ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
ناصر فکوهی شما هنوز بیوگرافی پیش فرض ندارید

یهودیان ایرانی؛ گزارش یک سفر

نوشته: یاکوف رابکین، استاد تاریخ در دانشگاه مونترئال. وی که همزمان با انتخابات مجلس به کشورمان سفر کرده بود، مشاهدات خود از جامعه یهودیان ایرانی را در قالب گزارش‌گونه‌ای با ذکر جزئیات چاپ کرده است که در 5 قسمت ارائه خواهد شد. از کتب‌های او که به زبان فارسی ترجمه شده، «یهود علیه صیهونیسم» برگردان عبدالرسول دیانی است. برگردان: مرجان یشایایی بازدید از جامعه یهودیان ایرانی یکی از اهداف سفر من به ایران بود. از کنجکاوی و علائق دانشگاهی که بگذریم، دغدغه‌های من به عنوان یهودی مومن برای انجام مراسم مذهبی در روز شنبه (روز مقدس یهودیان که مراسمی خاص در آن اجرا می‌شود) و عید پوریم و تهیه غذای کاشر (ذبح شرعی یهودیان) باعث شد در پی تماس با همکیشان ایرانی خود باشم. به علاوه، دعوت شده بودم تا درباره نوع عملکرد قوانین مذهبی یهود (هلاخا) در ارتباط با اسلام و مسلمانان سخنرانی کنم. در مقایسه با بسیاری از...
ادامه خواندن

پاره های هنر(49) ، روسو: سرچشمه مشترک شعر و موسیقی

برگردان ناصر فکوهی  با نخستین صداهای انسانی، نخستین کلمات شمرده یا آواهایی که با احساس های گوناگون بر انگیخته می شدند، شکل گرفتند.   زبانیخشونت، به فریاد های تهدید آمیز می انجامید که زبان و کام دهان آن را به بیان در می آوردند؛ اما صدای  مهربانی، شیرین بود:  دهانه حنجره، این صدا را متفاوت می کرد.  بدین ترتیب صداها و گویش ها به وجود آمدند، صداهایی که در آنها تواتر بیشتر یا کمتری از  کمات دیده می شد،  شکل تلفظ تندتر یا آرام تری و این ها همه بر اساس احساس هایی که همراهشان بود، تعیین می شدند. بدین ترتیب بود که  وزن ها و صداها با هجاها زاده شدند: شور و احساس  انسان، همه اندام هایش را به سخن در می آورد و به صدای او با تمام برجستگی هایش، آرایش می داد. نتیجه آنکه، شعرها، آوازها و سخن ها را باید دارای سرچشمه مشترکی دانست و با این...
ادامه خواندن

گفت وگو با ناصر فکوهی: جامعه امروز ما بیش از هر چیز به اخلاق و عقلانیت نیاز دارد

  اتفاقاتی نظیر پلاسکو می تواند همه را در دریایی از سردرگمی و بی اخلاقی غرق کند شفقنا زندگی– بارها و بارها اتفاقات تلخی رخ داده و نه تنها تجربه ای کسب نکردیم بلکه علل و عوامل آن را به فراموشی سپردیم، به گونه ای به کمای فراموشی می رویم که تنها با رخ داد حادثه ای تلخ تر از قبل، به احیای موقتی دچار می شویم؛ این نوسان های رفتاری در جامعه ایران ناشی از چیست؟ چرا از حوادث تلخ، تجربه کسب نمی کنیم؟ چرا مسئولان ایران به سختی قصور خود را می پذیرند؟ دکتر ناصر فکوهی، استاد انسان شناسی دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان شناسی و فرهنگ، کنش های متفاوت جامعه ایران در حوادث را نشانه سردرگمی می داند و می گوید: واکنش ها و کنش هایی مردم نه از سر عقلانیت بلکه عمدتا عاطفی است و گاه به گاه نیز اندیشه های سودجویی به سراعشان می...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج(16)

داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش 16    تولستوی در مرگ ایوان ایلیچ دست به توصیف  ِتخریب تدریجی  ِ رابطه میان قاضی و همسرش می‌زند؛ همسری که قادر نیست اضطراب او و دردش را درک کند. و خود این قاضی هرچه بیش از پیش از این که نمی‌توانند وضعیت او را بفهمند برآشفته است و این امر سبب می‌شود که دافعه بیش‌تری نسبت به خود ایجاد کند. بدین‌ترتیب سوء‌تفاهم از هر دو طرف افزایش می‌یابد:«مشاجره‌ها میان زن و شوهر بیش‌تر و بیش‌تر شده و به سختی بسیار می‌توانند آن‌ها را از انظار دیگران بپوشانند[...]». زن که اطمینان دارد همسرش شخصیتی نفرت‌آور دارد و سبب بدبختی زندگی او شده است دغدغه سرنوشت شوم خود را دارد. و هر اندازه بر این سرنوشت بیش‌تر دل می‌سوزاند نفرت بیش‌تری نیز از همسر خود پیدا می‌کند. قاضی قادر نیست رنج خود را به زبان بیاورد.  هرکاری که می‌کند بازهم همه به...
ادامه خواندن

پاره های معماری، فوکو: فضاهایی دیگر یا «دگرجای ها»

پاره های معماری، فوکو: فضاهایی دیگر یا «دگرجای ها» برگردان ناصر فکوهی بخش اول می دانیم که بزرگترین دغدغه وسواس آمیز ِ قرن نوزدهم، تاریخ ِ مضامینی  بود چون رشد و رکود؛ بحران و چرخه؛ انباشت گذشته؛ افزایش  بار ِ مرگان؛ سرد شدن جهان.  در قانون دوم  ترمودینامیک بود که قرن نوزدهم اساس منابع اسطوره ای خود را می یافت. دوران کنونی را باید  بیشتر دوران فضا بدانیم. ما در دوران  همزمانی هستیم، با هم بودگی؛ ما در دورانی هستیم که امر نزدیک و امر دور، در کنار هم قرار گرفته اند، در دوران امر پراکنده. ما در لحظه ای قرار گرفته ایم که جهان به باور من خود را کمتر به مثابه یک  حیات بزرگ و در حال تحول در زمان،  بلکه در قالب  شبکه ای بیان می کند که  نقاط گوناگون را به یکدیگر  پیوند داده  و [دائم] این کلاف سردرگم را بزرگتر می کند. شاید بتوانیم بگوییم...
ادامه خواندن

یک فنجان قهوه قجر، پیشکش ِ مدرنیته ایرانی

  سلسله های پادشاهی ایران را اغلب در روشی کلاسیک مطالعه کرده اند: اینکه بر اساس یک تاریخ نگاری خطی و عمدتا متکی بر اسطوره های هنجارمند سیاسی، شاهان را  پی در پی ردیف کرده و تلاش کنند منطقی میان آنها بیابند که بنابر تعریف وجود ندارد. وقتی بهر رو، خطی  خیالین را کشیدیم که  بیش از هر چیز مدیون حوادث و  وقایع غیر قابل پیش بینی بوده، در نهایت نیز خود می توانیم تفسیرش کنیم و به نتیجه دلخواه برسیم. اما شاید بتوان به گونه ای دیگر نیز عمل کرد: گام گذاشتن در راهی  بسیار سخت تر و گاه به دلیل فقدان یا کمبود نظام های نوشتاری و کمبود بازمانده های مادی در ایران، در حدی ناممکن. برای این کار باید دست به بازسازی تاریخ یا روایت های تاریخی در  پویایی و پیچیدگی  میانکنش های  زندگی مردم و  گروه های مختلف اجتماعی زد. البته  ما شروع به این کار را...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر(20)

  پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه  در این فصل دغدغه تعیین معیارهایی را داشتیم که به آن‌ها بازمی‌گردیم؛ وجود یک مکان شهری، مستلزم وجود یک کانون مرکزی است؛ این ادعا دو دلیل دارد: این قطب به این مکان ساختار می دهد، و بدون آن این خطر وجود دارد که ]مکان[ بی‌شکل باقی بماند. از سوی دیگر دلیل دومی که ما نیز آن را ترجیح می‌دهیم، بیشتر ]دربارۀ[ مسالۀ حس است – مکان نمی تواند به روشنی خود را آشکار کند و هستی خود را گسترش دهد، مگر آنکه کانونی داشته باشد که به روشنی آن چه را که آن مکان در پی بیانش است، در خود گردآورده باشد. ما می‌توانیم به طیب خاطر این گزاره جدید را، که به نظرمان گزارۀ بنیادینی است، مطرح کنیم: مکان حقیقی شهری جایی است که ما را تغییر دهد، یعنی جایی که پس از خارج شدن از آن دیگر همان کسی نباشیم...
ادامه خواندن

پاره های هنر(48)، لوی استروس: نقش ِ متناقض آزادی در خلاقیت هنری 

  به نظر من برای آنکه آزادی، مفهوم و محتوایی [حقیقی] داشته باشد، نباید و نمی توان آن را در خلاء تجربه کرد.  آزادی، همواره به معنای  رودررویی با  موانع گوناگون  و از سر راه برداشتن آنها بوده است. هیچ چیز به باور من، نمی تواند سخن همکارم در کلژ دو فرانس، رولان بارت، را توجیه کند که می گوید: «زبان فاشیستی است.» چرا؟ زیرا زبان دارای قوانین و الزاماتی است. و به دلیل دارا بودن همین ضوابط است که  می توانیم [چیزی به نام] شعر داشته باشیم و شعر به معنایی، شناخت این قواعد  الزام ها و چیره شدن بر آنها است.  در کتاب «نگاه دوردست»  متونی تا اندازه ای مناقشه بر انگیز وجود دارند که شاید بیشتر  جهان معاصر را هدف گرفته باشند. گرایش در نزد برخی از  مردم زمانه ما آن است که بگویند: آزادی باید همه جا و در همه موقعیت ها حضور[ ی بدون هیچ محدودیتی...
ادامه خواندن

اعتماد اجتماعی را به مردم بازگردانیم  

آرمان امروز - فاطمه طاهری: خانواده و مشکلات پیش روی آن در جامعه کنونی که هر روز با تغییرات فرهنگی و اجتماعی روبه‌رو شده است یکی از دغدغه‌های اصلی جامعه‌شناسان است؛ چرا که تغییرات در بنیان خانواده مساوی است با تغییرات در فرایند کلی اجتماع. ناصر فکوهی استاد دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان‌شناسی و فرهنگ در گفت‌وگو با آرمان امروز معتقد است: اکثر قریب به اتفاق جوامع علاقه‌مندند که جامعه‌ای خانواده‌محور داشته باشند و این مساله صرفا مخصوص به کشور و جامعه ما نیست. اما آنچه اهمیت دارد این است که هر جامعه تا چه اندازه بتواند تغییرات خود و محیط اجتماعی و اقتصادی و سیاسی خویش را درک کند و برای دگرگونی‌هایی که بر شکل و محتوای خانواده تاثیر می‌گذارند، راه یافته و آنها را به خوبی مدیریت کند تا هم این نهاد ارزشمند حفظ شود و هم بتواند به شکل مطلوبی دوام بیاورد و صرفا به شکلی...
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج ودرد (15)

داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار پور  بخش 15  لیریس از تجربه «خشونت‌آمیزی» که در 5-6 سالگی داشته سخن می‌گوید. پدرومادرش به اومی‌گویند که می‌خواهند او را به سیرک ببرند اما در واقع به نزد یک جراح می برند  که لوزه های او را بدون جراحی درمی‌آورد. «من هیچ‌چیز به یاد ندارم جز حمله ناگهانی جراح که ابزارش را درون گلویم فروبرد دردی که احساس کردم و فریاد وحشتناکی که هم‌چون حیوانی که شکمش را بدرند از من بلند شد(...) این خاطره به نظرم دردناک‌ترین یادگار دوران کودکی‌ام است. نه فقط نمی‌فهمیدم چرا این درد به من تحمیل شده بلکه احساس می‌کردم که مرا گول‌زده‌اند در یک دام افتاده‌ام و قربانی یک بی‌شرمی بی‌رحمانه از طرف بزرگ‌سالان شده‌ام، از طرف کسانی که با من مهربانی کرده بودند تا سپس مرا به زیر وحشیانه‌ترین خشونت‌ها بکشند. همه بازنمایی من از زندگی بدین‌ترتیب از این ماجرا متأثر شد. جهان به...
ادامه خواندن

پاره های معماری(18)، مندلسون: تراژدی ما، حرفه ای شدن است 

    اریش مندلسون(1887-1953) زاده آلمان بود؛ او به باور برخی، یک معمار اکسپرسیونیست و به نظر برخی دیگر، یک معمار ارگانیک یا دینامیک بود. مندلسون با گروه هنرمندان «شوالیه آبی»  آمد و رفت داشت و در نخستین سال های تجربه خود،  برای سالن های تئاتر دکور می ساخت. مندلسون طرفدار  یک معماری مدرن و نو بود و استفاده از بتُن آرمه در ساخت بناها را توصیه می کرد. به نظر او، این ماده «یک بیان نو در خود دارد».  مندلسون شهرت خود را مدیون ساختن «برج انیشتین» در فاصله 1919 تا 1924 بود که به مجادله های زیادی دامن زد.    «تراژدی ما، حرفه ای شدن است. من همواره عقیده داشته ام که معماری یک هنر است و همان اندازه شورانگیز که زیباترین زنان در تراز ِ آن.  اما هر اندازه عمر خود را بیشتر با این بانوی زیبا سر می کنم، می بینم کمتر حاضر است عشق دوران جوانی...
ادامه خواندن

تحلیلی آسیب شناختی بر موقعیت بحران های کالبدی شهر در تهران با نگاهی به آتش سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو

    صبح روز 30 دی ماه 1395، ساختمان پلاسکو تهران در طبقاتی فوقانی خود دچار یک آتش سوزی شد. بنا بر گزارش هایی که خبرگزاری ها ارسال کردند، این آتش سوزی چند ساعت پس از شروع خاموش شد، اما به دلایلی که هنوز مشخص نیست، بار دیگر از سر گرفته و شدت یافت به صورتی که چند ساعت بعد کل ساختمان فرو ریخت و شمار قابل ملاحظه ای از آتش نشانان و شاید تعداد زیادی از مردم زیر آوار ماندند و به شهادت رسیدند. دو روز پس از شروع آتش سوزی، آین آتش هنوز مهار نشده و به ساختمان های مجاور کشیده. محله های نزدیک به این مکانِ بحرانی، ازدحام مردم زیاد، و تنش های بین مسئولان درباره یافتن «مقصر» و تاکید بر اینکه بارها و بارها خطرات موجود در ایمنی این ساختمان به مسئولان آن «هشدار» داده شده، هنوز در جریان هستند. افزون بر این، ماجرای فروپاشی ساختمان، که...
برچسب ها:
ادامه خواندن

دوگانه دولت باستاني - دولت مدرن

  گزارشي از سخنراني ناصر فكوهي درباره هويت ملي و خطر جريان هاي شوونيستي قومي و ملي       دنياي اقتصاد: دکتر ناصر فکوهي انسان شناس چندي پيش در محل کتابخانه ملي درباره«سازوکارهاي شکل گيري هويت ملي و خطر جريان هاي شوونيستي قومي و ملي»سخنراني کرد. وي در سخنان خود ايران را داراي دو مدل دولت يکي در مفهوم تاريخي و سنتي و ديگري در مفهوم مدرن دانست و طي آن کوشيد تا مرزها و تفاوت هاي اين دو مدل دولت را آشکار سازد. آنچه در ادامه خواهيد خواند بخش هايي از متن پياده شده سخنراني اين استاد دانشگاه تهران است.     بسياري از مفاهيمي که امروزه ما از آن صحبت مي کنيم در دوران مدرن معاني متفاوتي با آنچه در دوران گذشته داشته اند پيدا کرده اند. بي شک واژه هايي نظير مردم و دولت از اين دسته اند. دولت در معناي وبري آن يعني «سازماني که...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر، پیر سانسو (بخش 19)

توضیح عکس:ورود قطار نورماندی به ایستگاه سن لازار، اثر کلود مونه، 1877  برگردان ناصر فکوهی با همکاری زهره دودانگه   در غرفه فروش غذا، امر تقریبی (کمتر از امر تقلیدی که گاه بورژوازی به آن دل می‌بندد) دچار ناهماهنگی نیست. آن جا بیشتر انواع «کالباس» و «پنیر» را می‌فروشند. و این غذاها به دلیل ماهیت سیال خود سرنوشتی ندارند جز آن که به اشکال گوناگونی در بیایند.  پنیر چیزی نیست که جز شکلی که شیر به خود گرفته است، درست مانند کالباس که شکلی است که خوک به آن صورت در آمده است. البته شکل‌های کلاسیک کافی نیستند: پنیر کامامبر ، پنیر گرویر ، سوسیسون ، ژامبون. لازم است در شور و هیجانی غریب، دائما شکل‌هایی جدید به وجود بیاوریم. به این ترتیب با تقلیدهایی از پنیر سبز ارونی  یا گورگونزولا  روبرو می‌شویم که خود آن‌ها از پنیر روکفور  تقلید کرده‌اند. در این زنجیره بی‌پایان ( زیرا تنها حقیقت است که...
برچسب ها:
ادامه خواندن

پاره های معماری(17)، فوریه: شهر ترکیبی

برگردان ناصر فکوهی   شارل فوریه (1772-1837)، فیلسوف فرانسوی و منتقد سرسخت انقلاب صنعتی و روابط حاصل از آن در موقعیت انسان ها،  بود که همزمان با وی در اروپا اتفاق افتاد و سراسر جهان را در برگرفت. فوریه جزو فیلسوفان سوسیالیستی بود که مارکس و انگلس آنها را «سوسیالیست های خیالی » می نامیدند زیرا معتقد بودند که ایده های آنها غیر قابل اجرا و  ناشی از دیدگاه های شاعرانه و خیالپردازنه است. فوریه  مبنای جامعه ای را که به مثابه بدیلی برای جهان صنعتی توصیه می کرد، شهری می دانست با نام «فالانستر» که در آن معماری و ساخت خاص و روابط ویژه و  بسیار عاطفی و همدلانه ای که میان انسان ها بر قرار می شد و او آن را در واژه «هارمونی» یا هماهنگی تعریف می کرد. جهان جدید به باور او باید از سه میلیون فالانستر 1500 نفره  تشکیل می شد که روابط میان انسان...
ادامه خواندن

خوانش ِ فرش به مثابه بیان رسانه ای تکثر هویت ایرانی

  پهنه تمدنی ایرانی که از افعانستان تا  زاگرس و از خلیج فارس تا جنوب قفقاز با نام «ایران فرهنگی» شناخته می شود، یک میراث بشری است و به قوم و نژاد و فرهنگ واحدی در زمان و مکان مشخص، تعلق ندارد: این یادگار برجسته تاریخ  انسانی، حاصل گر هم آمدن هزاران ساله  اقوام، زبان ها،  مردمان،  فرهنگ ها و هنرها و مهارت های بی شماری است که در طول این زمان،  بر یکدیگر انباشته شده و شاید بهتر باشد، با الهام گرفتن از موضوع سخن در این جلسه، بگوییم درهم تنیده شده اند. این  فرهنگ ِ متکثر تمدنی را نه باید با  «فرهنگ ملی» و تاریخی  در قالب یک دولت – ملت اشتباه گرفت و نه به خصوص با توهمات  ننگین نژادپرستانه ای که وسوسه های آن، هر بار بشریت  به سقوط خود نزدیک می شود، بالا می گیرند. به باور اکثر قریب به اتفاق  ایران شناسان،  این پهنه را...
برچسب ها:
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج و درد (14)

   داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور درد نه تنها انسان را فرسوده می‌کند بلکه در نزد برخی افراد رفته‌رفته سبب تخریب زندگی می‌شود. این‌که بیماری تقاضا کند به عمرش خاتمه دهند (اتانازی یا خوش‌مرگی) گویای خردشدن فرد زیر بار رنجی است که به نظر می‌رسد پایانی ندارد. سرچشمه‌های معنا برای چنین فردی در آزمون درد از میان می‌روند، و تنها چیزی که باقی می‌ماند رنجی سخت است که مرگ را به تنها راه رهایی بدل می‌کند. هر دلیلی برای زندگی از بین می‌رود، و هستی به یک شکنجه طولانی تبدیل می‌شود. موقعیت فرد اغلب در اطراف وی یک خلأ ایجاد می‌کد، او خود را زیادی و بی‌فایده می‌پندارد، کسی که ارزش گفتگو با دیگران را ندارد. میل به مردن همراه با رنج و این احساس که فرد بدون هیچ راه بازگشتی درون درد اسیرشده، همراه است. اما چنین تقاضایی بنا به موقعیت‌های مختلف نیاز به ارزیابی‌های متفاوتی دارد....
ادامه خواندن

پاره های هنر(47)، لاسکو: طراحی و هنر

  طراحی (چه آن را کُنشی هنری بدانیم و چه نه)  یکی دیگر از راه  های  شکستن مرزها، میان زیبایی شناسی و زندگی روزمره است. در این پهنه، مفهوم های گوناگون از زیبایی، از کارکرد، از رابطه ای (کمابیش نزدیک) میان سیاستِ تجاری، با یکدیگر روبرو می شوند. پرسش آن است که مبلمان، ابزارها و اشیاء مختلف چگونه باید به تقاضای کنونی مصرف کننده، پاسخ دهند؟  آیا طراحی باید ناپایداری و مقطعی بودن را هدف بگیرد یا پایداری را؟ آیا طراحی باید با تزئین و عناصر دکوراتیو مقابله کند؟  آیا اشیایی که طراحی می شوند باید در مقیاس  گسترده تولید و توزیع شوند یا خیر؟ آیا چنین طرح هایی بیشترین تعداد مخاطبان را هدف می گیرند یا صرفا علاقمندان آشنا به کار  و طبقه ای ممتاز  از جامعه را؟ آزادی  طراح تا به کجا است؟ طراحی  چگونه می تواند  مصرف کننده را درون فراینده اجتماعی [هنر] وارد کند؟ از طراح...
ادامه خواندن

چهارگوش خواستن دایره: آسیب شناسی معماری در مدرنیته ایرانی

  چهارگوش خواستن دایره !معماری شهری ما از بی هویتی رنج می برد / آسیب شناسی معماری در مدرنیته ایرانیمعماری ایران، همچون بیشتر پدیده‌هایی که ما در نوع «خاص» مدرنیته خویش بازتعریف و به گونه‌ای به انحراف کشیده‌ایم، بیمار است. این حداقل چیزی است که می‌توان درباره این موقعیت گفت. حال آنکه معماری، هنری است که شکوفایی، جوشش و خلاق بودنش می‌تواند گویای زنده بودن، رشد و توانمندی‌های هر تمدنی باشد. فرآیندهای تمدنی و رشد یا سقوط آنها بر اساس میزان ساخته‌های معماری و شهرسازی سنجیده می‌شود و این چندان به دور از عقلانیت نیست، زیرا میزان سازماندهی برای ساخت معماری و سازمان دادن به یک شهر و بویژه ساخت و مدیریت فضاهایی کاربردی و زیبا و مکان در معنای عام آن که به مردم لذت و آسایش بدهد، می‌توانند شاخص‌هایی پر معنا برای سطح رشد فکر و دور شدن از هیجان‌های گذران، شور، انگیزه‌ها و غرایز  به دور از...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر(18)

پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه  بخش 18 خروجی، به نوبه خود، یک  گذار خطرناک را می سازد که نمی‌توان در آن چندان تأخیر کرد، مگر آنکه خطر سرگردانی را بپذیریم. وقتی زنان خانه‌دار درون این گذرگاه وارد می‌شوند تا از فروشگاه بیرون روند، باید دقت خود را دو چندان کنند تا مگر چیزی از صید پرباری که در تورهای ماهیگیری‌شان جا داده‌اند از دست نرود. گاه برمی‌گردند تا مطمئن شوند که چیزی از بارشان گم نکرده‌اند. به همین دلیل وقتی  یک «فروشگاه زنجیره‌ای» در تابستان درهایش را باز میگذارد، از ماهیتش دور شده و قدرتش را از دست می‌دهد.اما این توصیف به نظر ما صرفا برای «فروشگاه زنجیره‌ای» صادق است: نمی توان آن را به یک «سوپرمارکت» یا یک مغازه کوچک محلی تعمیم داد. اما آنچه باید از این موضوع به یاد داشت آن است که ورودی‌ها و خروجی‌ها مرزهای مکان‌های شهری هستند که پراعتبارترین فضاها را...
ادامه خواندن