ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
ناصر فکوهی شما هنوز بیوگرافی پیش فرض ندارید

بوطیقای شهر – بخش 49


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه ما منکر این امر نیستیم و مثال بالزاک به ما می‌آموزد که شرایط ضروری برای یک جای‌شناسی شهری را نمی‌توان به مطالعه‌ای تطبیقی دربارۀ میزان متناسب بودن ساختمان‌ها تقلیل داد. این را پیش از هر چیز بگوییم که بالا و پایین نباید ما را در برابر یکنواختی تقابل، که زندگی اجتماعی ما را می سازد، بی‌اعتنا کند. اگر مطالعه‌ای دقیق بر آثار لوی استروس داشته باشیم، درمی‌یابیم که ما تقریبا همیشه به تقابل‌های یکسانی میان همجواری و فاصله میان روابط انسانی (درون‌همسری و برون‌همسری )، در روابط میان انسان و طبیعت ... می‌رسیم. ضمن آن‌که، این تقابل را نمی‌توان صرفاٌ به یک موفقیت یا یک شکست صرفا اجتماعی تقلیل داد. بلکه با جنبه های کمابیش روشن، با قلّه ها و پرتگاه‌ها، با ناپاکی و پاکی، با اشکال متفاوت آزادی و بندگی در هم می آمیزد. این تفاوت است که مشخصه بدن دردمند،...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(41)


  پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی   اما مانه ابدا چنین نمی‌کند: او در کارگاه نقاشی است و کار خود را انجام می‌دهد و از منظره زمینه تابلو، یک [طبیعت] زنده می‌سازد. از این موضوع در دربار ناپلئون سوم صحبت می‌شد، این روش بسیار متداول بود. همه می‌دانستند که او [ناپلئون سوم] چندان آدم بافرهنگی نیست و برای همین او را در صحنه‌های برهنه قرار می‌دادند و به این تابلوها، تابلوهای زنده می‌گفتند. مانه هم چنین تابلوی زنده‌ای می‌کشد: مدلی که در این تابلو دیده می‌شود، یک ژست کلاسیک [در برابر نقاش] گرفته است و ما بر اساس مطالعات تاریخی می‌دانیم که در دوره مانه، این نکته‌ای اصلا عجیب نبوده که هنرمند از مدل‌ خود بخواهد به شکل آثار قدیمی ژست بگیرد. به عبارت دیگر نقاش به آن‌ها می‌گفت که چه شکلی می‌خواهد. اما مانه تمایل دارد کاری عجیب انجام دهد تا به شکل و شمایلی ناممکن در مدل برسد:...
ادامه خواندن

انحصار فساد مي‌آورد


در شرايطي كه هر كنشگر اجتماعي با امكاناتي نسبتا محدود مي‌تواند يك يا چندين كانال و شبكه اجتماعي بسازد و با صدها و بلكه هزاران نفر در ارتباط قرار بگيرد، روي شبكه‌هاي خود، فيلم‌ها و صداهايي را كه خود ساخته است به اشتراك بگذارد و به يك معنا با اندكي سرمايه و شناخت فني كار، يك شبكه يا تلويزيون و راديوي خانگي بسازد، آيا باز هم مي‌توان به راديو و تلويزيون و مطبوعات با نگاهي قرن نوزدهمي و بيستمي نگاه كرد؟ اينكه اين ابزارها را هنوز هم مي‌توان راه‌هايي مطمئن - يا حتي نسبي - براي ضمانت بخشيدن به حكومت و كنترل افكار عمومي دانست؟ با پاسخ به اين پرسش است كه مي‌توانيم متوجه شويم در كجاي جهان قرار گرفته‌ايم و سيستم سياسي، اقتصادي و اجتماعي كه تمايل به دفاع يا وداع از آن را داريم تا چه اندازه مي‌تواند در برابر سياست‌هاي بيروني يا مخالفت‌هاي دروني مقاوم باشد يا...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (53)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور فروید این پرسش را مطرح می‌کند که چرا برخی از بیماران نسبت به «درمان» مقاومت می‌کنند و برغم کوشش‌های درمانگران خود، نشانگان بیماری را در خود تقویت می‌کنند. «هرگونه پیشرفت جزیی که ممکن بوده یا واقعا در نزد بیماران دیگر به بهترشدن وضعیت آنها یا از میان رفتن نشانه‌های بیماری منجر شده، در مورد این بیماران به جای بهبود درد، به وخیم شدن وضعیت‌شان در درمان رسیده است» (فروید، 1973، 222). این بیماران چنان به نشانگان دردمند بیماری‌شان چسپیده‌اند که یک غریق به جلیقه نجاتش می‌چسبد زیرا برای آنها این درد بهایی است که باید برای تداوم یافتن هستی خود و گره‌گشایی از تلاش‌های درونی خود بپردازند، گره‌ها و تنش‌هایی که به آن آگاهی ندارند. فروید درباره این بیماران از نوعی «احساس عذاب وجدان [سخن می‌گوید] که پاسخ خود را در بیماری می‌یابد و نمی‌خواهد از این مجازات [درد] دل بکند، زیرا...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژ دو فرانس، درباره دولت (24)


  پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی در میان این پیامبران حقوقی، اموسناو، یک ریش‌سپید قبایلی را می‌توان مثال زد. او کسی است که در شرایط سخت، رشته سخن را به دست می‌گیرد. شاعر است و اغلب با زبانی که ما آن را شاعرانه می‌نامیم ، سخن می‌گوید. او به صورت ضمنی یا با صراحت ماموریت دارد آنچه گروه می‌اندیشد را بر زبان بیاورد؛ البته این امر در شرایطی اتفاق می‌افتد که موضوع مشکلی در کار باشد، که گروه نداند چه باید بیاندیشد: به عبارت دیگر او کسی است که وقتی گروه دیگر نمی‌تواند بیاندیشد، او هنوز قادر به اندیشیدن است. کار شاعر آن است که مردِ شرایط حاد باشد، کسی که در شرایط تنش، شرایط تراژیک که در آنها همه هم حق دارند و هم اشتباه می‌کنند، بتواند گروه را با تصویر رسمی‌ای که از خود دارد، آشتی دهد، به خصوص وقتی که گروه ناچار باشد نسبت به این تصویر...
ادامه خواندن

ما، شاید، کارگران جهان آینده


در ذهنیت فرهنگی جهان، در میان روشنفکران و بسیاری از مردم عادی در فرهنگ‌هایی بسیار متعارف، مفهوم «کارگر» دستکم با دو پارادایم بسیار قدرتمند و تاثیرگذار و ریشه‌دار پیوند خورده و تثبیت شده‌اند: نخستین این دو را می توانیم پارادایم سیاسی بدانیم: از یک سو کارل مارکس، مارکسیسم و رژیم‌های سیاسی و سیاسمدارانی که با مشروعیت یا بدون مشروعیت خود را میراث دار او می‌دانستند و جنبش های بسیار گسترده‌ای که آنها نیز مارکسیسم را الگوی خود می‌دانستند و هنوز هم در بسیاری موارد می‌دانند. و دومین آنها را می‌توانیم به یک پارادایم هنری اشاره کنیم. آنچه می‌توان به آن نام «فرهنگ کارگری» که در ادبیات، سینما، هنرهای نمایشی، عکاسی و ... با آن روبرو بوده‌ایم و میراث بسیار پرارزش و ماندگاری برای انسانیت تلقی می‌شود. یکی از درخشان‌ترین تصاویری که در ذهن بسیاری از ما خک شده است، چارلز چاپلین و شخصیت ابداعی‌اش «نجیب‌زاده ولگرد» به ویژه در فیلم...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 48


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دو دانگه یورش‌های روانی- اجتماعی ما باید دو نوع تجربه را از یکدیگر تمایز دهیم: گروه نخست تجربه‌هایی هستند که هدف صریح آن‌ها بازشناسی شهر است؛ و گروه دوم تجربه‌هایی هستند که آن‌ها نیز به این روند روشنگرانه افزوده می‌شوند،اما هرگز آن قدر اتفاقی نیستند که بتوان نادیده‌شان گرفت.برای نمونه، در مورد نخست می‌توانیم به ورود یک مسافر به یک شهر بیندیشیم: او از گذشته خود گسسته است، او خود را تنها احساس می‌کند و میخواهد تنها باشد. تجربه او از آزادی و تجربۀ شهر از آزادی در هم می‌آمیزد. او نمی‌تواند تجربه آزادی را درک کند، مگر آن را تا حدی محقق کند که شهر از زیر نگاهش بگذرد، بی آنکه هرگز از شهر پاسخی بخواهد یا در پی به خاطر سپردنش باشد.درنگاه او، کاملاً روشن است که برای شهر تا چه حد امکان‌های شکوفایی وجود دارد: خیابان‌ها، هتل‌ها و محله‌هایی که...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(40)


تصویر: بخشی از تابلوی «آتلیه یک نقاش» اثر کوربه پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی اما گمان می‌کنم این کار هیچ سودی جز سود نمادین بزرگی برای کسی که چنین رویکردی را پیشنهاد می‌کند، در برندارد. اثر هنری، حتی بیشتر از اثر ادبی، موضوع این شور و هیجان رمزآمیز است. مطرح کردن ِ مسئله به گونه‌ای که من آن را مطرح می‌کنم به معنی آن است که نبوغ مانه را پیش از مفهوم، کلام، گفتمان، منطق، کلام‌محوری و همه سخنان یاوه دانشگاهی قرار بدهیم. و به نظرم به همان دلیل که این نبوغ پیش از آن موارد قرار می‌گیرد، می‌توان آن را فراتر از آن‌ها، فراتر از همه گفتمان‌ها درباره توصیف‌ناپذیری نقاشی قرار داد. این یک منطق عملی در متعارف‌ترین معنای آن است: این امری توصیف‌ناپذیر است در همان معنایی که هر چیزی که از طرح‎‌واره‌های کالبدی بیرون آمده باشد، دارد. این طرح‌واره‌ها به شدت پیچیده هستند و این فراتر از...
ادامه خواندن

گفتگو با ناصر فکوهی درباره نگاهی اجتماعی به فساد و بحران اقتصادی


  1/ اقتصاد شاخص اول ارزیابی شرایط است. سئوال این است که به هم ریختگی فضای اقتصاد چه تبعاتی می تواند داشته باشد؟ اگر منظور از «شرایط» در پرسش شما، شرایط اجتماعی یا شرایط عمومی یک کشور و به ویژه کشور ما باشد، به نظر من چنین نیست. این نکته‌ای است که نه تاریخ تایید می کند و نه وضعیت موجود کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه. ممکن است در کشوری شرایط اقتصادی بسیار خوب باشد اما شرایط عمومی در حد یک بحران کامل قرار داشته باشد. مثال در این مورد می توان در نزدیک خود ما عربستان سعودی به مثابه یک کشور در حال توسعه اشاره کرد که وضعیت اقتصادی بسیار خوبی دارد اما یک دیکتاتوری ِدرگیر سخت ترین بحران های داخلی و بین المللی در حال حاضر و با آینده ای کاملا زیر سئوال است. در کشورهای توسعه یافته نیز می توان به ایالات متحده اشاره کرد...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (52)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور معنای عمیق درد از خلال پیچاپیچ‌ها و ابهام‌هایی می‌گذرد که خود رابطه فرد با جهان را تعیین می‌کنند. بخشی از وجود فرد به شدت در تمنای درمان است در حالی که بخشی دیگر از وجود او به درد وابسته است ولو آنکه او را به ستوه آورده باشد و این امر تا زمانی که راه سومی یافته نشود ادامه می‌یابد. بیمار که به نوعی از هم گسیخته است، در همان حال که مایل است از درد رهایی بیابد، اما ناخواسته در برابر این رهایی مقاومت می‌کند. ث.رابتو (1986) موضوع را در این جمله از زبان بیمار خلاصه می‌کند: «به من کمک کنید از این درد که آزارم می‌دهد خلاصم کنید، اما بگذارید برایم بماند که احساس بودن کنم». [گاه] وقتی پزشک به بیماران رضایت خود را از پیشرفت مداوای آنها اعلام می‌کند، برخی از آنها نگران و پریشان می‌شوند. گاه نیز آنها...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس: درباره دولت(23)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی به کاری فکر کنید که دورکیم در کتاب معروفش «تحول آموزش در فرانسه» (1) انجام داد: او برای درک نظام آموزشی معاصر خود ناچار شده بود که تاریخ آموزش این کشور را تا قرن دوازدهم در سلسله مراتب دانشکده‌ها دنبال کند. در کتاب «انسان‌ دانشگاهی» من نشان داده‌ام که قابلیت‌های ذهنی اساتید در دانشکده‌ها بر اساس تقسیم نهادینه این دانشکده‌ها ساختار یافته‌اند، و این خود از قرن‌ها پیش انجام شده است. به عبارت دیگر اینکه: اصول تقسیم و بینش نسبت به جهان در رشته‌های مختلف خود به تاریخ پیوند می‌خورند – تا حد زیادی تاریخی مرتبط – که آن نهاد دارد، و این تاریخ نیز به تاریخ دولتی شدن آن نهاد پیوسته است. این به طور کلی هشداری است که می‌خواستم پیش از شروع به بحث درباره رویکردهای سه مولف به شما بدهم: این سه عبارتند از بارینگتون مور با کتابش «سرچشمه‌های اجتماعی دیکتاتوری و...
ادامه خواندن

نوستالژیا آنچه بود و آنچه هست در گفتگو با ناصر فکوهی


ندا عابد 1-    نوستالژی یا حسرت گذشته، احساس مشترک بین همهٔ انسان‌هاست. اما تأثیر آن را به‌عنوان یک فرآیند جمعی ازنظر جامعه‌شناختی چگونه می‌توان تعریف و تبیین کرد؟ نوستالژی ازجمله واژگانی است که در ریشه خود معنای تقریباً روشنی را حمل می‌کند. این واژه از ترکیب دو واژه یونانی «نوستوس» (بازگشت) و «آلگوس» (رنج) ساخته‌شده است و به معنی احساس غم و اندوه نسبت به گذشته‌ای ازدست‌رفته، آمیخته با آرزویی برای به دست آوردن دوباره آن. این «گذشته» که عموماً در شکل ِ ساخت ذهنی خود می‌تواند با واقعیت متفاوت بوده و حتی در تضاد کاملی قرار داشته باشد، در موقعیت زمان / مکانی (time/space) نسبتاً دوری با اینجا و اکنون (modernus / dasein) قرار می‌گیرد. بنابراین در نوستالژی، ما هم با غم دوری از زمانی در گذشته روبرو هستیم و هم با غم و اندوهی دوری از مکانی در گذشته. نزدیک‌ترین واژگانی که شاید بتوان برای نوستالژی در فارسی...
ادامه خواندن
برچسب ها:

بوطیقای شهر – بخش 47


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه با پل، ما این بار بر فراز رودخانه ای آرام می ایستیم که هیچ هول و هراسی را بر نمی‌انگیزد. قوس های پل از روی رودخانه گذشته‌اند و بیشتر از هنر و غرورآفرینی انسان سخن می گویند تا از زیبایی «طبیعت». پل به گونه‌ای تجلی جدیدی از انسان است. کناره‌های رودخانه –در مقابلِ اضطرار، تنش و قطعیت شهری- ما را به سوی آزادی، آسایش و پیچ و خم‌ها هدایت می‌کنند. انسان سرانجام این فرصت را می‌یابد که خود را درون حفره‌ای جای دهد. روی پل ما دو عنصر اساسی را بازمی‌یابیم که چندان نمی‌توانند با یکدیگر سازش داشته باشند. از یک سو ما نمایش را داریم، یک حیات شهری مضاعف، همچون پدیده‌ای معادل بلوار. تاریخ نشان می‌دهد که دستفروشان،شعبده‌بازها، معرکه‌گیران ، سارقان و دلقک‌ها به فراوانی روی پل‌های پاریس دیده می شده‌اند. این گروه‌ها رفته رفته در طول زمان از میان رفته...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(39)


تصویر: تابلوی «ناهار روی چمن» اثر «کلود مونه» پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی ما با دلایل زیادی می‌توانیم رویکردی مدرّسی داشته باشیم. ما با امری در مفهوم اسکوله (1) مدرسه‌ای روبرو هستیم، یعنی با نوعی موقعیت سرگرم‌کننده در مدرسه. اما این موقعیت سرگرم‌کننده خود به عملکردهای مدرّسی دامن زده است، به آثاری مدرّسی [...] سوفسطائیانی که افلاطون [گفته ‌های] آن‌ها را پنهان می‌کرد، می‌گفتند، مهم «کایروس» است، یعنی لحظه مناسب. هر کسی می‌تواند جملات زیبایی به زبان بیاورد، اما اگر این کار را در لحظه مناسب و دیرتر از آن انجام دهد، هیچ فایده‌ای در این کار وجود ندارد. سوفسطایی‌ها که مدافعان و یا مدرّسان سیاست بودند، سیاستی در زبان داشتند که بسیار با سیاست افلاطون متفاوت بود و بسیار خوب می‌دانستند که در زبان یکی از اساسی‌ترین نکات، مناسب بودن است، اینکه زبان در زمان مناسب به کار رود(2). تمام این چیزهایی که من به صورتی نامنظم بیان می‌کنم...
ادامه خواندن

کوچه بن‌بستی به نام ماکرون!


ناآرامی‌های فرانسه در گفتگو با ناصر فکوهی استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان‌شناسی و فرهنگ گفتگو گر: قاسم منصور آل کثیر جلیقه زردهای پاریس اعتراض خود نسبت به افزایش قیمت سوخت و مالیات‌ها را از روز شنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۸ شروع کردند. این افراد بدون هرگونه رهبری متمرکز، توان سازمان‌دهی تظاهرات ۲۹۰ هزارنفری ۱۷ نوامبر را داشتند. قیمت سوخت دیزل در سال ۲۰۱۸، در فرانسه ۱۶٪ رشد داشته است. افزایش قیمت سوخت بنزین و سوخت دیزل و هم‌زمان با برنامه‌ریزی برای افزایش مالیات در سال ۲۰۱۹ مردم را خشمگین کرد که منجر به این تجمعات شد. این اعتراضات ضربات سنگینی به پیکره اقتصادی فرانسه وارد کرد به‌طوری‌که مقام‌ها در پاریس می‌گویند: ناآرامی‌ها میلیون‌ها یورو خسارت وارد کرده است. بخش اعظمی از این خسارت به صنعت گردشگری بوده که طبق آمار رسمی فرانسه با 40 میلیون بازدید در سال 2017 رکورددار جهان است. درباره علل و پیشینه اجتماعی این...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (51)


  داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور درد درد گاه نشان دهنده تداوم یک پیوند است، حافظه‌ای که زخم خود را بر بدن وارد کرده ولو آنکه فرد شرایط پدیدار شدنش را از یاد برده باشد. درد با رویدادی مهم و حتی ضربه‌ای سخت تغذیه می‌شود، رویدادی که مرزهای قابلیت نمادین بدن را پشت سر گذاشته باشند و در کالبد فرد چون تکه چوبی که در پوست گیر کرده و دائم درد ایجاد کند. چنین زخمی مرتب بقایای دردهای قدیمی را به یاد می‌آورد، به قول فروید [آن‌ها را احیا می‌کند] که درباره هیستری‌ها می‌گفت، ردپای زنده‌ای هستند از حادثه‌ای که پایان نمی‌یابد. پناه بردن ناخودآگاه به دردی که زندگی انسان را تباه می کند راه گریزی است برای فرار از یک دوره‌ هراسناک از تاریخ زندگی خود یا از دوره‌ای بلند که زخمی التیام ناپذیر بروجود او زده است. و در همین حال درد، بدون آن‌که فرد...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس: درباره دولت (23)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی مسئله بندیکس آن نیست که قوانین جانبدارانه عمومی را مطرح کند؛ این قوانین عموما چیزی نیستند جز فرافکنی‌هایی از ناخودآگاه پژوهشگر و این در حالی که خود مسئله دولت، یکی از مهم‌ترین نقاط برای «فرافکنده‌شدن» است: این یکی از نقاطی است که کارکرد آزمون‌های فرافکنده برخی از سوژه‌ها به بهترین شکلی مشاهده می‌شوند. این امر به خوبی در سنت مارکسیستی به چشم می‌خورد. این زمینه‌ای است که در آن بسیار مشکل می‌توان محدودیت‌هایی در زمینه اعتبارسنجی تجربی به وجود آورد و در آن می‌توان شاهد به بیان درآمدن قوی‌ترین ساده‌انگاری‌های ناخود‌آگاه اجتماعی مولفان بود. بندیکس وظیفه خود را آن می‌داند که پاسخ‌های متفاوت به مسائل یکسان در شرایط تاریخی متفاوت را روشن کند، در عین حال که معنای خاص‌گرایی‌های تاریخی را نیز می‌داند. او در یک پیش‌زمینه آمریکایی باقی می‌ماند، چیزی که بسیار در نزد ساختار- کارگرایان همچون [شمول نوآ] آیزنشتین بدیهی است. احساس آنها...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 46


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه ** به نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد رودخانه در آن واحد هم پهنه های شهری را تقسیم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و هم آن ها را به یکدیگر پیوند می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد. بدون وجود رودخانه، گویی شهر به توده‌ای کمابیش مبهم تبدیل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. به برکت رودخانه، «محورهای هدایت کننده» با وضوح بیشتری خود را نشان می‌دهند؛ با وجود رودخانه ساده‌تر می‌توان مسیر خود را یافت و در ذهن خود محله‌های یک شهر را توزیع کرد. ما [در پاریس] یک کرانه راست و یک کرانه چپ داریم و هرکرانه به صورتی بسیار طبیعی تلاش می‌کند اصالت مفروض خویش را حفظ کند، بورژواتر یا بی‌تکلفتر، دیندارتر یا سکولارتر. اما باید دقت داشته باشیم که هیچ یک از این دلایل سبب نشوند که مسائل اساسی را نبینیم: شهر دیگر یک [پهنه] واحد و به شکل ابلهانه‌ای [یک پهنه] قاره‌ای نمی‌ماند. پیش‌تر گفتیم که شهر بازتاب خود را روی آب‌های رودخانه می‌اندازد. یک دوگانه افزوده...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(38)


تصویر: پل دولاروش پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی   رویکرد تفسیری من در بخشی از صحبت‌های قبلی‌ام به نسبت‌های طلایی در یک نقاشی از جمعیت اشاره کردم که نمی‌توان آنها را با ماشین حساب به دست آورد: ابزار محاسبه ما باید در چشمهایمان باشد و تعداد آنها را در چشم‌هایمان داشته باشیم. در یک کلام ما از زبان مفهوم به زبان طرح‌واره خلاق می‌رسیم، طرح‌واره شکل‌دهنده، قدرتی که شکل را به وجود می‌آورد. بنابراین دیگر از چیزها و مسئله‌ها صحبت نمی‌کنیم، بلکه حرفمان بر سرکاری است که باید «انجام بگیرد». یک نقاش که نقاشی می‌کند در برابر کاری «برای انجام دادن» قرار گرفته است. برای آنکه به موضوع قبلی یعنی «پای اسب» در نقاشی ولاسکز برگردم، باید بگویم ولاسکز بوده که از پای اسبی که کشیده خوشش نیامده است، زیرا او برای دیدن این «پا» دارای یک طرح‌واره خاص بوده که برایش تعیین می‌کرد چه کاری باید «انجام بدهد». (من...
ادامه خواندن

نگاه اجتماعی به بحران اقتصادی و تبعات آن در جامعه


گفتگو با روزنامه قانون گفتگو گر: گلاره کلانتری 1- تحلیل جامعه شناختی شما را از پدیده احتکار می خواستیم بدانیم و ببینیم چطور گروهی در جامعه به خود اجازه می دهند نان شان را از محل گرسنگی و اضطراب مردم به دست بیاورند؟ در رفتاری که به عنوان «احتکار» وجود دارد، دو گروه از کنشگران اجتماعی وارد می شوند و قابل مطالعه هستند که انگیزه ها و روش ها و رفتارهایشان کاملا متفاوت است و باید آنها را ازیکدیگر تمیز داد.یکی خود محتکران اقتصادی و یکی مردم عادی. ما از یک سو این رفتار را به مثابه یک تاکتیک اقتصادی سوداگرانه داریم: وقتی شرایط سختی در یک پهنه اجتماعی – سیاسی ظاهر می شود، مثلا جنگ، بحران های سیاسی، تحریم، مصیبت های طبیعی یا بحران های اقتصادی، همیشه افرادی هستند که از این مصیبت ها استفاده می کنند و فرصت را غنمیت می شمارند تا با سوداگری و احتکار کالاها...
ادامه خواندن