ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
ناصر فکوهی شما هنوز بیوگرافی پیش فرض ندارید

خوانش ِ فرش به مثابه بیان رسانه ای تکثر هویت ایرانی

  پهنه تمدنی ایرانی که از افعانستان تا  زاگرس و از خلیج فارس تا جنوب قفقاز با نام «ایران فرهنگی» شناخته می شود، یک میراث بشری است و به قوم و نژاد و فرهنگ واحدی در زمان و مکان مشخص، تعلق ندارد: این یادگار برجسته تاریخ  انسانی، حاصل گر هم آمدن هزاران ساله  اقوام، زبان ها،  مردمان،  فرهنگ ها و هنرها و مهارت های بی شماری است که در طول این زمان،  بر یکدیگر انباشته شده و شاید بهتر باشد، با الهام گرفتن از موضوع سخن در این جلسه، بگوییم درهم تنیده شده اند. این  فرهنگ ِ متکثر تمدنی را نه باید با  «فرهنگ ملی» و تاریخی  در قالب یک دولت – ملت اشتباه گرفت و نه به خصوص با توهمات  ننگین نژادپرستانه ای که وسوسه های آن، هر بار بشریت  به سقوط خود نزدیک می شود، بالا می گیرند. به باور اکثر قریب به اتفاق  ایران شناسان،  این پهنه را...
برچسب ها:
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج و درد (14)

   داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور درد نه تنها انسان را فرسوده می‌کند بلکه در نزد برخی افراد رفته‌رفته سبب تخریب زندگی می‌شود. این‌که بیماری تقاضا کند به عمرش خاتمه دهند (اتانازی یا خوش‌مرگی) گویای خردشدن فرد زیر بار رنجی است که به نظر می‌رسد پایانی ندارد. سرچشمه‌های معنا برای چنین فردی در آزمون درد از میان می‌روند، و تنها چیزی که باقی می‌ماند رنجی سخت است که مرگ را به تنها راه رهایی بدل می‌کند. هر دلیلی برای زندگی از بین می‌رود، و هستی به یک شکنجه طولانی تبدیل می‌شود. موقعیت فرد اغلب در اطراف وی یک خلأ ایجاد می‌کد، او خود را زیادی و بی‌فایده می‌پندارد، کسی که ارزش گفتگو با دیگران را ندارد. میل به مردن همراه با رنج و این احساس که فرد بدون هیچ راه بازگشتی درون درد اسیرشده، همراه است. اما چنین تقاضایی بنا به موقعیت‌های مختلف نیاز به ارزیابی‌های متفاوتی دارد....
ادامه خواندن

پاره های هنر(47)، لاسکو: طراحی و هنر

  طراحی (چه آن را کُنشی هنری بدانیم و چه نه)  یکی دیگر از راه  های  شکستن مرزها، میان زیبایی شناسی و زندگی روزمره است. در این پهنه، مفهوم های گوناگون از زیبایی، از کارکرد، از رابطه ای (کمابیش نزدیک) میان سیاستِ تجاری، با یکدیگر روبرو می شوند. پرسش آن است که مبلمان، ابزارها و اشیاء مختلف چگونه باید به تقاضای کنونی مصرف کننده، پاسخ دهند؟  آیا طراحی باید ناپایداری و مقطعی بودن را هدف بگیرد یا پایداری را؟ آیا طراحی باید با تزئین و عناصر دکوراتیو مقابله کند؟  آیا اشیایی که طراحی می شوند باید در مقیاس  گسترده تولید و توزیع شوند یا خیر؟ آیا چنین طرح هایی بیشترین تعداد مخاطبان را هدف می گیرند یا صرفا علاقمندان آشنا به کار  و طبقه ای ممتاز  از جامعه را؟ آزادی  طراح تا به کجا است؟ طراحی  چگونه می تواند  مصرف کننده را درون فراینده اجتماعی [هنر] وارد کند؟ از طراح...
ادامه خواندن

چهارگوش خواستن دایره: آسیب شناسی معماری در مدرنیته ایرانی

  چهارگوش خواستن دایره !معماری شهری ما از بی هویتی رنج می برد / آسیب شناسی معماری در مدرنیته ایرانیمعماری ایران، همچون بیشتر پدیده‌هایی که ما در نوع «خاص» مدرنیته خویش بازتعریف و به گونه‌ای به انحراف کشیده‌ایم، بیمار است. این حداقل چیزی است که می‌توان درباره این موقعیت گفت. حال آنکه معماری، هنری است که شکوفایی، جوشش و خلاق بودنش می‌تواند گویای زنده بودن، رشد و توانمندی‌های هر تمدنی باشد. فرآیندهای تمدنی و رشد یا سقوط آنها بر اساس میزان ساخته‌های معماری و شهرسازی سنجیده می‌شود و این چندان به دور از عقلانیت نیست، زیرا میزان سازماندهی برای ساخت معماری و سازمان دادن به یک شهر و بویژه ساخت و مدیریت فضاهایی کاربردی و زیبا و مکان در معنای عام آن که به مردم لذت و آسایش بدهد، می‌توانند شاخص‌هایی پر معنا برای سطح رشد فکر و دور شدن از هیجان‌های گذران، شور، انگیزه‌ها و غرایز  به دور از...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر(18)

پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه  بخش 18 خروجی، به نوبه خود، یک  گذار خطرناک را می سازد که نمی‌توان در آن چندان تأخیر کرد، مگر آنکه خطر سرگردانی را بپذیریم. وقتی زنان خانه‌دار درون این گذرگاه وارد می‌شوند تا از فروشگاه بیرون روند، باید دقت خود را دو چندان کنند تا مگر چیزی از صید پرباری که در تورهای ماهیگیری‌شان جا داده‌اند از دست نرود. گاه برمی‌گردند تا مطمئن شوند که چیزی از بارشان گم نکرده‌اند. به همین دلیل وقتی  یک «فروشگاه زنجیره‌ای» در تابستان درهایش را باز میگذارد، از ماهیتش دور شده و قدرتش را از دست می‌دهد.اما این توصیف به نظر ما صرفا برای «فروشگاه زنجیره‌ای» صادق است: نمی توان آن را به یک «سوپرمارکت» یا یک مغازه کوچک محلی تعمیم داد. اما آنچه باید از این موضوع به یاد داشت آن است که ورودی‌ها و خروجی‌ها مرزهای مکان‌های شهری هستند که پراعتبارترین فضاها را...
ادامه خواندن

پاره های معماری(16)، آناتول کوپ: معماری و دولت در قرن بیستم

بخش سوم : معماری در دوران استالین  برگردان ناصر فکوهی   در اتحاد شوروی ِ دوره استالینی – یعنی در فاصله آغاز دهه 1930 تا میانه دهه 1950 – بود که دولت تلاش کرد به اهداف خود از خلال معماری دست بیابد. این دوران را  باید در تقابل با دهه 1920 در این کشور، دید که در طول آن گروه های معماران با  دیدگاه هایی متفاوت (ساخت گرایان، عقلانیت گرایان،  طرفداران کلاسیک گرایی و یا سنت روس) هر کدام از نظریه  های خاص خودشان دفاع می کردند. در این میان سهم، ساخت گرایان، در حوزه نظری معماری و دستکم پروژه معماری، از دیگران مهم تر بود.  آنها خود را موظف می دیدند که  چارچوب  معمارانه و شهری برای  رشد آرمان های برابر گرایانه و جمعی گرای نخستین سال های  رژیم شوروی را  تعریف کنند.   این آرمان هابعدها، در عصر استالینیسم به مثابه «تلاش هایی بی پایه، تندروانه و نیمه...
ادامه خواندن

نامه ای به یک فاشیست

  آقای رئیس جمهور ِ منتخب ِ «ایالات ِ نامتحد ِ آمریکا» اگر در ابتدای نامه، کشور شما را «ایالات نامتحد آمریکا» نامیدم، قصد توهینی در کار نبود: این عنوان ِ گویایی است که  یکی از معتبرترین مجله های کشورتان، «تایم» برایتان گذاشته؛ همان مجله ای که شما را به عنوان شخصیت سال 2016 برگزیده و از حرفM  نام خود، با یک بازی گرافیک، دو شاخ شیطانی بالای سرتان کاشته و چهره ای هراسناک از شما ساخته که رویتان را به سوی خوانندگان برگردانده و با نگاهی پرکینه و تهدید آمیز به مردم می نگرید. رئیس جمهور شدن شما، بی تردید، شوک بزرگی بود؛ هم برای آمریکا و هم برای جهان و هراسی که به حق در دل مردمان این دنیا انداخت این است که چطورمی توان در جهانی زندگی کرد که سلاح های هسته ای کشنده آن،  با قدرت تخریب میلیون ها سال میراث ارزشمند حیاتی در چند ثانیه، تصمیم...
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج و درد(13)

داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  درد گاه به نقطه‌ای هولناک می‌رسد، جایی که همه مرهم‌ها در برابرش ناتوانند؛ اما بازهم باید دخالت کرد بازهم ضربه ای زد، یا  چیزی را بُرید. ژیلبر  یک نگهبان جنگلی است که به شدت در یک تصادف رانندگی به وسیله یک راننده بی‌احتیاط به شدت زخمی شده است تصادفی که در آن دونفر دیگر نیز کشته می‌شوند. او در این تصادف شکستگی‌های متعددی در بدن تحمل کرده و یکی از پاهایش پیچ خورده است و این در حالی که در مزرعه کار می‌کرد. ژیلبر به شدت رنج می‌برد اما لحظه‌ای که برای او بی‌نهایت تحمل‌ناپذیر می‌نماید لحظه‌ای است که :«به من گفتند که باید برای سومین‌بار پایم را ببرند. دیگر گوشتی بر استخوان باقی‌نمانده بود و بدنم شروع به فاسدشدن کرده بود. من در آن لحظه حاضر نشدم این را بپذیرم. اما پزشکان مرا متقاعد کردند و دست آخر پذیرفتم. اما به...
ادامه خواندن

پاره های هنر(45):آلن رُب گرییه: تاریخ زیر سئوال 

[در رمان کلاسیک] همه عناصر فنی  ِ روایت، از جمله استفاده از گذشته ساده (ماضی مطلق)، سوم شخص مفرد،  استفاده بی قید و شرط از حرکت زمانی، و پی رنگ ها خطی،  منحنی ِ قاعده مند  شورها و عواطف، تنش هایی که در هر بخش  ما را تا  به انتها هدایت می کنند  و غیره،  همه این عناصر در پی آن بودند که  جهانی را نشان دهند که در آن ثبات، انسجام و پیوستگی  و تک صدایی، همگی به سادگی  به خوانش در می آیند.  و از آنجا  که ادراک  جهان به هیچ رو به زیر سئوال نمی رفت، روایت کردن آن نیز مشکلی در بر نداشت.  نوشتار ِ رمان وار بدین ترتیب می  توانست با معصومیت همراه باشد.  اما  از فلوبر  به این سو، همه چیز دگرگون شده و به نوسان در می آید.  صد سال بعد، تمام نظام های ادبی پیشین، خاطره ای بیش نیستند؛ و از این...
ادامه خواندن

پاره های هنر (46)، بدنتر: همه ما زنان به او مدیون هستیم!

برگردان ناصر فکوهی الیزابت بدنتر(متولد 1944) فیلسوف، نویسنده متخصص دوران روشنگری و طرفدار حقوق زنان است.  از او تا کنون آثار زیادی  منتشر شده که برخی از آنها مناقشه برانگیز بوده اند و از جمله می توان به «به اضافه عشق»  «ایکس ایگرگ، درباره هویت مردانه»، «بیراهه، تاملی بر سی سال  فمینیسم» و «تنش، زن و مادر» اشاره کرد.  در متن زیر وی  به مناسبت درگذشت سیمون دوبووار در سال 1986، نسبت به او ادای دین می کند. همه ما زنان به او مدیونیم!امروز، زنان به عزا نشسته اند. نه تنها  میلیونها خوانندگان کتاب «جنس دوم»  بلکه همه زنان دیگری که شاید بدون آنکه بدانند مدیون تحلیل های انقلابی سیمون دوبووار  و مبارزه خستگی ناپذیر او برای برابری جنسیت ها، هستند. ما همه پانزده یا شانزده ساله بودیم که مثل همه دختران نوجوان، مرتب و منظم  در کلاس های دبیرستانی خود [تحصیل می کردیم و ناگهان، کتاب او] «جنس دوم»...
ادامه خواندن

چگونگي واكنش در مقابل تجاوز و تعرض؛ گفتگو با ناصر فكوهي

چگونگي واكنش در مقابل تجاوز و تعرض در گفت و گوي «قانون» با ناصر فكوهي  قربانيان تجاوز سكوت نكنند  تجاوز خشونت‌آمیز،تفاوتی با قتل نفس ندارد تجاوز به عنف، اسیدپاشی و کودک‌آزاری باید جنایت علیه بشریت اعلام شوند...  قانون- گلاره كلانتري- روزنامه نگار- تجاوز خشونت‌آمیز،تفاوتی با قتل نفس ندارد تجاوز به عنف، اسیدپاشی و کودک‌آزاری باید جنایت علیه بشریت اعلام شوند افکار و عقاید برخی، نشات گرفته از سنت‌هایی بسیار خشن و قومی است امروزه بسیاری از جوانان دیدگاه های روشن تری دارند و قربانیان تجاوز و فشارهای جنسی را مجرم نمی شمارند و آمادگی روحی آن را دارند که با این جرایم برخورد کنند بهترين واكنش خانواده بعد از شنيدن تعرض به دخترشان اين است كه شكايت كنند با شكايت نكردن، درظاهر آبرو حفظ مي شود اما خانواده اخلاق خود را از دست مي دهد نخستین آموزش، آن است که خانواده ها از سنین بسیار پایین، گروهی از خطرات را...
ادامه خواندن

پاره های هنر(44) ، آناتول کوپ: معماری و دولت در قرن بیستم (بخش سوم) 

2- رایش هزاران ساله اگر معماری برون آمده از گرایش های عقلانی توانست  کمابیش و به بهای سازش هایی چند، خود را در دوران فاشیسم ایتالیا  حفظ کند، این امر در آلمان هیتلری رایش سوم، صادق نبود. جنبش نازی از ابتدای خود، شروع به مبارزه  علیه همه چیزهایی کرد که بنابر این  ایدئولوژی در چارچوب «ارزش های آلمانی»  جای نمی گرفتند. «اتحادیه نبرد برای فرهنگ آلمان » در همه حوزه های فرهنگی  موضع گیری می کرد  و به صورت خاص به معماری علاقمند بود. زیرا  بنا بر باور آنها، معماری  حوزه ای بود که در آن تولید «مدرن» اشکالی را به وجود می آوردند  که ژرمانیک نبودند و افزون بر این، سبکی از زندگی را ارائه می دادند که به نظر نازی ها، در مخالفت با سنت مردمی  و خانوادگی آلمان قرار داشت.     مبارزه با معماری «منحط و جهودزده» مکتب باوهاوس یکی از  محورهای ثابت مبارزه «فرهنگی» ناسیونال...
ادامه خواندن

ضرورت پایان دادن به روند کمّی گرایی در دانشگاه

میزگرد درباره وضعیت دانشگاه های ایران   گسترش نگاه کمّی‌گرایانه به آموزش عالی در سالهای اخیر، مشکلاتی به همراه داشته است که از آن جمله می‌توان به بیکاری فارغ‌التحصیلان، بحران مدرک‌گرایی، تخلفاتی مانند سرقت‌های علمی، فروش پایان‌نامه و مقاله، کم‌رنگ شدن ارزش‌های علمی، بی‌انگیزه شدن هر چه بیشتر استادان و دانشجویان، گسترش بی‌رویه تحصیلات تکمیلی، نگرانی از افت منزلت دانشگاهیان در میان عموم و… اشاره کرد. روزنامه اطلاعات در میزگردی با همراهی دکتر ناصر فکوهی (انسان‌شناس و دانشیار گروه انسان‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران)، دکتر مقصود فراستخواه (جامعه‌شناس و دانشیار گروه برنامه‌ریزی توسعه مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی) و دکتر محمد توکل (استاد دانشگاه تهران و معاون پژوهشی پیشین وزارت علوم) به نقد گسترش کمی‌گرایی آموزش عالی پرداخته است. مدرک‌گرایی یکی از اصلی‌ترین معضلاتی است که در سالهای اخیر بسیار افزایش یافته است. در کنار تب جوانان برای گرفتن مدرک، به نظر می‌رسد دولت‌ها هم به شکلهای مختلف مدرک‌گرایی...
ادامه خواندن

بررسی پیشینه فساد در تاریخ ایران در گفت‌وگو با ناصر فکوهی 

ماهرخ ابراهیم‌پور دو پیامد اجتماعی فساد سیستماتیک   مطالعه تاریخ تمدن‏‌های باستان، نشانه‌هایی دیرینه از وجود فساد را در جوامع بشری بیانگر است و به آن پیشینه‌ای به اندازه تمدن انسانی می‌دهد. فساد اما اکنون نیز یکی از مسائل مهم و اساسی در سراسر جهان به شمار می‌آید. این پدیده ویرانگر، نابسامانی‏‌هایی بسیار برای جوامع بشری در پی آورده است؛ جنگ‏‌های پی‏درپی، خشونت‏‌ها و خیزش و شورش بر دودمان‌ها و دولت‌های حاکم، نابودی و فروپاشی سازمان‏‌ها و برهم‌ریختن نظم اجتماعی، همواره از گسترش فساد در تاریخ تمدن بشری برآمده است. فساد در مجموع، در کنار دیگر عوامل، از عوامل مهم فروپاشی تمدن‏‌ها و حکومت‌ها در سراسر تاریخ به شمار می‌آمده است. ابن خلدون، اندیشمند و تاریخ‌نگار پرآوازه تونسی در سده‌های هشتم و نهم هجری درباره عوامل ظهور و سقوط تمدن‏‌ها معتقد است که اسراف، تبذیر و فساد دولت‏مردان و حاکمان در دستگاه حکومتی، عامل اصلی فروپاشی و زوال حکومت‌‏ها به شمار...
ادامه خواندن

فیدل و نفرین ِ قاره

  زمانی که شخصیتی یا فردی با پیشینه و تاریخجه ای تاثیرگزار، در می گذرد، احترامی که مرگ به مثابه مُهری نهایی بر زندگی و مرزی که همه را باید به اندیشیدن و ساختن حال و آینده خویش بر پایه خرد و دگردوستی  و نه حرص و آزمندی، برای  بیشتر و بیشتر داشتن و بیشترو بیشتر خواستن، بکشاند، ما را نیز باید وا دارد که در داوری های خود نسبت به او، با شتاب عمل نکنیم. کاسترو، در 90 سالگی در گذشت، در حالی که  بیش از پنجاه سال در قدرت بود و پس از خود نیز زمام امور را به برادرش سپرد. کاسترو، کشوری کوچک را با میراث تلخ و شیرین به جای گذاشت: از یک سو  یک سیستم اجتماعی که در میان کشورهای فقیر ِ آمریکای لاتین تنها نمونه ای است که در آن عدالت نسبی اجتماعی، برخورداری مردم از  شرایط زیست ِ نسبتا قابل قبول از آموزش...
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج و درد(12)

برگردان: ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش 12 رنج به مثابه مرگی هم‌اکنون حاضر زمانی که درد ضربه خود را آغاز می‌کند به نظر پدیده‌ای پایدار نمی‌آید، یورش آن این فکر را ایجاب می‌کند که دیر یا زود با یک کنش پزشکی می‌توان آن را از میان برد( هیلبرت، 1984، 367). اگر چنین نبود درد غیرقابل تصور می‌شد و هستی را پریشان می‌کرد. زمانی که درد برای اولین بار آغاز می‌شود، هیچ‌کس نمی‌تواند تصور کند که در قدم نخست تجربه‌ای قرار دارد که می‌تواند ماه‌ها و بلکه سال‌ها به طول بیانجامد. دردی که درمانی نداشته باشد و روز به روز ادامه یابد، چهره پدیده‌ای تحمل‌ناپذیر را به ما می‌نمایاند. ابزارهای پزشکی در اینجا شکست می‌خورند. سرچشمه‌های قدرت فرهنگی و شخصی دیگر قابلیتی در خود ندارند، ارزش‌های تحمل و صبر در اینجا به رغم تجربه‌ها و مهارت‌هایشان در بازداشتن درد ناکامند. بیمار خود را در انفراد می‌یابد زیرا به حال خود...
ادامه خواندن

پاره های هنر(43)، مارکس: هنر یونانی 

    هنر یونان گویای ِ وجود اسطوره شناسی ِ یونانی است، یعنی محتوا و شکل هایی اجتماعی که خود از پیش و از خلال  تخیل مردمی، در قالب ِ ناخودآگاهانه هنر، رشد کرده اند. این ها مواد [اولیه] آن هنر هستند. [و] نه هر نوع اسطوره شناسی، یعنی نه هر شکلی از تبدیل ِ ناخودآگاهانه طبیعت به هنر ( و در اینجا واژه هنر به همه چیزهایی اطلاق می شود که عینی هستند، از جمله جامعه). اسطوره شناسی ِ مصری، هرگز نتوانست از خاک برون بیاید، یعنی از بطن ِ مادرانه ای که هنر یونانی را تولید کرد(...) . اما مشکل آن نیست که درک کنیم هنر و حماسه یونانی با برخی از شکل های ِ تطور اجتماعی پیوند خورده اند. مشکل آن است که این هنر و حماسه، هنوز به ما لذتی هنری می بخشند، و از برخی جهات، برای ما نقش هنجارها را دارند، یعنی  برای ما یک...
ادامه خواندن

پان ایرانیسم خطری که هویت ایرانی را تهدید می کند؛ گفت وگو با ناصر فکوهی

هویت و تاریخ یک کشور را نباید با نفرت و تحقیر دیگران ساخت شفقنا زندگی- دکتر ناصر فکوهی، استاد انسان شناسی دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان شناسی و فرهنگ بزرگترین و خطرناک ترین شاخص را گسترش ملی گرایی افراطی و شوینیستی در بین نخبگان دانشگاهی و روشنفکران دانسته و معتقد است: مردم عادی  اگر درباره گذشته توهم داشته باشند و برای خود خیالاتی  درست کنند و حتی در زبان عامیانه ای  این و آن را تحقیر کنند، البته نادرست و زشت است، اما به آن میزان تاثیر ندارد که نخبگان ما  که باید در جریان مسائل جهان و در جریان تحولات تاریخی این پهنه باشند، خود را به دست این توهمات خطرناک بدهند و در صف اول  نژادپرستی و شووینیسم قرار بگیرند و حتی سیاسیون را به این جهت خطرناک هدایت کنند. او معتقد است: اجازه ندهیم سراب های گذشته زندگی ما را به سوی افراطی گری های ملی...
ادامه خواندن

پاره های معماری(15)، آناتول کوپ: معماری و دولت (بخش دوم): ایتالیای فاشیست 

برگردان ناصر فکوهی   1- ایتالیای «نوین» در ایتالیای فاشیست بود که برای نخستین بار، معماری به مثابه ابزاری برای عمل سیاسی و ایدئولوژیک در خدمت دولت مطرح شد. می دانیم که یکی از  پنداره های قدرتمند موسولوینی، پیوندی بود که  میان ایتالیای «نوین» و امپراتوری رم قائل بود. رم باستانی در رم قرن بیستم حضور داشت. موسولینی در یکی از سخنرانی ها خود در تپه کاپیتول، در 31 دسامبر 1925 از معماران ایتالیایی خواست که به تجلیل این  میراث بپردازند: « باید بگویم مسائل پایتخت ما را می توان به دو گروه تقسیم کرد: مسائلی که به ضرورت های زندگی بر می گردند و مسائلی که پای عظمت  ما در میان هستند[...] افکار من روشن و دستوراتم  دقیق هستند، و اطمینان دارم که این افکار و دستورات به واقعیت های محسوس خواهند رسید. پنج سال دیگر، رم  باید برای همه مردم روی زمین  جلوه ای  ویژه داشته باشد. [...]...
ادامه خواندن

پاره های هنر(42)، بارت: نوشتار و انقلاب 

هنرورزی در سبک سازی به گونه ای  خرده-نوشتار دامن زده است که از فلوبر ریشه گرفته، اما خود را با رویکردهای مکتب طبیعت گرا  پیوند زده است.  این،  نوشتاری است چون نوشته های موپاسان، زولا و دوده  که می  توان آن را نوشتار واقع گرا  نامید: ترکیبی  از نشانه های  شکلی  ِ ادبیات (استفاده از ماضی مطلق، سبک غیر مستقیم، نوشتار دارای ضرب آهنگ) و نشانه هایی کمابیش به همان اندازه شکلی، از واقع گرایی ( پاره هایی از زبان مردمی، واژه های زمخت و گویش وار، و غیره). این نوشتار، با این ترکیب، به چیزی می رسد  که برغم ادعاهایش، ترسیم طبیعت را تصنعی ترین موقعیت  انجام می دهد. بی شک، شکست در اینجا نه فقط در سطح ِ شکل، بلکه در  در سطح  ِ نظریه نیز مطرح است: در زیبایی شناسی ِ طبیعت گرا، نوعی قرارداد نسبت به امر واقعی  وجود دارد؛ همچون  قراردادی که ساختن این نوشتار...
ادامه خواندن