ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
ناصر فکوهی شما هنوز بیوگرافی پیش فرض ندارید

جامعه شناسی شوخی   

    - دیکتاتورها شوخی سرشان نمی شود! میان رساله هانری برگسون «خنده» (1900) تا رُمان میلان کوندرا «شوخی» (1967) بیش از نیم قرن  فاصله زمانی و دنیایی از اندیشه فاصله می اندازد. و این همان زمانی است که درست پیش از  حوادث مه 1968 و زیر و رو شدن ِ رویکرد جهان به نهادها و  روابط اجتماعی، خنده و شوخی، همچون بسیاری دیگر از پدیده ها به وسیله امر سیاسی به تصاحب در می آید. البته معنای این امر در آن نیست که  شوخی  پیشینه‌ای سیاسی نداشته است، زیرا می دانیم که نمایش‌های کمیک،  در غرب، یا نمایش های روحوضی در  کشور خود ما (شخصیت های دلقک و سیاه) بسیار سیاسی بوده  و بار عاطفی شدیدی از این لحاظ  داشته و کاه نیز بسیار تاثیرگزار.  بحث بر سر تصاحب است و نه استفاده از شوخی و خنده. هم از این رو است که در رساله برگسون، چنین بر انسانی بودن،...
ادامه خواندن

پاره‌های معماری(26) ، گینزبورگ: پاره‌ای از ابدیت 

Image result for ‫ونیز‬‎    تصویر: ونیز برگردان ناصر فکوهی مویسی یاکولویچ گینزبورگ (1892-1946) از پیش‌تازان ساخت‌گرایی و نظریه‌پردازان معماری در شوروی و همچنین از سال  1926 تا 1930 سردبیر نشریه سوره‌مینا آرشیتکتورا بود. تجربه او در معماری، شکل تازه‌ای از مسکن بود با نام «خانه-کمون» . کتاب «ضرب‌آهنگ در معماری» که در سال 1922 نوشته شد، نخستین اثر او است.  [...] شهر ونیز را باید دارای معنای حقیقی ضرب‌آهنگ (ریتم) دانست. اگر وضعیت سایر جمهوری‌های ایتالیا [شهرهای ایتالیا]  را در نظر بگیریم،[یعنی شهرهایی که] در  لاک تنگ منافع خود فرو رفته‌اند و بسیار محلی رفتار می‌کنند – هر چند این امر هم اهمیت دارد-  و آن را با زندگی و چشم‌انداز‌های گشوده و گسترده ونیز، این پُل میان شرق و غرب، این زمان ِ خاص که نه به دیروز و نه به فردا تعلق ندارد، بلکه در امروزی پُر‌بار و آکنده و گوناگون و ابدی قرار گرفته است، مقایسه کنیم، آن زمان است...
ادامه خواندن

كندوكاوي در دلايل مهاجرت نخبگان و پيامدهاي آن در گفتگو با ناصر فکوهی

محمد داودبيگي ‏مهاجرت از ايران به خصوص پس از انقلاب موضوع داغ و مورد انتقاد اغلب کارشناسان بوده است. به زعم آنها با از دست دادن مهاجران نخبه و تحصيلکرده علاوه بر اينکه کشور از نيروهاي متخصص تهي مي‌شود، کشورهاي ميزبان ميليون‌ها دلار به دست مي‌آورند. نمونه آشکار اين ضايعه در صنعت خودروي کشورمان ديده مي‌شود که دهه‌هاست با مونتاژ خودرو، ايام به سر مي‌کنند و در مقابل ايرانيان متبحر در صنايع پيشرو خودرو سازي جهان ثروت آفريني مي‌کنند.دکتر ناصر فکوهي ـ استاد انسان‌شناسي دانشگاه تهران و مدير موسسه انسان شناسي و فرهنگ در پاسخ به اين سؤال که چه عواملي در فرار مغزها و مهاجرت اقشار تحصيل کرده ايراني به غرب دخيل بوده اند، به گزارشگر روزنامه اطلاعات مي‌گويد: هرچند در اين گفتگو، موضوع مطرح شده، نخبگان و تحصيلکردگان هستند و من نيز به همين دليل بحث خود را در اين زمينه محدود مي‌کنم، اما به نظرم سخن ما...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر(26) / پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه 

  فصل چهارم: شهر تقدس باخته و شهر تقدس زدا امر عینی و امر ذهنی در اوج حقیقت نباید جدایی پذیر باشند، همان گونه که تصویر استنادی است به شناخت متصور و امر دریافت شده (le perçue ) ، استنادی به شناخت دریافتی. هرگاه این زوج را در نظر بگیریم، خود را درون امری عینی قرار می دهد: کافه، بیسترو، محله، پریزونیک همگی در بینشی (visée ) قرار می گیرند که که به آن‌ها موجودیتی عینی یا ذهنی می‌بخشد.افزون بر این، به نظر می رسد که چنین زوجی، کمتر از آن چه در بسیاری از بینش‌های فلسفی ادعا می شود، اصالت داشته باشد؛ این زوج ایجاب می‌کند که گامی پیش از این گسست و انشعاب قرار بگیریم؛و شکلی از بازنمایی را به وجود می آورد که، پیش از آن،ما در حد توانمان دائماً در پی یافتنش بوده‌ایم. زمانی که از امر ذهنی صحبت می کنیم، دیگر چندان به فکر مطالعه...
ادامه خواندن

مانه یک انقلاب نمادین(5)

  تصویر: ادوار  مانه پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی     یک پرانتز: مساله اجتماعی و مساله جامعه‌شناختی       (اگر این مساله را باز می‌کنم، به دو دلیل است. نخست از آن‌رو که به یاد داشته باشیم، مشکل‌بودن ِ آن، تا اندازه‌ای  به این دلیل است که مساله ای هنوز مورد مناقشه به حساب می‌آید؛ موضوعی که به نظرم بسیار اهمیت دارد: علوم اجتماعی خود را در برابر (و علیه) جهان اجتماعی می‌سازد، در گُسست با آن و همان‌گونه که اغلب دوست دارم تکرار کنم، یک مساله اجتماعی لزوما به یک مساله جامعه‌شناختی تبدیل نمی‌شود: پرتنش‌ترین مسائل اجتماعی بیش‌ترین مقاومت را نیز در برابر  تبدیل‌شدن به مسائل جامعه‌شناختی دارند. جامعه‌شناس کسی نیست که مسائل اجتماعی، حاضر و آماده، آماده به تحویل ، پیش‌ساخته (ready made)[1] را بردارد  و برای تحلیل به آزمایشگاه خویش ببرد.  نخستین کار ِعلمی، نخستین حرکتی که یک جامعه‌شناس باید انجام دهد آن است که مسائل...
ادامه خواندن

نامه‌ای به رئیس جمهوری که نمی شناسم

    آقای رئیس جمهور این نامه را در نیم روز بیست و نهم اردیبهشت ماه 1396 می نویسم. میلیون‌ها ایرانی هم‌اکنون  در صف های طولانی با دلی غرق امید در صفوف طولانی در انتظارند تا رای خود را به صندوق بیاندازند و هیچ کسی نمی تواند با قاطعیت بگوید امشب یا فردا چه کسی بر این کُرسی خواهد نشست. همه ما، به ویژه کسانی که دستی به قلم دارند و مورد  پرسش قرار می‌گیرند در  طول هفته‌های اخیر بارها و بارها  درباره همه جنبه‌های این انتخابات  سخن گفته و نوشته‌ایم. امروز اما دیگر کار به پایان می رسد  و فردا، روزی دیگر خواهد بود.  فراتر از آنکه انتخاب شما، در ساعت ها و روزها و ماه‌ها و سال‌های آینده چه ثمرات مثبت یا منفی برای ما مردم داشته باشد یا حتی چه دستاوردهایی برای خود دولتمردان و حکومت و نظام به باربیاورد، در این نامه تلاش می کنم با تجربه...
ادامه خواندن

پاره‌های معماری (25)، لئون باتیستا آلبرتی: زیبایی و پایداری

برگردان ناصر فکوهی معمار ِ انسان‌گرا(اومانیست)ی ایتالیایی، لئون باتیستا آلبرتی (Leon Batista Alberti) (1404-1472)، آثار بسیار گوناگونی از خود برجای گذاشت که به سه گروه تقسیم می‌شوند.  رساله‌های فنی، گفتگو‌ها و نوشتار‌های طنزآمیز. از جمله نوشته‌های گروه نخست، رساله  «هنر ساختن»(re aedificatoria) است که در سال 1483 منتشر شد. این اثر هم یک رساله برجسته و ارزنده و هم یک برنامه کاری روش‌شناختی و هم نخستین رساله معماری غربی به حساب می‌آید. «...می گویند که ظرافت و خوش‌آمد، ریشه‌ای جز در زینت و زیبایی ندارند. زیرا هیچ‌کسی را، ولو بسیار اندوهبار و عبوس، ولو بسیار بی‌فرهنگ و گوشه‌گیر، نمی‌توان یافت که در برابر چیز‌های بسیار زیبا، بی‌احساس، باقی بماند و آنها را به دیگر چیز‌ها ترجیح ندهد، همانگونه که کسی را نمی‌توان یافت که از چیز‌های زشت بیزار نباشد و هر‍‌چیز بی‌ارزش و پرت‌افتاده را کنار نزند و کمبود زیبایی را به حساب  ِ نبود  ظرافت و ارشمندی در چیز‌ها...
ادامه خواندن

دولت جدید و چالش باستان‌گرایی و نژادپرستی در سال‌های آتی 

     از فرازهای سخنرانی پس از انتخابات آقای روحانی جمله ای بود که ایشان  از وحدت ایران در قالب همگرایی همه قومیت‌های آن، با ذکر نام آن‌ها از جمله کردها، عرب‌ها، گیلک ها و مازنی ها و ... آورده بودند. این امر در راستای برنامه های دولت ایشان از دوره نخست بود و باید  اذعان کرد که همانگونه که دولت ایشان وعده داده بود، برای نخستین بار  تدریس زبان‌های قومی در برخی از مناطق مربوط  آغاز شدند و اصل 15 قانون اساسی  پس از ده‌ها سال و برغم فشار  بسیار شدید از طرف پان‌ایرانیست‌ها و  گروه‌های شوینیست و باستان‌گرای ضد‌انقلاب به اجرا در‌آمد. این رویکرد به حق، با پاسخ مثبتی از جانب همه هموطنان ما و از جمله در مناطق قومی  روبرو شد که رای بالایی را به دولت جدید ایشان دادند و با اهداف انقلاب اسلامی تجدید عهد کردند.  همین نکته البته درباره موضوع عدالت اجتماعی نیز مطرح بوده...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر(25)

پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه برای نمونه میشل بوتور  در «نبوغ مکان»  در جستجوی اصل نظم‌دهنده به دلف  یا به کوردو  بوده است. بدین ترتیب به نوعی شاهد آن هستیم که فکر هنجار  از نو مطرح می‌شود، اما پرسش آن است که آیا زیست‌شناسی (بیولوژی) از مدت‌ها پیش، چنین کاری را نکرده است؟ و آیا نمی‌دانیم که برخی از جامعه‌شناسان «هنجار» را امری ذاتی در کالبد اجتماعی می‌دانند؟ بدین ترتیب شعرِ یک شهر با ورود تدریجی آن به هستی در هم می‌آمیزد. فقط باید توجه داشت که این ورود را در قالب نشانۀ انحصاری طبیعی بودن  درک نکنیم، هرچند درک رشد گیاهی یک شهر بسیار خوشایند است. مکان‌ها (تزیین‌ها، جغرافیا، پهنه) سبب شدند که شهر بر اساس قوسی  بخصوص رشد کند. خدایان یا نبوغ انقلابی انسان‌ها نیز می‌توانند با گذاشتن رسالتی بر عهده شهر، چنین خواستی را داشته باشند و از آن بخواهند که خود را به...
ادامه خواندن

مانه: یک انقلاب نمادین (4) 

    تصویر: فضای درونی موزه اورسه  پیر بوردیو  برگردان ناصر فکوهی در جهان‌هایی که در رابطه با نظم‌های اجتماعی، نسبتا خود‌مختار  هستند -  نظم‌هایی که من «میدان» ها می‌نامم – این امری رایح است که انقلابی‌ها افرادی ممتاز و برخوردار از ویژگی‌هایی برجسته باشند. مانه در این زمینه مثال خوبی است و بی‌شک می‌توان گفت که قابلیت‌های انقلابی او را باید در رابطه با موقعیت ممتازش قرار‌داد؛ به خصوص این‌که پیروزی انقلابی که او آغازگرش بود، شاید اگر چنان سرمایه‌هایی را نداشت، ممکن نبود – این یکی از تز‌هایی است که من مشغول تامل بر آن‌ها هستم-  منظور من البته [صرفا] مهارت‌های دانشگاهی (آکادمیک) نیست که دانشگاه(آکادمی) مُهر تایید بر آنها زده باشد، بلکه همچنین منظورم، سرمایه اجتماعی، روابط او و بنابراین سرمایه نمادینی است که با دوستانش پیوند خورده بود و غیره.  بنابراین از چیزی سخن نمی‌گوییم که مُرده باشد و به خاک سپرده، همچون بسیاری موارد در تاریخ....
ادامه خواندن

لیسبون: پاره‌ای از بهشت

شهرهای ساحلی، به گونه ای معجزه آسا همه ساکنان و بناها و نگاه ها و قدم ها و  احساس ها و کنش های را به سوی دریا می کشانند. رمز و رازی آنجاست: رازی در آن سوی دریاها که انتظار ما را می کشد. هم از این رو، خیابان های شهری، کوچه ها، آدم ها، عطری که در هوا پراکنده ، هوا و آفتاب و حتی حافظه و خاطراتی که در میان انسان ها  چون امواجی  ناپیدا  در جریان است، همه در خود دریا و دریایی بودن را دارند. این احساسی است که  گردشگر، در بالای  «بوستان ادوارد هفتم»،  بر فراز «میدان مارکی دو پومبال»،  در منظره ای  بی نهایت  خیالین و وهم انگیز، می تواند دریابد.  از آنجا،  شهر زیر پای ما است. اما پشتش را به ما کرده ؛ در ابهام و سایه – روشنی رویایی و غبار آلود فرو رفته. و تنها در دوردست ها، در  تکه...
ادامه خواندن

پاره های معماری(24)، فور: اجزای تفکیک ناپذیر هنر یونانی 

  )، توا کسی که تجربه صمیمیتی نزدیک با ویرانه‌های باستانی ِ یونان را نداشته باشد، گمان می‌برد آن‌ها را نیز باید چیزهایی از جنس  «قضیه» های [ریاضی] یونانی دانست. اثر معماری، در همان آنی که پیش چشم‌های ما  خود را می‌نمایاند، چه دست‌ناخورده و چه تخریب‌شده، گویی تمام ِ حس ِ انسانیت را در وجودمان به لرزه در‌‌می‌آورد. به یاد می‌آوریم که از پایه تا ستیغِ این اثر، برهمه جایش، همچون یک «قضیه»، جای دست انسان‌ نمایان است. همچون  در سنتوری‌ها (زن، در این‌جا امری ظاهری است. اعتدال، غالب است و با امری زنده سروکارداریم. قوانین ِ پیکره‌سازی، قوانین ِ طبیعت، همه در آن اثر، خود را نشان می‌دهند: منطق، انرژی و سکوت پلان‌ها و لرزش ِ سطوح آنها. خط راست، در آن‌جا، قدرتمند است، همچون قدرتی  که در منطق [یونانی] می بینیم؛ همان‌گونه که خط مورب فضامند است و همچون رویا، آرامش بخش.  معمار، بنا را بر شکل‌های مستطیلی...
ادامه خواندن

یک بازبینی کوتاه  نظری در مفهوم فضا – زمان اجتماعی  

  مفهوم فضا در علوم اجتماعی زایشی نسبتا متاخر دارد که عمدتا به نیمه قرن نوزده و  نیمه اول قرن بیستم برمی گردد. البته ما در ادبیات باستانی  تفکر اجتماعی با مفاهیم مشابهی روبرو هستیم که بیشتر به  «زمین» ، «خاک» ، «سرزمین» و اشکال  سامان یابی حکومتی و  آمایشی آنها مثل «بنا»، «دولت»، «شهر» و ... بر می گردند. اما خود مفهوم فضا امری جدید است. پیش از قرن بیستم، بحث فضا بیشتر در حوزه فیزیک مطرح بود و با حرکت از سنت یونانی (و پیش از آن بین النهرینی) فضا را در دیالکتیک  فیزیک/ متافیزیک  قرار می داد که ترجمان خود را در الهیات  در  ماده / روح ، در حوزه اسطوره در زمین / آسمان و  دو گانه های مشابه می یافت. اما در علوم اجتماعی، به نوعی می توان گفت مفهوم «فضا»  با مفهوم «شهر صنعتی» زایش می یابد. هم از این رو است که نام گئورگ...
ادامه خواندن

انتخابات: چرا آری؟ چرا نه؟: یک یادداشت و یک گفتگو درباره انتخابات پیش رو

  ساختار انتخابات، چه در ایران و چه در جهان، ساختاری دموکراتیک بوده که از لحاظ تاریخی پویایی زیادی داشته است. انقلاب های دموکراتیک و گفتمان ملی گرایانه آنها  تا بیش از یک قرن تلاش کردند مفهوم انتخابات و ایجاد نهادهای دموکراتیک را به معنای جایگزین شدن مطلق ِ «شایسته سالاری» (meritocracy) به جای «اشرافسالاری»(aristocracy) اعلام کنند. در حالی که در ابتدا حتی همه مردم حق انتخاب کردن و حتی انتخاب شدن نداشتند (به ویژه اقشار فقیر و زنان) . افزون بر این از ابتدا تا امروز، رسیدن به موقعیت انتخاب شدن نیازمند شرایطی بود که فراز و فرودهای بسیار داشتند، برای نمونه هزینه های انتخاباتی که  بالاتر و بالاتر رفتند و  تبیلیغات انتخاباتی که همه از عهده آن بر نمی آمدند. گفتمان های دموکراتیک آموزشی و تربیتی دائما تلاش کردند نشان دهند که  مدرسه و نظام های آموزش و پرورش این امکان را به همه مردم می دهند که برغم...
ادامه خواندن

مانه: یک انقلاب نمادین(3) 

پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی  بخش سوم  یک امر نمادین ِ تحقق یافته  برای درک این انقلاب ِ نمادین، که تلاش کردم  به شکلی تا حدی انتزاعی،  نشانش دهم، باید توجه داشت درک ِ آن ذاتا کار دشواری است. ابتدا باید سعی کنیم نظم ِ نمادینی را که مانه  سبب گِرَوِش (conversion) به آن شد را بفهمیم و درک کنیم که این نظم چه بود – یک نظم نمادین ِ تحقق یافته، نظمی است که خود را به مثابه امری بدیهی  ارائه می‌دهد، یعنی  نظمی که به زیر سئوال بردن ِ آن به فکر هیچ کسی  نمی‌رسد.  به عبارت دیگر، یک نظم نمادین تحقق یافته، «تمام شدن» ی معنا می دهد که توانسته است خود را مثل روز روشن بنمایاند و به  یک امر مسلم(2) تبدیل کند  . برای بازسازی این نظم نمادین در تمام قدرت  ِ آن، باید در نظر داشت که  این تجربه «بدیهی بودن»، امری کاملا خارق...
ادامه خواندن

پیروزی «توهم» بر «شرارت»: درباره انتخابات فرانسه

  1. تحلیل شما از پیروزی امانوئل مک‌رون در انتخابات فرانسه چیست؟ پیروزی امانوئل ماکرون، در فرانسه را  به خودی خود می توانم یک «نا-واقعه» بنامم. همه تحلیلگران و حتی همه مردم عادی فرانسه تقریبا صد در صد می دانستند که هر کسی از میان نامزدهای انتخاباتی در مقابل مارین لوپن قرار بگیرد، پیروز خواهد شد. مهم نه در این پیروزی، بلکه دو چیز دیگر بود. نخست اینکه چه کسی به دور دوم خواهد رسید و آیا مارین لوپن جزو دو نفری  خواهد بود که به دور دوم برسند یا نه  و دوم اینکه اگر لوپن به دور دوم برسد، میزان آرای او  چه خواهد بود.  اینکه لوپن به دور دوم رسید، همچون پیشینه این ماجرا(سال دوهزار و دو)، یعنی بار قبلی که همین حزب کوچک فاشیستی  در برابر راست سنتی گلیست فرانسه، به دور دوم رسید، به دلیل ضعف حزب چپ مقابل او یعنی حزب سوسیالیست و نامزد بسیار...
ادامه خواندن

لیسبون: پاره‌ای از بهشت    

شهرهای ساحلی، به گونه ای معجزه آسا همه ساکنان و بناها و نگاه ها و قدم ها و  احساس ها و کنش های را به سوی دریا می کشانند. رمز و رازی آنجاست: رازی در آن سوی دریاها که انتظار ما را می کشد. هم از این رو، خیابان های شهری، کوچه ها، آدم ها، عطری که در هوا پراکنده ، هوا و آفتاب و حتی حافظه و خاطراتی که در میان انسان ها  چون امواجی  ناپیدا  در جریان است، همه در خود دریا و دریایی بودن را دارند. این احساسی است که  گردشگر، در بالای  «بوستان ادوارد هفتم»،  بر فراز «میدان مارکی دو پومبال»،  در منظره ای  بی نهایت  خیالین و وهم انگیز، می تواند دریابد.  از آنجا،  شهر زیر پای ما است. اما پشتش را به ما کرده ؛ در ابهام و سایه – روشنی رویایی و غبار آلود فرو رفته. و تنها در دوردست ها، در  تکه...
ادامه خواندن

پاره های معماری (23): فوکو: دگر‌جای‌ها  (بخش پنجم و آخر)

برگردان ناصر فکوهی     چهارمین اصل. دگر‌جای‌ها به یکدیگر پیوسته‌اند و اغلب از لحاظ زمانی با یکدیگر تداخل دارند؛ یعنی به سوی موقعیت‌هایی گشوده هستند که می توانند آنها را (با نوعی صرفا توازن [زبانی]) دگر‌زمان (hétérochronies) نامید؛ دگر‌زمان‌ها وقتی به صورت کامل به کار در می‌آیند که انسان‌ها در گونه‌ای گسست  ِ مطلق با زمان ِ متعارف خود قرار می‌گیرند؛ بدین ترتیب است که درک می کنیم چرا گورستان یک مکان کاملا  دگرجایی است، زیرا گورستان  جایی است که یک زمان ِ شگفت‌انگیز برای هر فردی، با از دست‌دادن  حیاتش، آغاز می‌شود، هر فردی درون  نوعی زمان تقریبا ابدی وارد می شود که در خلال آن  پیوسته و به تدریج  از هم پاشیده و ناپدید می گردد.      به صورتی عام، در جامعه‌ای همچون جامعه ما، دگرجای‌ها و دگرزمان‌ها، به شیوه‌ای نسبتا پیچیده با یکدیگر سازمان یافته و هماهنگ می شوند. ما نخست با دگرزمان هایی روبرو...
ادامه خواندن

بلاهت ِ روشنفکرانه: در گفتگو با ناصر فکوهی 

استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان شناسی و فرهنگ معتقد است: «ما بیشتر از آنکه به فکر لذت خواندن، لذت نوشتن و... باشیم به فکر سودی هستیم که از لحاظ مادی می‌توانیم از این کارها ببریم، به فکر شهرتی هستیم که می‌توانیم به دست بیاوریم، به فکر خودنمایی‌ هستیم...» هادی حسینی‌نژاد؛ خبرنگار فرهنگی آنا: در ادامه بحث انتشار بلاهت در جامعه و احتمال دست‌مایه قرار گرفتن عرصه نشر در این راستا، گفت‌وگویی داشتیم با ناصر فکوهی، استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران. مصاحبه‌ای که با مطالعات تاریخی مدیر موسسه انسان شناسی و فرهنگ، عمق بیشتری به خود گرفته و مسیرهای تازه‌ای را در زمینه شناخت بلاهت اجتماعی؛ خصوصا در حوزه نشر کتاب باز می‌کند. فکوهی معتقد است بلاهت اصلی در توهم است، در میل به خودنمایی، در اسطوره‌سازی‌های ناآگاهانه؛ نه در کتاب‌های سخیف و مبتذل. او به بلاهتی جلاخورده اشاره می‌کند که «خودش را به عنوان روشنفکری و پبشرفته بودن...
ادامه خواندن

پاره های معماری(22)، فوکو دگرجای‌ها(بخش چهارم)

Image result برگردان ناصر فکوهی  اصل دوم این توصیف دگر‌جای‌ها، آن است که در طول تاریخ، هر جامعه‌ای می تواند دگر‌جای‌های خود را  به صورت‌هایی بسیار متفاوت  از آنچه بوده یا هست، به کارکرد در بیاورد؛ در واقع، هر دگرجایی یک کارکرد کاملا دقیق دارد که از سوی درون جامعه تعیین می‌شود، اما همین دگر‌جای می‌تواند بنابر همزمانی‌های (synchronie) فرهنگی که درونش وجود دارند، کارکرد دیگری هم داشته باشد.     من برای نمونه، به دگر‌جای ِ عجیبی مثل گورستان، اشاره می کنم. گورستان بی‌شک نسبت به فضاهای فرهنگی متعارف، یک فضای دیگر است. اما در آن واحد، فضایی است که با تمامی جای‌های یک شهر یا یک جامعه یا یک روستا پیوند دارد، زیرا هر فردی، هر خانواده‌ای احتمالا دارای خویشاوندی است که در آن گورستان آرمیده است. در فرهنگ غربی، گورستان تقریبا همیشه وجود داشته، اما این  مکان جهش ها و دگرگونی های بسیاری را تجربه کرده است. تا پایان قرن هجدهم،...
ادامه خواندن