ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
ناصر فکوهی شما هنوز بیوگرافی پیش فرض ندارید

انسان‌شناس دردو رنج (31): درد به مثابه رویدادی خصوصی


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور بازنمایی‌های فرهنگی قدیمی که با درد پیوند می‌خورند، چند سال است در حال از میان‌رفتن هستند؛ دلیل این امر فردی‌شدن [هر چه بیش‌تر] حس‌هاست. به جای این بازنمایی‌ها داده‌های تکه‌تکه و بینشی صرفاً فناورانه می‌نشینند که تلاش می‌کند هرگونه ابتکار فردی درباره خودش را از میان ببرد. به نظر می‌رسد یک راه حل فنی، یک مولکول مناسب می‌تواند درد را آرام کند. البته این امر، غیرمستقیم خواسته می‌شود اما همین که فرد خود را هم‌چون یک بیگانه نسبت به خود به دیگران واگذارد. اگر پزشکی نتواند پاسخ مناسب را بدهد، می‌تواند بر میزان رنج او بیافزاید. درد تبدیل به موضوعی خصوصی شده است و امروز دیگر درون یک بازنمایی مشترک قرار بگیرد که از سطح فرد فراتر رود. به نظر نمی‌رسد یک مصیبت فردی، منابع بیش‌تری از فرد برای مبارزه با آن بگیرد و باید به پزشکان برای آرامش‌یافتن مراجعه کند. اما...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، مانه: یک انقلاب نمادین (17)


برگردان ناصر فکوهی کمی پیش‌تر گفتم که درباره حرف‌هایم در جلسه قبلی، تامل بیشتری کرده‌ام و به نظرم می‌رسد که آن‌چه به صورت ضمنی مطرح شد را امروز به صورت صریح‌تری ارائه کنم. این موضوع به زیبایی‌شناسی تاثیر و زیبایی‌شناسی ِ موقعیت هنری مربوط می‌شود. به عبارت دیگر من سعی می‌کنم از طریق نوعی بازگردآوری تاریخی، تاثیرات یک اثر هنری را بررسی کنم. شما تعریف دکارتی را از اثر هنری می شناسید( متاسفانه من متن بسیار زیبایی داشتم که برای این جلسه آن را پیدا نکردم، می‌خواستم این‌جا به آن استناد کنم، اما مجبورم فقط اشاره‌ای به آن داشته باشم)(1) دکارتی‌ها بر تاثیرات یک اثر هنری تاکید داشتند، مثلا تاثیر موسیقی بر حساسیت‌های ما، بر عقل ما و غیره. و من فکر می‌کنم آن‌چه در رویکرد من در جلسه پیشین به صورت ضمنی مطرح شد این فکر بود که ما می‌توانیم یک تحلیل عینی از تاثیرات اجتماعی یک اثر هنری...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، درسگفتارهای کلژ دو فرانس (1989-1992)، درباره دولت (1)


برگردان ناصر فکوهی ویراستاران وظیفه خود می دانند که در مقام نخست از لوییک واکان و سپس از این دوستان برای کمک هایشان در بخش های مختلف این کتاب برای بازخوانی دقیق متن نهایی تشکر و قدردانی کنند: ژروم بوردیو، پاسکال کازانوا، کریستف شارل، اولیویه کریستین، ایوت دلس، پل لانیو ایمونه ، ژیل لوت، پیر رمبر، ژیزل ساپیرو. یادداشت ویراستاران تدوین دروس پیر بوردیو در کلژدوفرانس نیاز به گروهی از تصمیم‌های ویراستاری داشت. این متون، مجموعه‌ای در‌هم‌تنیده از نوشته‌ها، تفسیر‌های شفاهی، تاملات کمابیش فی‌البداهه در مدت تدریس و بنابر شرایط آن هستند. ابزارهایی که بوردیو برای تدریس از آن‌ها استفاده می‌کرد شامل: دستنویس‌ها، بخش‌هایی از کنفرانس‌ها، و حاشیه‌نویسی‌هایش در کتاب‌ها و جزوه‌ها. ملاحظاتی که بوردیو درباره شرایط تدریس خود در تالار بزرگ کلژدوفرانس به مخاطبان گسترده و بسیار متفاوت خود بیان کرده است ، گویای آن هستند که این دروس را نمی‌توان صرفا محدود به ثبت مکتوب سخنان او کرد،...
ادامه خواندن

راه‌های سیاست


ناصر فکوهی استاد دانشگاه تهران پس از انتخابات دوره دوازدهم ریاست‌جمهوری و آغازبه‌کار دولت جدید دکتر روحانی، برخی انتظاراتی که از ایشان می‌رفت، برآورده نشد، همچنان که بسیاری از هراس‌هایی که از این دوره نزد برخی دیگر وجود داشت. دلیل این امر آن بود که ایشان سیاست‌هایی (از جمله در انتصاب‌های خویش) به کار گرفتند که با تفسیر خودشان از وعده‌های انتخاباتی‌ هماهنگ بود، اما لزوما با انتظارها یا هراس‌های گروه‌های مختلف مردم و فعالان سیاسی انطباق نداشت. نگارنده پیش از انتخابات اخیر دلایل خود را برای تشویق مشارکت گسترده و رأی‌دادن به آقای روحانی (اما بدون توهم) اعلام و پیش‌بینی هم کرده بود ایشان با آرای بالا و در دور اول انتخاب خواهد شد؛ اما در همه این یادداشت‌ها بر چند نکته تأکید شده بود: اینکه جامعه مدنی نباید برای بهبود وضعیت خویش چشم‌انتظار حوزه سیاسی بماند، زیرا این حوزه بنا بر تعریف و در تمام اشکال رسمی، بیش...
ادامه خواندن

پیر بودیو، مانه، یک انقلاب نمادین (16)


تصویر: مانه، نقاش: هانری فانتن-لاتور، 1867 برگردان ناصر فکوهی ساختن ِ میدان نقد حال که این مقدمه را درباره گرایشی ساختاری و به نوعی تفسیری مبالغه‌آمیز  و جای‌گرفته  در منطق ِ میدان ِ تحلیل آثارهنری  برایتان گفتم، باید این  را هم به سادگی اضافه کنم که برخی از کاربردهای نقد، یا دقیق‌تر بگویم  برخی از نقدهای بر نقد، ممکن است ما را به سوی گونه‌ای شکاکیت مطلق هدایت کنند. مقاله بسیار خوبی هست (که رفرانس آن را در جلسه بعدی به شما خواهم داد) مقاله‌ای نوشته یک فیلسوف درباره مانه. در این مقاله، او با کار بسیار قابل ملاحظه‌ای که انجام داده، تلاش می‌کند نشان دهد که درباره مجموعه آثار مانه،  سبک او،  شکل کارش،  سرچشمه‌های آثارش و ... حتی درباره  این یا آن اثر خاص وی،  تقریبا هرچیزی که فکرش را بکنیم، تا به حال نوشته شده، هم در یک جهت و هم در جهت مخالف آن. و او...
ادامه خواندن

شادمان چون مرگ


پديده خودكشي از نگاه انسان‌شناسانه اسير بن‌بست‌هاي خودساخته هستيم ناصر فكوهي خودكشي دو دختر نوجوان اصفهاني، بارديگر ضربه عاطفي شديدي به افكار عمومي كشور وارد كرد. اما به فاصله چند روز پيش از آنكه هنوز دلايل اين فاجعه روشن شود، يك فيلم «سلفي» روي شبكه‌هاي اجتماعي پخش شد كه ظاهرا دو دخترك را در مسير حركت به سمت پلي كه از آن خود را پرتاب كردند، نشان مي‌داد؛ دختران، خندان و شادمان و پرشور هستند‌، باهم و با پدرو مادر و دوستان خود درباره مرگ‌شان شوخي مي‌كنند و با يكديگر با آرامش و خوشي مي‌گويند و مي‌خندند، نه اثري از افسردگي هست نه نشاني از اضطراب. پخش‌شدن اين فيلم، راز خودكشي دختران را باز هم بيشتر كرد. روانشناسان به درستي بر «غير طبيعي» بودن حالت شادي آنها در مقايسه با موقعيت‌هاي پيش از خودكشي تاكيد كردند؛ طرفداران «اخلاق» بر اين نكته انگشت گذاشتند كه «اگر آنها به‌جاي دوست پسر، همسر...
ادامه خواندن

هیولای درون*


در چند ماه اخیر، خبرهایی هراس‌آور یکی پس از دیگری بُهت همگان را برانگیخت. نمونه‌هایی از باورنکردنی‌ترین گونه‌های کودک‌آزاری؛ تجاوز جنسی به خُردسالان در نخستین سال‌های زندگانی، آن‌هم اغلب به‌دست اعضای خانواده‌شان. در این میان سرعت در تشکیل محاکم و مجازات مجرمان و به تماشا نشستن مردم، بیشتر از آنکه بتواند امیدی برای التیامی حقیقی بر درد و زخم خانواده‌ها و کالبد جامعه باشد، گویای کوششی بوده است برای گریز به پیش؛ اینکه تصور کنیم بردارآویختن و چشم‌انداختن بر جسد آویزان هیولا، می‌تواند به‌معنای آن باشد که شرارت و بی‌رحمی او و لحظات هولناک درد و رنج کودکان معصوم و سایه سیاه کابوس و رنجی که تا آخرین روزهای حیات بر سر بازماندگان سنگینی خواهد کرد، با مرگ هیولا جبران خواهند شد یا اینکه دست‌کم ضمانتی بر تکرارنشدن چنین جرائمی خواهند بود. اما متأسفانه چنین نیست و چنین نمی‌تواند باشد. فراتر از جنون جنایت، فراتر از عمق شرارت و فساد...
ادامه خواندن

پاره‌های معماری(33)، دانیل شارل: موسیقی و معماری (5) : تداخل ساختارهای صوتی و فضاهای ساختارمند


عکس: تصویری معمارانه از «سوئیت برای ویولن سل» (شماره 1) اثر باخ؛  اثر فدریکو بابینا، برگرفته از سایت آرک دیلی برگردان ناصر فکوهی یک بررسی تاریخی معتبر درباره روابط متقابل معماری و موسیقی – که در آن واحد هم محسوس، هم دقیق و  هم مستدل باشد -  را مدیون کار ِ صداشناس و موسیقی‌شناس آلمانی، فریتز وینکلهستیم . او این موضوع را دیگر نه از زاویه شکل، بلکه از بُعد تزئینی مطالعه کرده‌است. ما در این‌جا مهم‌ترین بخش‌های این بررسی را مطرح می‌کنیم.   نخستین ملاحظه آن است که تقریبا همه چیز در جریان چنین تاریخی، موضوع نوعی حصار است. وینکل با تایید جمله معروف هکتور برلیوز شروع می‌کند: « موسیقی در هوای آزاد، بی‌معنا است.» عامل توزیع (صدا) که فضای محیطی است، اگر فضایی بسته باشد، تاثیری تعیین‌کننده بر دریافت مادیت صداها دارد: نسل کاملی از شنوندگان ( و همچنین نوازندگان) شاهد افسردگی یا برعکس به هیجان‌آمدن احساسات موسیقیایی...
ادامه خواندن

شهرت به مثابه ساختار ِ بلاهت


ناصر فکوهی استاد انسان شناسی دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان شناسی و فرهنگ در شبکه‌ معنایی که می‌توان «شهرت» را درونش قرار داد، واژگان بسیاری وجود دارند: «نام»هایی که دقیقا به دلیل «نام» بودنشان، باید به چگونگی و سازوکارتولید اجتماعی‌شان بیاندیشیم؛ به چرایی «نام» بودن و «نامیده شدن»شان. وقتی از شهرت صحبت می‌کنیم، می‌توانیم در کنار این واژه از «نامدار»‌بودن، «صاحب‌نام بودن»، «مشهور» و«معروف»‌بودن، «خوش‌نامی» نیز سخن بگوییم. باوجود این، کمتر کسی به رابطه میان شهرت و بلاهت، به مثابه یک محصول اجتماعی که خود را در کُنشگر بروز می‌دهد، اشاره می‌کند: شهرت در رده صفات «مثبتی» قرار می‌گیرد که هوش و دانش و استعداد و زیبایی و ... را نیز در خود جای می‌دهند. و این امر به ویژه در جامعه‌ای پولی‌شده، چون جامعه ما اهمیت دارد. در این جامعه، بدن ِ کالایی شده، خود را در قالب شهرتی قابل خرید و فروش، قیمت‌گذاری شده وهمچون هر کالایی...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی رنج و درد (30): داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار پور


ف.کامون با یادآوری خاطراتی از دوران کودکی در ایتالیا تأکید می‌کند که همیشه مجبور بود از خودش «شجاعت» نشان دهد. «اگر بچه‌ها زخمی می‌خوردند، اگر انگشتانشان ورم می‌کرد، دختران می‌توانستند گریه کنند. اگر لازم بود بچه‌ای را به درمانگاه می‌بردند یا دندانش را می‌کشیدند، حتماً کسی همراه دختربچه‌ها می‌رفت، اما پسربچه‌ها باید تنها می‌رفتند، چون [می‌گفتند] آن‌ها مرد هستند». یک روز او را بدون بیهوشی در حالی که پدرش نگهش داشته بود، عمل کردند تا یک غده را از پایش دربیاورند. دکتر پانسمان ضدعفونی‌شده در آب داغ را درون سوراخ پایش می‌کرد تا چرک را با یک انبر کوچک بیرون بکشد. «من روی صندلی چسبیده بودم، دکتر زانو زده و جلوی پایم روی زخم کار می‌کرد و پدرم با دو دست بزرگش مرا محکم از پشت گرفته بود، پنج دقیقه فریاد می‌کشیدم، یک ربع گریه می‌کردم و نیم‌ساعت عرق کرده و می‌لرزیدم»(ص 115). بعد از عمل، پدرش او را روی...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، مانه: یک انقلاب نمادین (15)


برگردان ناصر فکوهی بازی ِ آزمون فرافکنانه و با‌فرهنگ   (« این مرا به یاد [فلان اثر] ... می اندازد») در این‌جا می‌خواهم به صحبت‌های جلسه گذشته برگردم و این تا اندازه‌ای به دلیل آن است که فکر می‌کنم قدری پشیمانم همه چیزهایی را که باید می‌گفتم، نگفته‌ام؛ کمی هم به دلیل این‌ است که بعد از صحبت‌هایم به نظرم رسید در عمل مساله‌ای را مطرح کرده‌ام بی آن‌که آن را کاملا توضیح بدهم. بنابراین کاری را که امروز می‌خواهم به شما پیشنهاد کنم فکر کردن به همان کاری است که من کردم، یعنی فکر‌کردن به معنای این‌که  وقتی یک نظریه اثرهنری را عرضه می‌کنیم  تا بتوانیم  تاثیرات آن اثر هنری را تحلیل کنیم و یا تاثیر این تحلیل را بر خود تحلیلگران آن اثر بررسی کنیم، با چه وضعیتی سروکار داریم. من شاید از سر فروتنی – چیزی که به نظرم در جلسه پیش نگفتم- فکر می‌کنم  ما با...
ادامه خواندن

فاصله‌هایی که غرق ابهام‌اند: این روزها رابطه روشنفکران با روزنامه‌ها چگونه است؟


 میزگردی با حضور دکتر ناصر فکوهی و دکتر حسن نمکدوست لیدا فخری- مهسا رمضانی روزگاری نه چندان دور، روزنامه‌ها پایگاه روشنفکران و روزنامه‌نگاری کاری روشنفکرانه بود، اما آنچه این روزها شاهد هستیم گسست ارتباط برخی گروه‌های مرجع از جمله نخبگان فرهنگی و روشنفکران با روزنامه‌ها است،البته بسیارند صاحب‌نظرانی که با این تجربه زیسته ما، موافق نیستند و منتقد چنین قضاوتی هستند؛ همچون میهمانان ما در این میزگرد که معتقدند رابطه بین روشنفکران و رسانه‌ها نه تنها کمرنگ نشده بلکه در شرایط رسانه‌ای امروز حتی ریشه‌های محکم‌تری هم پیدا کرده است، همین اختلاف دیدگاه به چالش این میزگرد بدل شد.بر این باوریم اگر قرار باشد ارتباط سازنده و اثربخش بین روشنفکران و روزنامه‌ها شکل گیرد باید این تعامل بر چهار ستون استوار شود؛ نخست، «مخاطبان» باید این تقاضای اجتماعی را داشته باشند، دوم، «رسانه» باید بستر لازم را برای حضور روشنفکران و مباحث روشنفکری فراهم کند، سوم، «روشنفکران» باید هم زبان...
ادامه خواندن

جامعه‌ای بی‌پرسش و پُرپاسخ


آلبر کامو، کتاب خارق‌العاده خود، افسانه سیزیف(1942) را با چند جمله آغاز می‌کند که به از مشهورترین جملات تاریخ اندیشه تبدیل می‌شوند: «تنها یک مساله فلسفی ِ حقیقتا جدی وجود دارد: خودکشی. این‌که ببینیم آیا زندگی، ارزش زندگی‌کردن دارد یا نه؟ این پرسش بنیادین فلسفه است». ‌تمدن‌های کُهن، از گونه تمدنی که پهنه ما را ساخته، اغلب مردمانی را در خود جای می‌دهند که همچون مردمان مدرن، برای خود تاریخی ساخته‌اند، اما برخلاف بسیاری از مردمان پهنه‌های بدون خاطره که «تاریخ»شان را از صفر خلق کرده‌اند، ساختن و پرداختن این«تاریخ» برایشان ساده نبوده است؛ زیرا برای این کار ناچار شده‌اند تکه‌های بی‌شماری از واقعیت‌های کمابیش واقعی را با پاره‌های بی‌نهایتی از خیالبافی‌ها، با یکدیگر در‌هم بیامیزند و زندگی در غبارهای وهم‌انگیز و پیوستاری هولناک رویا-واقعیت را تجربه کنند که گاه آن‌ها را تا اوج رویاهای ‌افتخار‌آمیز و مستی‌آور می‌برد و گاه برعکس آن‌ها به قعر ورطه‌ای تنگ و تاریک و...
ادامه خواندن

پاره‌های معماری(32)، دانیل شارل: موسیقی و معماری (4) : موقعیت جدید مساله: نقد آگاهی موسیقیایی


برگردان ناصر فکوهی این‌جا ما صرفا با یک موسیقی کُند‌شده سروکار نداریم، یعنی موسیقی‌ای که به دلیل همین کُندی، آن‌چه را هایدگر تساوی زمانی - مساوی کردن فواصل زمان – یا Gleichzeitlichkeit می نامید را به تحقق رساند، یا آن‌چه می توان به آن نام خودانگیختگی داد؛ بلکه این موسیقی، گشایشی در فضا است، موسیقی ای که فضا می سازد، راه می‌گشاید،زوائد را حذف می کند و فضا یا فضاهایی را برای سایر هنرها – مجسمه‌سازی، نقاشی، نمایش، موسیقی می گشاید. گادامر با قدرت می گوید: معماری همه هنرهای دیگر را با تحمیل دیدگاه خود در بر می گیرد، یعنی دیدگاه تزئین. معماری نه تنها مکانی برای همه آنچه در بر می‌گیرد به وجود می آورد، بلکه این مکان از آن خود او باقی می ماند. زیرا یک پرده نقاشی با چارچوب خود تعریف و محدود می شود، و یک مجسمه با پایه خود؛ اما هر دوی این‌ها، چارچوب و...
ادامه خواندن

حکایت «گاو وحشی در چینی فروشی»!


گفتگو با ناصر فکوهی درباره سخنرانی ترامپ درباره ایران دونالد ترامپ با تائید نکردن پایبندی ایران به برجام و قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تحریم های گام های تازه ای را علیه ایران برداشته است. گام هایی که تحلیل های و واکنش‌های مختلفی را در داخل آمریکا، جامعه جهانی و داخل ایران داشته است. عده ای معتقدند که روند جدیدی که ترامپ آغاز کرده است، کلید زدن خروج از برجام است، عده ای دیگر این روند را برای اعمال فشار بیشتر به ایران تفسیر می کنند. تحلیل هایی بسیاری در چند روز گذشته درباره خروج یا ماندن آمریکا در برجام منتشر شده است. این تصمیم پر سر و صدا و جنجالی ترامپ باعث شد در این گفتگو نگاهی متفاوت به این تصمیم رئیس جمهور آمریکا و شخصیت نامتعارف اش بیاندازیم. از چند ماه قبل، ترامپ مرتبا وعده می‌داد که حرفی مهمی دارد، تصمیمی مهم برای ایران در نظر دارد...
ادامه خواندن
برچسب ها:

انسان‌شناسی درد و رنج (بخش 29): داوید لو بروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور


بیماران ایتالیایی یا یهود دائماً از همراهی نزدیکانشان برخوردارند و گلایه‌های آن‌ها دارای ارزش ارتباطی و مبادله با اطرافیان را دارد. به نظر زوبروفسکی رویکردهای نسبت به درد از خلال اجتماعی‌شدن انجام می‌گیرد که والدین و نزدیکان کودک برای او انجام می‌دهند. الگوهای رفتاری در خلال درونی‌شدن یا تقلید به فرد منتقل می‌شوند و به وسیله تشویق یا تذکر والدین تقویت می‌شوند. بدین ترتیب کودک بیمار مورد توجه و مورد محبت است (...) کودکان نیز به دنبال توجه والدین‌شان هستند و برای این کار درد خود را به صورتی «نمایشی» و «عاطفی» بیان می‌کنند. والدین نیز آن‌ها را تشویق کرده و بدین ترتیب بر میزان گلایه‌های آن‌ها از درد افزوده می‌شود و همین توجه به آن‌ها در این شرایط سخت را بیش‌تر می‌کند. در خانواده‌های یهودی بازشناسی (به رسمیت‌شناختن) بیماری یا درد با نوعی آموختن نوعی اضطراب همراه است. برعکس بیمارانی که ریشه قدیمی آمریکایی، پروتستان و آنگلوساکسون دارند، در...
ادامه خواندن

پیر بوردیو:مانه: یک انقلاب نمادین(14)


تصویر: بهار، 1882، اثر مانه برگردان ناصر فکوهی بنابراین ما با یک تخطی زیبایی‌شناختی و یک تخطی جنسی سروکار داریم. مانه گویی از این کار لذت می‌برد که از همه شاخص‌های ِ بارز یک موضع پایین‌دستی از نقطه نظر زیبایی‌شناسی استفاده کند (صحنه‌های روزمره، منظره،  پرتره‌های باسمه‌ای)  و همچنین  نقطه نظری زُمُخت یا  بالقوه زُمُخت. بهررو آن‌چه  خوانش امروزی می‌تواند دریافت کند، تقابل میان بالا و پایین در معنای اجتماعی این‌ها و تقابل میان مذکر و مونث است. در نهایت، آن‌چه [بیش از همه] رسوابرانگیز به شمار می‌آید  ملاقات میان  جوانان کلژ‌ها– واژه ای که در آن دوره دائما به کار می‌رفت – یا دانشجویان از یک سو و  «زنان بدکاره»  یعنی زنان طبقات پایین جامعه و «بدنام» که خطری برای  تولید‌مثل زیستی جامعه به شمار می‌آمدند (بیماری‌های مقاربتی) و یا  بازتولید اجتماعی (فرودست‌همسری) از سوی دیگر بود. این زنان، «بی شرم و حیا» دانسته می‌شدند – در نزد مانه...
ادامه خواندن

تاریخ فرهنگی ایران مدرن محمدمنصور فلامکی / استاد دانشگاه؛ پژوهشگر و نویسنده


محمد منصور فلامکی؛ زاده 1313 در شهر مشهد است. او از دوران کودکی از طریق شغل پدرش با اشیاء و مرمت و بازسازی آنها آشنا می شود و شاید همین موضوع یکی از دلایلی باشد که وی را به سوی تحصیل در این رشته در سال های دانشگاه می کشاند. او پس از اخذ دیپلم در فاصله سال های 1340 تا 1348 در دانشگاه های ونیز، رم و میلان به تحصیل معماری، شهرسازی و مرمت بناهای تاریخی می پردازد و با گرفتن دکترای خود، به ایران باز می گردد و در دانشگاه تهران به استخدام در می آید. فلامکی دورانی بیش از سی سال بین سالهای (1348 تا 1385) را در این دانشگاه به تدریس و پژوهش می گذراند؛ و پس از بازنشستگی در دانشگاه معماری دانشگاه آزاد تهران مشغول به کار می شود. یکی از مهم ترین دستاوردهای دکتر فلامکی، تاسیس موسسه فضا به همراه مهندس امیر هوشنگ آجودانی،...
ادامه خواندن

پاره‌های معماری(31)، دانیل شارل: موسیقی و معماری (3) : موقعیت جدید مساله: نقد آگاهی موسیقیایی


  برگردان ناصر فکوهی در این حال آیا نباید درباره این تقلیل «شکل» به اُبژه از خود پرسش کنیم؟ به یاد داریم که چگونه هایدگر در «زمانه مفاهیم جهان» در 1938،  خود را از هگل جدا می‌کرد: برخلاف هگل، نگارنده «هستی و زمان» نمی‌پذیرفت که رابطه سوژه-اُبژه، یعنی آگاهی در معنای سنتی آن بر فرازش «باشنده» – به خصوص باشنده‌ای که ما هنر می نامیم -  به حقیقت صورت عام حاکم باشد. برای هایدگر چنین فرازشی  نمی توانست جز به حضور هستی‌ای  بی‌نهایت گسترده‌تر  از هرگونه «میدان آگاهی» بستگی داشته باشد. و در این شرایط، این امری  ناممکن است که  «منشاء »  اثر را در هرگونه استراتژی  خلاقانه ‌ی در سوژه ببینیم. و از همین‌جا هایدگر به  بازتفسیری از  تز هگلی  «مرگ هنر» می‌رسید:  این امر به نظر هایدگر به هیچ رو به معنای برون‌آمدن  ِ سپهر هنری از  زیرمیدان یک آگاهی گسترده‌تر نبود، مثلا از آگاهی فلسفی. مساله بسیار...
ادامه خواندن

بدرود، مرد ِ آرام!


بدرود، مرد ِ آرام! ناصر فکوهی استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران مدیر موسسه انسان‌شناسی و فرهنگ   امروز صبح با خبر تلخی بیدار شدیم: دکتر منوچهر صبوری کاشانی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، مترجم پیشکسوت و ارزشمند علوم اجتماعی ایران،  و از همه بیشتر یک دوست ِ دوست‌داشتنی و کم‌نظیر و انسانی حقیقی، از جهان رفت. منوچهر رفت و در پی خویش  اندوه بزرگی بر جای گذاشت، اما میراثی بسیار بزرگتر: برخی باشنیدن نام صبوری، تنها به یاد کتاب اساسی و بزرگ «جامعه شناسی آنتونی گیدنز» می‌افتند که ده‌ها سال است از کتاب های مرجع در رشته‌های علوم اجتماعی است، اما  حاصل کار او، بسیار بسیار بیشتر از این کتاب بود؛ ده‌ها اثر ارزشمند  که با توان و صبر و حوصله، با دغدغه و دلسوزی یک معلم واقعی، برای این علم و برای دانشجویان و اساتید انتخاب می‌کرد و با  مایه گذاشتن از جان و کالبدش، با ضربه زدن به جان و...
ادامه خواندن