ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
سام محتشم شما هنوز بیوگرافی پیش فرض ندارید

هنر (جنبه‌های فرهنگی) بازارِ هنر (۴)


ریموند مولن، اَلَن کِمن || برگردان سام محتشم مسلّماً یک بازار هنر وجود ندارد، بلکه چندین بازار هست. وجه تمایزِ اساسی مابین بازار کارهای «کلاسیک» قرار می‌گیرد، در مفهوم «طبقه‌بندی‌شده»، ادغام‌شده در میراثِ تاریخی، و بازارِ کارهایِ کنونی. الگوی اشارت‌گر برای مجموعِ این بازارها مربوط به تشکیلِ ارزشِ شاهکار باستانی است، که با برتری هنری و کمیابی بی‌اندازه‌اش مشخص می‌شود. بازار که، دست‌کم تاحدی، بازشناسیِ اجتماعی آفرینندگان و ابزارهای معیشیتی‌شان به آن بستگی دارند بازارِ هنرِ معاصر است. از سال‌های ۱۹۷۰، هر آن دو از بحراني گذشتند که مداخله‌اي فزاینده را در قدرت‌های همگانی فرا می‌خواند. ۴. بحرانِ بازار و بی‌هنجاریِ زیبایی‌شناختی بحرانِ مجموعِ بازارِ هنر به سال ۱۹۷۵ بر می‌گردد. به وضعییتِ کلیِ اقتصادی مربوط می‌شود،‌اما با ‌روش مشابه به بخش‌های گوناگونِ بازار دست نمی‌یابد. بااین‌همه، با انتقادپذیری کم‌تر از انتقادپذیریِ هنرِ به‌شدت معاصر، بازارِ کارهای هنری ورودی‌های تاریخ دشواری‌های خاص خود را می‌شناسند. کمیابیِ عرضه بر رقابتِ درونی...
ادامه خواندن

استعمارزداییِ هنر: درآمدی موجز بر انسان‌شناسیِ هنر


  هنر برای شما چه معنایی دارد و اگر معنایی دارد منظور کدام هنر است؟ آن هنری که مختص به اروپا یا به اصطلاح جهانِ غرب است؟ هنر یعنی زیباشناسی؟ مسلمن هنر نمی‌تواند بر مبنای ایدئولوژی‌اي شکل بگیرد، اگر نگاهِ زیباشناختی به آن داشته باشیم. اما می‌تواند با نگاه انسان‌شناختی از اوضاع جهانی خبر دادن. انسان‌شناسی هنر زیر-شاخه‌اي ست در انسان‌شناسیِ اجتماعی، که تمرکزش بیش‌تر بر روی بافتار اجتماعی‌اي است که آن هنر در آن شکل گرفته. از آنجا که معنای «هنر» در غرب بسیار دستخوش بازارزیابی‌های گونه‌گونی است، و می‌تواند میان-فرهنگی خود را تعریف کردن، دشوار است بتوانیم به‌طور دقیق مشخص کردن کدام هنر در این رشته مد نظر است. به‌هرتقدیر، بنابر خاستگاهِ این رشته، می‌توانیم گفتن که تمرکز آن بیش‌تر بر بُعدهای تاریخی، اقتصادی، زیباشناختیِ فُرم‌های هنری غیر-غربی است، به‌سخن‌‌دیگر، هنر قبیله‌ای و بومی. درنتیجه، انسان‌شناسی هنر مطالعه‌ها و تحلیل‌های خود را بر روی طیف وسیعی از اُبژه‌های...
ادامه خواندن

هنر (جنبه‌های فرهنگی) بازارِ هنر (۳)


ریموند مولن، اَلَن کِمن برگردان سام محتشم مسلّماً یک بازار هنر وجود ندارد، بلکه چندین بازار هست. وجه تمایزِ اساسی مابین بازار کارهای «کلاسیک» قرار می‌گیرد، در مفهوم «طبقه‌بندی‌شده»، ادغام‌شده در میراثِ تاریخی، و بازارِ کارهایِ کنونی. الگوی اشارت‌گر برای مجموعِ این بازارها مربوط به تشکیلِ ارزشِ شاهکار باستانی است، که با برتری هنری و کمیابی بی‌اندازه‌اش مشخص می‌شود. بازار که، دست‌کم تاحدی، بازشناسیِ اجتماعی آفرینندگان و ابزارهای معیشیتی‌شان به آن بستگی دارند بازارِ هنرِ معاصر است. از سال‌های ۱۹۷۰، هر آن دو از بحراني گذشتند که مداخله‌اي فزاینده را در قدرت‌های همگانی فرا می‌خواند. ۳. تبلیغِ اَوان‌گاردانِ بین‌المللی نسبتاً آسان است بازار هنرِ معاصر را درتقابل با بازارِ هنرِ باستانی تعریف کرد. عرضه به‌طوربالقوه مبهم است و ارزیابیِ ارزشِ زیباشناختی به‌واسطه‌ی ابهام حاکم. بازنوزاییِ پیاپیِ اَوان‌گاردان و هماوردیِ ایدئولوژی‌هایِ هنری، در جریان واپسین دهه‌ها، هر توافقِ تخصصی را در نقدِ زیباشناختی نهی کرده که حال نقدگری‌هایِ هنر، متصدیانِ موزه...
ادامه خواندن

هنر (جنبه‌های فرهنگی) بازارِ هنر (2)


ریموند مولن، اَلَن کِمن  برگردان سام محتشم مسلّماً یک بازار هنر وجود ندارد، بلکه چندین بازار هست. وجه تمایزِ اساسی مابین بازار کارهای «کلاسیک» قرار می‌گیرد، در مفهوم «طبقه‌بندی‌شده»، ادغام‌شده در میراثِ تاریخی، و بازارِ کارهایِ کنونی. الگوی اشارت‌گر برای مجموعِ این بازارها مربوط به تشکیلِ ارزشِ شاهکار باستانی است، که با برتری هنری و کمیابی بی‌اندازه‌اش مشخص می‌شود. بازار که، دست‌کم تاحدی، بازشناسیِ اجتماعی آفرینندگان و ابزارهای معیشیتی‌شان به آن بستگی دارند بازارِ هنرِ معاصر است. از سال‌های 1970، هر آن دو از بحراني گذشتند که مداخله‌اي فزاینده را در قدرت‌های همگانی فرا می‌خواند. ۲ . بازارِ هنرِ باستان بازارِ هنرِ باستان برای کمیابی و داوریِ تاریخی است. هر کار تک و بی‌بدیل است: در فرضیه‌ی ایده‌آل، به‌راستی کالایِ منحصری است از کارِ مشترکِ آفریننده‌اي خاص. عرضه‌ی بالقوه تثبیت شده است و کمیابی درحال افزایش. کمیابیِ هنری، آشکارا، میزان برتری‌های‌شان را در بر دارد. بنابر سلسله‌مراتبِ کیفیِ کارهای هنری...
ادامه خواندن

هنر (جنبه‌های فرهنگی) بازارِ هنر (I)


ریموند مولن، اَلَن کِمن || برگردان سام محتشم مسلّماً یک بازار هنر وجود ندارد، بلکه چندین بازار هست. وجه تمایزِ اساسی مابین بازار کارهای «کلاسیک»، در مفهوم «طبقه‌بندی‌شده»، ادغام‌شده در میراثِ تاریخی، و بازارِ کارهایِ کنونی قرار می‌گیرد. الگوی اشارت‌گر برای مجموعِ این بازارها مربوط به تشکیلِ ارزشِ شاهکار باستانی است، که با برتری هنری و کمیابی بی‌اندازه‌اش مشخص می‌شود. بازار که، دست‌کم تاحدی، بازشناسیِ اجتماعی آفرینندگان و ابزارهای معیشیتی‌شان به آن بستگی دارند بازارِ هنرِ معاصر است. از سال‌های ۱۹۷۰، هر آن دو از بحراني گذشتند که مداخله‌اي فزاینده را در قدرت‌های همگانی فرا می‌خوانند. .1 تعریفِ اجتماعی و ارزشِ اقتصادیِ کارِ هنری تعریفِ اجتماعی از هنر که بنابرآن شرح‌گری می‌کنیم میراثي است از سده‌ی نوزدهم. کار هنری، تولیدِ کارِ تقسیم‌نشدنیِ آفریننده، از روی منحصربودن، اَصالت و بی‌دلیل‌بودنش تعریف می‌شود. این تعریف، زیر سوال رفته اما غالب، تولیدِ تاریخي است در جریانِ آنچه هنر را خودمختار می‌کند، درحالی‌که میان...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش پایانی)


ایو میشو، ریموند مولن   برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده (=مبتذل) یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش چهارم، قسمت سوم)


ایو میشو، ریموند مولن  برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان حوزه‌ی فرهنگی...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش چهارم، قسمت دوم)


ایو میشو، ریموند مولن  برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. . 5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان حوزه‌ی...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش چهارم، قسمت اول)


ایو میشو، ریموند مولن برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. . 5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان حوزه‌ی...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش سوم)


ایو میشو، ریموند مولن واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده (=مبتذل) یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. 5.    بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان حوزه‌ی فرهنگی و بازار...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش دوم)


ایو میشو، ریموند مولن  برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده  یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .3    جهانی‌شدنِ هنر اگر حالا به این جنبه‌رو بیاوریم که زیر مقوله‌ی هنر معاصر گرد آمده است، به‌طورمؤثر پی‌امدهای شایان توجّهی را می‌فهمیم در تمایززداییِ برامده از رهاییِ معیارهایِ «مدرنِ» چیز نو. در کارنمایي...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش نخست)


ایو میشو، ریموند مولن برگردان سام محتشم   واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده  یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .1 پیدایشِ انگاره‌اي دشوار است به‌طوردقیق زمان پیدایشِ بیانی این هنر را مشخص کرد. اگر این هنر از سال‌های 1980 شایع می‌شود هم‌چنین در حد نشرها و نهادهایِ موقوفه به هنر معاصر (با...
ادامه خواندن

به نقاشی‌های میلاد حضرت مسیح بیشتر دقت کنید؛ و خیال آخرالزمانی را دریابید


جاناتان جونز  کارت‌های کریسمس پر است از تصویرگری‌های بی‌روح صحنه‌های تولد مسیح، اما لئوناردو داوینچی، بوتّی‌چلّی و کاراوادجو مرگ را در داستان مسیح متبادر به ذهن می‌کنند. صحنه‌های تولد مسیح هنری هستند که در روزهای کریسمس می‌بینیم، اغلب برروی کارت‌هایی که شاهکاری را بر طاقچه‌ی روبخاری می‌نهد. عزیزم بیرون هوا سرد است، پس بیا قلب‌مان را با کمی پیرو دل فرانچسکا یا بروگل گرم نگه داریم. هنوز چشمانمان را به واقعیّتِ این هنر نگشودیم. نقاشی‌های رُنسانس و باروک را به کیچ‌های توخالی تبدیل می‌کنیم زمانی‌که ما آنها را به بخشی از جشن‌های امروزی (مدرن) کریسمس اختصاص می‌دهیم، که در حقیقت زیاد ربطی به جهان مذهبی‌ای ندارد که این تصویرها را خلق کرده است. کمی موشکافانه‌تر بنگرید و نقاشی‌های مهمِ داستان تولد مسیح که در کریسمس با احساس‌های غلوآمیز بیانشان می‌کنیم پُر است از مرگ و نیستی. برخی از آنها واقعاً آخرالزمانی هستند. به دور از احساس‌های غلوآمیز، نقاشی معادل با...
ادامه خواندن

درآمدی بر هنر مدرن


توضیح عکس: سالوادور دالی (Persistence of Memory) سام محتشم بودلر یکی از مدرنیست‌هایی ست که درموردش کند-و-کاوهای بسیاری شده است. یکي از این کند-و-کاوها را مارشال برمن در بخش سوم «تجربه‌ی مدرنیته» کرده است. در ابتدا برمن به آنهایي اشاره می‌کند که همه‌ی زندگی خود را صرف مدرن‌یسم می‌کنند، همان‌طورکه بودلر کرده است، و با ارائه‌ی تحلیلی از دو مقاله‌ی وی به نام «هنرمند زندگی مدرن» و «قهرمان‌گری زندگی مدرن» بدین اصل می‌رسد که «هر عصر و زمانه‌اي «عصر مدرن» محسوب می‌شود» (تجربه‌ی مدرنیته، ص. 160). درست همان‌گونه که خواننده‌ی تاریخ هنر با بررسی هنر پس از قرون‌وسطا بدین اصل پی می‌برد، که هر عصر و زمانه‌اي را می‌توان مدرن درنظر گرفت. نبوغ داوینچی در عصر رنسانس. شیوه‌ی میکلانژ که در سده‌ی شانزدهم سبب تکوین منریسم می‌شود. همگی به نوبه‌ی خود می‌تواند مدرن محسوب بشود. اما اولین اشاره‌ای که تاریخ‌دان، ارنست گامبریج به سرآغاز هنر مدرن می‌کند، در  اروپا اواخر...
ادامه خواندن