ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
ناتالی چوبینه شما هنوز بیوگرافی پیش فرض ندارید

جشنِ با هم بودن


وقتی در مملکت دیگری زندگی می کنی، هر تماسی از جانب وطن و هم وطنان خوش خبری به حساب می آید. دعوت به سهیم شدن و سهم ادا کردن در حرکتی در بستر فرهنگ و ادبیات خودی هم ارزش افزودۀ لطف ماجرا می شود. صدای تو، در میان صداهایی که رنگ و بوی آشنا دارند، قدری غریب و متفاوت می زند، و این هم مایۀ قدری احساس ناسوری و ناجوری است و هم بُعدی جذب کننده و جیغ. شاید. اما مهم، بودن است و با هم بودن، حتا در قالب یک ویژه نامه، به خصوص در قالب ویژه نامۀ عید و بهار. وقتی دعوت محبت آمیز آقای دکتر فکوهی برای نوشتن مطلبی نوروزی و عیدانه رسید، باز مثل همیشه ذهنم رفت طرف آیین های شادیانه به مناسبت بیداری از خواب تاریک و سترون زمستانی و بازگشت به روزهای شاد و روشن بهار. آیین هایی با ریشه های همسان و هم...
ادامه خواندن
برچسب ها:

گذر به خلوت زنان: یادی از میهن بهرامی


سوم اردیبهشت 1396، میهن بهرامی، نویسنده، نقاش، طراح، روان شناس، جامعه شناس، کارشناس تاریخ هنر، و نخستین زن ایرانی منتقد سینما و تئاتر از دنیا رفت. دربارۀ زندگی و آثار او، و سهمی که در پیشبرد هریک از رشته های فعالیت خود در ایران داشت، می توان ده ها مطلب نوشت. سبک او در نقاشی گل، به تشخیص کارشناسان گالری تِیت در لندن در اوایل دهۀ هشتاد میلادی، شیوه ای نوین را در بازتاب طبیعت به سبک نوکلاسیک رقم می زد. برای طراحی هنری فیلم «جستجوگر» (1368)، ساختۀ همسرش، محمد متوسلانی، به کندوکاوی ژرف در دل کویر رفت و علاوه بر کاروانسراهایی که در آن زمان اسیر خاک فراموشی شده بودند، عظمت باستانی ارگ بم را نیز برای نخستین بار روی پردۀ نقره یی فرستاد. در مقام منتقد سینما، نقدهای دگراندیشانه، تک رو، و ریزکاوانۀ او بر تازه ترین ساخته های فیلمسازان ایرانی و غیرایرانی در دهه های چهل و...
ادامه خواندن

دایره ی زمان


رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است چو بر صحیفۀ هستی رقم نخواهد ماند (حافظ) اسطوره ی ترک گفتن زمین و سفر به جهان مردگان، مدفون ماندن و تقلای رهایی، و سرانجام بازگشت و تولد دوباره از هزاران سال پیش در فرهنگ‎های مدیترانه و میان‎رودان وجود داشته است. برای این مردمان، که به طور عمده از راه کشاورزی گذران می‎کردند، اسطوره‎سازی از مشاهده‎هاشان از چرخۀ زمان، یعنی نیستی گیاهان و خواب زمستانی طبیعت در زیر زمین، تکاپوی جوانه‎ها برای شکافتن پوسته ها، و سر برآوردن از دل خاک در بهار، می‎تواند اتفاقی طبیعی قلمداد شود. این ترتیب در قاموس اسطوره‎شناسی همان فرآیند تبدیل شناخت تجربی به مفاهیم فلسفی است، مفاهیمی برای پاسخ‎گویی به پرسش‎های هستی‎شناختی. پاسخ‎های موفق اغلب به صورت باور درمی‎آیند، و اگر مجموعه‎ای از این باورها بر اساس الگوی...
ادامه خواندن

اُستراکیسم سایبری


اگر با ورود ما کسی سرش را برنگرداند، حرف که می زنیم جواب ندهد، یا هر کاری بکنیم محل نگذارد، بلکه هرکسی را می بینیم ما را «مُرده» فرض کند و طوری برخورد کند انگار وجود نداریم، چیزی نمی گذرد که نوعی احساس خشم و درماندگی نومیدانه وجودمان را پر می کند، احساسی که در برابر آن خشن ترین شکنجه های جسمانی تسکین آمیز می نمایند؛ چون باعث می شود فکر کنیم هر گناه کبیره ای هم از ما سر زده باشد، باز تا آن حد سقوط نکرده ایم که مستحق هیچ گونه توجهی نباشیم. (James 1890/1950, pp. 293-94) در برابر اُستراکیسم اجتماعی دو نوع واکنش احتمال وقوع دارد – فرد با از سر گذراندن این جریان یا عزمش را جزم می کند که شخصیتی بهتر، پاک تر و مهربان تر از خود بسازد یا آدم بدی می شود که با عالم درمی افتد و کارهایی حتا بدتر از گذشته...
ادامه خواندن

رأی ها در چاه: اُستراکیسم، تبعید به خواست مردم - بخش سوم و پایانی


  پایان اُستراکیسم   ارسطو،  قانون اساسی آتن (فصل 22): «این اصلاحات [تغییرهایی که کلِیستِنِس با اِعمال آنها در 7/508 پیش از میلاد، بنیان رسمی دموکراسی آتن را برقرار کرد] بسیار بیشتر از اصلاحات سُلُن موجب دموکراتیک شدن قانون اساسی شد؛ چرا که کار استبداد [تورانی = فرمانروایی مطلق] بدان جا رسیده بود که با سوء استفاده از قوانین سُلُن آنها را از اعتبار ساقط کند، و کلِیستِنس با در نظر گرفتن [مصلحت] توده قوانین تازه ای برقرار کرد، از جمله این که قانون مربوط به اُستراکیسم را به تصویب رساند. پیش از هرچیز، در پنجمین سال پس از تصویب این قانون ها، در زمان آرخُنی [زمامداری] هرموکرئُن، قانون ادای سوگند آغاز به کار برای اعضای «شورای پانصدنفره» را برقرار کردند که هنوز پابرجاست. سپس، دست به انتخاب سردارانی از [تمام] دِمُس ها [demos = قبیله ها]، از هر دِمُس یک سردار، زدند در عین این که کل ارتش زیر...
ادامه خواندن

رأی ها در چاه: اُستراکیسم، تبعید به خواست مردم – بخش دوم، قسمت سوم


پیشگیری از نفوذ بیگانگان محکومیت به ده سال تبعید با رأی مردم در قالب اُستراکیسم، در طول هشت دهه ای که این کاربست طبق شواهد در آتن برقرار بود، گریبان دست کم یازده نفر را گرفت (در رابطه با دو مورد از سیزده نام قربانیان اُستراکیسم که در دست داریم، شواهد قطعی وجود ندارد). ولی تعداد نام هایی که روی دوازده هزار اُستراکنِ یافت شده از حفاری ها نقش بسته بسیار بیشتر از این هاست. در بیشتر این حفاری ها رأی های مختلفی با نام افراد گوناگون مربوط به یک اُستراکیسم پیدا شده، که تشخیص برنده/قربانی نهایی از بین آنها بدون پشتوانه متن های باستانی اغلب کار آسانی نیست. اُستراکیسمی که مگاکلِس را با هر سه اتهام رایجِ تمایل به استبداد و همدستی احتمالی با اسپارت و ایران به تبعید فرستاد، نامزدهای دیگری نیز به خصوص برای این اتهام آخر داشت. از جمله این ها کالیاس پسر کراتیاس بود که...
ادامه خواندن
برچسب ها:

رأی ها در چاه: اُستراکیسم، تبعید به خواست مردم – بخش دوم، قسمت دوم


  پیشگیری از استقرار اُلیگارشی دیدیم که چالش اصلی در مسئله اُستراکیسم، به تبعید فرستادن یکی از شهروندان به مدت ده سال به انتخاب و با رأی مستقیم مردم، یافتن پاسخی برای این پرسش است که این نوع رأی گیری اصولن برای چه و با چه هدفی به وجود آمد و چرا اهمیت آن در حدی بود که از همان ابتدا در قانون اساسی آتن گنجانده شود . مجموعه قوانینی که بعدها « قانون اساسی آتن » نامیده شدند، در حقیقت حاصل اصلاح و بهبودبخشی قانون هایی قدیمی تر، یعنی قوانین سُلُن، بودند و دو هدف عمده را دنبال می کردند : ایجاد یک دستگاه قضایی که، در تقابل با نظام فئودالی قدیم، ضامن برقراری و اجرای عدالت برای همه شهروندان ( مردان آزاد بالای هجده سال ) باشد؛ و سامان دادن به ساختار مدنی جامعه به شکلی که همه شهروندان بتوانند در تصمیم گیری های عمومی و تعیین سرنوشت...
ادامه خواندن
برچسب ها: