ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

زیر شاخه های این دسته

سهراب سپهری, آبادان(شهر)

اهواز مدرن


  دربارۀ ردیابی تاریخی مدرنیته در ایران و نحوه ورود آن به ایران بسیاری بر این قول مشترکند که شروع این فرآیند به مشروطه باز می گردد. در واقع جریان مدرنیته و تغییرات اساسی در خصوصیات کالبدی و ویژگی های فرهنگی و اجتماعی شهرهای ایران از انقلاب مشروطیت آغاز شده است. البته پیش از این نیز در زمان قاجار و یا حتی در زمان صفویه، شاهد تأثیرپذیریها و الگوبرداریهایی هستیم. به عنوان مثال می توان در این رابطه به ساخت حصار هشت گوش تهران به تقلید از حصار پاریس و یا خیابان کشی ها در زمان قاجار در تهران اشاره کرد. در یادداشت حاضر نگاهی اجمالی بر شهر اهواز مدرن از دهه 20 شمسی تا سالهای اخیر خواهیم داشت. اهواز از شهرهای بسیار مهم استان خوزستان از دیرباز تا کنون بوده است، چنانچه در پاره ای از کتب تاریخی اهواز را همان خوزستان نامیده‌اند. برای نمونه اصطخری می‌نویسد: "اهواز ناحیه‌ای...
ادامه خواندن
برچسب ها:

تحلیل اجتماعی ادبیات داستانی معاصر -۳:تهران مخوف و بستر اجتماعی خلق و انتشارش


مرتضی‌خان مشفق کاظمی در سال ۱۲۸۱ در خانواده‌ای از طبقه‌ی مستوفیان سنتی به دنیا آمد. چهارساله بود که انقلاب مشروطه رخ داد و خانواده‌اش از بخشی از درآمدها و تیولشان محروم شده و زندگیشان دچار تلاطم شد. او را از کودکی برای تحصیل به مدارس جدید فرستادند و دوره متوسطه را در دارالفنون تهران به پایان برد و سپس به وساطت برادران نفیسی به کلوب تازه تاسیس ایران جوان پیوست.(مشفق کاظمی، ۱۳۳۸، ۱۱۹) جمعیت ایران جوان را گروهی از جوانان فارغ التحصیل فرنگ که بعدها از مشهورترین رجال عصر شدند، در سال ۱۳۰۰  تاسیس کرده بودند و افرادی چون علی سهیلی، محسن رئیس، اسماعیل مرآت، علی اکبر سیاسی، حسن نفیسی و... در آن حضور داشتند.اعضای ایران جوان مهمترین هدف خود را تغییر «هویت اخلاقی» جامعه با استفاده از« افکار جوان» می‌دانستندو برای رسیدن به این هدف غرب را به عنوان الگو انتخاب کرده و « راهی که دیگران رفته‌اند» را...
ادامه خواندن
برچسب ها:

تحلیل اجتماعی ادبیات داستانی معاصر-۲: محمد علی جمال زاده و دموکراسی ادبی


سید محمد‌علی جمال‌زاده پیش از انقلاب مشروطه در اصفهان به دنیا آمد. پدرش سید جمال واعظ از روحانیون بیدار و آزادی‌خواه عصر بود و به همین سبب مورد نفرت ظل السلطان واقع شد و به همراه خانواده به تهران گریخت. در تهران سید جمال واعظ به یکی از شناخته‌شده‌ترین روحانیون حامی مشروطه و منبرش به مهمترین صدای ترویج مشروطه‌خواهی تبدیل شد. با آغاز پادشاهی محمد‌علی شاه و دشمنی او با مشروطه‌خواهان زندگی جمال‌زاده و خانواده‌اش دستخوش تلاطم گردید و سپس پدرش او را برای ادامه تحصیل در یکی از مدارس لازاریست‌ها به بیروت فرستاد؛ در بیروت بود که خبر دستگیری و تبعید پدر به بروجرد و سرانجام شهادتش را شنید.(جمال‌زاده، ۱۳۷۸، ۲۲) جمال زاده پس از پایان تحصیل در بیروت برای آموختن حقوق راهی لوزان شد و پس از فارغ التحصیلی و با آغاز جنگ اول جهانی که گروه بزرگی از آزادیخواهان ایرانی، مصلحت ایران را در شکست اتحاد روسیه...
ادامه خواندن

نگاهی به جایگاه  دارالفنون در تاریخ فرهنگی ایران مدرن 


محمد صادقی  دارالفنون در سال 1231 هجری شمسی توسط ناصرالدین شاه افتتاح شد. ایده ساخت مدرسه از امیرکبیر بود که چند روز پیش از افتتاح دارالفنون از تمام مناصب حکومتی خلع شده بود و چند روز پس از افتتاح، به قتل رسید. امیرکبیر مسئولیت طراحی بنای دارالفنون را در سال 1229 به "میرزا رضا خان مهندس تبریزی" سپرد. همچنین زمینی در جوار ارگ حکومتی ناصرالدین شاه، در محلی که مخصوص آموزش نظامی سربازان بود، جهت احداث دارالفنون انتخاب شد. این زمین در فاصله میان میدان توپخانه و در اندرون از سویی و از سویی دیگر بین دو خیابان الماسیه و ناصریه قرار داشت. ساخت بنا نیز بر عهده محمدتقی معمار باشی بود. میرزا رضا ، مترجم و طراح، از فرستادگان عباس میرزا به اروپا، در رشته توپخانه و فن استحکامات تحصیل کرده بود. علاوه بر طراحی دارالفنون، وی طراحی و ساخت سد ناصری را هم در کارنامه خود دارد. نقشه...
ادامه خواندن

نگاه انسان شناختی به زندگی و آثار صادق هدایت (8)


صادق هدایت با مرگ طبیعی نمرده است. خودکشی کرده است. خودکشی چه معنایی می تواند داشته باشد؟ بستگی دارد با چه رویکردی این مساله را نگاه کنیم. به نظر می رسد وقتی می خواهیم با پدیده ی خودکشی روبرو شویم ما را با ابهام داشتن اراده ی بشر روبرو می کند و این ترسناک و اضطراب آور است. بنابراین می توان ترجیح داد از خلال نگاهی ارزش گرا خودکشی را تقبیح کنیم و در پی درک مفهوم آن نباشیم که انسان می تواند مرگ خویش را در دست داشته باشد و هر وقت اراده کند بمیرد. هنگامی به سوژه عاقل و معرفت اندیش باور داشته باشیم می توانیم از خلال ذهنیت بگوییم انسان بهتر است زندگی را به مرگ ترجیح دهد. اما آیا مرگ و زندگی دو سوی یک پیوستار هستند؟ آیا مرگ خارج از  انسان وجود دارد که به هر حال روزی بر او فایق می شود؟ یا نه،...
ادامه خواندن

معرفی کتاب تاریخ و نظریه اجتماعی


  دو پرسش اصلی نویسنده، فایده ی نظریه ی اجتماعی برای مورخان، و فایده ی تاریخ برای نظریه پردازان اجتماعی است. این بحث از زمانی شروع شد که در دهه ی 1960 نویسنده دوره ای را با عنوان ساختار اجتماعی و تغییر اجتماعی در دانشگاه ارائه می دهد. سپس در 1980 کتاب جامعه شناسی و تاریخ را منتشر می کند که بیانه ای برای استفاده از نظریه ی اجتماعی در تاریخ به شمار می رود. پس از آن، برک به دامنه ی مطالعه ی خود را گسترده تر کرده و این کتاب را منتشر می کند.  برک نخست به استفاده ی مورخان از مدل ها، روش ها، و مفاهیم علوم اجتماعی می پردازد و سپس برخی از تعارضات فکری همچون تضاد میان ساختار و عاملیت انسان را تحلیل می کند که در قلب تنش میان تاریخ و نظریه ی اجتماعی قرار دارد. او از چرخش فرهنگی صحبت می کند که...
ادامه خواندن

سهراب سپهری، صیاد لحظه ها. گشتی در فضای شعری سپهری


     کلام سپهری بی آذین و آرایش است. اما این عیب کار او نیست. به یک معنا امتیار کار اوست. گریز او از پیچیدگی های لفظی تناسبی مستقیم با معنایی دارد که می خواهد برساند. در شعر امروز ما معنای عمیق بسیار کم یافت می شود. اما پیچیدگی لفظ هست. یا به عبارت بهتر، رسن بازی با کلمات. این پیچیدگی لفظ اگر ناشی از بی سوادی محض و بازی و ادا نباشد، نشانه آنست که چیزی گنگ می خواهد زبان باز کند.   اما گنگان تنها به زبان گنگی سخن می توانند گفت. چیزی در درون شاعر می جوشد. مرموز و سربسته. که برخورد او آشکار نیست. اما با نیروی مبهمش او را در نحوی وامی دارد که حرف بزند- حرف زدن «گنگی خواب دیده» با «جهانی کر». این جوشش گنگ نامهای مختلفی به خود می دهد و گاهی نامش «فرمالیسم» می شود. سپهری نیز در تجربه شاعرانه خود...
ادامه خواندن

پدیدارشناسی خانه:‌ نقد رمان چراغها را من خاموش می‌کنم


محمد زینالی اناری شاید زن خانه دار یکی از اسطوره های دنیای مدرن باشد که کمتر کسی در انسانشناسی و حتی نقد ادبی به آن پرداخته باشد. این داستان فضای زندگی عادی شده و تثبیت شده یک زن خانه دار و روزمرگی آن را به تصویر میکشد و خانم دادفرمای سعی کرده است این فضای روزمره شده را مورد تحلیل پدیدارشناسانه قرار دهد. این داستان روایت برهه ای از زندگی  کسل کننده زنی است که به نظر می رسد روزهایی تکراری را از سر می گذراند   به تازگی خانم نرگس دادفرمای از پایان نامه تحصیلی کارشناسی ارشد خود در دانشگاه محقق اردبیلی دفاع نمود که موضوع آن نقد پدیدارشناسانه کتاب چراغها را من خاموش می کنم نوشته زویا پیرزاد بود. او پس از یک طرح کلی از مبانی نظری پدیدارشناختی زندگی "کلاریس" زنی که همسر یک مهندس شرکت نفت در آبادان است، را در این قصه تحلیل میکند. شاید...
ادامه خواندن