ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

ريشه‌شناسي واژة ايزد ( يزد، جشن )

نویسنده مهرنوش عسگری

ريشه‌شناسي ترجمة واژة Etymology است و بحث بسيار مهمي در دانش زبان‌شناسي تاريخي براي فهم خاستگاه و چگونگي تغيير صورت و معناي واژه در طي زمان است. زبان‌شناسان پس از بازسازي زبان‌هاي اوليه مانند هندو اروپايي و خواندن زبان سنسكريت، لاتين و غيره و با استفاده از شيوه‌هاي تطبيقي بين زبان‌ها و در نظر گرفتن تحولات آوايي و معنايي، صورت‌هاي اصيل و اصلي واژه‌ها را از اين طريق بازسازي و به ريشه‌هاي بسياري از واژه‌ها دست يافتند. بر اين اساس مي‌توان بسياري از واژه‌هايي را كه امروزه در زبان‌ فارسي به كار مي‌روند با پژوهش‌هاي ريشه‌شناسي مرتبط كرد و معناي آنها را بهتر دريافت. البته نبايد فراموش كرد كه دانش ريشه‌شناسي به تنهايي قادر نيست كه بافت فرهنگي و اجتماعي يك واژه را نيز بشناسد و اين كار نياز به پژوهش‌هاي جدي‌تر و بهره‌گيري از علوم ديگر مانند اسطوره‌شناسي و مطالعات فرهنگي دارد. در اينجا به ريشه‌شناسي واژة « ايزد» و برخي واژه‌هاي مرتبط با آن پرداخته داده شده است
«ايزد» صورت فارسي به معني « خدا» از yazata- اوستايي « ستوده» است. سي يزته در اوستا براي روزهای ماه به کار رفته است. واژة - yazata صورت ماضی از بن yaz- به معنی «ستودن» ( سنسكريت yajata « ستودني، نيايش»، هندو اروپايي jag «ستودن») است. این بن فعلی در فارسی باستان به صورت yad- می‌آید و در نام ماه هفتم نیز به صورت bāgayādi « جشن ستایش بغ»؛ يا در تركيب āyadana- « معبد، پرستشگاه» به كار رفته است. واژۀ «بغ» نیز که در فارسی باستان به همان معنی «خدا» به کار رفته و اهورا مزدا بغ بزرگ خوانده می‌شود به تدريج با اصطلاح یزته كنار رفته است. در اوستا ریشۀ فعلی -yaz بسیار پربسامد است و در زمان‌ها و وجوه گوناگون صرف شده است مثلا yazamaide «مي‌ستاییم» در وصف ایزدان گوناگون آمده است: می ستاییم میترا؛ تیشتر؛ اهورا مزدا، آب، آتش، سروش و ... اسم مصدر این بن yasna « نيايش» است؛ براي نمونه در عبارتي از سروش يسن كه در آنجا ايزد سروش ستوده مي‌شود آمده: sraošah ašiiehe yasnem( 6/13) Paitiš mazdaiias « بكوشيد اي مزديسنان ستايش سروش اشي دوست را ». همین صورت در ميراث جنبي فارسی باستان در صورت *yasnaka- برگرفته از yasna- نيز ديده شده كه به نظر بنونيست از yazna- هم مي‌تواند باشد، در ترکیب دیگری برگرفته از میراث جنبی فارسی باستان صورت yasnamanga«قربانی ستایی» نیز به کارر فته است. واژة manga برگرفته از اوستايي mang « پيشكش يا قرباني» است (هينس 1975:273). در فارسي ميانه نيز صورت‌هاي yazad «ايزد» وyazdān « يزدان، مينو‌ها» باقي مانده، مانند عبارت Pad nam yazdan « به نام یزدان»، كه برخي از متن‌هاي پهلوي مانند يادگار بزرگمهر، درخت آسوريك و خسرو قبادان و ريدك با اين عبارت آغاز شده است. نكتة درخور توجه اين عبارت صورت جمع واژة يزدان در معناي مفرد است كه تاكنون دليل آن بررسي و تفسير نشده است.
برخي واژه‌هاي هم‌ريشه و مربوط
از واژه‌هاي هم‌ريشه با ايزد، يسن و يشت اوستايي است كه نام بخش‌هايي از كتاب اوستا به معني «پرستش و ستايش» است . يشت‌ها سرود‌هايي هستند كه معمولا به ستايش خدايان قديم ايراني مانند مهر، ناهيد و تيشتر اختصاص دارند. يسن‌ها يا سرود‌هاي ديني براي مراسم قرباني مزديسني، امروز هم هنوز از آغاز تا پايان، هنگام نماز اصلي پارسيان خوانده مي‌شود. مانند يسن 52 در ستايش اشه (راستي). ديگر واژة مركب مزديسنيmazda-yasna « ستايش مزدا، پيرو آيين مزديسني» است، كه اين صورت در فارسي معاصر باقي مانده است .
درفارسي ارتباط ريشه‌شناسي ايزد با واژة جشن ( در فارسي ميانه صورت yašta نيز jašn «جشن گرفتن»)، و نام شهر يزد بر جا مانده است.

منابع
تفضلي، احمد، 1376، تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام، تهران، سخن
سروش‌يسن: بررسي متن اوستايي، يسن پنجاه و هفت از محمد تقي راشد محصل، تهران: پژوهشگاه علوم انسانس و مطالعات فرهنگي، 1382.
نيبرگ، هنريك ساموئل، 1382، دين‌هاي ايران باستان، ترجمة سيف‌الدين نجم‌آبادي ، كرمان دانشگاه شهيد بهشتي باهنر كرمان.
Abaev V.I.( 1958-1995) Istorika- etimologicheski slovar' osetinskogo yazyka, I-V Moskva-
Leningrad.
Baily H.W(1979) Dictionary of Khotan Saka, Cambridge.
Bartholomae Chr. (1940) Altiranisches Wörterbuch, Strassburg.
Hinz Walter ( 1975) Altiranischenes Sprachgut der Nebenüberlieferrungen, Harrassowitz Wiesbaden.
Kent R.G.( 1953) Old Persian ( Gerammar-Texts-Lexicon), New Haven.
Mackenzie D.N.( 1971) A Concise Pahlavi Dictionary, Oxford.
Nyberg H.S ( 1969-1974) A manual of Pahlavi, I-II, Wiesbaden.

 

 این مطلب از آرشیو سایت انسان شناسی و فرهنگ بازنشر می شود

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

کتاب مرگ و فراموشی
گبه، پارادايم هنر قومي ايل بختياري

Related Posts