانه (فرمالیستی)
اگرچه در این پژوهش، سیارپور سعی بر توصیف شکل‏ گرایانه‏ی آثار کاخ چهلستون داشته، به‌عنوان مثال او در مطلب شماره چهار می نویسد:

تصویر یک، که از دیوارنگاری‏ های کاخ چهلستون انتخاب شده است، تائیدی بر مطالبی است که ذکر آن رفت. دراین تصویر دیده می‏ شود که زن دارای تنبان بوده وقمیص وی سراسری و بلند است. روسری که از جلو محکم بوده و از پشت تا پائین ادامه دارد. کمربند باریک و شال نیز در تصویر مشهود است. تصویر دوم در حقیقت تصویرِ کاملِ تصویرِ یک است که تقابل دو لباس زن و مرد را به خوبی نشان می ‏دهد و مبنای مناسبی برای مقایسه‏ی ما است. در نگاه کلی تفاوتی میان لباس زن ومرد دیده نمی‏شود. بلندی، تنوع رنگ، استفاده از شال و کلاه ویا وسیله پوشش سر در تصویر کاملاً مشهود است. دو رشته موی باریک که به عنوان تزئین بافته می‏شده در تصویر سه دیده می‏شود. دراین تصویر دگمه ‏ها کاملاً مشهود است. رنگ قمیص نیز در مقایسه با تصویر یک نشان دهنده‏ ی تنوعی است که وجود داشته است. آستین‏های بلند وچسبان، روسری‏ای که از پشت تا پائین ها نیز دیده می شود...). (سیارپور،93, بخش1)

اما تا حدود زیادی در توصیف آثار به روش شکل ‏گرایانه به دلیلِ عدم آشنایی به گرایش‏هایِ هنری نظیر نقاشی و بالاخص نقاشی ایرانی به خطا رفته است.
تحلیل ِآثارِ هنری و بالاخص نقاشی با روش شکل ‏گرایانه (فرمالیستی) تقریباً ازاواخر قرن 19 و اوایل قرن بیست توسط منتقد انگلیسی جدیِ هنر، راجر فرای، آغاز شد و سپس افرادی نظیر کلایوبل آن را گسترده ‏تر و به نظریاتی همچون فرمِ معنادار بسط و آثار را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. راجر فرای بر این باور است «که هنر با هنرمندِ آفریننده‏ ی آن یا فرهنگی که به آن تعلق دارد ارتباط معنا‏داری ندارد یا ارتباط اندکی دارد. این رویکرد، رویکرد ناتاریخی است و بر تأثیرهای عاطفیِ اثر هنری تمرکز دارد به تعبیری در بررسی شکل‏ گرایانه‏ی اثر هنری ابتدا باید به تاثیرهای زیبایی‏ شناسانه‏ ی اجزای تشکیل دهنده ‏ی اثر پرداخت که این عنصرها(خط، شکل، فضا، رنگ، نور، تاریکی و...) زبان دیداری هنرمند را پایه ‏گذاری می‏کنند تا به مقوله‏ های گسترده ‏تری(تناسب، ترازمندی، نظم و تناسب، الگو و ضرباهنگ و...) برای پاسخگویی به بیننده دست ‏یابد» (به نقل از آدامز،1390, صص30-29). پس در توصیف یک اثر، نگارنده باید مبانی تجسمی را به خوبی درک کند و خط، سبک و رنگ‏های به کار رفته در اثر را به خوبی بشناسد و در یک ساختار منظم آنها را توصیف و تاثیر آن را بر مخاطب بیان کند و اگر چنانچه به مطالعه‏ ی میان رشته‏ ای می‏ پردازد از نظر و رویکرد‏های علوم اجتماعی استفاده کرده و به معنای مورد نظر دست یابد که چنین نشده است. این توصیفاتِ صرفاً غیرآکادمیک کمکی در شناختِ صحیحِ آنچه مورد نظر پژوهشگر است ‏نکرده است. از سوی دیگر، چنانچه پژوهشگر در‏صدد آن است که با نگاهی بازنمایانه و دست‏یابی به معنای پنهان (فرم معنادار) به مفهوم و نگاهی جدید‏تر به مطالعه ‏ی اثر هنری بپردازد، بی‌شک نیازمندِ نگاهی چون کلایوبل و محققان حوزه‏ ی فرمِ معنادار است. منتقدی که سزان را از آن جهت مورد تحسین قرار داده است که برای دستیابی به شکلِ معنا‏دار نقاشی می‏کرد (ادامز، 1390,ص 45). همانند آنچه ما در نگاره ‏های ایرانی مشاهده می‏ کنیم، و به نظر می‏ رسد تنها دورانی که نگاره‏ه ای ایرانی از معنادار بودنشان دور شده‌اند اواخر صفوی و سپس قاجار و با حضور فرنگ رفته ‏ها و از فرنگ آمده ‏ها بوده است.

اسناد تاریخی و پژوهش میدانی
مطالعه در باب اسنادِ تاریخی هنرِ ایران نیز نه تنها مسلتزم مطالعه‏ ی اسناد تاریخی است بلکه اسناد تاریخی‏‌ـ هنری و چگونگیِ تجزیه و تحلیل سبک ‏ها و دوره‏ های هنری بسیار حائز اهمیت است و خود نیز مستلزم دانش و آگاهی در شناخت سبک‏ها و هنرمندان هر عصر و یا مصاحبه‏ ی مداوم با متخصصان این امر است. اگرچه یافتن دوره‏های هنریِ صفوی کار چندان مشکلی نیست، اما عوامل تغییر سبک و نوع نگاره ‏ها در کنار شرایط تاریخی و اجتماعی موجب برخی تغییرات شده که آگاهی از آنها نیز مستلزم مصاحبه‏ های میدانی است. آنچه که نگاه هنرمند را از روایت کتاب‏ها به سمت تک ‏نگاره ‏ها سوق داده و از کتب دور کرده و به معماری ایرانی‌ــ اسلامی افزوده شده خود نیازمند مطالعات بسیار تخصصی‏ است و تنها می‏توان یکی از دلایل تغییر را برای مثال و با نظرِ کَن‏بی مطابقت داد که در ابتدای امر بیان شد.
فاطمه سیارپور همچنین در بخش اول از پژوهش چنین بیان کرده است:

یکی از ویژگی‏ های این مکتبِ جدیدتر آن است که نگارگران در نقاشی‌های خود طالب آزادی عمل بیشتر نسبت به مکاتب قبلی شدند. تا آن زمان نگارگری به کتاب‌ها محدود بود اما در این مکتب آنان به ورقه‌های نقاشی و دیوار کاخ‌ها وخانه‌های بزرگ واشرافی روی آوردند. آن‌ها از چهارچوب موضوعی نگارگری‌های قبلی نیز خروج یافتند. پس این بار دیگر موضوع نقاشی‌ها روایت کتاب‌ها نبود، بلکه داستان زندگی معمولی و روزمره مردم عادی بود. موضوعاتی مثل «شکار وشکارچیان، حیوانات مختلف، پرندگان، اژدها، سیمرغ و اژدها، فرشتگان، دراویش، چوپانان همراه با گوسفندان خود، استاد وشاگرد، جوانان در حالت‌های مختلف ایستاده و نشسته، زندگی روستایی و کشاورزی و اتفاقات مهم تاریخی» بود و... با توجه به این ویژگی‌ها، به نظر می‌رسد نگارگری مکتب اصفهان به دلیل پرداختن به زندگی روزمره و بازنمایی طبقه‌ای از مردم آن دوره می‌تواند منبع مناسبی برای بررسی بازنمایی کالبد انسانی به منظور پی‌بردن به ویژگی‌های جسمی ، پوشش و آرایش بدن باشد. (سیارپور، 93, بخش 1).

این نگاره ‏ها هیچ‌گاه صرفاً فرهنگ روزمره‏ ی انسان‏ها در عصر صفوی را نمایان نمی‏کند. بلکه جنگ، شکار، بزم که در دیوار نگاره‏ های کاخ چهلستون نقاشی شده ‏اند، نقاشی‏ های درباری است و از فضای روزمره و عمومی مردم آن دوران به دور است (این به شرطی است که نگارنده به سبک ‏ها و دوره‏ های نقاشیِ ایرانی و حضورش در میان عموم مردم آشنا باشد و همچنین اثر را بازآفرینی قلمداد نکند). از سوی دیگر نقاشی‏های حاضر در کاخ چهلستون خود به زعم مهندس آقاجانی اصفهانی و دکتر جوانی در کتاب دیوارنگاره‌های عصر صفوی خود از نظر زمانی به سه دوره قابل تقسیم است و اگر چه سیارپور از آن نام به میان آورده اما به دلیل عدم آشنایی به سبک‏ ها، آنها را در یک تقسیم‌بندی مطالعه و گاهی نیز به دوره‏ های قبلی اشاره کرده و مورد تطبیق قرار می‏ دهد. به طور مثال، سیارپور در این‌باره می نویسد: «در قرن دهم هجری، پوشاک بانوان ظاهر دیگری به خود می‏گیرد، تنبان که در قرون پیشین وجود خارجی نداشت معمول می‏گردد و پیراهن‏های پردگمه وبند، بندینک‏هار را کنار می‏زنند و از بلندی به کوتاهی می‏گرایند و چادری سفید وبزرگ (به‌عنوان روپوش همه پوشاک) سرتاپای هیکل بانوان را می‏پوشاند» (سیار پور،93, بخش4).
باید توجه داشت که در قرن دهم تفاوت‏هایی در سبک‌های نقاشی حتی در میان شاگردان رضا عباسی مشاهده شده است. همچنین سیار پور آثار مورد بررسی‌اش را در بخش شش به رضا عباسی منتصب می‏داند با وجودی اینکه در این کتاب بیان شده که تقریباً اثری یافت نشده است که به رقم و کنه رضا عباسی به امضا درآمده باشد. و بیان می ‏گردد که این آثار در کارگاه وی و تحت نظارتش توسط شاگردان به تصویر درآمده است (آقا جانی، جوانی، 1386).
سیار پور در باب نشانه ‏شناسی و نماد‏شناسی پوشاک نیزچنین بیان کرده است: «گزارش های زیادی نیز در متون صفوی سرنخ‌هایی را از جایگاه اجتماعی و تمول نابرابر در پوشاک درباریان به دست می‏دهد: مثلا تاج زربفت یا طلاکاری شده، کلاه 12 ترک نماد دوازده امام تشیع، خلعتی که شاه اسماعیل برای امیر عراق فرستاد و... » (سیار پور،93, بخش3). به نظر می ‏رسد دقت چندانی توسط نگارنده صورت نگرفته زیرا که کلاهِ دوازده تَرکی که نماد دوازده امام شیعه بیان شده به صورت دقیق توسط محققان هنر و نقاشی ایرانی در ایران و خارج از ایران مورد بررسی گرفته است. این نوع کلاه که به تاج حیدری و گاهی کلاه قزلباش معروف است به دلایل متفاوتی و بر اثر شواهد و اسناد متفاوت دوازده تَرک دارد و به جهت نشان ویژه قورچی‏ها و قوللر در جنگ استفاده شده است. با این وجود نیز محققان در مطالعه‏ای تطبیقی بر روی کلاه ‏ها و سفرنامه‏ های صفوی بر این باور هستند که اکثر کلاه‏ ها با سفرنامه ‏ها قابلیت تطبیق نداشته است (نقوی، مراثی، 1391, مطالعات تطبیقی هنر، ص1).

نتیجه
نتیجه آنکه برای این نوع پژوهش‏ مطالعاتِ میان رشته‌ای‏ می‏توان با توصیف شکل‏گرایانه و کمک از نظریه‏ ی علوم اجتماعی به معنای مورد نظر دست یافت و البته باید آگاه بود که توصیفات ساده‏ی دیداری از یک اثر هیچگاه پاسخگوی چنین مطالعاتی نیست. زیرا همانگونه که بیان شد این نوع آثار بازنمایی است و گاهاً در بعضی از ترکیب ‏بندی ‏ها و عناصرِ مورد استفاد است که، ما شاهد بازآفرینی هستیم.


مراجع
آن شپرد، ترجمه علی رامین. 1392. “مبانی فلسفه هنر.” تهران: نشر علمی فرهنگی.
اصغر جوانی، حسین آقاجانی اصفهانی. 1386. “دیوارنگاری عصر صفویه در اصفهان: کاخ چهلستون.” فرهنگستان هنر.
رویین پاکباز، 1389، نقاشی ایرانی: از دیرباز تا امروز، تهران: نشر زرین وسیمین.
شیلا کن بی، ترجمه مهد حسینی. 1390. “نقاشی ایرانی.” تهران: دانشگاه هنر تهران.
فاطمه سیار پور،کالبد انسان در نگاره ها-1 ،16/7/1393, http://anthropology.ir/node/24947
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-2 ،4/8/1393 , http://anthropology.ir/node/25318
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-3 ، 11/8/1393, http://anthropology.ir/node/25320
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-4 ، 19/8/1393 , http://anthropology.ir/node/25580
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-5 ، 25/8/1393 http://anthropology.ir/node/25582
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-6 ، 9/9/1393 http://anthropology.ir/node/25917
لوری آدامز، ترجمه علی معصومی. 1392. “روش شناس هنر.” تهران: نشر نظر.
منیره سادات نقوی، محسن مراثي. 1391، بهار و تابستان. “مطالعه تطبیقی كلاه مردان در سفرنامه ها و نگاره های دوران صفوی. اصفهان:مجله مطالعات تطبیقی هنر.

 

ادامه خواندن

اردشیر محصص و نقد زمانه


اسماعیل عباسی آخرین بازماندگان گارسون‌های «هتل نادری» تهران که عمری با اهالی هنر و ادب محشور بوده‌اند، هنوز آن جوان باریک‌اندام، صبور و کم‌حرف را به‌یاد می‌آورند که یک روز در هفته، میزی را در اختیار می‌گرفت و سفره‌ای از جنس کاغذ کاهی را که ماهرانه از به‌هم چسباندن صفحه‌های کوچک‌تر کاغذ درست‌کرده بود، روی میز پهن می‌کرد. لحظه‌هایی در سکوت، آدم‌های حاضر در هتل را از نظر می‌گذراند. در همان لحظه‌های سکوت، مداد طراحی آرام و بی‌وقفه روی سطح کاغذ کاهی بزرگ به‌حرکت درمی‌آمد. چند نوجوان علاقه‌مند به طراحی که کمی دورتر از میز طراح، با اشتیاق و کنجکاوی، این لحظه‌های پرشور و نفس‌گیر را به‌تماشا می‌نشستند؛ در ادامه به حرکات ماهرانه طراح که با ماژیک مشکی درشتی به شاکله‌ی ناپیدای مدادی جان می‌بخشید خیره می‌شدند. این شیوه طراحی که طراح نامدار و بلندآوازه، زنده‌یاد اردشیر محصص، به‌کار می‌گرفت در کار گشودن فصل جدیدی در هنر طنز تصویری در...
ادامه خواندن

پوشاک هندی (بخش دوازدهم و پایانی)


آنامیک پتک برگردان نسیم کمپانی ساری: شعری زیبا از تمامی انواع پوشاک دوخته شده و دوخته نشده که زنان هندی برتن می کنند,ساری به عنوان یکی از زیباترین این لباس ها مطرح شده است.درواقع ساری تقریبا در حدود 5:5 متر طول و 1.3 متر عرض دارد ,که به شکل آویختن,پلیسه دار کردن و پیچیدن مورد استفاده قرار می گیرد و با این روش تمامی بدن از سر تا نوک پا پوشیده میشود. در ایالات ماهاراشترا و کارناتاکا زنان ساری بر تن می کنند که درواقع نه یارد طول دارد. کلمه ساری از کلمه سانسکریت شاتی و شاتی کا گرفته شده,که در واقع برای اولین بار در کتاب پنچاتنترا ظاهر میشود (حدود قرن پنجم پس از میلاد). کتب ,متون ,سکه ها و مجسمه های بسیاری بر استمرار این پوشاک گواهی میدهند ,شاید این یکی از کهن ترین لباس های بومی باشد. زنان در دوره ودایی انتاریا(پوشاکی برای پایین تنه) و اوتاریا(پوشاک...
ادامه خواندن

درباره ابوالقاسم سعيدى


خانه دوست كجاست! سعيدى را تا آنجا كه بوده و كارهايش در ايران به چشم آمده، ما با درخت‌های او می‌شناسیم. درخت‌هایی كه شاخ و برگ آن‌ها بيشتر در ترکیب‌بندی‌های نقاش آمده است تا تنه‌های آن‌ها. اينجا هم می‌توان باز به يك ارتباط طنز ميان سپهرى و سعيدى اشاره كرد... - متولد۱۳۰۴ اراك - فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى زيباى پاريس برگزارى نمایشگاه‌های متعدد انفرادى در فرانسه، بلژيك، اسپانيا، سوئيس و... - شركت در نمایشگاه‌های گروهى متعدد در ايران و اروپا و آمريكا - شركت در نمایشگاه پاييزه فرانسه و دريافت جايزه «نقاشى جوان» در سال۱۳۳۸ - عضو هیئت‌داوران و كميته تشكيلاتى نمايشگاه «نقاشى جوان» فرانسه در دوره‌های بعد - شركت در بى ينالهاى تهران، پاريس و سائوپولو - دريافت جايزه از دومين بى ينال نقاشى تهران۱۳۳۹ - دريافت جايزه بزرگ پنجمين بى ينال نقاشى تهران۱۳۴۵ - شركت در نمايشگاه «باغ ايرانى» موزه هنرهاى معاصر۱۳۸۳ - تنها نمایشگاه انفرادی ابوالقاسم سعیدی در...
ادامه خواندن

سفر به گرجستان (2)


عکاس : امیر جمشیدی . زمان عکس برداری بهمن ماه 1396 تفلیس تفلیس پر از متن است ، شهری پر از تمثال های مستعد به تداعی معانی ، پر از همهمه های قابل فهم و فضایی مشحون از تصاویر . اما به هر میزان خوانش این متون بصری سهل باشند ، مسئله تنها خوانشی بی هدف نیست ! گاه فردی بخشی از ساحات درونی خود را بر روی قشر نازک شیشه ای دیوار بین خانه و محیط شهری برای رهگذران به نمایش می گذارد تا ابرازبه بودن و دیده شدن کند . گاه شهر تندیسی در مسیر تردد خودی ها و یا دیگران قرار می دهد تا با خودی ها اشتراکات فرهنگی شان را مرور کند و یا به دیگری ، خود کلان ، آیین و فرهنگشان را بشناساند . بیننده نه مورد هجوم سهوی بازنمایی های روان فردی و جمعی بلکه مجاز به دریافت مجوزی برای همزیستی با تاریخ...
ادامه خواندن

5. با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی (3)


پژوهشهای فرهنگی مدرن در ایران الف. توزیع قدرت شبه فئودالی و مقدمات ظهور «رضا شاه»  بنابراین چنانچه ملاحظه می‌شود، بسیاری از آشوبهای شهرها و ایالتها ، به دلیل تداوم همان ساختار سیاسی و اجتماعی عشایریِ دیرینه در تاریخ ایران است: «تصرف قدرت و ثروت توسط یک قوم ». و یا «تصرف قدرت و ثروت هر منطقه توسط یک قوم». از نگاه امروز ، پس از صد سال، آنچه بیش از هرچیز نمود دارد، تشابه عملِ بین این گروه های به اصطلاح وطنی با بیگانگانِ چپاول گر است. هر دو در «نفس تصرف» شبیه یکدیگرند. یکی بیشتر و دیگری کمتر. شاید به همین دلیل است که قبیله هایی که در این ثروت سهمی نداشتند، به راحتی با روسیه و انگلیس که نیروهای خود را در شهرها و مناطق شمال و جنوب پیاده کرده بودند ، ارتباط برقرار می‌ساختند و به تفاهم می‌رسیدند و جهت نبرد با حکومت مرکزی ـ که آن...
ادامه خواندن

سفرنامه مغولستان، بخش چهاردهم


روز پانزدهم: شنبه 14 مرداد 1396 ساعت ده دقیقه به هشت بیدار شدم و با بچه‌ها رفتیم به رستوران. پس از صبحانه هم، به ساختمان اصلی دانشگاه رفتیم تا در سالن همایش بسیار کوچکی، کارهای‌مان را ارائه دهیم. در واقع کلاس نیم‌دایره و پلکانی بود، شبیه کلاس برخی دانشگاه‌های غربی که در فیلم‌ها می‌بینیم. به بالای دیوار کلاس، تندیس نیم‌تنه 12 تن از مشاهیر دنیا را چسبانده بودند. نکته شگفت‌انگیز و البته اسف‌بار برای من این بود که همه این 12 تن اروپایی بودند و هیچ تندیسی از مشاهیر شرق و مسلمان در آن میان نبود. استادان و دانشجویان آمدند و ارائه‌ها یکی یکی آغاز شد. ارائه من یکی مانده به واپسین ارائه بود. در آغاز ارائه‌ام، به تاریخچه‌ای از نقوش تاریخی روی سنگها اشاره کردم و آنها را به دو گروه تصویری و نوشتاری دسته‌بندی نمودم. پس از توضیحاتی کوتاه درباره اهداف نقش کردن روی سنگها در دوره باستان...
ادامه خواندن

ایران درّودی


ایران درودی (متولد ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در مشهد) نقاش برجسته ایرانی است. او همچنین کارگردان، نویسنده، منتقد هنری بوده و به عقیده برخی پیرو مکتب فراواقع‌گرایی (سورئالیسم) است.درودی همچنین کارگردان و تهیه‌کننده چند فیلم مستند و کوتاه برای تلویزیون بوده‌است. درودی در ۱۹۷۰ به درخواست دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ هنر در این دانشگاه پرداخت. زندگی نامه ایران درودی در ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در خانواده‌ای اشرافی در خراسان به‌دنیا آمد. پدرش خراسانی بود و مادرش قفقازی. تبار پدری‌اش پشت در پشت بازرگان بودند و مادرش به همراه خانواده بعد از انقلاب اکتبر و تشکیل کشور شوروی از قفقاز به ایران مهاجرت کردند.در کودکی با خانواده به اروپا سفر کرد و از شهرهای مختلف اروپا دیدن کرد،وقتی جنگ جهانی دوم شروع شد خانواده او در هامبورگ زندگی می‌کرد و با شروع جنگ به ایران بازگشتند و مدتی در مشهد زندگی کردند و بعد به تهران آمدند و ساکن تهران...
ادامه خواندن

پرونده اینترنتی سهراب سپهری


  کلاس انسان‌شناسی هنر دکتر فکوهی فهرست مقدمه زندگی‌نامه • سال‌شمار • کودکی و خانواده • تحصیل و شغل • سفرها • مرگ سهراب شاعر • آثار • ویژگی اشعار سهراب نقاش • نمایشگاه‌ها • نقاشی‌ها، تحلیل‌ها • نقاشی‌ها، مجموعه • طرح‌ها بازار هنر سهراب سپهری و دیگران افکار و تاثیرپذیری‌ها منابع * مقدمه پرونده پیش‌رو، حاصل گردآوری منابع اینترنتی حول شخصیت هنری سهراب سپهری است. محورهای موضوعی پرونده، ضمن به دست دادن شمایی کلی از زندگی سهراب، به دو بخش عمده‌ی فعالیت هنری سهراب سپهری، شعر و نقاشی، می‌پردازند. همچنین سعی شده است به مسائل و موضوعات متأخری که فعالیت هنری او را دستخوش تحول کرده‌اند پرداخته شود، به ویژه مسأله بازار هنر که در ایران و با حراج هنری تهران نام سهراب بیش از پیش مطرح شده است. در پایان هر قسمت نام منبع (یا منابع) با تاریخ آخرین بازدید آورده شده تا دسترسی راحت‌تری ایجاد کند. در...
ادامه خواندن

به بهانه نصب تابلوي ميراث فرهنگي بر ديوار خانه ي ناصر مسعودي در گيلان


  آوای ماندگار سرزمین سبز آرش منصور يک صداي آشنا در تيتراژ سريالي تلويزيوني در دهه ي 60، صدايي که گرچه پيش از آن هم در گيلان شناخته شده بود. اما حالا با سريال کوچک جنگلي معروفيتي فراتر از مرزهاي لهجه و جغرافيايش پيدا کرد. صدايي که بين نتها با لرزشي آشنا و حزين مي چرخيد و لهجه اش ديگر مانع انتقال زبانش نبود. صدايي متعلق به گيلان که حالا در همه ي ايران فهميده مي شد. تو گويي همه را گيلک و چشم انتظار ميرزا کرده است. تحريري خفيف از موسيقي سنتي، لهجه اي از موسيقي فولکلور، تنظيمي کلاسيک با سادگي و بي پيرايگي يکدست مي شدند. تا آنها که جوانتر بودند و نميدانستند بپرسند اين صداي کيست؟ روحي جاري و مستتر در خاطراتي دور و نزديک. صدايي که گذشته را ملموس و اکنوني کرده بود. آنقدر که بتواني لمس اش کني و با روحش روبه رو شوي. صداي...
ادامه خواندن

با سردار سپه؛ از اشتیاق تا ناامیدی(قسمت دوم)


پژوهش‌های فرهنگی مدرن در ایران 5. با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا ناامیدی(قسمت دوم) الف. توزیع قدرت شبه فئودالی و مقدمات ظهور «رضا شاه» و یحیی دولت آبادی نیز که شاهد روند بحرانی شدن حکومت مرکزی و مجلس بوده، در خاطرات خود می‌نویسد: «تهران یکپارچه آشوب و یک عالم پریشانی. ملیّون و آزادی طلبان که در اینوقت باید هر چه قوه دارند ، رویهم ریخته دولت مقتدری تشکیل بدهند، قوای تحلیل رفته مملکت را تجدید نمایند و لیاقت خود را برای اداره کردن کشور به عالمیان ثابت کنند ، دو دسته شده به جان یکدیگر افتاده اند و در عنوان اختلاف حزبی حیدری و نعمتی قدیم را تجدید کرده آشوب غریبی به راه نموده اند که عابقتش بسی وخیم مینماید» (  4 )   با چنین اوضاعِ بهم ریخته و آشفته حالی که در کشور حاکم بوده ، بدیهی است که دیگر کمترین جایی جهت عملی کردن برنامه های...
ادامه خواندن

درباره بهمن فرسى، زیر حجمیاز غبار


نمی‌خواهد. نمی‌خواهد حرف بزند اين مرد، كه نامش و کتاب‌هایش براى خیلی‌ها در اين كشور بيگانه است. آن‌قدر كه انگار نيست و زير حجمى از غبار ساليان پنهان شده است. درحالی‌که هنوز نفس می‌کشد و پس از انقلاب هم کتاب‌هایی در لندن منتشر كرده است. البته به زبان فارسى!... ۱۳۱۲: تولد در تبريز ۱۳۳۳: انتشار كتاب «نبیره‌های باباآدم» شامل طنز هجايى ۱۳۴۰: انتشار نمايشنامه گلدان كه در تيرماه ،۱۳۳۹ نوشته و كارگردانى شده بود. ۱۳۴۱: انتشار نمایشنامه‌های «چوب زیر بغل» و «پله‌های يك نردبان» و كتاب «باهو» كه خودش آن را «مقامه نو» (گفتار شاعرانه) می‌نامد ۱۳۴۲: انتشار نمايشنامه «موش» ۱۳۴۳: انتشار مجموعه داستان «زير دندان سگ» ۱۳۴۴: نويسندگى و كارگردانى نمايش «بهار و عروسك» كه با بازى «خجسته كيا»، «ايرج گرگين» و «بهمن فرسى» در سالن نمايش دانشكده هنرهاى زيبا و براى بار دوم به دعوت انجمن فيلارمونيك تهران در «تالار فرهنگ» اجرا می‌شود و انتشار اين نمايشنامه ۱۳۴۵:...
ادامه خواندن

درگذشت انور خامه‌ای (1295-1397)، نویسنده، روزنامه نگار و فعال سیاسی


آنها پنجاه و سه نفر هستند. در دادگاهی رضا شاهی. آرمان‌خواه. برخی جوان‌تر و خام ‌تر و برخی جا‌افتاده‌تر و کهنه‌کار‌تر. بزرگ علوی آنجاست. خلیل ملکی هم. ایرج اسکندری و احسان طبری و البته تقی ارانی. یکی از آنها نیز انور است. جوانی بیست و یک ساله. امروز صد و دو ساله است. قرنی را پشت سر دارد.  به کلاس‌های شیمی چندان دلبستگی ندارد. خبرنگار است. دوست دارد بنویسد.  سال‌های  تجربه زندان برایش ارزشمند هستند و بُعد تازه‌ای به یک زندگی روشنفکرانه می دهند. بعدها بارها این تجربه برایش تکرار می‌شود تا بهای حقیقت و آرمان‌هایش را بداند. بهای مطبوعات و نوشتن را. عدالت‌خواه است اما او هم مثل ملکی و آل احمد، نمی تواند توده‌ای بماند. می خواهد جامعه را زیر و رو کند. امروز هم، شاید. خاطراتش را می‌نویسد. شاید هزاران صفحه. صد سال، عمری طولانی است. آخرین بازمانده «چیزی» بودن. همیشه مسئولیت می‌آورد. از «سید جوشی» می‌گوید....
ادامه خواندن

سیاست زدایی از روز کوروش


اینکه گروهی کوچک یا بزرگ از مردم یک کشور بخواهند روزی را برای خود تعیین کنند و در آن به گونه‌ای یک حافظه تاریخی بسازند و از آن راه هویتی ایجاد کنند، حق مشروع آن‌ها است. اینکه چنین روزی با تاریخ واقعی انطباق نداشته باشد، یا داشته باشد، یا نسبتی پرسمان‌برانگیز آن دو را به یکدیگر پیوند دهد، فرایندی بسیار رایج در بسیاری از فرهنگ‌ها است. این فرایندها چه در باورهای دینی و سنتی و چه در باورهای محلی و منطقه ای بسیاری از مردمان مرسوم بوده و سال‌های سال است در این و آن گوشه کشور ما نیز وجود دارد. روزهای مناسبتی بسیاری در جنوب و شمال و غرب و شرق کشور به صورت منطقه‌ای‌، قومی و سنتی نامگذاری شده و مردم در آن برنامه‌ها و جشن‌های خاصی را به انجام می‌رسانند. این گونه روزها و مناسک عموما مثبت هستند و سبب انسجام و تقویت پیوندها و روابط اجتماعی...
ادامه خواندن

پرونده ی «ایران درّودی» (قسمت اول)


گردآوری و تنظیم : هانیه کرمیان   نقاشی عصیان من است و شکیبایی من ... از پذیرش سرنوشتی که تلخ ترین ها را به من شناساند، بهترین باورهای رنگینم را ساختم... این پرونده،کوششی است در جهت فراهم آوردن آنچه که از نقاش ایرانی،ایران درودی،در مطبوعات و رسانه ها به چاپ رسیده است..منطق طبقه بندی در مجموعه ی پیش رو،بر اساس یک نظم موضوعی و تاریخی از نوشتارهای موجود در ذیل تقسیم بندی های کلی تری از مطالب در دسترس است. از آوردن برخی از نوشته ها و مطالب در مورد این شخصیت به دلیل نبود منبع معتبر نیز اجتناب صورت گرفته و در پاره ای متون به دلیل قدیمی بودن آن ها،تصاویر چاپ شده قابل رویت نبوده و به همین علت از آن ها در متن استفاده نشده است. فهرست مطالب الف-معرفی نامه 1-بیوگرافی 2-تلاقی زندگی و هنر: 2-1-بیرون از فاصله ی دو نقطه/ فریدون مشیری-1376 2-2-نقاشی ایران درودی:هنرمند معاصر...
ادامه خواندن

5. با سردار سپه ؛ از اشتیاق تا نا امیدی (قسمت اول)


پژوهشهای فرهنگی مدرن در ایران الف. توزیع قدرت شبه فئودالی و مقدمات ظهور «رضا شاه» «روشنفکران جوان ما به آسانی قادر به فهم دوره پادشاهی رضا شاه نبوده و بنابراین شاید نتوانند در این باره داوری کنند ،(...) چون جوانتر از آن هستند که اوضاع پر آشوب و هرج و مرجی را که منجر به ظهور مستبدی مانند رضا شاه شده بود ، به یاد آورند» ( 1 ) ، این سخنی است که احمد کسروی ( حقوق دان و تاریخ نویس) در سال 1321، یعنی یک سال پس از استعفای اجباری «رضا شاه» ، ـ در جریان محاکمه افسران امنیتیِ وابسته به حکومت خودکامه و استبدادی رضا پهلوی ـ ، به زبان آورد. گفته ای هوشمندانه و اثر گذار که تماماً تأکیدی است بر انضمامی بودن شرایط اجتماعی و سیاسیِ مقاطع مختلف تاریخی. فراخواندن افقی از سپهر تاریخیِ موقعیت و یا وضعیتی مشخص از میان انبوه موقعیت ها و...
ادامه خواندن

ابراهیم گلستان


آوا رحیمی واحدی سید ابراهیم گلستان (تقوی شیرازی) (متولد ۲۶ مهر ۱۳۰۱ در شیراز)، کارگردان، داستان‌نویس، مترجم، روزنامه‌نگار، و عکاس ایرانی است. او تحصیل دردانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران را نیمه کاره رها کرد. گلستان اولین کارگردان ایرانی‌ست که برندهٔ یک جایزهٔ بین‌المللی برای فیلمی مستند شده است. ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۰ برای فیلم یک آتش موفق به دریافت مدال برنز از جشنواره ونیز شد. آثار مکتوب وی از سبکی خاص برخوردار است و بسیاری سبک نویسندگی وی را تأثیر پذیرفته از داستان‌های کوتاه ارنست همینگوی می‌دانندگرچه او تاثیرپذیری از هیچ نویسنده‌ای را نمی‌پذیر. همچنین وی از زمرهٔ نخستین نویسندگان معاصر ایرانی معرفی می‌شود که برای زبان داستانی و استفاده از نثر آهنگین در قالب‌های داستانی نوین، اهمیت قائل شد و به آن پرداخت. از این جهت نقش او در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی قابل توجه‌است. از دیگر ویژگی‌های داستان‌نویسی گلستان، خلق مجموعه داستان‌های به هم مرتبط است. در...
ادامه خواندن

پوشاک هندی (بخش یازدهم)


آنامیک پتک برگردان نسیم کمپانی کابات باتیسی: سی و دو نوع پارچه دو کتاب در قرن 17 میلادی به نامهای، کاپادا چینتانی و کاپادا کوتوال نوشته و دو ترکیب شعری ساخته شده که در این دو کتاب نام های منسوجات و البسه ممتاز در این دوره تهیه و جمع آوری شده است. افزون براین کارها، فهرستی از منسوجات که عموما، مشهور به "کاپادا باتیسی" است، و به معنی سی دو منسوج می باشد نیز وجود دارد.این ادبیات تشریحی شاید دارای جایی برای مباهات نداشته و دارای مقام بالای ادبی نباشد، اما شکلی از گفتار معمول یا دوبیتی های ترکیب شده می باشد. این دوبیتی ها ، در زبان هندی" بیریج باسا" گفته میشوند، که اغلب در تعلیم مردم عادی بسیار مفید و غالبا مکالمه و گفتگو را نقل قول می کند. کاپادا چینتانی را ماتوداس که اهل دهکده پاهونا از منطقه میوار در ایالت راجستان بود، در ماه ویکرام سمرات...
ادامه خواندن

4. مشروطه و رویارویی با اصلاحات در اصفهان و تهران در دوران قاجار (پایانی)


پژوهشهای فرهنگی مدرن در ایران شهر تهران، چنین شهری بود ؛ چه رسد به شهری مانند اصفهان که چنانچه دیده شد، فاقد تجربه مجادلات و تنش مشروعه خواهان و مشروطه طلبان مترقی بود. تهران، شهری بود که در سراسر دوران نهضت مشروطه تا قبل از به توپ بستن مجلس ، مردمش ـ با وجودِ خشونت هایی که در گفتگوها میتوانست وجود داشته باشد ـ ، خود نیز از گفتگو کنندگان بودند . و بدین ترتیب میتوانستند تا حدی (مسلماً بدون دستیابی به تأملات انتقادی)، با اندیشه های «متفاوت» مواجه شوند، و از این امکان برخوردار شوند که از نحوه تفکرات سنتی ای که سالیان سال ذهن شان را پر کرده بود ، حتی به طور موقت اندکی فاصله گیرند و با شکل دیگری از اندیشه روبرو شوند . ضمن آنکه در برابر محرومیت ها و رنجهایی که داشتند اکنون ولو بسیار اندک می توانستند به حقوق اجتماعی خود واقف شوند...
ادامه خواندن